سلام rreboc
به تالار همدردی خوش آمدی
عزیز جان ، دلم گرفت وقتی دیدم این همه زوم کردی روی منفی ها ، چرا یه بار از یک زاویه دیگر خودتو نگاه نمی کنی ؟!!!!
اشکالی داره یه بار زوم کنی روی نقاط مثبتت ؟ باور کن اشکال نداره ، خیلی هم خوبه . ..... اگر میخواهی کمکت کنیم ، میخواهم و جدی هم میخواهم که در پست بعدی لیستی از نقاط مثبت و قوتت را بیان کنی .
با همه اینها ، رنجت را می فهمم ، و دلم میخواهد روزی را ببینم که در همین تاپیک از تغییر احوالاتت بگی و نشاطتت را شاهد باشیم .... ان شاء الله
خانمی چند مسئله مهم باعث این وضعیتت شده که خوب بهش دقت کن :
1 - تعارض بین کشش درونی و وضعیت بیرونی
2 - احساس خودکم بینی
3 - ضعف عزت نفس
4 - وضعیت جسمی ....
5 - عدم رضایت از زندگی
تعارضها :
شما ذاتاً و دروناً علاقمند به حفظ ارزشهای اخلاقی ای هستی که خانواده ات پای بند به آن نیستند ، و خودت نیز عملاً برخلاف کششش درونی و پنهان مانده عمل کرده ای و این یعنی تعارض .
مثال >> ذاتاً دوست داشتی و داری ، دختری باشی که به راحتی در دسترس هر پسری قرار نگیری ، ازت سوء استفاده نشه ، سنگین و رنگین باشی و خواهان زیاد داشته باشی اما به راحتی نتونند به دستت بیارند و بسیار مورد احترام و مثال زدنی باشی ....
اگر لینک زیر را خوندی و احساس کردی ای کاش خیلی پیشتر از اینها این جور چیزی به گوشت خورده بود کمس اینجوری بهت می گفت ، متوجه میشی منظورم از این بند چی هست .
http://www.hamdardi.net/thread-229.html
این کشش و تمایل درونی از طرفی و وضعیت زندگی و نوع فرهنگ خانواده از طرف دیگر ، در شما تعارضی پنهان ایجاد کرده و جهت گیری رفتارهای شما به سمت رها شدن در فرهنگ خانواده و ... بوده ، با اینکه تن به چیزهایی دادی که در خانواده عای بوده اما عملاً از آنها لذت پایدار و عمیق نبرده ای و همیشه یک رنج برایت همراه داشته ، به نوعی خود را رها کردی مثل اینکه بگی هرچه باداباد .... چون به اون ندا و کشش درونی میدان ندادی و هروقت هم کورسویی میزده احساس ناتوانی کردی در تقویت آن و هم جهت شدن با آن .
این وضعیت رفته رفته نوعی احساس بی ارزشی و خود تحقیری درونی در شما ایجاد کرده که بدون آنکه متوجه باشی در رفتارهای منفعلانه و تمنا گونه با پسرهایی که با آنها دوست میشدی خودش را نشان داده لذا آنها هم متأثر از رفتار خودت تحقیرت میکردند و ....... احساس خود کم بینی و بی ارزشی در شما باز هم تشدید می شده .
احساس خود کم بینی :
این احساس ، زمینه برای خود رها سازی و عدم مراقبت از خود چه جسمی ، چه روحی و چه اخلاقی ، در آدمی ایجاد می کند . آنچه در خصوص تعارضها گفتم و همچنین خود ارضایی شما که هربار که اقدام کرده ای بعد از لذت زود گذرش حسی نامطلوب در شما تولید می کرده نیز احساس خود کم بینی را در شما تشدید کرده .
واگویه های سرزنش آمیز درونی ، زوم روی نقاط منفی ، و حتی خود منفی بینی های توهمی و رفتارها منفعلانه و انزواطلبی ، احساس بی رمقی و کم انرژی بودن ، حس رخوت و تنبلی و بی حوصلگی و .... و حتی تغییرات هورمونی همه و همه از این وضعیت روحی شما نشأت گرفته.... از احساس خود کم بینی .
احساس خود کم بینی در بعضی افراد موجب بروز حسادت نسبت به دیگران ً پرخاش گری ، تکبر و فخر فروشی و ... می شود و در بعضی انزوا طلبی ، کم رویی ، ضعف اعتماد به نفس و انفعال را باعث می شود که در شما بیشتر حالتهای دوم هست ( شاید بشه گفت که حالتهای اول بیشتر در برون گراها و حالتهای دوم در درون گراها بروز پیدا می کند البته بعضی ممکنه در عین غالب بودن یکی از حالتها در آنها حالتی در نوع دیگر را نیز داشته باشند )
این احساس خود کم بینی در شما بخاطر آسیبهایی هست که به عزت نفس شما وارد شده . نمیدانم فرزند چندم هستید و رابطه اطرافیان با شما در کودکی چگونه بوده تا بفهمم عزت نفستان آسیب دیده یا رشد نیافته . بنا به صحبتهایی که در دو تاپیک داشته ای به نظرم بیشتر روندی که در زندگی داشته ای و علیرغم میل درونی هم بوده آسیب فراوانی به عزت نفس شما وارد کرده و در واقع آنرا سرکوب کرده که جایگزینش میشود احساس خود کم بینی .
بر همین اساس چاره اساسی شما برای تغییر احوالات نیز احیاء عزت نفس و تقویت آن است که در ادامه راهکارهایی خواهم آورد .
ادامه دارد ....
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)