دوست عزیز
خیلیها این راهی رو که شما می خوای بری رفتن و تجربه اش کردن!
اینهایی که برای شما تجربه است برای بعضیها خاطره است.دوست من یکبار پستهایی رو که زدی از یک زاویه ی دیگه بخونی به حرف من پی می بری،تنها با شناخت بسیار اندک و سطحی تا ته ماجرا رو برای خودت تجسم کردی!
من هم مثل تو پسرم و حرفهات رو درک میکنم وبه خاطر اینه که میگم رهاش کن!
دخترها بسیار بسیار پیچیده هستن و با این مواردی که شما گفتی ...
از صحبتهات اگر هم نمی گفتی معلوم بود که اصلا دخترها رو نمیشناسی.اگر هم شرایطش رو داشتی بازهم برای هر فکری بسیار بسیار زود بود چه برسه به اقدام.
شاید اگر کسی این حرفها رو چند سال قبل به من هم میگفت میگفتم نفسش از جای گرم در میاد برای همین هم اگر چنین حرفی بزنی سرزنشت نمیکنم.
گذشته از اینها بنظر من سن شما برای انتخاب همسر و به دنبال اون تشکیل زندگی بسیار کم و بی تجربه است و از اونجایی که اهل دوستی بی هدف نیستی دیگه دلیلی برای اقدام نمی مونه،اگر اهل دوستی با هدف هم بودی برای شما زود بود (جدای از عوارض این دوستی ها که جای بحثش اینجا نیست زندگیت رو از این افکار بیرون بیار و خودت رو توی دردسر ننداز این به اصطلاح عشق (که می دونم عشق نیست)مثل اب دریا می مونه هرچی بیشتر ازش بخوری بیشتر تشنه ات میکنه!
علاقه مندی ها (Bookmarks)