به نظر من مشكل شما اينه كه پيشرفت و عدم بطالت براتون توي درس خوندن تعريف شده در صورتي كه اين ديدگاه درست نيست و بايد اصلاح بشه. ميتونم درك كنم چرا اينجور فكر ميكنيد چون تو محيطي بزرگ شديد كه همه باهوش و درسخوان بودند و در كل در جامعه ما همه موفقيت ها در مدرك و درسخواني خلاصه شده
به نظرم يه فرد موقعي موفق ميشه كه استعدادهاي درونيش را بشناسه و در جهت اونها حركت كنه و ازشون خوب استفاده كنه حالا ممكنه ادامه تحصيل هم بخشي از اون باشه يا نباشه
ببينيد من خودم هم ادم كمالگرايي هستم و خودم هم ادامه تحصيل دادم و الان دارم دكتري ميگيرم بنابراين ميتونم كاملا متوجه بشم شما چي ميگيد اما فكر ميكنم مشكل عمده شما به همون تاييد طلبي كه گفتيد برميگرده
يعني شما ميخوايد با ادامه تحصيل خودتون و شوهرتون به بقيه بگيد موفق هستيد درصورتي كه من تو همون پست اولم هم گفتم برنامه ريزي زندگي براساس نظر ديگران مث ساختن خانه رو اب هست چون نظر مردم همش عوض ميشه و بعد هم هميشه يه موضوعي هست كه باهاش به شما گير بدند مثلا فرض كنيم شما بريد درس بخونيد و دكتري بگيريد بعد ممكن بگند عجب زني شوهرش و بچه اش را ول كرده رفته دنبال درس! و ....
خلاصه كلامم اينه كه بياد از داشته هامون لذت ببريم و در عين حال كه برا اينده برنامه ريزي ميكنيم اين برنامه ريزي اولا براساس خواسته هاي خودمون باشه و نه تاييد ديگران و ثانيا حال را به خاطر اينده خراب نكنيم
راستي مگه كمالگرايي درمان دارويي داره كه شما پيش روانپزشك ميريد؟ چه دارويي براتون تجويز كرده؟







علاقه مندی ها (Bookmarks)