merian گرامی ، زندگی زناشویی مثل یک خطکش هست ، پیوسته و در امتداد هم ، سهم هریک از زن و شوهر از این خط کش 50-50 هست ، وقتی یکی از طرفین نا به جا از حق 50 تای خودش میاد پایین دیگری اون حق را از آن خودش می کنه
درست مثل زندگی شما
خانومی شما ترس های مبهمی داری که این ترس و عدم قاطعیت رو به طرف مقابلت بروز داده ای و متاسفانه همسرت در این خصوص به نادرست عمل کرده
در این جور مواقع شما خودت باید اقدام کنی تا شخصیت و نقش شما به درست و واقعی تعریف بشه و جای خودش را بگیرد
این احیاء نقش با مرور زمان و با صبوری حاصل می شود ، لذا از هرگونه تندی و درشتی و ایجاد تنش باید برحزر باشی
نکته دیگر طرز فکری است که شما خود برای خود غالب کرده ای
چرا اصلا اجازه می دهی این طرز فکر بیاد در ذهنِ خودت و احیانا در ذهن شوهرت که : همسرت می خواهد شما هیچگونه پشتوانه مالی نداشته باشید که محتاج او شوید تا یک موقع ترکش نکنید
این طرز فکر و موضع گیری نشانه ضعف شماست
زن و مرد مجبور نیستند که از روی بی کسی و تنهایی و یک کلام از روی "احتیاج" باهم زندگی کنند
بلکه زن و مرد باید با عشق و علاقه در کنار هم باشند و اجباری در این در کنار هم بودن نداشته باشند
نکاتی که شما می بایست انجام دهی
به مرور زمان و کم کم نقش خودت را به عنوان تامین کننده هزینه زندگی کمرنگ کن ، حتی شده مدتی مرخصی بگیر و تمام سختی هایی که بهت تحمیل می شود را قبول کن اما اجازه بده مردت مسئولیت خودش را در تامین هزینه ها به عهده بگیره
در این خصوص شما می بایست با نرمی و مهربانی زیاد همسرت را به این راه بیاوری
در این خصوص تاپیک زیر مفید هست
این لینک رو بخون ( کلیک کن)
در ضمن با ترس هایی که مرتب در ذهنت ردیف می کنی ، مواجه بشو و سعی کن ترس هایت را برای خودت حلاجی کنی و ان ها را رفع کنی ، شما یک انسانی و مانند همه انسانها حق داری زندگی را داشته باشی سراسر آرامش و خوبی










علاقه مندی ها (Bookmarks)