به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 93 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,346
    سطح
    20
    Points: 1,346, Level: 20
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    من یک ساله خونه ی پدرش نمیرم و سلام علیک ندارم اما با مادرش اینا رابطه ام خوبه . کاملا بیتفاوت شده کل روز یا خونه مادرشه یا بیرون بقیشم خوابه تو هال .از اول قرارمون بود که اینجا زندگی نکنیم خونه جدا رهن کرده بودیم اما انقد باباش قهر کرد خونه مون نیومد انقد رو مخش راه رفتن که زندگیو به کامم تلخ کرد و بهم زور میگفت هرجا مرد میره زندگی کنه زنشم باید بره وزیر تموم قولاش زد ومنم به اکراه و اجبار اومدم.با قول اینکه یه سال بیا دوست نداشتی هروقت گفتی میریم از اینجا. اما الان 3 ساله اینجام و حتی با اون اتفاقی که سال دوم افتاد بازم منو از اینجا نبرد و بازم زیر تموم حرفاش زد انقد ازش نامردی و کارای اشتباه دیدم که دیگه هیچ چیزش برام ارزشی نداره

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 دی 91 [ 15:25]
    تاریخ عضویت
    1391-6-12
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    546
    سطح
    10
    Points: 546, Level: 10
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 19 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    نقل قول نوشته اصلی توسط asallll
    من یک ساله خونه ی پدرش نمیرم و سلام علیک ندارم اما با مادرش اینا رابطه ام خوبه . کاملا بیتفاوت شده کل روز یا خونه مادرشه یا بیرون بقیشم خوابه تو هال .از اول قرارمون بود که اینجا زندگی نکنیم خونه جدا رهن کرده بودیم اما انقد باباش قهر کرد خونه مون نیومد انقد رو مخش راه رفتن که زندگیو به کامم تلخ کرد و بهم زور میگفت هرجا مرد میره زندگی کنه زنشم باید بره وزیر تموم قولاش زد ومنم به اکراه و اجبار اومدم.با قول اینکه یه سال بیا دوست نداشتی هروقت گفتی میریم از اینجا. اما الان 3 ساله اینجام و حتی با اون اتفاقی که سال دوم افتاد بازم منو از اینجا نبرد و بازم زیر تموم حرفاش زد انقد ازش نامردی و کارای اشتباه دیدم که دیگه هیچ چیزش برام ارزشی نداره
    عزیزم امیدوارم مشکلت زود حل شه. خانوادت از این مشکل خبر دارن؟

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 93 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,346
    سطح
    20
    Points: 1,346, Level: 20
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    مرسی سپیده جون خونواده که چه عرض کنم بابام وقتی هفت سالم بود فوت کرد مامانامم دوباره ازدواج کردو 6 ماهه نمیبینمش یا زنگ نزده جز تحقیر و..... چیزی بلد نیست زندگی من هییییییییچ اهمیتی براش نداره...

  4. کاربر روبرو از پست مفید asallll تشکرکرده است .

    asallll (دوشنبه 22 آبان 91)

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 01 دی 93 [ 12:40]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    2,170
    سطح
    28
    Points: 2,170, Level: 28
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 130
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 25 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    دوست عزيز همسرت دست بزن هم داره؟
    اميدوارم مشكلت زودتر حل بشه

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 93 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,346
    سطح
    20
    Points: 1,346, Level: 20
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    دست بزن داشت اولا چند بار اینکارو کرد اما بعدش که قهر کردم و رفتم و گفتم دیگه نمیام اومد دنبالم و دیگه تکرار نشد..... جریان مال همون چند ماه اول ازدواجمون بود....

  7. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1390-11-14
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    1,860
    سطح
    25
    Points: 1,860, Level: 25
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,833

    تشکرشده 1,864 در 493 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    کاش عنوان تاپیکت را عوض کنی تا کارشناسها و افراد با تجربه از روی عنوان متوجه بشن مشکلت چی هست و بهت کمک کنند.

    به نظر من مشکل شما بی مهارتی است. بخاطر سن کم و نداشتن اطلاعات کافی در مورد زندگی مشترک و یک سری لج و لحبازی شوهرت را از خودت دور کردی. از غرغرهات خسته شده و ترجیح می ده با کسانی باشه که دوستش دارند و بهش غر نمی زنند. باهاش دائم دعوا نمی کنند. به خاطر اشتباه دیگران ( پدرش به شما سیلی زده، شما همسرت را تنبیه می کنی) تنبهیش نمی کنند و ...

    خودت هم گفتی که همسرت خوب بود و خیلی هم تلاش کرد که تو مشکلات و اشتباهات خانواده اش را ببخشی، اما توجهی نکردی.

    من فقط می تونم بگم زندگیت درست شدنی است. فقط باید لجبازی را بذاری کنار .

  8. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 93 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,346
    سطح
    20
    Points: 1,346, Level: 20
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    نمیدنم عنوانمو چی بذارم..................؟
    هرروز تا بیدار میشه میپره میره بیرون منم میخوام امروز همینکارو کنم...... زود جوابمو بدین لطفا چیکار کنم؟برم؟3روزه تو خونه تنهای تنهام اون داااااااااااااااااااااائم بیرونه.....برم ؟یا نه؟

  9. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    عسل جان عزيزم كجا مي خواي بري. بري بيرون چكار كني.
    من جسته و گريخته پست‌هاتو خوندم. متوجه شدم كه با شوهرت توي يك دور لج و لجبازي افتادي. اين را هم متوجه شدم كه شوهرت دوست داره ولي از دست غرزدن‌هاي تو به تنگ اومده.
    صبح هم كه پا مي‌شه و مي‌پره بيرون براي اين كه عصبي نشه و كاري نكنه كه بيشتر ناراحتي پيش بياد. و احياناً ‌دست روت بلند كنه. آخه اين جور موقع‌ها مردها خون به مغزشون نمي‌رسه و ممكنه از زور بازو براي تخليه عصبي خودشون استفاده كنن.
    بشيني پاي اينترنت يك چزخ كوتاه هم بزني حداقل 4 ساعت از روزت پر شده. بعدش هم پاشو يك مقدار به خونه و زندگي و خودت برس. و از اين فكرهاي مزاحم هم بيا بيرون. تو خيابون براي هيچكس فرش قرمز پهن نكردن. خونه و مامن تو پيش شوهرته.

    يك پيشنهاد: اگه خونه خيلي حوصله‌ات سر مي‌ره چرا نمي‌ري سركار. طبق تخصص، استعداد و تحصيلاتت. حداقل كمتر به شوهرت گير مي‌دي.
    موفق باشي عزيزم

  10. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 93 [ 20:58]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,346
    سطح
    20
    Points: 1,346, Level: 20
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....


    مدتهاست بهم ابراز علاقه نکرده یا ازم تعریف نکرده فقط اعتماد به نفسمو با زوم کردن رو نقطه ضعفم زیاد کرده اونم اینه که من یکم تپلم گرچه هیکلم طوریه که خودش گفت از اولشم از هیکلت خوشم اومد حالا شکم نداشتم که به خاطر ورزش نکردن و این قرص های ..... یکم شکم اوردم خوب پسفردا که پیر میشم چی چون ظاهرم شاید خوب نباشه حتما میندازتم دور..... چه میدونم تا قبل ازدواج بنا به تعریف تمجیدا از اعتماد به نفس بالایی داشتم و خیلی احساس زیبایی میکردم اما الان تو اینه نگاه نمیکنم چون از خودم بدم میاد....

    کل دیروز خونه نبود اصلا نمیدونم کجا بود بهش شک ندارم که جای بدی.... اما همینکه تا ساعت 9شب منو تنها گذاشت ازش بیزارم میکنه .... خسته شدم از دستش من حق ندارم هیچ جا برم اما اون ازاده حتی اگه بخوام برم پیش مامانم میگه رفتی دیگه برنگرد میگه نباید از خونه تکون بخوری یه بار رفتم پیش مشاور گفت فقط طلاققققققققققققققق همون اولا بود گفت این ادم از لحاظ رفتاری کنترل نداره و زندگیت عاقبت نداره..... از مشاور متنفره میگه روانیا میرن پیش مشاور بعد میگه مامانت میدید تو مشکل داری میفرستادت پیش روانپزشک
    تموم بعد از ظهر برق قطع بود از ساعت 4 تا 9 و خوردی اونم دقیقا همین تایم که رعد و برق وحشتناک و بارون شدید بود با اینکه میدونست از رعد و برق وحشت دارم نیومد .....

  11. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 مهر 92 [ 16:33]
    تاریخ عضویت
    1391-2-17
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    1,080
    سطح
    17
    Points: 1,080, Level: 17
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 47 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: هر روز بدتر از دیروز.....

    سلام عسل جونم
    ميدوني به نظر من تو خيلي وابسته شوهرت هستي به خاطر همين هم هست كه مثلا تعريف و تمجيد و كارهاي ديگه اش رو خيلي تو ذهنت پررنگ كردي.
    سعي كن واسه خودت يه مشغوليت ذهني چيزي ايجاد كني و يه مدت روي همچين چيزهايي به جاي همسرت تمركز كني
    ببين سعي كن حالا يه مدت روش حساس نباشي اصلا اصلا. رو خودت كار كن ، ورزش كن كاراي هنري كه دوست داري رو انجام بده . رو آشپزيت كار كن (مرد جماعت بنده شكم هسن!!!!)اگه ميتوني سعي كن درستو ادامه بدي(البته با رضايت همسرت و نه لج و لج بازي) و...
    كم كم كه روحيه خودتو بالا بردي مشكلاتت هم درست ميشه
    اين مشكلاتي رو كه ميگي اكثر مرداي ايراني دارن و همچين مشكلات حادي نيست
    موفق باشي

  12. کاربر روبرو از پست مفید noterdam تشکرکرده است .

    noterdam (دوشنبه 22 آبان 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.