به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم

    سلام ترانه جان
    میخواستم تو تاپیکی که در مورد خطر طلاق برای زندگیت بود پست بذارم. نتونستم.
    گفتم حالا بیام تو این تاپیکت پست بذارم. امیدوارم حرفامو بخونی.

    عزیزم ناراحتم و معذرت میخوام اگر به خاطر حرفام تو تاپیک قبلیت از من رنجیدی.
    من اگر گفتم مشکلاتت مثل آتیش زیر خاکستره ، خدا میدونه نمیخواستم ناراحتت کنم یا بترسونمت. اما گاهی وقتا ، حرف زدن باید مثل یه سیلی تو گوش آدم باشه ه مهم بودنش مشخص بشه.
    اگر از قصاص زن و شوهری تو این دنیام گفتم ، بازم منظور بدی نداشتم که تو برنجی . مریم 123 اومد کلی دعوامون کرد. در صورتی که تو برای ما خیلی عزیزی و از خدا میخوام که زندگیت رو به راه باشه. فدات بشم آبجی جان . بازم معذرت

  2. 2 کاربر از پست مفید mehrabooni تشکرکرده اند .

    mehrabooni (سه شنبه 26 اردیبهشت 91)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 تیر 92 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1390-7-28
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    2,449
    سطح
    29
    Points: 2,449, Level: 29
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    370

    تشکرشده 371 در 137 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم


    سلام مهربونی عزیز

    من از دست هیچ کس ناراحت نیستم، گلم شما هم خانمی کردی که از من معذرت خواهی میکنی
    از مریم عریز بسیار ممنونم که هوای بچه هارو تو تالار داره و با اینکه هیچکدوم از مارو اصلا نمیشناسه ولی اینقدر احساس مسئولیت در قبال بچه ها داره
    مریم عزیزم برات ارزوی بهترینها رو دارم چرا که مستحق بهترینها هستی


  4. کاربر روبرو از پست مفید taranee تشکرکرده است .

    taranee (سه شنبه 26 اردیبهشت 91)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم

    سلام ترانه جان
    یکم از اوضاع خودت بگو
    همه چیز خوبه؟
    چه قدر تونستی رو خودت کار کنی؟
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  6. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    eghlima (سه شنبه 26 اردیبهشت 91)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 تیر 92 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1390-7-28
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    2,449
    سطح
    29
    Points: 2,449, Level: 29
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    370

    تشکرشده 371 در 137 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم


    سلام اقلیمای عزیزم
    مرسی که به یادمی و پیگیر مشکلاتم هستی
    عزیزم دارم رو خودم کار میکنم که به زندگی منطقی و دقیق نگاه کنم چون واقعا زندگی اون داستان رومانی که من یا امثال من تو ذهنمون ساختیم نیست و مردها هم شاهزاده سوار بر اسب نیستند که مارو به آرزوهامون برسونند
    واقعیت اینه که همه ادمها یه ایرادهایی دارند و هیچ کس کامل نیست و ذات و طینت مردها و مدل آفرینشون با ما خیلی متفاوته
    به قول انی عزیز اون شخصیت خیالیو دارم از ذهنم پاک میکنم و واسه زندگیم خیالپردازی نمیکنم همینی که هست همینه انتظار معجزه هم ندارم سطح توقعاتمو از زندگی و از شوهرم دارم کم میکنم و همینطوری که هست میپذیرمش
    حریم های خصوصیو بیشتر رعایت میکنم و عصابینتو پرخاشهای شوهرمو تا جایی که بتونم با رفتارم کنترل میکنم
    راستش بعد از اون ماجرا دارم میبینم تو ذات من نیست که بخوام با شوهرم تو دعوا هم نوا بشم و هرچی اون میگه من دنبال یه جمله محکم تر بگردم و بگم که نه تنها این کار شخصیتمو پایین میاره از نظر روحی تخریبم میکنه بلکه زندگیو به میدان جنگ و همسرتو به یه دشمن تبدیل میکنه
    با این افکار و روشها تا حدودی آرامش به زندگیمون برگشته و منم از نظر روحی آرومم همسرم هم همینطور یکی از خوبیهای همسرم اینه که خیلی اهل کش دادن دعوا نیست و از قهر کردن و کینه داشتن و انتقام خوشش نمیاد بنابراین اشتباهای گذشتمونو خط زدیم رها کردیم بخشیدیم و سوزوندیم
    راهنماییهای شما هم همیشه آویزه گوشم هست و به خودم اومدم اقلیما جون راستی اینم بگم هفته پیش چهارشنبه که همسرم رفته بود بچشو ببینه تا عصر چندین بار بهم تلفن زد و گفت دلش برام تنگ شده بعدشم تا ساعت مقرر یعنی 8 شب تحمل نکرد و زودتر اومد خونه البته من گفتم تا 8 بمون و بچه رو ببر پارک ولی خودش گفت که میخواد زودتر بیاد خونه تو راه که میومد خونه بهم تلفن زد و گفت از دستم ناراحت نیستی گفتم معلومه که نه گفت فکر کن من دوستتم شوهرت نیستم باهام درد و دل کن و هرچی تو دلته بگو
    من گفتم مشکلی ندارم عزیزم اگه هم درد و دلی داشته باشم بعنوان شوهرم روت حساب میکنم و باهات درد و دل میکنم خلاصه گفت تاب دوریتو بیشتر از این نداشتم و زود اومدم خونه
    منظورم ابن بود که از وقتی که حساسیتهام کمتر شده بازخورد همسرم نسبت به این موضوع بهتر شده
    دوستت دارم دوست خوبم میبوسمت

  8. 4 کاربر از پست مفید taranee تشکرکرده اند .

    taranee (یکشنبه 31 اردیبهشت 91)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 فروردین 92 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1391-10-09
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    296
    سطح
    5
    Points: 296, Level: 5
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم

    سلام ترانه عزیز خیلی ناراحت شدم، چون منم 2 بار این اتفاق برام پیش اومده و کاملا درکت می کنم و با اینکه چند ماه از سقط بچه ام گذشته ولی احساس می کنم باز تو زندگیم یه چیزی رو کم دارم؛ سقط شدن بچه ی من به خاطر کتک کاری شوهرم بوده، تو که شوهرت پیشت بوده، همدلت بوده و هست سعی کن درکش کنی تون به عنوان یک پدر باید هم حامی تو باشه هم دخترش، این حقو از اون نگیر به خدا توکل کن، ان شالله همه چی حل میشه

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 09:56]
    تاریخ عضویت
    1389-1-24
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,121
    سطح
    34
    Points: 3,121, Level: 34
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    445

    تشکرشده 379 در 146 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بچم سقط شد و الانم خیلی ناراحتم

    sara-1366
    لطفا به تاریخ آخرین ارسال نگاه کنید.!!!!


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.