به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21

موضوع: سردرگمی

  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اردیبهشت 91 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1390-10-17
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    1,079
    سطح
    17
    Points: 1,079, Level: 17
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    132

    تشکرشده 132 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    دوباره سلام خواهر گرامی،

    باید بگم که همون 18 سال به این آقا پسر بیشتر میخوره...!چون واکنش های بشدت عاطفی و احساسی از خودش نشون میده،دست خودشم نیست.هم شمارو درک میکنم هم ایشون رو.در ضمن خواهر من اصلا" درست نیست عیوب رو در نظر نگیرید.
    برید تو تاپیکهای دیگه بخونید ببینید شاید 90 درصدشون قبل از ازدواج شیرین و فرهاد بودن!!!


    ما پسرا یه مثال بین خودمون داریم که میگه:قبل از ازدواج به کسی فک میکنی که بعد از ازدواج باهاش، همه ی زنها و دخترهای عالم به چشت میان جز همون یه نفر!!!(البته ممکنه برعکسش در خانما صدق کنه ولی بعد ازدواج که حرارت عشق فروکش کرد تازه اونوقت هست که کم کم عیوب مشخص میشن)

    این اصرار به ارتباط داشتن اصلا" نشانه خوبی نیست،برای همین پیشنهاد میکنم اگر روزی دوباره با این آقا پسر به هر صورت مواجه شدید پیشنهاد بدید که چند ماه تا 1 سال باهاتون ارتباط نداشته باشه و بهش بگید اگه واقعا" دوستون داره اینکارو بکنه،البته باهاش قرار بذارید که در این مدت با کس دیگه ای ارتباط نخواهید داشت.

    این آقا پسر در این مدت سرد میشه و احتمال داره دیگه برنگرده.اگرم برگشت حداقلش اینه که دیگه اون حرارت سابقو نداره و میتونید منطقی متوجه شرایطتون کنیدش.
    اخطار: این فقط در حد یک پیشنهاد و نظر شخصی من است.
    البته این میتونه آخرین راه باشه،سعی کنید تو همین وضعیت که ازش جدا هستید بمونید،اگه بتونید یکماه در این وضعیت بمونید نتیجه بخش خواهد بود.

    یادتون باشه این آقا پسر الان بشدت احساساتیه و به همون اندازه که الان احساساتیه در آینده پشیمان خواهد بود،شک نکنید. من رو برادر خودتون بدونید و مطمئن باشید من این دوره رو گذروندم...من مخالف ازدواج نیستم و حتی اگر آشنایی قبل از آن باشد،ولی مطمئنم این آقا پسر انقدر خام و احساساتی هست که نداند انتظارش از همسر آینده اش چیست.امیدوارم تصمیمتون رو برای جدایی با قاطعیت گرفته باشید....
    ما هرچه بگوییم تصمیم آخر با شماست.موفق باشید و پیروز
    --------------------------------------------------------------------
    و خدایی که در همین نزدیکی است...

  2. 3 کاربر از پست مفید mosaferan تشکرکرده اند .

    mosaferan (دوشنبه 24 بهمن 90)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1390-11-21
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    817
    سطح
    15
    Points: 817, Level: 15
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    نقل قول نوشته اصلی توسط دکتر حسابی
    سلام .
    اگر واقعاهم به شما فکر میکند امکان دارد که طرز فکرش کاملا اشتباه باشد.
    ایا میتواند تعهد هم بدهد؟
    با توجه به اینکه به نظر میرسد ایشان وضعیت شغلی و سربازیش هنوز مشخص نشده.
    در اینصورت تعهدش هم بدون پیگیری خواهد بود.اگر بزرگترهای فامیلش میدانند برای خواستگاری رسمی اقدام کنند.
    آیا پدر خودتون در قید حیات است یا با شما زندگی میکند؟

    سلام
    ایشون چون پدر شهید شدن و پسر بزرگ خانواده هستن از سربازی معاف شدن

  4. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: سردرگمی

    سپیده جان

    خوب دقت کن حرفهایم را :

    بنا به مکالماتی که بیان کردی تشخیصم را میگم ،امیدوارم توجه کنی :

    1 - رفتار و بیانات ایشون نرمال نیست . بنابراین احتمال مشکلات رفتاری یا حتی .... را بدهید .

    2 - بسیار کودک است ، و در حد یک نوجوان 15 ساله احساسات به خرج می دهد .

    3 - مطمئن باشید که فقط مورد استفاده هستید .

    4 - یا آن خانمها مادر و خواهر ایشون نیستند ، یا اگر هستند این همراهی و نادیده عروس گلم خطاب کردن بیانگر همون مشکلات این آقا پسر است که ملاحظه اش را می کنند .

    5 - بیان عشق و عاطفه اونهم اینچنین ، رویه همه پسرهای اهل رابطه برقرار کردنه ، بنا براین تصور نکنید با شما چنین است ، یا شما برای ایشان جزابید .

    6 - مشخصه تحت تأثیر بیانات عاطفی بخصوص انحصارگرانه ایشان هستید اما سعی می کنید احساس را رانده و عقل را محور کنید که این خیلی خوب است .

    7 - هم شما هم مادرتون در مقابل حرفهای ایشان و دعوت به حرفهای جنسی و جوانی کردن و ... باید بسیار تند با او برخورد کرده و هرگز تماسهای وی را جواب نمی دادید ، شما خیلی ساده و راحت با وی برخورد کرده اید بخصوص مادرتان .

    8 - اگر ایشون تماس گرفته و گفته تشابه شماره هست ، یا احتمال زیاد بدهید که ایشان یک آشنا باشد . و تماس اشتباهی دروغ باشد یا رویه و عادتش این است که با تماس رابطه برقرار کند و ...... خامی کرده ای که به اینگونه تماسی راه داده اید . و خامتر اینکه ادامه داده اید و در موردش جدی شده ای .

    9 - خیلی جدی خاتمه دهید ، و عجیب خواهد بود و سادگی مفرط اگر از تهدید به خودکشی و نفرینهای وی دل نگران یا احساس عذاب وجدان پیدا کنید . راه های تماس و ارتباط را قاطعانه ببندید .

    10 - حتی اگر ایشان هم سن هم بود و اینگونه حرفها را نداشت ، هم رشد کافی برای زندگی ندارد ، هم اینکه هم شأن شما نیست .

    محکم ، قاطع ، جدی رابطه را قطع و راه های ارتباطی را قطع کنید از جمله امکان تماس را .


    موفق باشید .

  5. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (دوشنبه 24 بهمن 90)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1390-11-21
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    817
    سطح
    15
    Points: 817, Level: 15
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    sepideh 2 عزیز و نازنین

    ورودت به تالار همدردی را خوش آمد گفته و عضو خانواده همدردی شدن را بهت تبریک می گویم


    عزیزجان این ارتباط حتی با وجود اطلاع داشتن مادر شما ، سنجیده و درست نیست . ایشون در این شرایط هم مطمئناً شرایط ازدواج را ندارند . اگر حتی شرایط شما دو نفر از نظر سنی و دیگر موارد برای ازدواج هم مناسب بود مشخصه که از جهاتی با هم سنخیت ندارید .

    پس قاطعانه و محکم این رابطه را قطع کنید ، راه های ارتباطی را ببندید و منطقی به مادرتون هم بگویید هیچ جوابی به وی ندهد و کلاً هم از اینگونه ارتباطها بپرهیزید .


    موقع بسیار خوبی برای دریافت راهنمایی اقدام کردید. چون هنوز آسیب های جدی روحی و شخصیتی وارد نشده و در ابتدای آسیب پذیری اقدام به دریافت راهنمایی و مشاوره کرده اید که تحسین برانگیز است

    جدی و محکم رابطه را قطع کنید و به خاطر این قاطعیت و جدیت به خودتون ببالید .


    .





    .
    سلام از لطفتون نسبت بمن بی نهایت ممنونم.خیلی خوشحالم از این بابت که تونستم با سایت خوبی آشنا بشم و راهنمایی بخوام.از اینکه صبورانه صحبت های کاربران رو میشنوید و راهنمایی میکنید تشکر میکنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    sepideh 2 عزیز و نازنین

    ورودت به تالار همدردی را خوش آمد گفته و عضو خانواده همدردی شدن را بهت تبریک می گویم


    عزیزجان این ارتباط حتی با وجود اطلاع داشتن مادر شما ، سنجیده و درست نیست . ایشون در این شرایط هم مطمئناً شرایط ازدواج را ندارند . اگر حتی شرایط شما دو نفر از نظر سنی و دیگر موارد برای ازدواج هم مناسب بود مشخصه که از جهاتی با هم سنخیت ندارید .

    پس قاطعانه و محکم این رابطه را قطع کنید ، راه های ارتباطی را ببندید و منطقی به مادرتون هم بگویید هیچ جوابی به وی ندهد و کلاً هم از اینگونه ارتباطها بپرهیزید .


    موقع بسیار خوبی برای دریافت راهنمایی اقدام کردید. چون هنوز آسیب های جدی روحی و شخصیتی وارد نشده و در ابتدای آسیب پذیری اقدام به دریافت راهنمایی و مشاوره کرده اید که تحسین برانگیز است

    جدی و محکم رابطه را قطع کنید و به خاطر این قاطعیت و جدیت به خودتون ببالید .


    .





    .
    سلام دوباره خدمت شما
    خیلی ممنون که راهنمایی ام کردید.مادرم وقتی صحبت ها و پیامهای دوستمو میدیدن بمن هشدار دادن که این پسر بدرد من نمیخوره ولی من قبول نمیکردم با اینکه میدونستم حق با مادرمه ولی احساستی میشدم و از یه طرف احساس خطر میکردم.


  7. 2 کاربر از پست مفید sepideh 2 تشکرکرده اند .

    sepideh 2 (دوشنبه 24 بهمن 90)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1390-11-21
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    817
    سطح
    15
    Points: 817, Level: 15
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    [size=large]سلامی دوباره
    فرشته مهربان اون حرفهایی که بمن گفتید درسته و قبول دارم یه نمونه که گفتید بچگانه برخورد میکنه ولی اون بارها بهم گفته بود که برا سرگرمی بامن نیستش،البته اینو احساس میکردم که خانوادش مخالفن.ولی با حرفهای شما خیلی نگران شدم چون تو این چند مدته که جدا شدم (البته یبارم یکماه و نیم جدا شده بودم) افکارم بهم ریخته،نزدیک یه هفتس باهاش مکالمه ندارم فقط پیاماشو میبینم و دلم میخواد برگردم ولی از طرفی عقلم نمیزاره،ازم میخواد که احساساتمو پس بزنم.من بارها بخاطر جدایی های قبلیم اینکارو کرده بودم یعنی میخوام بگم اولین بارم نیست و تجربیات زیادی دارم. دیدم چاره ای ندارم جز با قضیه جدایی کنار بیام (تحت تاثیر دوست دانشگاهیم که گفته بود عادت میکنی) تحمل کردم هرچیرو که بهم گذشت ولی خیلی سخت بود تو این همه مدت بدون مشاوری که نیازمندش بودم گذشت.در هر صورت شما تجربیاتتون از من بیشتره ولی من موندم چطور با افکارم احساساتم کنار بیام! هربار خواستم انتظارات و تجربیات والدینمو قبول کنم و جامه عمل بپوشونم ولی تا نصفه راه میرفتم و بر میگشتم و بعدشم احساس میکردم توازن اخلاقی ندارم.
    یبار فکر میکردم درسته یبار فکر میکردم غلطه.ولی والدینم میگن تو سنی که قرار دارم باید بفکر ازدواج باشم مهارتهای زندگی رو یاد بگیرم تو فکر آیندم باشم و اونو از ذهنم دور کنم( قبول دارم حرفاشونو ).ولی نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم؟

  9. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: سردرگمی

    نقل قول نوشته اصلی توسط sepideh 2

    ولی از طرفی عقلم نمیزاره،ازم میخواد که احساساتمو پس بزنم.


    توصيه ميكنم اين لينك رو بخووني تا متوجه بشي كارت تا چه حد درسته:

    دلايل عيني براي منع رابطه دوستي دختر و پسر



    ولی والدینم میگن تو سنی که قرار دارم باید بفکر ازدواج باشم مهارتهای زندگی رو یاد بگیرم تو فکر آیندم باشم و اونو از ذهنم دور کنم( قبول دارم حرفاشونو ).ولی نمیدونم از کجا و چطور شروع کنم؟

    والدينتون حق دارن شما بايد از الان شروع كنيد. مثل ما نشيد كه حالا تازه يادمون افتاده بعد ازدواج مهارت ياد بگيريم
    همين سايت بهترين شروعه. اينجا كلي مقاله داره كه براي هر مطلب فقط كافيه به انجمن مربوطه بري
    براي شروع من اين لينكو برات ميذارم:



    چگونه ارتباط با ثبات و صميميت با نزديكان برقرار كنيم



    مقالات اين قسمت هم خيلي مفيد هستند

    مهارتهاي ارتباطي

  10. کاربر روبرو از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده است .

    گلنوش67 (دوشنبه 24 بهمن 90)

  11. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اردیبهشت 91 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1390-10-17
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    1,079
    سطح
    17
    Points: 1,079, Level: 17
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    132

    تشکرشده 132 در 64 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    سلام خواهر عزیز،
    کم کم داری با خودت صادق میشی،ولی آیا چیز مهمی هست که از قلم افتاده باشه؟باید قبول کنی که تو دام احساسات اسیری،اما نباید قبول کنی که شکست خوردی.
    این رو بدون که در روابط بین دختر و پسر هردو متناسب با جنسیت و شرایطشون به همچین شرایطی دچار میشن.
    یک بار دیگه تکرار میکنم،این دیدته که عوض شده وگرنه من و اعضای تالار تغییری تو دنیا احساس نمیکنیم.
    این احساس فقط ترشح مواد شیمیایی در خون شماست که هورمون نام دارند.پس نتیجه میگیریم این احساس هیچی نیست.
    توصیه میکنم این لینک مفید رو حتما" مطالعه کنید:
    عشق:دلبستگی؟ یا وابستگی؟

    این موضوع رو خود مدیر همدردی ارائه داده.
    --------------------------------------------------------------------
    و خدایی که در همین نزدیکی است...

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1390-11-21
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    817
    سطح
    15
    Points: 817, Level: 15
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: سردرگمی

    بازم سلام خدمت شما دوستان همدردی
    باز هم به کمکتون نیاز دارم.یه موضوعی رو خواستم براتون بگم که راهنماییم کنید وقتی باهم بودیم اون آقا از من رفتارهایی میخواست و منم خامی کردم و بقولی جوونی کردم و بهشون پاسخ دادم ولی حالا ایشون برا مادرم پیام داده و بازگو کرده و گفته که صداهامو ضبط کرده و پیامامو همه رو داره و بموقعش نشون شوهر آیندم و پدر و مادرم میده و گفت نمیزارم پیش مادرت پاک باشی،گفت نمیزارم شوهر خوبی بکنی.جلو مادرتم میگم صد سالتم بشه من میخوامت.بعد فرداییش میگه منو ببخش زیاد تند رفتم من خیلی حواسم بهت هست دو نفرو فرستادم اونجا زیر نظرت داشته باشن پسر نگات کنه حکم قتلشونو دادم و از این جور حرفا آخرش هم میگه دوست دارم چرا باید از هم جدا باشیم!من که میخوام در آینده زندگی برات بسازم.هیچی برات کم نمیزارم طلا،لباس همه چی برات فراهم میکنم ماشین بنامت میزنم ،بیا دوستیرو ادامه بده بخدا من پسر بدی نیستم بخدا نمیتونم فراموشت کنم،قول میدم دیگه ناراحتت نکنم اصلا هرچی تو بگی من قبول دارم ،من فقط تورو دارم از طرفی دلم براش میسوزه و ناراحتم(البته جمله دلسوزی زیاد مناسب نیست).ممنون میشم اگر نظراتتون رو برام بگید.
    بازم ممنون

  13. #19
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: سردرگمی

    امیدوارم حرفاش حقیقت نداشته باشه ولی اگر مطمعنی صداتو ضبط کرده یا وسیله ای داره که می تونه برات دردسر

    ایجاد کنه باید ازش شکایت کنی.این وسط آبرو حیثیتت مطرحه دلسوزی معنی نداره.با یه وکیل مشورت کن تا مصادیق

    جرم رو برات شرح بده.

  14. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array

    RE: سردرگمی

    قطع رابطه کامل
    گوشی مامانتو خاموش کن یا سیم کارتشو بشکن
    مطمئن باش هیچی ازت نداره
    و دروغ میگه
    به احتمال زیاد اونا خواهر و مادرش نبودن

    حتما مامانتو در جریان بزار که تهدیدت کرده لازم نیس همه چیزو بگی

    فرهنگ جان به نظر من زووده برای اقدام قانونی و ممکنه در آینده برای دختر مشکل ایجاد شه این پسر یه بچه اس مطمئن باش خیلی ترسو تر از این حرفاس



 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.