به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 72
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 دی 90 [ 15:59]
    تاریخ عضویت
    1389-10-04
    نوشته ها
    72
    امتیاز
    2,539
    سطح
    30
    Points: 2,539, Level: 30
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    152

    تشکرشده 150 در 54 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    امید زندگی من یخورده عصبانی شدم به بزرگی خودت ببخش


  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    بهار رهنورد عزيز مرسي از راهنماييت. من پشيمونم. به قدري كه حد اون رو نمي‌تونم برات بگم.اما چقدر طول مي‌كشه شما را به خدا بهم بگيد.... اگه تا آخر عمر ادامه داشته باشه چي... من هميشه يك زن صادق و بي‌ريا و بي‌غل و غش براش بودم. تا اينكه اين اشتباه رو كردم. بعد از اون به كل اعتمادش را بهم از دست داده... خودش مي‌دونه . با اين همه بي اعتماديش چكار كنم. هر محدوديتي را كه فكرش رو بكنيد برام وضع كرده. تنبيهاتش هم شامل كتك و توهين و تحقير همه‌اش مي‌شه... البته الان چند ماهي است كه ديگه كتكم نمي‌زنه و بقيه آزارها و اذيت‌ها را انجام مي‌ده. از حق نگذريم نسبت به اوايل خيلي بهتر شده. بهاره جان من مسئوليت كارم را بر عهده گرفتم. ولي مثل يك ظرفي شدم كه دارم سرريز مي‌شم. تحملم داره طاق مي‌شه... خيلي وقت‌ها به خودكشي فكر مي‌كنم ولي به خاطر بچه‌ام منصرف مي‌شم. من قطعاً‌ مي‌خوام زندگيم رو نجات بدم.اما وقتي كه حس مي‌كنم الان شوهرم نسبت به من توي ذهنش چي فكر مي‌كنه و اون فكر هيچ وقت آزادش نخواهد كرد از خودم بيزار مي‌شم. و مي‌گم اگه توي اين زندگي نباشم شايد براي اون هم بهتر باشه. هر چند گفتن اين حرف خيلي ساده‌ است. شوهرم بارها بهم گفته فكر مي‌كني من اگه تو رو طلاق بدم خوب مي‌شم. من ديگه به هيچ كس اعتماد نخواهم داشت. خدايا آخه چرا اينجوري شد. چرا زندگيم به يكباره بهم ريخت. چرا همه چي خراب شد. هيچ وقت فكرش هم نمي‌كردم اين بلاها به سرم بياد. باورتون نمي‌شه من حدود 15 كيلو كم كردم . حس مي‌كنم پير و فرتوت شدم. موهام سفيد شده. آخه چرا خداجون. چرا دستم رو نگرفتي. چرا جلومو نگرفتي..

    يكتا جان مرسي از اينكه اينقدر دل مهربوني داري.
    برادرم آقاي خودساخته من هم يه جورايي خوساخته‌ام از15 سالگي 5 تا بچه را راهي مدرسه كردم و تر و خشكشون كردم كه الحمدا... الان دو نفرشون دانشگاه مي‌رن. خواهر و برادرهاي كوچكترم را مي‌گم. پدر و مادرم تا 3 ماه اول سال تحصيلي را مجبور بودند دور از ما باشند. من هيچكس را به جرأت مي تونم بگم تا حالا ناراحت نكردم. حتي بعضي وقت‌ها پيش خواهرهام به خاطر رفتاري كه با بقيه و به خصوص عروسهامون داشتم به ليمو شيرين معروف بودم. درد خيلي‌ها برام درد بود. حاضر نبودم كوچكترين ناراحتي براي ديگرون آشنا و غريبه‌ها پيش بياد. پس مي‌بينيد من باعث بدبختي كسي نشدم. اما اين اشتباه باعث شد كه اول خودم رو بدبخت كنم و بعد شوهر و بچه‌ام رو. خدايا يعني من باز هم طلوع سحر رو مي‌بينم.......

  3. کاربر روبرو از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده است .

    omid- zendegi (سه شنبه 13 دی 90)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اسفند 90 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1390-9-02
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    910
    سطح
    16
    Points: 910, Level: 16
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    اندکی صبر، سحر نزدیک است.

  5. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1389-3-03
    نوشته ها
    309
    امتیاز
    4,602
    سطح
    43
    Points: 4,602, Level: 43
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    953

    تشکرشده 977 در 191 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    سلام عزیزم.ببخش میشه بگی اشتباهت چی بود؟؟؟

  6. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    پريماه جان اگه مطلب اولم را بخوني متوجه مي‌شي. حتي از به كار بردن اسم اون هم وحشت دارم.

    توي اين يكي دو روزه باز هم كلي بهم ريخته بود. و كلي سر به سرم مي‌گذاشت. آخرش گفتم بهتر نيست ما از همديگه جدا شيم. گفت اگه اينو مي‌خواي باشه پس بذار من فكرهامو بكنم. بهش گفتم من اينو نمي‌خوام، من مي ×وام كه زندگيمون به حالت نرمال برگرده. آخه اين همه مدت براي عذاب من كم نبوده. ديگه چقدر من ديگه طاقت ندارم. بهم مي‌گه هنوز يك صدم عذابي كه من كشيدم رو تو نكشيدي. تو كل زندگي منو از بين بردي. تو فكر مي‌كني وقتي عذابت مي‌دم خودم عذاب نمي‌كشم. تو فكر مي‌كني من خوشحالم. تو هنوز هم نفهميدي با من چكار كردي. از دريچه نگاه يك مرد ببيني اون وقت مي‌فهمي. اگه صدبرابر كتكهايي كه بهت زدم رو بهم بزني به اندازه ذره‌اي از دردي كه به دلم گذاشتي نيست. بهش مي‌گم خوب من كه اين همه برات خوبي كردم. كمكت كردم. زحمت كشيدم به خاطر اونا لااقل ببخش. مي‌گه همه اون ها اپسيلوني از اين كارت را جبران نمي‌كنه. اين كارت همه كارهاي گذشته و آينده‌ات را شست و برد. با همه اين احوال حس مي‌كنم وقتي مي‌بينه كه به جايي رسيدم كه حاضرم از همه چيزم بگذرم و طلاق بگيرم. (هر چند چند بار بهم گفته كه من بهت نامردي نمي‌كنم. اون چيزي كه حقت است را بهت مي‌دم. )يك كمي كوتاه مي‌آد. نمي‌دونم دوستم داره يا يه جور وابستگي. نمي دونم. بعد بهم مي‌گه بايد فرصت بهم بدي تا ذهنم آروم بشه. با خودم كنار بيام.

  7. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    نقل قول نوشته اصلی توسط omid- zendegi
    پريماه جان اگه مطلب اولم را بخوني متوجه مي‌شي. حتي از به كار بردن اسم اون هم وحشت دارم.

    توي اين يكي دو روزه باز هم كلي بهم ريخته بود. و كلي سر به سرم مي‌گذاشت. آخرش گفتم بهتر نيست ما از همديگه جدا شيم. گفت اگه اينو مي‌خواي باشه پس بذار من فكرهامو بكنم. بهش گفتم من اينو نمي‌خوام، من مي ×وام كه زندگيمون به حالت نرمال برگرده. آخه اين همه مدت براي عذاب من كم نبوده. ديگه چقدر من ديگه طاقت ندارم. بهم مي‌گه هنوز يك صدم عذابي كه من كشيدم رو تو نكشيدي. تو كل زندگي منو از بين بردي. تو فكر مي‌كني وقتي عذابت مي‌دم خودم عذاب نمي‌كشم. تو فكر مي‌كني من خوشحالم. تو هنوز هم نفهميدي با من چكار كردي. از دريچه نگاه يك مرد ببيني اون وقت مي‌فهمي. اگه صدبرابر كتكهايي كه بهت زدم رو بهم بزني به اندازه ذره‌اي از دردي كه به دلم گذاشتي نيست. بهش مي‌گم خوب من كه اين همه برات خوبي كردم. كمكت كردم. زحمت كشيدم به خاطر اونا لااقل ببخش. مي‌گه همه اون ها اپسيلوني از اين كارت را جبران نمي‌كنه. اين كارت همه كارهاي گذشته و آينده‌ات را شست و برد. با همه اين احوال حس مي‌كنم وقتي مي‌بينه كه به جايي رسيدم كه حاضرم از همه چيزم بگذرم و طلاق بگيرم. (هر چند چند بار بهم گفته كه من بهت نامردي نمي‌كنم. اون چيزي كه حقت است را بهت مي‌دم. )يك كمي كوتاه مي‌آد. نمي‌دونم دوستم داره يا يه جور وابستگي. نمي دونم. بعد بهم مي‌گه بايد فرصت بهم بدي تا ذهنم آروم بشه. با خودم كنار بيام.
    ديدي گفتم
    پس فرصت بده
    يك زمان نامحدود ...

  8. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    پريماه جان عزيزم برو تو صفحه اول سط چهارم را بخون حتما متوجه مي‌شي.

    [ديدي گفتم
    پس فرصت بده
    يك زمان نامحدود ...
    [/quote]

    يكتا جان مرسي از اينكه بهم سر زدي. به نظرت اين زمان حدوداً چقدر طول مي‌كشه.... يك سال، دو سال، چقدر.... كل زندگيم اصلاً‌طور ديگه‌اي شده. حتي براي صحبت با خواهر و برادرام مشكل پيدا كردم . با دو نفرشون كه گفته بايد قطع رابطه كني (چون از من حمايت كردن). براي اومدن آون‌ها به خونمون بايد كلي فكر كنم كه چجوري بهش بگم. كه هم خودم خوار و ذليل نشم و هم اينكه اون موافقت كنه. تازه پيش فاميلم هم بايد جور ديگه‌اي رفتار كنم كه شوهرم شما را دعوت كرده... خلاصه اگه قبلاً‌هر حرفي را بدون كوچكترين فكري به زبون مي‌آوردم، حرفم را به كرسي مي‌نشوندم، يه جورايي الكي خوش بوديم و مي‌گفتيم و مي‌خنديديم‌، الان بايد حرفهامو كلي سبك و سنگين كنم، كلي بالا و پايين كنم تا از توش چيزي در نياد، براش تداعي چيزي كه آزارش مي ده نباشه.... ديگه نمي‌تونم سر و كله‌اش بپرم و شوخي كنم (ببخشيد منظورم راحتيه) رودروايسي باهاش پيدا كردم. مثل غريبه‌ها، همه اينها خيلي سخته...

  9. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 دی 91 [ 23:03]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    1,252
    سطح
    19
    Points: 1,252, Level: 19
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    457

    تشکرشده 463 در 95 پست

    Rep Power
    26
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    خانومي سلام . صبح بخير .
    عزيزم بهش زمان بده . مگه نميگي ديگه برخورد فيزيكي نداره ؟
    خوب اين يعني عالي . ميدونم رنج توهين و تحقير ، بيشتر نباشه كمتر نيست اما تحمل كن . شرط ميبندم كه درست ميشه .
    قبل ازين قضيه رابطتون چطور بود ؟
    باور كن پشتوانتون يه زندگيه . ميدونم خيلي سخته . ميدونم . ميدونم . اما ارزش داره .

    الان بيشتر ازين كه به اشتباهت فكر كني (اونو فراموش كن ) فقط به اين فكر كن كه همسرت روي دنده لجبازيه .
    مگه نميگي تجربه داري كه خواهر برادرتو ميفرستادي مدرسه ؟ حتما يادته يه روزايي لج ميكردن و لباس نميپوشيدن . اون روزا چي كار ميكردي ؟ جز اينكه حواسشونو پرت يه جا ديگه ميكردي و ميپوشوندي ؟
    الان هم همين كارو كن . ديگه اعتراف جلوي همسرت بسه . هر روز اون جريان رو به زبون نيار . اما بي قيد و شرط بهش محبت كن .
    اگه نگراني كه نكنه تا آخر عمر همينطوري بمونه ، يه دفتر بردار هر ماه نهايتا يك يا دو بار توهيناشو بنويس . شديدترينهاشو . چند ماه بنويس . (اميدوارم به چند ماه نرسه ) بعد مقايسه كن . مطمئن باش بهبود داره اما چون روندش كنده شما متوجه نميشي . اما اگه بنويسي روند رو ميبيني و اميدوار ميشي .
    به خودت هم برس . شرط ميبندم كه عشق شوهرت برميگرده نميخواي كه اون روز يه پيرزن باشي ؟
    خودشيريني هم تا ميتوني انجام بده . اينجا كاملا آزاده . براي حفظ زندگيت تلاش كن .
    اون بنده خدا درسته راه درستي نميره اما به قول خودش آزرده شده .
    جلوي اون از هر نوع خشونت كلامي پرهيز كن . حتي اگه بدترينهارو بهت گفت .
    اگر همسرت مذهبيه يه سري حديث هست ميتونه كمكت كنه بگو برات بفرستم به عنوان اينكه مثلا چه حديثاي جالبي بده بخونه . زيركانه .اونها هم موثره .
    يه سوال ؟ از لحاظ شغلي يا تحصيلاتي شما بالاتري يا همسرت ؟
    موفق باشي . منتظر خبراي خوب از سمتت هستيم . برات دعا ميكنم كه رنگ آرامش رو ببيني .
    و يه چيز خوب . آدمهايي كه با هم بحرانهاي سختو ميگذرونن (حتي اگه كشمكش بين همديگه باشه ) بعد ازون بحران بيشتر به هم ميچسبن . اينو مطمئنم . با انرژي برو جلو .

  10. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    http://www.hamdardi.net/thread-3701.html

    اون تاپيكو واست پيدا كردم.دقيق بخونش
    عكس العمل شوهر چكامه مثل شوهز شماست تنها فرقي كه داريد اينه كه چكامه به خاطر شك به همسرش زندگيش تا مرز نابودي رفت شما خودت اشتباه كردي
    ببين چقدر تاپيكش طولانيه و با صبر و درايت چه قشنگ جواب گرفت
    طفلكي يكسال ساخت با اون شرايط
    خيلي گشتم واست پيداش كردما

  11. 2 کاربر از پست مفید yekta_b تشکرکرده اند .

    yekta_b (سه شنبه 13 دی 90)

  12. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: توي آتيشي كه خودم با ندانم‌كاري و غفلت ايجاد كردم دارم مي‌سوزم

    يكتا جان ممنون از اينكه اين لينك را برام پيدا كردي. باشه چشم با دقت مي‌خونمش. اميدورام من هم جواب بگيرم. البته با كمك انسان‌ها و دوستان خوبي مثل شما. اميدوارم هميشه لبخند شادي روي لبهات باشه.

  13. کاربر روبرو از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده است .

    omid- zendegi (سه شنبه 13 دی 90)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. من توي اختلاف برادرم و شوهرم گير افتادم.كمك
    توسط فرشته سفيد در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 16:38
  2. چگونه بيرون خونه شير باشيم و توي خونه مرغ عشق؟!
    توسط Ideal00 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 اسفند 90, 12:48
  3. +دلم براي شوهرم مي‌سوزه
    توسط سپيد در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 شهریور 90, 17:59
  4. متأسفانه، پشت‌كردن به زندگي
    توسط lord.hamed در انجمن آگاهی ها، مهارتها و روشها
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: یکشنبه 31 شهریور 87, 16:43
  5. * دلم براي شوهرم مي‌سوزه
    توسط سپيد در انجمن سایر مشکلات همسران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 اسفند 86, 13:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.