RE: مشکل با شوهر و مادرشوهرم (شوهرم بی تفاوت شده)
سلام هستی جان
لطفا حرف گوش کن
گفتم انقدر زنگ نزن گوش ندادی و این هم عاقبت کارت.
انقدر زنگ زدی که همسرتو خسته کردی.
نمیشه که همش شما نگران اون باشی.اونم باید یکمی نگران باشه.
جان عزیزت یکم سیاست داشته باش
اگر بهت زنگ زد و تماس گرفت طوری برخورد کن که انگار نه انگار چند روزه ازش بی خبری(البته میدونم که حرف گوش نمیدی و وقتی زنگ زد داد و بی داد و گریه میکنی که چرا اینجوری کردی ..چرا اونجوری کردی)
از تجربه ها استفاده کن
اگر همسرت حساسیتت رو روی این موضوع بفهمه دیگه سر این موضوع خیلی اذیتت میکنه ها....از ما گفتن بود.
اگر دنیا هم پشت سر شما بد بگه به شوهرت اما شما رفتار مناسب و مهربونی و سیاست و درایت داشته باشی(که نداری) در اون تاثیری نمیذاره
دیگه خودت میدونی...
یه نگاهی به نوشته هات بنداز....نهایت خاله زنکیه خانومی...
مادر شوهرم میخواد اختلاف بندازه...
الان خوشحاله که اینجوری شده....
پشت سرم بد میگه....
تو چرا عنان زندگیت رو میدی دست اون؟
چرا با استفاده از مهربانی و مسائل زناشویی همسرتو جلب خودت نمیکنی؟
ندیدی بعضی ازین مردا که ازدواج میکنن زنشون میگن بمیر میمیرن؟فکر کردی چرا اینجوری شدن؟لابد مادر شوهراشون خوبن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکمی منطقی تر برخورد کن..
یه نگاهی به نوشته هات بنداز....نهایت خاله زنکیه خانومی...
مادر شوهرم میخواد اختلاف بندازه...
الان خوشحاله که اینجوری شده....
پشت سرم بد میگه....
تو چرا عنان زندگیت رو میدی دست اون؟
چرا با استفاده از مهربانی و مسائل زناشویی همسرتو جلب خودت نمیکنی؟
ندیدی بعضی ازین مردا که ازدواج میکنن زنشون میگن بمیر میمیرن؟فکر کردی چرا اینجوری شدن؟لابد مادر شوهراشون خوبن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکمی منطقی تر برخورد کن..
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)