اقلیمای عزیزم قربونت برم مرسی از مهربونیهات
مونیای عزیزم مرسی از این همه حس همدردی
نادیا جان باردار شدم و بچم سقط شد و الانم مشکلم بچه دار شدن نیست الان همسرم خیلی بیشتر از قبل مشتاق بچه هست و بخاطر اشتباهات گذشتش در بارداریم احساس ناراحتی میکنه ولی من میترسم دیگه باردار شم
مشکلم با شوهرمه من شرح کاملو براتون میگم شما نظر بدین اگه ایراد کار با منه بگین که خودمو اصلاح کنم
امروز از صبح که بیدار شده من واسه خودم نون پنیر گردو درست کردم بیارم محل کارم اول واسه اون لقمه گرفتم که اعتراض نکنه خورد گفت چرا اینقدر پنیرش کمه گفتم خوب بازم بردار
بعد رفت سراغ یخچال گفت درجه یخچال زیاده همه چی یخ میزنه گفتم اگه کمش کنیم مواد توش زودتر خراب میشه دیدم میخواد بحث کنه و تنش بوجود بیاد گفتم هرکاری خودت صلاح میدونی بکن درجه یخچالو کم کرد این در حالیه که یخچال خودش بطور اتوماتیک دماشو نسبت به دمای محیط تنظیم میکنه ولی همسرم هرگز اینو نمیپذیره و میگه من درست میگم منم امروز باهاش بحث نکردم گفتم هرکاری میخوای بکن
بعدش داشتم اب میخوردم اومده میگه واسه چی برای من چای نمیریزی منم چون اب تو دهنم بود و نمیتونستم حرف بزنم لیوانو نشون دادم که بفهمه اب میخورم بعدش گفتم من چای دم نکردم که برات بریزم اب میخورم عزیزم
میگه چرا اینجوری لیوانو به من نشون میدی و اینجوری جواب میدی بازم من جوابشو ندادم
اینم بگم که به تمام وسایل شخصی من دست میزنه واستفاده میکنه مثلا کرم دور چشم منو میزنه دور چشمهاش میگه هرکاری تو بکنی منم باید بکنم و ... این درحالیکه من اصلا به وسایل شخصیش نه دست میزنم نه دخالت میکنم مثلا انواع مکملهای بدنسازیو میخوره من هرگز نپرسیدم اینو چند خریدی چرا میخوری به منم بده ولی اون اصلا به حریم شخصی من توجه نمیکنه
یه خوراکی گیاهی هست من واسه پوستم ازش استفاده میکنم هربار میام میبینم اب ریخته توش خودش استفاده کرده منم با خوشرویی براش توضیح دادم اگه اب بریزی خاصیتشو از دست میده امروز اومدم میبینم اون ماده بوی سیر میده منم از اونجایی که میدونم شوهرم ادمیه که خودش خیلی راحت از همه ایراد میگیره و خیلی رک عنوان میکنه ولی تحمل شنیدن انتقاد نداره خیلی محترمانه که بهش برنخوره گفتم عزیزم این ماده چرا بوی سیر میده دیدم عصبانی شد که چقدر ایراد میگیری یا میگی اب نریز توش یا میگی بوی سیر میده اصلا به تو چه ربطی داره پولشو دادم هرکاریم بخوام میکنم
منم گفتم از این به بعد اگه میخوای از این ماده استفاده کنی خوب واسه خودت جداگانه بگیر گفت نخیر تو میگیری و واسه منم میریزی تو یه ظرف دیگه منم دیگه خیلی دلم پر بود از اینهمه قلدری و بی رحمی یه ادم گفتم معذرت میخوام دیگه گرفتن و درست کردن مواد گیاهی واسه پوست شما جزء وظایف من نیست
بعدشم هرچی از دهنش درومد بهم گفت که وظیفه تو رو من تعین میکنم اینجا و هرچی من میگم باید انجام بدی بعدشم کلی توهینهای خیلی بد به خونوادم و خودم منم فقط گریه میکردم بعدش رفتم تو اشپزخونه اون ظرف بردارم کلی کتکم زد که حق ندار ی به اون ظرف دست بزنی به جهنم که اون ظرف مال تو هست بعدش اینقدر منو کشید و به در دیوار کوبید و در خونه رو باز کرد یه لگد به من زد گفت ج .... ل .... پدرسگ هری برو بیرون محکم منو پرت کرد تو راه پله و درو بست
من اومدم تو خیابون ا.ول صبح همینطور هق هق گریه میکردم و همه نگام میکردند نمیتونستم خودمو کنترل کنم بعدش اومدم سرکارم مدیرم ازم پرسید چی شده گفتم چیزی نیست یهو گفت مانتوت چرا پاره پاره شده دیدم تمام مانتومو پاره کرده طوریکه استین مانتوم کاملا پاره شده ودستهام بیرون جادکمه هام همه پاره شده
خیلی دلم شکسته از نظر شما این مرد بیمار نیست؟
کسی که زنشو اول صبح با این وضعیت بیرون کنه از خونه تو همسایه ها هرچه دلش میخواد بگه و این همه توهین به من و خوانوادم بکنه؟
وقتی منو پرت کرده بود روی زمین و افتاده بود روم کتکم میزد من فقط گریه میکردم به تمام بی حرمتیهاش و توهینهاش فقط نگاه کردمو گریه کردم میخوام اگه یه روزی از این زندگی رفتم عذاب وجدان نداشته باشم و خودمو مقصر ندونم میخوام همه تلاشمو بکنم هر بلایی سرم میاد با صبوری وایسم و همینطور که تو این مدت جواب همه نامهربونیهاشو با مهربونی دادم بازم اینکارو ادامه بدم اگه رفتم بزار اونی که عذاب بکشه و پشیمون باشه من نباشم
تو این مدت بارها و بارها جواب بی محبتیهاشو نا مهربونیهاشو با محبت دادم که خودش گفته داری منو شرمنده میکنی ولی در عوض الان حس سبکی دارم و دیگه مثل دفعه قبل ناراحت نیستم بگم مقصر بودم چرا اینکارو کردم










علاقه مندی ها (Bookmarks)