pardis 1995 جان بازهم ممنون:خیلی سعی میکنم پیش همسرم غرنزنم ولی خودهمسرم هم پیش خانوادم احساس بدی بهش دست میده چون مرداهم تامیشینن کنارهم حرف پول وزمین وخونه و...میزنن وبه اصطلاح روی همدیگه رومیخوان کم کنن انگارمسابقه ی هرکی پول بیشتری داره برنده است گذاشتنپیش خانوادم من به شوهرم خیلی میرسم ولی اون غرورش اجازه نمیده توجمع بهم زیادتوجه کنه(ازباباش یادگرفته) ومیگه من که دوست نداشتم باهات ازدواج نمیکردم ولزومی نداره توجمع احساسمونشون بدم .مردبایدمردباشه نه لوس
ولی شوهرای خواهرام همش توجمع نازهمسراشونومیکشن
دارم تودفترم خصوصیات مثبتشومینویسم
niloo 91عزیزم من خیلی باحساب وکتاب خرج میکنم اکثروسایل خوراکی خونمونو مامانم اینامیخرن ومیدن یاهم که خونه اوناییم من خودم هم یه شغل نیمه وقت دارم واکثرلباساموباپول خودم میخرم میتونم بگه تاحالاهمسرم برام یه ملیون هم خرج نکرده
اندیشه22جان اون قضیه اش مفصله وبیشترمادرم منوبه این ازدواج سوق داد وپدرم ناراضی بود(شوهرم ازفامیلای مادرمه).مطمعنم که حق باشماست
ولی من نمیتونم باخودم کناربیام احساس میکنم تلف شدم فرسوده شدم کمکم کنین ازدست این دودلی وشک وافکاربدخلاص شم
![]()







پیش خانوادم من به شوهرم خیلی میرسم ولی اون غرورش اجازه نمیده توجمع بهم زیادتوجه کنه(ازباباش یادگرفته) ومیگه من که دوست نداشتم باهات ازدواج نمیکردم ولزومی نداره توجمع احساسمونشون بدم .مردبایدمردباشه نه لوس
ولی شوهرای خواهرام همش توجمع نازهمسراشونومیکشن
دارم تودفترم خصوصیات مثبتشومینویسم
niloo 91عزیزم من خیلی باحساب وکتاب خرج میکنم اکثروسایل خوراکی خونمونو مامانم اینامیخرن ومیدن یاهم که خونه اوناییم من خودم هم یه شغل نیمه وقت دارم واکثرلباساموباپول خودم میخرم میتونم بگه تاحالاهمسرم برام یه ملیون هم خرج نکرده
اندیشه22جان اون قضیه اش مفصله وبیشترمادرم منوبه این ازدواج سوق داد وپدرم ناراضی بود(شوهرم ازفامیلای مادرمه).مطمعنم که حق باشماست
ولی من نمیتونم باخودم کناربیام احساس میکنم تلف شدم فرسوده شدم کمکم کنین ازدست این دودلی وشک وافکاربدخلاص شم
من بیست وهشت سالمه همسرم سی سالشه هردومون لیسانسیم وهمسرم کارمنده دوسال نامزدبودیم دوسال وچندماهه که ازدواج کردیم .راهکارهاتوحتمااجراخواهم کرد درضمن من خیلی اهل مطالعه بودم یه چندوقته بعدازدواج مطالعاتم کمترشده.ازصراحت حرفات رنجیده نشدم بلکه باخوندنشون ازخواب بیدارشدم وتونستم ازاین بازی هاوتلاطم خودمو یه لحظه بیرون بکشم وازبالاوچشم فردسوم به زندگیم وکارام نگاه کنم


خدایاشکرت که یواش یواش میتونیم روپاهای خودمون بایستیم
علاقه مندی ها (Bookmarks)