RE: قلبم مرده
سلام مهتاب جان
رفتارای مادرت دقیقا مثل رفتارای مادر شوهر من میمونه
فامیل از دستش آسایش نداره و مدام در حال دو بهم زنی و ...هستش
ولی میدونی کاری که همه باهاش کردن اینه که کسی صحبتهاش رو جدی نمیگیره.
شاید مادرت دوران کودکی سختی داشته و در ارامش بزرگ نشده
میدونم خیلی وضعیت سختیه اما بهش بی دریغ محبت کن انقدر که اشباع بشه
چشمتو رو به بدیاش ببند.همونطور که تو کوچیک و ناتوان بودی بزرگت کرد و مراقبت بود.تو هم مراقبش باش
مادرت بیماره.یاد زمانی بیفت که تو بیمار بودی و مادرت چطور تورو در سرما و گرما میبرد دکتر.
ختی اگر هیچکاری برات نکرده باشه حداقل واکسنات رو به موقع زده که تو الان خداروشکر سالمی
انقدر بهش محبت کن که دیگه فکرش به سمت تندی و ..نره
اما محبت بدون چشم داشت.
هربارم محبت میکنی بگو خدایا چون نوگفتی محبت کن میکنم...برای رضای تو اینکار رو میکنم
غافلگیرش کن.مثلا یکهو بدون مقدمه براش یه گل بخر
قربون صدقه اش برو
تو کارای خونه اون کاری رو که از همه براش سخت تره انجام بده
دوست عزیزم میدونستی نگام محبت آمیز فرزند به چهره مادر و پدر عبادته؟
میدونستی بوسیدن پیشانی مادر تورو چند سال از جهنم دور میکنه؟
دستشو ببوس.حتی شده پاشم ببوس.
ول کن.دنبال این نباش مادرت مثل یه ماشین بشینه جلوت و تکرار کنه من اشتباه کردم...
مادرت همونطور که گفتی بیماره.پس خیلی چیزا دست خودش نیست.
زمان هم کمکی نمیکنه.
باور کن بهترین راه حل دنیا رو بهت دادم.محبت..محبت...بی دریغ و زیاد
یه مدت دیگه هم ازدواج میکنی و میری....صبور باش و بهش محبت کن
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)