به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 47
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 خرداد 92 [ 23:17]
    تاریخ عضویت
    1391-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    957
    سطح
    16
    Points: 957, Level: 16
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت

    من برای درس اومدم و هیچوقت هم نخواستم خودم رو بکشم اما شب اول که خودبخود بیهوش شدم اونا رو که دیدم شب بعدش هم تو خوردن قرص ها زیاده روی کردم و باز از هوش رفتم! اما دوست نداشتم به زندگی برگردم!

    من ظاهر و خانواده خوبی دارم و این اصلا افتخاری نیست، میتونید منو محمد صدا کنید و اینکه من معامله نمیکنم که بگم کی ضرر کرده، اگه اونم باخته این باخت منم هست..
    آره تجربه شد اما چه تجربه ای..

  2. 2 کاربر از پست مفید dar_hale_marg تشکرکرده اند .

    dar_hale_marg (چهارشنبه 30 فروردین 91)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خیانت

    می دونم که ناراحتی و دلت میخواد ما به اون دختره بدوبیراه بگیم و یه ذره دلت آروم شه
    اما یه کمی هم به اشتباه خودت فکر کن!
    6 سال با یه دختری دوست بودی نه برای ازدواج باهاش اقدامی کردی نه هیچی بعدشم تصمیم گرفتی بری خارج از ایران و اونو ول کنی و ...
    با این شرایط توقع داشتی اون بهت وفادار بمونه؟! نره با کسی دیگه رابطه برقرار کنه و ازدواج کنه؟
    یه کمی توقعت بالا نبوده؟

    آخه شما باید یه حرکتی میکردی تا اونم باورش شه که شما میخواید تا آخر عمر باهاش بمونید همین که فقط با حرف بگین که نمیشه!
    البته نمیدونم ایشون از چند سال پیش با کسای دیگه رابطه داشته ولی اگر منم بودم و پسری که خیلی ادعا میکنه ولم کنه به امون خدا و بخواد ترک دیار و وطن کنه حتی حاضر نیستم ببینمش دقیقا مثل همون خانم!!

    حالا این حرفا الان بیفایده است! ایشالا موردهای بهتر و وفادارتر و خانم تر ولی شما هم از اشتباهاتت درس بگیر!
    6 سال دوستی واقعا زیاده هیچ دختری اینو نمیپذیره و دلش میخواد ازدواج کنه!
    مگر اینکه تو عقایدت به این باور داشته باشی که تا آخر عمر طرف باهات بمونه بدون ازدواج!
    نمیدونم به نظرت اعتقاد درستیه؟!

  4. 3 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (چهارشنبه 30 فروردین 91)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 خرداد 92 [ 23:17]
    تاریخ عضویت
    1391-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    957
    سطح
    16
    Points: 957, Level: 16
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت

    دوری و غربت سخته اما خدا رو شکر که از ایران دورم و هم خانوادم درگیر نمیشن و هم خودم کار احمقانه ای نمیتونم در قبالش انجام بدم! بدبختی اینجاست که اون همه باور من به پاکی انسانها بود، من کور نبودم میدیدم بقیه آدما رو که چطور خودشون رو به هیچ میفروشن اما همیشه دلم به این خوش بود که پاکترین دختر ممکن عاشقمه و براش هر کاری میکردم.. اون چیزهایی که من دیدم و فهمیدم با همه جزییاتش منو به آخر رسوند..
    من عادت داشتم که همیشه اون مظلوم باشه و من خودم خودم رو به اینکه بهش کم محبت میکنم محکوم میکردم.. حالا مثلا میخواستم پاداش وفاداری و عشق خالصشو بدم و بیارمش پیش خودم اینجا و به همه آرزوهاش برسونمش.. قبلش چند ماه با خودم کلنجار رفتم که اگه این کارو کنی باید تا آخرش بایستی این حرفا تا اینکه تصمیمم رو گرفتم و باهاش تماس گرفتم و دقیقا همون شب اون چیزا رو فهمیدم و این شد که میبینین!
    من واقعا دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم و اینجوری هم به آرامش نخواهم رسید..

    یاسا جان ما همه این شش سال رو به اسرار ایشون و اینکه میگفت نمیتونم بدون تو، با هم بودیم! من اون موقع تصمیم به ازدواج نداشتم بهش گفتم هزار بار که جدا شیم سعی هم کردیم اما باز اومد وگفت نمیتونه و این در من اطمینان و حس مسولیت ایجاد کرد، ثانیا برنامه از ایران رفتن ما اصلا با هم بود و من همین آخرم میخواستم بسیارمش اینجا! بعدم اینکه ما شش سال با هم بودیم دلیل میشه ایشون رو به فساد بیاره؟ اونم وقتی من هستم؟ اونم با چندین نفر؟ یعنی ایشون حق داره چون من ۲۲-۲۳ سالمه (۲-۳ سال پیش) و قصد ازدواج ندارم این کارا رو بکنه؟ ما با هم صد عهد خدایی بسته بودیم و اون دور از چشم من..

  6. 2 کاربر از پست مفید dar_hale_marg تشکرکرده اند .

    dar_hale_marg (شنبه 02 اردیبهشت 91)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 91 [ 12:35]
    تاریخ عضویت
    1391-1-30
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    663
    سطح
    13
    Points: 663, Level: 13
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    3

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت

    سلام دوستان گلم
    یکی هم به داد من برسه
    من خانومی29 ساله هستم 3 سال پیش با پسری آشنا شدم.اون اهل یه شهر دیگه بود. .من که ندیده بودمش اما طبع شاعری خیلی خوبی داشت .ازش خوشم اومد شماره هامونو بهم دادیم ورابطه شروع شد.تو پیامهاش فهمیدم اصلا وضع مای خوبی نداره ویه شکست عشقی خورده وبدجوری دلش شکسته همدردش شدم وسنگ صبورش وولش نکردم بهش وابسته شده بودم برام شعر میگفت واسم منو توشعراش میاورد منم تنها بودم کلا ادم غمگینی بود ومنفی باف و.ولی تا مدتی نتونستم تو دلش جایی داشته باشم همش از عشقش اولش میگفت و...تا اینکه اومد از نزدیک همدیگرو دیدیم گفت بیا خداحافطی کنیم چون نتونسته بود عاشقم بشه وفهمیده بود من قصدم دوستی نیست وازدواجه وبا حرفهاش منو از خودش مغرورانه میروند وبا اعتماد به نفس کامل میگفت من همینجا میتونم راحت با همشهریهام ازدواج کنم و...هنوز عاشق تونیستم و از این حرفها.من که سنگ صبورش بودم
    البته راست میگفت ازدواج از یه شهر دیگه خیلی سخته.خلاصه من نتوستم قطع ارتباط کنم وتااینکه بنا به دلایلی نزدیکه چند ماه بهم نزدیکتر شدیم .اونم چون دید جداشدن برام سخته باهام موند.اما بارها بهم گفت که اگه خاستگار داشتی برو ومیگفت من هنوز عاشق اون دختره هستم .بهم میگفت تو کاری نمیکنی که عاشقت بشم.من هم همه اینها رو تودلم نگهداشتم ودیگه هیجوقت عاشقش نشدم اما بهم خیلی عادت کرده بودیم. شرایط خانوادگی وسنم ایجاب میکرد که هر جه زودتر ازدواج کنم وبا حرفهایی که زده بود مشکلی برای ازدواجم با کس دیگه نمیدیدم. آخرین بار بهم گفت از خدا خاستم مهرتو به دلم بندازه یعنی هنوز منو دوست نداشت ومردد بود که با من که همشهریش هم نیستم ازدواج کنه میگفت اینجا اگه وضع مالیم خوب شه باهم ازدواج میکنیم البته خیلی از آینده وازدواج با من نمیگفت هنوز شک داشت شایدم کم کم داشت عاشقم میشد ولی بار اخر بازم بهم گفت هنوز عاشق نشدم .خلاصه من زجر میکشیدم واز خدا خواستم نجاتم بده .ونجاتم داد وازدواج کردم.
    بعد از من چون عادت کرده بود باکسی درد دل کنه ودوست باشه با خیایها دوست شد ولی توهمش شکست خورد البته طولانی نبودن. بعد از سه سال برگشته میگه ازدواج کردم واز زنم لذت نمیبرم باهام حرف بزن بهم ایمیل بده و..منم درست نمیدیدم هم بخازطرخودم وهم بخاطر زن اون
    بهش اصلا جواب ندادم باهاش بد حرف زدم تا اینکه ازم متنفر بشه وبره دنبال زندگیش
    با ایمیلهای گاه وبیگاهش امونمو برید وبهم گفت تو نخاستی رابزمونو قطع کنیم بعد از اینکه عاشقت شدم وخودمو وابسته کردی گذاشتی رفتی وحلالت نمیکنم و نفرینهای شدید که زندگیمو تلخ کرده بهم میگه تو این 3 سال درد کشیدم ومریض شدمو ..

  8. کاربر روبرو از پست مفید سلاله تشکرکرده است .

    سلاله (پنجشنبه 31 فروردین 91)

  9. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: خیانت

    سلاله جان شما باید بری تو صفحه اصلی رو انجمن مربوطه کلیک کنی و موضوع جدید ایجاد کنی و مشکلت رو اونجا بنویسی.

    ------------------------------------

    زندگی تازه سلام
    این اسمیه که من روت گذاشتم.قشنگه؟بهت میاد. الان تو اوج ناراحتی هستی و به نظر من باید به خودت زمان بدی...گذشت زمان از رنج و دردت کم میکنه و باعث میشه بتونی به واقعیات نگاه کنی.
    همیشه دلم به این خوش بود که پاکترین دختر ممکن عاشقمه
    یادت باشه ادمی جایز الخطاست.یا به قول انی ادمی حتما الخطاست پس هیچ وقت رو هیچ کس حساب مطلق باز نکن.نه رو دوست دختر نه دوست نه همکار و نه...
    این معنیش این نیست که بدبین بشی و نیمه خالی لیوانو ببینی بلکه یعنی واقع بین باش.تو اگه 6 سال باهاش بودی اما نتونستی بفهمی اون دخترا چیکار میکرده یه کم شک کن...به شناخت خودت شک کن. وقتی میگن ادم قبل ازدواج باید خوب چشماشو باز کنه،وارد احساسات نشه برای همینه.
    یه قانونی تو دنیا وجود داره که هیچ رویدادی اتفاقی نیست.هر اتفاقی که میفته برامون حامل یک درس و پیامه که تا اون درس رو یاد نگیریم اون اتفاق به شکلای مختلف برامون تکرار میشه.
    به اون دختر نمیشه زیاد خرده گرفت اون اینجوری بوده.شاید نفر بعدی که سراغت میاد هم اینجوری باشه اما اقا محمد این وظیفه تو هست که از دلت از احساست از خودت محافظت کنی،نگهشون داری برای کسی که خوب شناختیش.
    موفق باشی

  10. 8 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (چهارشنبه 30 فروردین 91)

  11. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط dar_hale_marg
    بعدم اینکه ما شش سال با هم بودیم دلیل میشه ایشون رو به فساد بیاره؟ اونم وقتی من هستم؟ اونم با چندین نفر؟ یعنی ایشون حق داره چون من ۲۲-۲۳ سالمه (۲-۳ سال پیش) و قصد ازدواج ندارم این کارا رو بکنه؟ ما با هم صد عهد خدایی بسته بودیم و اون دور از چشم من..
    نه واقعا دليل نميشه!
    كاملا قبول دارم حرفتو كه مهم بين دونفر همون "عهده" كه بسته ميشه حتي استاد معارف ما ميگفت تو احاديث هم داريم كه مهم همينه.
    بهت حق ميدم
    ناراحت نباش دله ديگه دست خود آدم كه نيست زود ميبازه
    چه طور شش سال نفهميدي؟ آخرش چه جوري فهميدي؟ مطمئني كه راست بودن؟
    اسمي كه بهار انتخاب كرده خيلي قشنگه ها بهش فكر كردي؟

    راستي اين لينكا رو آقاي مدير براي خيانت به همسر گذاشتند خونديشون؟
    شايد به دردتون بخوره!

    تعريف خيانت
    هدفهاي بلندمدت درماني
    هدفهاي كوتاه مدت درماني

    البته لينك سومش هنوز كامل نيست اما ميان و كاملش ميكنند



  12. 3 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (چهارشنبه 30 فروردین 91)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 خرداد 92 [ 23:17]
    تاریخ عضویت
    1391-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    957
    سطح
    16
    Points: 957, Level: 16
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت

    از اسم قشنگتون ممنونم اما انگار شما از من هم خوش خیال ترین: زندگی تازه؟
    من واقعا موندم که این کار یک انسانه؟ پس فرقش با حیوونا چیه؟
    ببینید من هیچوقت این آدم رو محدود نکردم و همیشه ازش خواستم با دوستاش باشه آزاد باشه و اصلا حتی ازش نخواستم که به من وفادار باشه، اما این دردیه که من با خودم میکشم که این چه بلایی بود که به سر من اومد، یعنی ایشون طوری بود که من مطمین بودم اگه پدر مادرم هم منو رها کنن اون تنهام نمیگذاره.. اون طوری بود که من وقتی میدیدم کسی به دعا نیاز داره ازش میخواستم که براش دعا کنه! میدونین چی میگم؟ اینکه یه آدم همه ایمانت بشه میدونین یعنی چی؟
    من هنوزم شک ندارم که اون منو دوست داشت و شاید خیلی هم گاهی زیاد، ما حتی یک بار هم وقتی پیش هم بودیم با هم حتی حرفمونم نشد حتی یکبار هم از با هم بودن خسته نشدیم، هیچ خاطره بدی ازش ندارم و اگه فقط ازدواج کرده بود برام قابل پذیرش بود چون اون ۲۵ سالشه و یه خونواده سنتی داره شهرستانیه اما خیانت! اون هم چندین بار اونهم وقتی با هم بودیم..
    من اصلا اینا رو نمیفهمم!
    من برای خدا حافظی قبل از همه دوستام رفتم به شهر اونا و ازش خواستم که بیاد همو ببینیم اما ایشون اونقدر غرق بازیهاش بود که اصلا نیومد..
    یه دختری مثل اون معمولا نمیتونه با پسری شبیه من رابطه پیدا کنه اما من فقط به احترام نجابتش و محبتش اون رو به خیلیا ترجیح دادم و حالا..

    باور کنید من هنوز هم نگرانشم و اگه بدونم بهم نیاز داره بازم به احترام همون روزای خوب حاضرم کمکش کنم، برام مثل فرزند میمونه انگار! ما هرگز با هم رقابت یا ناسازگاری نکردیم و همیشه فقط همو تایید و تصحیح کردیم! من به اون و بودن با وجود پاکش افتخار میکردم و راستش ما رابطه رو خیلی فرا تر از اینکه خودمون رو به ازدواج کردن با نکردن محدود کنیم، میدیدیم و برنامه های زیادی داشتیم. اون همون رشته ای رو که من دوست داشتم کنکور داد و اصلا در اگه من چیزی میخواستم ازش براش مثل خواسته خودش بود ، منم همینطور..
    من حالا با این همه خاطرات خوب و اون واقعیت هولناک چطور به زندگی عادی برگردم..

    یاسا جان تو این مدت من ازش از این چیزا ندیدم اصلا حتی تصور هم نمیکردم که به اون سمت بره! اونم به حیوانی ترین شکل ممکن! آره عکساشو دیدم و خودش هم اعتراف کرد..

    این فقط یه اسمه و واقعیت رو عوض نمیکنه اما قشنگه! ما هردومون آدمای معتقدی بودیم از خانواده های معتقد..

  14. کاربر روبرو از پست مفید dar_hale_marg تشکرکرده است .

    dar_hale_marg (شنبه 02 اردیبهشت 91)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: خیانت

    پسرخوب
    الکی از یه آدم خائن بی لیاقت که از هر نظر چه ظاهری چه اعتقادی هیچ چیزی از شما بالاتر نبوده بت ساختی تو ذهنت!!
    بشکن این بت خیالی به دردنخور رو!
    دیگه به خاطراتش فکر نکن اگر این تاپیک باعث میشه مدام به خاطرات اون فکر کنی زیان تاپیک زدنت بیش از سودشه!
    هر چی از اون تو ذهنته پاک کن اون ازدواج کرده و الان هم مطمئن باش به کمک تو هیچ نیازی نداره

    یعنی چی که اگر الان هم کمک میخواد من حاضرم!!! اون الان ازدواج کرده بعد تو میگی مطمئنی که دوستت داشته و داره؟؟!!
    نگرانشی؟ آخه پسر چرا اینقدر ساده ای از قدیم بهمون میگفتند پسرای پاک گیر گرگ میفتند پسرای گرگ دخترپاک! باورمون نمیشد.
    نگران خودت باش روحت سلامتیت از همه مهمتر آیندت!

    اصلا مطمئنی لیاقت نگرانیتو داره؟ جوابش که کاملا واضحه هرگز
    یه نگاه بکن به مشکلات بقیه ی آدمای تالار!
    به قول بی دل شاید یه تکونی خوردی! شوهره یا زنه بعد از یه عمر و با بچه هزار بار به طرف خیانت میکنه طرف هنوز داره زندگی میکنه.
    دنبال دلیل نباش برای خیانتش شاید هیچ دلیل منطقی نداشته باشه و فقط هوس باشه شاید به خاطر خانواده ی سنتیش دیده نمیتونه با شما ادامه بده شاید ... شاید ...
    اما این ذهن خوانیها و خیال پردازیها کمکی بهت نمیکنه.
    مگر نمیگی از هر نظر سطحش از شما پایین تر بود؟ خوب جنبه ی خیلی چیزها رو نداشت.
    ایشون باید ناراحت باشه که پسری مثل شما رو از دست داده نه شما!
    سعی کن همه چیز رو دور بریزی از اون رابطه! هر چیزی خاطره فکر روزهای خوب یادگاری هرچی ...
    نمیتونی یه مشاور مسلمون پیدا کنی اونجا؟ مهم نیست که حتما همزبونت باشه .
    حتی شاید مهم هم نباشه که هم کیشت باشه

  16. 4 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (شنبه 02 اردیبهشت 91)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 04 خرداد 92 [ 23:17]
    تاریخ عضویت
    1391-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    957
    سطح
    16
    Points: 957, Level: 16
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered500 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خیانت

    نمیدونم بخدا، من فکر میکنم اون ممکنه مشکل هرمونی یا جنسی داشته باشه! اما آخه من شش سال باهاش بودم چطور میتونم نسبت بهش بی مسوولیت و بی تفاوت بشم! و اینکه من مطمینم اون نمیتونه بی من به شادی برسه، اینم کاریه که خودش با خودش در مقابل کعبه کرده! اون یه زمانی اونقدر پاک و خانوم بود که اسمش تو قرعه کشی حج دانشگاه در اومد، بعد ببینید به کجا رسید..

  18. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: خیانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط dar_hale_marg
    چطور میتونم نسبت بهش بی مسوولیت و بی تفاوت بشم! و اینکه من مطمینم اون نمیتونه بی من به شادی برسه،
    این دیگه از اون حرفا بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    شما از یک طرف صدای ناله هات آسمون رو برداشته که: "6 سال فریب خودم"!

    از اینطرف انگار خودت هم با تمام قوا دست بکار شدی که خودت رو فریب بدی
    تموم شد! تموم! این قبری که داری روش گریه میکنی، خالیه...مرده توش نیست!

    از این انکار بیا بیرون دیگه بسه!
    و بپذیر که این اتفاق افتاده. هر چند که بنظر من شما بازنده این ماجرا نیستی و این اتفاق که از مدتها قبل افتاده بوده و تازه خبرش به شما رسیده به معنای اینه که خداوند به شما لطف کرد و این کشف و آگاهی را در اختیار شما قرار داد تا بیشتر از این در اشتباه و فریب غوطه ور نباشی.
    هی میگی که ازدواجش برام مهم نیست این خیانتشه (بی بند و باریهای جنسی اش) که آزارم میده!!!! فقط فکر کن اگر همچنان پاک میدونستی اش و خبر ازدواجش هم بهت میرسید، تا آخر عمر از این عزاداری میتونستی بیرون بیای؟ همش فکر میکردی چه گوهری رو از دست دادی. داغت خیلی سخت تر میشد. الان به هر حال اطلاع از اعمال ناشایست ایشون قاعدتا باید کمک کنه که راحت تر جداییشو بپذیری.

  19. 6 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (شنبه 02 اردیبهشت 91)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.