به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 17 , از مجموع 17
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آبان 91 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    بسیار بسیار سپاس گزارم، ولی همش این فکر به سراغم میاد که کسی رو مبتلا کرده باشم و دیگه نمیدونم باید چی کار کنم. با اینکه آزمایش منفی بود ولی این فکر خیلی روی روانم تاثیر بدی گذاشته

  2. #12
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط reza18
    بسیار بسیار سپاس گزارم، ولی همش این فکر به سراغم میاد که کسی رو مبتلا کرده باشم و دیگه نمیدونم باید چی کار کنم. با اینکه آزمایش منفی بود ولی این فکر خیلی روی روانم تاثیر بدی گذاشته





    با سلام واحترام
    بله ما همه اعضاء هم مثل شما متوجه شدیم که ایدز ندارید و فقط مشکل افکار وسواسی دارید، لذا جواب شما را داده ام، توجه فرمایید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    اینکه نتیجه آزمایش منفی بوده است ، جای سپاس و شکرگزاری دارد و اینکه خدا برای شما آزمایش سنگینی قرار نداده است و مبتلا نشده اید جای بسی خوشحالی دارد.

    شما بابت این نتیجه چند بار خود را شکر کردید؟ چند بار تشکر کردید؟ چند رکعت نماز خواندید؟ چقدر این نعمت را پاس داشتید؟

    ناسپاسی داری که باید آنها را جبران کنی
    - بابت اینکه نتیجه ایدز شما هم منفی بوده است. و خدا باز هم لطفش را به شما ثابت کرده است باید سپاسگزار باشی و شکر گذار باشی.
    پس اکنون انرژیت را روی این ناسپاسی های بگذار و با سپاسگزاری و خوشحالی از این نعمتها که خدا بهت داده است ، نشان بده که بنده قدر شناسی هستی. و از زندگی لذت ببر و نگران نباش.



    بخش سوم(بسیار مهم): افکار وسواسی
    اینکه می بینی پس از اینکه اتفاقی اتفاده و تمام شده و شما هم اصلاح شده ای، باز هم به صورت اتوماتیک فکرهای آسیب رسان به ذهن شما هجوم می آورند نشان از وسواس فکری دارد.

    عزیز من، این مرحله دیگر ربطی به ایدز یا هر چیز دیگر ندارد. چون اگر اینها هم حل شود یک مسئله ناراحت کننده دیگر به ذهن شما حمله می کند. و اینها همه به خاطر مسئله وسواس فکری شماست.
    این مرحله نیاز به روانپزشک و روانشناس بالینی دارد.


    توصیه می کنم در مرحله اول به روانپزشک مراجعه کنید. اگر تمایل نداشتید به مسئله قبل از 15 سالگی خود اشاره نکنید. حتی مسئله ایدز هم خیلی مهم نیست. شما فقط به روانپزشک بگویید که عادت کرده اید که یک مسئله منفی را در ذهن خود مرتب جای دهید چه این افکار وسواسی مربوط به یک مسئله واقعی باشد (مثل اشتباهات قبل از 15 سالگی ) ، چه افکار وسواسی غیر واقعی(مثل خیالبافی در مورد ایدز).

    شاید نیاز باشد ابتدا تحت دارو درمانی باشید تا کمی وسواس فکری شما کاهش یابد. در مرحله بعد هم تحت نظر یک روانشناس بالینی مهارتهایی باید بیاموزی که وسواس فکری خود را بتوانید کنترل کنید. معمولا تکنیک هایی مثل توقف فکر، تمرکز زدایی و سایر تکنیک های رفتاردرمانی می تواند کمک زیادی به شما بکند.




  3. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (جمعه 21 مهر 91)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آبان 91 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    سلام تقریبا 9 روزی میشه قرص خوردن رو شروع کردم، خیلی بهترم ولی این فکر میاد سراغم، گاهی وقتا که راجع به آدمای موفق یا هرچی مطلبی رو میخونم ذهنم اتوماتیک میگه تو که ایدز داری، 10 نفرو بدبخت کردی حالا میخای آدم موفقی هم باشی؟، سعی میکنم از روش های تمرکز زدایی و .. استفاده کنم ولی این چیزا کم نشده، بنظرتون دیگه چی کار میتونم انجام بدهم؟ باز هم ممنون...

  5. کاربر روبرو از پست مفید reza18 تشکرکرده است .

    reza18 (جمعه 28 مهر 91)

  6. #14
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    به خودت زمان بده ، بهبودی که فوری و طی یکی دو روز و یا حتی گاه یکی دو هفته یا یکی دوماه حاصل نمیشه . زمان میخواد .

    آقا رضا مهم اینه که ناامید نشی و توکل به خدا کنی . داروهات را مرتب مصرف کنی و از تکنیکها هم استفاده کنی . یعنی آنقدر حواست جمع باشه که تا افکار وسواسی آمد سراغت فرمان توقف فکر بدهی .

    برادر عزیز

    اینم مثل کسی هست که مثلاً احساس میکنه سرطان گرفته ..... فقط در تو چون موضوع اخلاقی هست بیشتر حساس شده ای پس دست خودته و اراده ات را قوی کن . با غلبه بر همین وسواس فکری کلی پیشرفت در تقویت اراده می کنی .

    من مطمئنم موفق میشی ، چون میخواهی که بهبود پیدا کنی .



    .

  7. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 05 آبان 91)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آبان 91 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    سلامی دوباره به همه شما، از راهنمایی های فراوانتون ممنونم، من داروهامو مصرف میکنم، خیلی بهتر هستم، فکرمو راحت تر کنترل میکنم، از خودتلقینی استفاده میکنم، از بیست روز پیش امیدوار تر شده ام ولی هنوز بعضی وقتا احساس میکنم به افرادی که باهاشون اون کارو انجام دادم آسیب زدم، احساس میکنم باعث شده اونا آسیب دیده باشن و مثل من احساس بدبختی و پوچی کنن، باز ناامید میشم، نمیتونم خودمو آروم کنم، خجالت میکشم برم پیششون، البته چندسال پیش از همشون حلالیت گرفتم و اونا از این کار من متعجب شدن، فکر کردن من خل شدم، ولی نمیدونستن حلالیت طلبیدن من واسه چی بوده، میترسم خیلی میترسم، بعضی وقتا موقع درس خوندن یادشون میافتم و وقتی به آرزو هام و رویاهام فکر میکنم، احساس میکنم من لیاقتشو ندارم، من آدم خوبی نیستم، هرچی سعی میکنم خودمو ببخشم، انگار گیر افتادم،
    دوستای جدیدم از من خیلی خوششون میاد، بهم میگن خیلی زیبا فکر میکنی، از همه میشنوم که توو مدرسه همه منو دوست دارن و هرکس کمکی میخاد میاد پیش من، با همه خوش برخوردم، به همه سعی میکنم کمک کنم، ولی اصلا آروم نمیشم، گاهی وقتا فکر میکنم این احساس گناه خودش باعث شده که من بهتر بشم و سعی کنم کارامو بهتر انجام بدم، با این اتفاقات سعی کردم به خودم اعتماد بنفس بدم، ولی همش حس بدی دارم، خیلی سعی کردم آروم باشم، ولی هر وقت یادشون میافتم دستام عرق میکنه، بیاختیار چشام پر اشک میشه، میترسم خدا نبخشتم، بنظرتون چی کار کنم که این حس ناامیدی از بین بره؟ چی کار کنم تا خودمو ببخشم و اجازه بدم از پیله ای که دور خودم تنیدم بیرون بیام و با آرامش بیشتری کارای بهتری انجام بدم؟ ممنون از همه...

  9. 3 کاربر از پست مفید reza18 تشکرکرده اند .

    reza18 (جمعه 05 آبان 91)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آبان 91 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    فرشته مهربان گفتی برام چند تا حکایت میذاری ولی هنوز نذاشتی؟

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آبان 91 [ 14:05]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    377
    سطح
    7
    Points: 377, Level: 7
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    7

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حالم از خودم و کارام بهم میخوره

    دوستان، این کار من حق الناس برگردن دیگران داره؟
    کسانی که این کارو باهاشون انجام دادم، خیلی نگرانم که این کارارو از من یاد گرفته باشن، و منو حلال نکنن، از طرفی از چند نفرشون حلالیت گرفتم ولی اونا اصن یادشون نبود که چه اتفاقی افتاده، میترسم اگر بگم بابت این موضوع حلالیت میخام، اونا هم احساس گناه و بدی پیدا کنن، بعضی هاشون که دیگه نمیبینم، آیا توبه من کافی بوده؟
    میترسم اون زمان این کارو با زور انجام دادم ، شاید اونا فکر کنن با زور بوده...
    راهنماییم کنید، دارم خودمو پالایش میکنم، کمکم کنید به جاهایی رسیدم که دارم امیدوارم میشم..


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.