RE: به خاطر یک موضوع ساده از همسرم متنفرشدم
درود دگربار بر دوستان عزیز
بقول یه عزیزی زن مثل مربی میمونه.اینو واقعا اگه روش قشنگ فکر کنی میبینی جمله خیلی درست و کاملیه.
بقول داداش کوچیکم معتاد آخرین نفریه که متوجه میشه معتاده!!! خانومی گرامی هم اول بهتره قبول کنه کارش اشتباه بوده هرچند واقعا حق داشته کار بسیار بسیار زشتی کرده همسرش دست روش بلند کرده.به هیچ دلیلی نباید اینکار زشت انجام داده میشد.ولی کار ایشون هم غلط بود. اولین کار قبول اشتباهه مثل قبول اینکه بیماری.
بعنوان یه پسر 28 ساله که جدیدا متاهل شده میگم:مردا جنسشون با شما بانوان فرق میکنه خیلی زیاد.دنیاشون با شما خیلی متفاوته. تقصیر خودش نیست بنده خدا واقعا نمیدونه چیکار کنه.چجوری رفتار کنه.چجوری حرف بزنه.چه برخوردی در برابر واکنش های همسرش داشته باشه.واسه دفعه های بعدی میگم قهر کردن خوبه ناز کردنم خوبه ولی زیادش بشه تاثیرش رو از دست میده ولی ناراحتیت رو بهش نشون بده.بعدش با همون ناز و عشوه زنونه براش توضیح بده اینکارش باعث شده ناراحت بشی و احساس خوبی نداشته باشی.بهش بگو ازش انتظار داری همیشه پشتیبانم باشی مثل یک کوه من تو رو اینجوری شناختم و از این حرفایی که همه زنا موقع خر کردن مرداشون میزنن
ماشالله استعدادی که توی خر کردن مردا دارین اگه توی بقیه کارا داشتین چی میشد 
بهترین کار اینه که باهاش حرف بزنی
فکر کن یه پسربچست که از ارتباط صحیح برقرار کردن باهاتون چیزی نمیدونه
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)