
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
سلام
معمولا سازه های شخصیتی ما، مثل پازل به یک نوعی با هم همسازی می کنند.
یعنی:
نوع نگاه ما ( مثل همین چشم چرانی) قطعه ای از ترکیب شخصیتی ماست. اما قطعه ای مهم که بی ربط به سبک زندگی، خصوصیات روانی و مسائل تربیتی و اجتماعی ما نیست.
سختی مسائل علوم انسانی اینست که هیچکدام از این سازه ها را نمی تواند کاملا از سایر سازه ها جدا کرد و بررسی کرد. اما تا حدی که می توان سایر متغیرها را کنترل کرد می توانیم روی این مسئله تمرکز کنیم.
اگر کسی تصور کند که غایت این زندگی هدونیسم یا لذت طلبی هست. و از طرفی که اینقدر اهل تجزیه و تحلیل هم نباشد که لذت با ثبات یا غیر نقد را لحاظ کند. پس نتیجه طبیعی آن است که باید هر لحظه به هر نوع که می تواند لذت ببرد و چشم چرانی در این الگو نه اینکه طبیعی بلکه لازم است.
اما در فردی که لذت گرایی هدفش نیست.
یا فردی که هدفش لذت گرایی هست اما تجزیه و تحلیل هایی دارد که صرفا لذت چند ثانیه ای را با مثلا لذت داشتن یک خانواده آرام با ثبات عوض نمی کند ، در چنین افراد چشم چرانی یا اصلا وجود ندارد یا بسیار کنترل شده بوده و منجر به نتایج ناخوشایند بعدی نمی شود.
به هر حال به صورت عملی نیاز است یا آنقدر رشد کنیم که لذت هایمان فراتر از چشمهایمان باشد. یا باید آنقدر لذتهای صحیح و سازنده و ابعاد وجودیمان متنوع باشد که چشم چرانی در مرکز تنوع طلبی ما قرار نگیرد.
علاقه مندی ها (Bookmarks)