به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 25
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    رویا جان شما بیشتر بهش عادت کردی....و حق هم داری....

    افرین دوست خوبم..محکم باش.
    اگر الان محکم نباشی دیگه بعدا محکم بودنت نه تنها به درد نمیخوره بلکه باعث ویرانی زندگیت هم میشه

    الان دو تا چشم داری دو تا دیگه هم قرض کن.خوب و منطقی همه چیز رو بسنج.
    یادت باشه به محض اینکه بگی بله دیگه باید چشماتو ببندی..رو به همه چی..

    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. 4 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 09 فروردین 91)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط roya56
    سنجاب ، بي نهايت و maryam123 عزيز از اينكه مطالب منو مي خونيد و راهنماييم مي كنيد خيلي ممنونم.
    از ديروز كه اين حرفا بينمون رد و بدل شد ديگه تماسي باهاش نداشتم. ولي صبح خودش زنگ زد و به بهانه اينكه اشتباه زنگ زدم و مي خواستم به همكارم زنگ بزنم تا بگم امروز نميام سر كار، خلاصه يك جورايي احوال پرسي كرد و گفت دوباره زنگ مي زنه. من الان سر كار هستم و ظهر وقتي رفته بودم نهار، اومدم ديدم دوباره زنگ زده و شمارش رو تلفنم افتاده ، كه من نبودم. البته اون نمي دونه كه تلفن من تو اداره شماره انداز داره. و فكر كنم به خاطر همينه كه به موبايلم زنگ نزده.
    الان كه بيشتر فكر مي كنم مي بينم حرفاي همه شما درسته. به خدا خودم هم مي دونم. ولي نمي دونم اين دوست داشتن چه خاكي تو سرم ريخته كه نمي تونم اين مساله رو هضم كنم.
    ولي مي خوام اينبار كه زنگ زد خيلي جدي باهاش صحبت كنم و تكليفمو باهاش روشن كنم. آره به قول maryam123 عزيز اين فهميده كه من دوستش دارم و براي همين داره با من اينطوري رفتار مي كنه. از خدا مي خوام كمكم كنه. برام دعا كنيد كه محكم باشم و نزنم زير گريه.


    این تاپیک

    آزموده را آزمودن خطاست

    و یا تاپیکهای مشابه در این سایت را بخون.

    حالا ناراحت بشی بهتر از اینکه تو زندگی مشترک ناراحت و پشیمون باشی.

    اگه میخوای راحتتر تصمیم بگیری همسر قبلی این آقا و اطرافیانش گزینه مناسبی هستند که دلت رو یکدل کنند و شناخت بهتری بهت بدنند.

    موفق باشی.



  4. 4 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    sanjab (دوشنبه 07 فروردین 91)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1390-12-26
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    1,027
    سطح
    17
    Points: 1,027, Level: 17
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 159 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    مرسی از سنجاب و maryam 123.
    مرسییییی

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 خرداد 91 [ 14:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,294
    سطح
    19
    Points: 1,294, Level: 19
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    سلام دوستاي خوبم

    در پايان مطالبم گفتم كه منتظر مي مونم تا دوباره كه زنگ زد باهاش حرفهامو جدي بزنم و تكليفمو روشن كنم.

    عصر اونروز زنگ زد و گفت كه مي خواد منو ببينه تا با هم گفتگويي داشته باشيم. منم قبول كردم و اومد دنبالم و رفتيم به گفتگو نشستيم.

    در ابتدا من اصلا تحويلش نگرفتم و ديدم كه هي به قول معروف خودش لوس كرد و در آخر گفت كه رويا من بدجوري به تو وابسته شدم و نمي تونم دست از تو بردارم. گفتم به خاطر همين

    اون همه به من حرف گفتي؟ گفت نه. و گفت ناراحت بودم و اونا رو گفتم. بهش گفتم اين كه دليل نميشه كه آدم وقتي ناراحته هر چي به دهنش مياد بگه. خلاصه كلي سعي كرد كه از

    دل من دربياره و ما خودمون قرارامونو گذاشتيم و گفتم كه پس برو به خانوادت هم تصميمتو بگو و برنامه ريزي كن كه بريم سر خونه زندگيمون. همه چيز خوب تموم شد و رفت كه با خانوادش

    صحبت كنه. كه ديشب رفته و صحبت كرده. قرار بود كه اگه مثبت بود به بابام زنگ بزنه و قرار بذارن بيان خونمون.

    من صبح زنگ زدم و گفتم چي شد؟ مياييد يا نه؟ گفت كه بايد با هم صحبت كنيم. چون يك سري مسايل هست كه بايد بهش توجه كنيم. گفت كه خانوادش با اين قضيه اصلا موافق

    نيستن و گفتن خودت مي دوني. اينم گفته كه من نمي دونم چيكار بايد بكنم، با توجه به علاقه اي كه ما به هم داريم.

    گفت كه خانوادش گفتن كه شما دو تا بريد پيش يك مشاور ( يك شخصي كه كاملا بي طرف و مورد اعتماد باشه) و اگر مشاور گفت كه با هم ازدواج كنيد اونوقت اين كارو انجام بدين.

    و به منم گفت كه حالا نظر تو چيه؟ منم گفتم باشه. منم موافقم. حالا هر دوتاييمون داريم دنبال يك مشاور خوب مي گرديم. به خاطر همين از شما دوستاي خوب كمك مي خوام كه اگه

    مشاور خوب در اين زمينه در تهران مي شناسيد به من معرفي كنيد. ممنون مي شم اگه اين لطفو در حق من بكنيد.

  7. کاربر روبرو از پست مفید roya56 تشکرکرده است .

    roya56 (چهارشنبه 23 فروردین 91)

  8. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    رویا جان

    احتیاط کن و در رفتارهات تعادل داشته باش

    دلم میخواد خفه ات کنم !!!!!!!!!!!!!

    چرا فردای اون رو ز دوباره بهش زنگ زدی آخه؟!چرا چرا چرا؟
    چرا نذاشتی خودش زنگ بزنه


    چرا حرف گوش نمیدی....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    یه مرکز مشاوره معروف هم در خ سمنگان هست .هرکی رفته راضی بوده.مرکز مشاوره جوان
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  9. 5 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (دوشنبه 07 فروردین 91)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-08
    نوشته ها
    390
    امتیاز
    3,339
    سطح
    35
    Points: 3,339, Level: 35
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,374

    تشکرشده 1,334 در 350 پست

    Rep Power
    55
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    منم با مریم موافقم واسه چی زنگ زدین؟ایشون خودش باید تماس میگرفت

  11. 4 کاربر از پست مفید شوکا تشکرکرده اند .

    شوکا (دوشنبه 07 فروردین 91)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 شهریور 91 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1390-12-26
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    1,027
    سطح
    17
    Points: 1,027, Level: 17
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    163

    تشکرشده 159 در 82 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    دوست گلم، خانومی
    چرا اصلا به حرفای بچه ها توجه نمیکنی؟
    عزیزم ببخشید رک حرف میزنم. ولی شما اینجا فقط حرفاتو مینویسیو میری
    آخه اینجوری که نمیشه عزیز دلم

  13. کاربر روبرو از پست مفید آلبالو تشکرکرده است .

    آلبالو (سه شنبه 08 فروردین 91)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 خرداد 91 [ 14:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    1,294
    سطح
    19
    Points: 1,294, Level: 19
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    25

    تشکرشده 25 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    maryam123 , شوكا و باران 2 عزيز

    من تا آنجا كه ممكنه سعي مي كنم كه تعادل داشته باشم. آخه شما كه نمي دونيد؟ من كارمندم. مادرم هم كه فوت كرده(كه البته من هر چي مي كشم از اين بي مادريه)، كل مسئوليت

    خونه رو دوش منه. اگه يك مهمون بخواد بياد، كسي كه بايد به همه چيز رسيدگي كنه و همه چيزو آماده كنه منم. پس من صبحش بايد مي دونستم كه مهمون دارم يا نه؟ براي همين زنگ

    زدم. كه اگه مهمون دارم ، اونروز سر كار نرم.

    به خدا قصد بي توجهي به حرفاي شما رو ندارم. ولي مجبور بودم.

    ديروز هم زنگ زد كه گفت مامانم و داداشم مي خوان باهات حرف بزنن. گفتم چي مي خوان بگن؟ گفت نمي دونم. حالا شما مي گين چيكار كنم؟ اصلا برم باهاشون حرف بزنم؟ يا نه؟ و اگه

    رفتم چي بگم؟

  15. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    رویا جان شما که به صحبت های دوستان توجه نمی کنید.

    حالا می خواین پاشی کجا برید؟!!!!!

    اگر هم کسی می خواد با شما صحبت کنه اونها هستند که باید بیایند و خیلی هم محترمانه.

    برای خودتون ارزش قائل بشید.

    از همین الان به خودتون احترام بذارید.

    اگر کسی با شما حرف داره تشریف بیارن منزلتون در غیر این صورت شما جایی نمی روید.

    می خواین برید کجا که براتون شرط و شروط بذارند بعد هم بگن ما که نیومدیم سراغت خودت اومدی و سه پیچ ما بودی؟!!!

  16. 5 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    بی نهایت (چهارشنبه 09 فروردین 91)

  17. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: به خدا ديگه خسته شدم، يعني بازم بايد باهاش بمونم؟ يا ...

    سلام
    رویا جان
    اگه کسی با شما حرفی داره باید خیلی با احترام بیان خونتون با هاتون حرف بزنن نه اینکه شما بخواین برین باهاشون حرفی بزنین
    شما پشت سرهم اشتباه میکنی
    یه نصیحت خواهرانه دارم : اینکه کاری نکن مدیون خودت بشی و بعدا ها خودت رو سرزنش کنی که چرا من این جوری رفتار کردم
    نمی‌خوام ناراحتت کنم ولی این آقا با این سن و سال فقط داره خانواده و نظرشون رو بهانه می‌کنه و مشکل اصلی خودش و بلاتکلیفی خودشه و چون از احساس شما با خبره داره همه چیز رو دستش می‌گیره شما داری بهش اجازه می‌دی با زندگیت و شخصیتت و احترام خانوادگیت بازی کنه و به این راحتی هنوز نه به داره نه به باره با خانوادت بی احترامی می‌کنه چه برسه با بعد
    من فقط یه چیز و خیلی محکم بهت می‌گم
    اتمام رابطه
    می دونم که فکر می‌کنی خیلی سخت و زنده نمی مونی بدون و اونو زندگی برات تموم می‌شه و خیلی دوستش دارو ...
    ولی باور کن نه زندگی تموم می‌شه و نه بدون اون مشکلی برات پیش می‌آد برعکس با رفتن این آقا تمام این استرس ها کن می‌شه و شما می‌تونید بعد از یه مدتی با فرد جدیدی آشنا بشی که لیاقتت رو داشته باشه
    اولش سخته ولی خیلی زود متوجه می‌شی که اتمام رابطه با این آقا بهترین گزینه بوده
    شما الان خودت بهترین مشاوری برای خودت با بودن این همه مشکل چرا بازم به این ازدواج اصرار می‌کنی
    منتظری یکی دیگه بهت بگه ازدواج بکن یا نه باید خودت بخوای
    موفق باشی
    bloom

  18. 5 کاربر از پست مفید bloom تشکرکرده اند .

    bloom (سه شنبه 08 فروردین 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. يعني بخودم خيانت كردم
    توسط تنديس 91 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 03 بهمن 91, 11:13
  2. كمك- يعني برمي گرده؟ اگه نياد من دق مي كنم.
    توسط roya56 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 اسفند 90, 17:33
  3. عشق يعني....
    توسط شيفته در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 اسفند 89, 18:53
  4. +يعني اينقدر سخته يا ...
    توسط sadaf در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 بهمن 87, 12:20
  5. عشق يعني
    توسط davooodkazem در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 بهمن 87, 02:36

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.