من کوچک تر از اون هستم به بخوام در مورد بلوغ فکری نظری بدم. ولی بازم می گم اگر به یک مشاور مراجعه کنید و شرایط مالی و احساسی و نوع تصمیم گیری تون رو کاملاً براش تشریح بکنید حتماً کمک می کنه.والا من خواستم با انتخاب این عنوان، توجه بقیه رو جلب کنم که به این تاپیک سر بزنند و نظر بدند، ظاهرا که با این انتخاب عنوانم گند زدم!
الان درآمد درست حسابی ندارم، یه مقدار از ترجمه اونهم.
اما از مهر سال بعد که اینترن میشم درآمد دارم، خانواده گفته ساپورت می کنیم
اما راجع به بلوغ فکری! فکر میکنم به بلوغ فکری رسیده باشم! مصداق های بلوغ فکری از نظر شما چیه؟
در هر صورت ممنون
ولی اگر من می خواستم به شما پیشنهاد صادقانه بدم بر اساس میزان در آمد و نوع تصمیم گیری تون، پیشنهاد می کردم چند سالی صبر کنید.






اما به دلائل زیر جوابشون منفی بود: گفتند:
اگه ما با هم ازدواج کنیم اونوقت همه فامیل شما میپرسند شما از محمد کوچیکترید؟ چطوری تونستی پسر ما رو طورکنی؟!!
) شما هم طرح و رزیدنتی داری، خب اگه من شرایطم پایدار بود، مثلا تازه تخصص ام رو هم گرفته بودم خب دیگه مرض که نداشتم بیام شما رو که شرایطت ناپایداره بگیرم! یه چی هم گفت که خیلی قاط زدم
: من ترجیح میدم مثلا یه معلم با حقوق 800 تومن همسرم باشه ولی شرایطش پایدارش باشه!2- اصلا فکر نمیکردم برای یه دختر خانم به این نجیبی و مذهبی، مسائل مالی این همه مهم باشه، این همه آدم دارند تو خوابگاه متاهلی زندگی می کنند مگه انسان نیستند؟! خب بله من تا 8 سال دیگه از نظر مالی تا حدی در مضیقه ام، اما بعدش دیگه تمام مشکلات حل میشه... اگه نمیتونی این چند سال رو یه خورده (نه خیلی، میگم چرا...) سختی بکشی، همون بهتر که جوابت منفی ه!
گرفتم تا اگه جوابش + بود بهش هدیه بدم، اما بعد از اینکه ج - داد و خداحافظی کردیم، گل رو از تو کیفم درآوردم و گلبرگاش رو کندم ریختم تو حوض آب!!! مثل تو فیلما!!!
که با این ج - زود کنار بیام، و دچار حالت شکست عشقی و اینها نشم، دوباره به زندگی عادی برگردم، همین موقع ها بود که بغضم شکست و یه یه ربعی گریه کردم

علاقه مندی ها (Bookmarks)