به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    در حال حاضر محبتتون رو نثار پسر 7 سالتون کنید..با عشق بغلش کنید و ببوسیدش و بهش خیلی محبت کنید.
    نعمتی که من ازش بی بهره ام و در حسرتشم.
    قدر پ
    سرتونو که الان در کنارتونه بدونید

  2. 2 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (پنجشنبه 09 آذر 91)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آذر 91 [ 15:30]
    تاریخ عضویت
    1390-4-12
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 31 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    سلام بر همه دوستان عزیز و مهربان از همه شما به خاطر این همه مهر و محبت بی نهایت متشکرم
    راستش دوستان عزیز دیشب تا حالا خوابم نبرده مدام به خودم می پیچم واقعا در حال دیوانه شدن هستم چند مدت پیش پیش مشاور هم رفتم اون هم همین حرف های شما رو می زنه اما نمی دونم چرا این طوری شدم چرا نمی تونم افکارمو ردیف کنم هر چقدر به خودم تلقین می کنم اون رفته و همه چیز تموم شده و کارهاش به من ربطی نداره اما در اصل مطلب هیچ تغییری حاصل نمی شود از فکر خودم از ارتباطش به شدت عصبی شده ام راستش بی نهایت دوستش دارم و ارزوی برگشتنش داره دیونم می کنه ببخشید با این افکار در هم و برهم م وجب عصبانیت شماها رو فراهم کردم اما کجا غیر از این جا می تونم به راحتی درد دل کنم و از راهنمایی شما عزیزان بهره مند شوم کاش قبل از جدایی با شماها مشورت کرده بودم کاش

  4. 3 کاربر از پست مفید mahan31 تشکرکرده اند .

    mahan31 (یکشنبه 15 مرداد 91)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    بازم آقا ماهان تکرار میکنم که تمام اینحالات طبیعی هست..مخصوصا وقتی پای یه بچه هم وسط باشه خیلی این حالات بیشتره.منکه الان 2 سالو 2 ماهه جدا شدم هنوزم نتونستم کامل این قضیه رو هضم کنم و هر از چندگاهی فیدبگ به گذشته میزنم و هنوزم کنجکاوم دربارش بدونم (با اینکه بلایی نیود که سرم نیاره) ولی به قول شما دست خود آدم نیست.

    گذر زمان و مشغولیت شما خیلی چیزا رو حل میکنه و اتفاقهای جدید اتفاقهای گذشته رو کمرنگ و کمرنگ تر میکنه.
    راهش فکر نکردن به گذشته و خاطراته.سر خودتونو باید گرم کنید و با پسرتون بیشتر وقت بگذرونید و تفریح کنید.

  6. 2 کاربر از پست مفید نادیا-7777 تشکرکرده اند .

    نادیا-7777 (یکشنبه 15 مرداد 91)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آذر 91 [ 15:30]
    تاریخ عضویت
    1390-4-12
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 31 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    بازم خدمت شمت دوستان عزیز و مهربان سلام عرض می کنم دوستان تقریبا داره اوضاع اروم و اروم تر می شه از وقتی بچه ام پیشم برگشته اوضاعم خیلی تغییر کرده هر چند حدودی عصبی هستم اما احساس می کنم داره واسم مثه یه خاطره می شه می دونید دیروز پس از این که با بعضی از اقوام و دوستانش صحبت کردم که از خواهش کنند تا به زندگیش برگرده حتی گفتم برگرده چه امتیازاتی بهش می دم اما بعدش به من زنگ زد و هزار تا حرف ناشایست نثار من کرد واقعا از این ادمای کینه ای حالم به هم می خوره چجور ی دلشون میاناین جور با اطرافیانشون صحبت کنن در ضمن علت وابستگی بیش از حد من به بچم برمی گرده به زمانی که با خانمم زندگی می کردم اخه اون قدر این بچه رو اذیت می کرد که من سعی کردم جای محبت اونو واسش پر کنم به طوری که موقعی می خواستم خونه رو تخلیه کنم و به صاحب خونه تحویل بدم به من گفت : اقای رضایی می دونید خانم تون اصلا عاطفه مادری نداشت اخه اونا روبروی واحد ما ساکن بودن و می گفت صدای داد و بیداد و توهین های خانمتون که به بچتون می کرد رو ما می شنیدیم . در هر صورت عزیزان خوبم از راهنماییتون بینهایت ممنونم

  8. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 اردیبهشت 98 [ 09:11]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    939
    امتیاز
    15,687
    سطح
    80
    Points: 15,687, Level: 80
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,262

    تشکرشده 5,821 در 1,048 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    142
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    آقا ماهان اصلا فعلا به برگشت و ازدواج مجدد و اینچیزا فکر نکنید...با پسرتون وقتتونو پر کنید و سفر برید با پسرتون
    بذارید روحتون به آرامش برسه.
    الان اصلا وقت تصمیم گیری نیست.

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 03 آذر 91 [ 15:30]
    تاریخ عضویت
    1390-4-12
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 31 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: پشیمانی بعد از طلاق

    دوستان عزيزم سلام امروز كه بچه رو بردم پيش مادرش موقع بردن اونو ديدم كه داشت مي رفت بي توجه به اون گذشتم و بچه بردم خونشونموقع بازگشتم ديدمش اما باز بي توجه گذشتم اما نمي دونم چرا مثل اتش زير خاكستر وجودم به اتش كشيده شد دلتنگي شديد منو كلافه كرد ايا بار هر بار ديدنش اين حالتو پيدا مي كنم ؟؟؟؟ مثل اين كه بند بند وجودمو به اتش كشيده باشن ايا مي شه يه روز برسه واسم بي تفاوت بشه ؟؟؟ ايا كار درستي كردم كه بي توجه گذشتم ؟؟؟؟؟؟؟؟ ايا بهتر اين نبود كه سلام ميكردم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.