سلام مهرو جان:
امیدوارم که خداوند به شما دوست خوبمون صبر بده و سعی بکنی در ارامش ان شا الله بر این مشکلات پیش امده در طی 5 سال زندگی مشترک فایق بشی...
مهرو جان در /ایین با اجازه شما من دوری زدم و تمام تاپیک های قبلی ایجاد شده توسط شما رو خوندم...اگر مایلی یک بار دیگه باهم بخونیم و شما خودت از ماحصل کل نوشته هاتون در تالار بتونید نکاتی را استخراج کنید ...
نوشته اصلی توسط مهرو
نوشته اصلی توسط مهرو
نوشته اصلی توسط مهرو
نوشته اصلی توسط مهرو
خب مهرو جان تمام قسمت های بالا رو دوباره بخون به خصوص قسمت های بولد شده را...مهرو جان الان به نظر من مشکل شما از دو جنبه قابل بررسی ست..نوشته اصلی توسط مهرو
1:ارث.....به نظر من اینکه در خانواده ایشان این حالت وجود داشته و /در همسر شما هم در عصابنیت فوت کرده اند خودش برای شما در اول از همه تلنگریست...نمیشه کتمان کرد که یک سری از خصایص ارثی هستند ولی ما می تونیم اونها رو با توجه به محیط تغییر بدیم..شما فرمودید فوق تخصص دارید (پزشک هستید دیگه؟درسته؟)پس شما به خوبی می دونید که حتی دو قلوهای همسان که دارای ویزگی های وراثتی یکسان هستند وقیت در دو محیط متفاوت بزرگ می شن می تونن خصایص متفاوتی رو نشون بدن...و با توجه به اینکه شما در پست هاتون بیان کردید که به این موضوع واقف بودید باید در اول زندگی مشترک بر روی محیظ کار می کردید چون این دسته افراد به دلیل دوران کودکی که پشت سر گذاشته اند کاملا به نظر من مستعد بروز هستند پس ای کاش از روز اول به این موضوع دقت می کردید...
2:محیط..
این محیط برای همسر شما به خصوص بعد از ازدواج اصلا در شرایط ایده ال برای یک مرد نبوده...برخوردهای پدر دلسوز شما ..دخالت های خانواده...زندگی در خانه شما به این نحو ذکر شده...درامد زایی از جانب شما..بیکاری همسرتان...رفتارهای بی تجربه شما (این مورد کاملا طبیعیه) در کنار زمینه عصبانیت همسر شما..همه و همه دست به دست هم داده که شما الان در چنین بحرانی قرار بگیرید و متاسفانه من درک می کنم که شما واقعا در چه شرایطی به سر می برید...
دوست من تمام این موارد ..تمام شما با تجربه عمل نکردید..نه خانواده شما ..نه شما..نه همسرتان...
ما زنها به واسطه اینکه کسی رو دوست داریم...و خانواده های ما به خاطر اینکه اب تو دل ما دخترها تکون نخوره ..کاملا ناخواسته دچار اشتباهاتی میشمیم که زندگی رو به انحراف می کشه ..که بزرگترین مشکل اون خاموش شدن اتش عشق ماست...
الان کاش گفتن فایده نداره ولی خواستم به شما بگم که شما نیاز به تغییر جدی در روند زندگیتون دارید اون هم خیلی جدی....چون دختر شما داره دچار مشکل میشه و این گناه نابخشودنی ست...
کمی به گذشته خودت و همسرت برگرد..
همسر شما داشجو بود..درس می خوند..باشه ..به هر حال وقتی ازدواج می کنه تامین خانه..ماشین ..درامد با همسر شماست..ولی شما با مهربانی بیش از حد و قبول این مسئولیت نقش های خودتون رو عوض کردید و الان شما با همه تلاشتون نقش مرد خونه دارید و همسرتون نقش زن...شما باید هر چه سریعتر حتی با قبئل خیلی سختی ها به تعویض نقش هاتون بپردازید...
نکاتی که در تاپیک دختر غرغرو..نوشتید و دوستان پاسخ هایی که دادند حاوی نکات بسیار مهمی هستند..اصلا انتظار نداشته باشید 1 یا 2 روزه به نتیجه برسید که اصلا امکانش نیست...
یادمه اون روزها که فعالیت من بیشتر بود روزی بالهای صداقت به من نکته جالب گفت که همیشه ممنونشم..گفت درمان یک زندگی 1 ساله خیلی راحت تر از زندگی 10 ساله ست..ولی بالهای صداقت تونست..بهت توصیه می کنم تاپیکشو حتما بخونی...و من با اینکه این جمله ساده ست ولی ما خیلی هامون فراموش می کنیم...پس تا 5 سال زود تر درمانش کن..
اگر بتونی همسرتونو راضی به رفتن پیش یک مشاور بکنید خیلی بهتره...و اثرات اون بر روی کل خانواده شما مشهود تر خواهد بود..ارام ارام..نه ناگهانی اونو دعوت و تشویق به این کار کن ....شاید پست های تالار برای شما راههایی داشته باشه ولی عمل به این حرف ها خیلی سخته و نیاز به همراهی همسر شما داره...
شما در طی این 5 سال و به قول خودتون راحت شدن شنیدن و گفتن ناسزاوووئ اینکه نفرینش کردید و گفتید تو دیگه مرد من نیستی در واقع اونو وارد سیکل منفی کردید که باید کات بشه...این حرفها برای یک مرد بسیار پذیرشش سخته و شما مستقیما مردانگی وی را نشانه گرفته اید...برعکس اینکخ فکر می کنید زود اشتی می کند..من این طور فکر نمی کنم ایشان بسیار هم دلگیر هستند...
پس همان طور که دوستان گفتند حس مردانگی ایشونو تقویت کن ولی مصنوعی عمل نکن...باید طبیعی باشه که خودش هم روش داره...
الان بشین و به انالیز کلیه رفتارها بپرداز..کاملا بی طرفانه..رو کاغذ بنویس و اهدافت رو مشخص کن و صبور باش...همه مشکلات رو نمی تونید با هم حل کنید..از مهمترین مشکل شروع کن.راه حل ها و عوارض جانبی اونو بررسی کن بعد درمان کن...و بذون تو زندگی هم مثل پزشکی ...پیشگیری بهتر از درمان است....
خواندن تاپیک زیر هم به شناخت نیاز اقایون خیلی کمک می کنه....
http://www.hamdardi.net/thread-6377-post-237064.html#pid237064
موفق باشی..
سارا بانو









علاقه مندی ها (Bookmarks)