سلام ویدای عزیز.خیلی باهاش حرف زدم اما فایده انچنانی نداره.همچینم مشکل کوچیکی نیست.فکرشو بکن با بابام داد و فریاد میکنه یهو میبینی ساعت یک نصفه شبه صدای داد و بیداد بلند شده...با خواهر کوچیکم دعوا میکنه به شدت ...هی سرش داد و فریاد های وحشتناک داره خوب اونم بچه است گریه میکنه جیغ میزنه...وای یه بلبشویی میشه...قبلا تا میومد خونه همه ماتم میگرفتیم .هیچی نمیگفتیم اما حدس میزدیم یه دعوا درست میشه حتما...وقتی خونه نبود ارامش بود...
سلام متین جون.راستی چرا متین؟حالا چرا تنها؟
متین جان فکر نکنم بتونین شدت اوضاع رو خوب تصور کنید چون خـــــــــیلی بده...من معمولا جوابشو نمیدم اما صدای فریادای ازاردهندش گوشمو کر میکنه...اینم هیچی امان از وقتی با بابام یا خواهر کوچیکم دعواش بشه...با این کاراش یه بچه ده ساله رو عصبی کرده.
دقیق یادم نیست اما گمونم چند سال پیش گفت عصبانی شد و یه لیوان پرت کرد طرف صورت دوستش که اون جا خالی داده...فکرشو کن اگه میخورد تو صورتش چی میشد؟اخه یه کم خودداری هم خوب چیزیه.
جدیدا مامانم هم رفته تو تیم داداشم و مرتب با خواهرم بحثای ازاردهنده دارن..گناه داره خوب خواهرم







.خیلی باهاش حرف زدم اما فایده انچنانی نداره.همچینم مشکل کوچیکی نیست.فکرشو بکن با بابام داد و فریاد میکنه یهو میبینی ساعت یک نصفه شبه صدای داد و بیداد بلند شده...با خواهر کوچیکم دعوا میکنه به شدت ...هی سرش داد و فریاد های وحشتناک داره خوب اونم بچه است گریه میکنه جیغ میزنه...وای یه بلبشویی میشه...قبلا تا میومد خونه همه ماتم میگرفتیم .هیچی نمیگفتیم اما حدس میزدیم یه دعوا درست میشه حتما...وقتی خونه نبود ارامش بود...
...فکرشو کن اگه میخورد تو صورتش چی میشد؟اخه یه کم خودداری هم خوب چیزیه.






علاقه مندی ها (Bookmarks)