به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 84
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    با خوار و برادراش خوبه مثل همه خواهر برادرا ....

    - - - Updated - - -

    من دقیقا متوجه منظور شما نی شم اون کلا خیلی زود تغییر می کنه هر وبا خصوصیات خاص خودش روش تاثیر می ذاره یعنی تو جمع مذهبی ها علاقمند به دین و حجاب و خانواده میشه و تو جمع مشروی خورها عاشق این می شه که آزاد باشه مشروب بخوره یعنی حرفش رو می زنه مثلا چند رروز پیش می گفت باید برم فلانجا مشروبهای خوب داره بیارم در صورتی که قبل از ازدواج ازش پرسیده بودم و گفته بود دوست ندارم هیچ وقت بخورم الان به رغم این ککه نشون می ده شاده به نظر من افسرده هست ...
    منظور من در طی فاصله طولانی مدت، مثلا چند ماه یا چند سال است. آیا ایشون ممکنه چند ماه حالت افسرده (یا معمولی) داشته باشه و یکدفعه تغییر ناگهانی کنه برای مدتی و بعد دوباره به حالت قبلی برگرده و تغییراتی به این شکل.

    هدف من اینه که بفهمم در ذهن ایشون چه می گذره تا بشه مشکل رو شناسایی کرد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    اما در مورد خلا عاطفی من همه نیازهاشو براورده کردم حتی دیگه با عموها و دایی هام دست ندادم یعنی حق داره ؟ اون کلا تغییر زیاد داشت به خاطر همین نمی دونم جواب سوالتون رو ه طوری بدم
    به نظر من نه، حق نداره ولی نظر من و شما مهم نیست چون فکر من و شما و حق داشتن شما یا ایشون باعث بوجود اومدن مشکلات نمیشه، مهم اینه که در فکر و ذهن ایشون داره چی می گذره که چنین احساسی داشته. در خیلی از مواقع چیزهای بسیار ناچیز و کم اهمیت در فکر افراد باعث پدید اومدن مسائل بزرگ و اساسی میشن.
    زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرآیند است. یک جهت است، نه یک مقصد.

    کارل راجرز

  2. 5 کاربر از پست مفید Sinéad تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92), zendegiye movafagh (پنجشنبه 08 فروردین 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 08 فروردین 92), سنجاب بازیگوش (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  3. #12
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    نه به این صورت که فرمودید نبوده ... پیش اومده که خیلی عاشقانه با من رفتار کنه دوباره خیلی عادی بشه مثلا نو همین شش ماه که مشکل داریم یک بار چهار ماه پیش یه دسته گل خیلی خوشکل و بزرگ گرفت و اومد خونه من خیلی خوشحال شدم فکر کردم همه چی مون حل می شه خیلی خوب برخورد کردم اما تو 5 دقیقه دوباره سرد شد و محلم نذاشت یا یه بار دو سه هفته پیش کم محلیش کردم برای اولین بار فرداییش خیلی عصبانی بود چند روز مسافرت رفت بعد که اومد یه موزیک عاشقانه برام گلچین کرده بود و تا صبح یه طوری نگام می کرد که انگار داشته منو از دست می داده دوباره به دست آورده اما دوباره همون روز بی محلیش رو شروع کرد انگار یه لحظه عاشق و یه لحظه فارغ باشه چند روز پیش که اومدیم حرف بزنیم گفت من خیلی سعی کردم بهت برگردم ..... اما منظورش این بود که نشد چرا ؟؟

    - - - Updated - - -

    از همتون تشر می کنم که وقتتون رو می ذارین تا مشکل زندگیم حل شه امیدوارم خدا همه راهها رو براتون باز کنه و هیچ وقت به کار بسته نخورید
    واقعا ممنونم

  4. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    خانومی

    همه چیز رو همسرت نباید حاضر و اماده بیاد به شما بگه...مثلا بگه از فلان چیز ناراحتم.شما باید بعد از 5 سال روحیات همسرت رو بشناسی و درک کنی.

    مردها و زنها خیلی وقتها دوست ندارن بیان مستقیم بگن از چی ناراحتن....دوست دارن شریک زندگیشون بفهمه

    درست میشه.نگران نباش



    شما می توانید به مراکز ذیل در تهران مراجعه فرمائید:
    مرکز مشاوره پویا
    تهران خيابان انقلاب، ابتداي خيابان وصال شيرازي، جنب بيمارستان البرز، پلاك 23
    تلفن 66963946 ، نمابر 66963947


    مرکز مشاوره توحید
    تهران خیابان نصرت شرقی - روبروی دانشکده پرستاری شماره تلفن66938833

    مرکز مشاوره راه بهتر
    چهارراه پاسداران خیابان دولت خیابان شهید کلاهدوز- خیابان شهید یارمحمــــــدی بن بست بهار تلفن 22541434

    این مراکز متخصصین برجسته ای در مورد مشاوره خانواده دارند به خصوص مرکز مشاوره پویا

    - - - Updated - - -

    خانومی

    همه چیز رو همسرت نباید حاضر و اماده بیاد به شما بگه...مثلا بگه از فلان چیز ناراحتم.شما باید بعد از 5 سال روحیات همسرت رو بشناسی و درک کنی.

    مردها و زنها خیلی وقتها دوست ندارن بیان مستقیم بگن از چی ناراحتن....دوست دارن شریک زندگیشون بفهمه

    درست میشه.نگران نباش



    شما می توانید به مراکز ذیل در تهران مراجعه فرمائید:
    مرکز مشاوره پویا
    تهران خيابان انقلاب، ابتداي خيابان وصال شيرازي، جنب بيمارستان البرز، پلاك 23
    تلفن 66963946 ، نمابر 66963947


    مرکز مشاوره توحید
    تهران خیابان نصرت شرقی - روبروی دانشکده پرستاری شماره تلفن66938833

    مرکز مشاوره راه بهتر
    چهارراه پاسداران خیابان دولت خیابان شهید کلاهدوز- خیابان شهید یارمحمــــــدی بن بست بهار تلفن 22541434

    این مراکز متخصصین برجسته ای در مورد مشاوره خانواده دارند به خصوص مرکز مشاوره پویا
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  5. 5 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92), zendegiye movafagh (پنجشنبه 08 فروردین 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 08 فروردین 92), دختر مهربون (جمعه 09 فروردین 92)

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط zendegiye movafagh نمایش پست ها
    نه به این صورت که فرمودید نبوده ... پیش اومده که خیلی عاشقانه با من رفتار کنه دوباره خیلی عادی بشه مثلا نو همین شش ماه که مشکل داریم یک بار چهار ماه پیش یه دسته گل خیلی خوشکل و بزرگ گرفت و اومد خونه من خیلی خوشحال شدم فکر کردم همه چی مون حل می شه خیلی خوب برخورد کردم اما تو 5 دقیقه دوباره سرد شد و محلم نذاشت یا یه بار دو سه هفته پیش کم محلیش کردم برای اولین بار فرداییش خیلی عصبانی بود چند روز مسافرت رفت بعد که اومد یه موزیک عاشقانه برام گلچین کرده بود و تا صبح یه طوری نگام می کرد که انگار داشته منو از دست می داده دوباره به دست آورده اما دوباره همون روز بی محلیش رو شروع کرد انگار یه لحظه عاشق و یه لحظه فارغ باشه چند روز پیش که اومدیم حرف بزنیم گفت من خیلی سعی کردم بهت برگردم ..... اما منظورش این بود که نشد چرا ؟؟

    - - - Updated - - -

    از همتون تشر می کنم که وقتتون رو می ذارین تا مشکل زندگیم حل شه امیدوارم خدا همه راهها رو براتون باز کنه و هیچ وقت به کار بسته نخورید
    واقعا ممنونم
    پیچیده است شرایط ایشون، نشونه هایی از اختلال های متفاوت داره. حتما کمک بگیرید از یک مشاور یا روانشناس چون حتی اگه ایشون حاضر نشه کمک بگیره، مشاور یا روانشناس می تونه به شما کمک کنه تشخیص صحیحی درباره مشکلات ایشون بدید و با مسائل و نحوه تفکر ایشون آشنا بشید و اون موقع می تونید تصمیماتتون رو بسیار آگاهانه تر بگیرید.
    زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرآیند است. یک جهت است، نه یک مقصد.

    کارل راجرز

  7. 2 کاربر از پست مفید Sinéad تشکرکرده اند .

    میشل (دوشنبه 12 فروردین 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  8. #15
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    ولی من 6 ماهه دارم فکر میکنم دیگه خسته شدم یعنی چی می تونه آدمو تا این حد برنجونه من حتی بابت دعواها و مشکلات سالهای پیش که حل شده بود هم معذرت خواستم اما فایده نداشت مگه می شه می گه موبایل منو چک می کردی منو کنترل می کردی من الان بریدم ؟؟؟ میگم این مربوط به دو سال پیشه اونم فقط دو بار می گه خب صبر آدم حدی داره اما از نظر من منطقی نیست ... این ربطی به الان نداره

  9. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    سلام دوست عزیز

    من چندتا نکته رو خواستم یاداوری کنم که از لابلای حرفای خودتون متوجه شدم.

    1-همسرت اعتماد به نفس پایینی داره.حتی اگه در ظاهر اینو نشون نده اما بابت تحقیرهایی که تو بچگی شده تصور خوبی از خودش نداره.و بنابراین دنبال راههایی میگرده تا دیگران تاییدش کنن.برقراری ارتباط با دخترای دیگه،تو جمع مذهبی دم از مذهب زدن و توجمع عرق خور دم از مشروب زدن برای خودنمائیه وبرای تایید شدن.پیشنهاد میدم همسرتو بهتر بشناسی،تواناییهاشو کشف کنی و تشویقش کنی تا اونارو قوی کنه.باید به حدی برسه که به اندازه کافی از خودش راضی باشه و بطور افراطی بدنبال تایید بقیه نباشه.
    در کنارش خودت هم دنبال استعدادهات برو و سعی کن اعتماد به نفس خودت رو هم تقویت کنی چون خودت هم این مشکل رو داری.

    2-لازم نیست مدام بابت اتفاقاتی که مدتها ازشون گذشته عذرخواهی کنی چون فایده نداره و فقط تو رو یه مقصر جلوه میده.فقط سعی کن باشوهرت سرحرف رو باز کی،باش دردودل کنی بدون اینکه مدام متهمش کنی تا بهونه ای بشه که اونم حرفاشو بهت بزنه

    3-همسرت علاقمند به هیجان تو زندگیه و خلاء عاطفی فقط مربوط به عذرخواهی نمیشه.مردها هیجان و کشش از جانب همسرشونو دوست دارن.نباید همیشه در دسترس باشی.گاهی با دست پس بزن با پاپیش بکش.گاهی کارای عشقولانه غافلگیر کننده انجام بده.کارتهای یادداشت های عاشقانه و...از خلاقیتت استفاده کن.

    4-اگه باز حرف چک کردن گوشیش رو وسط کشید محکم بگو بخاطر زندگیتون اینارو کردی و معنیش بی اعتماد بدنت نیست اما اعتماد جاده دو طرفس و اونم باید تلاش کنه و این حرفا.و اگه لازمه بشینید درباره حریمهای شخصی هرکدومتون وخطوط قرمز زندگی مشترکتون صحبت کید

    5-منم با مشاوره رفتن ولو تنهایی موافقم

    موفق باشی

  10. 4 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    sanjab (جمعه 09 فروردین 92), میشل (دوشنبه 12 فروردین 92), zendegiye movafagh (جمعه 09 فروردین 92), دختر مهربون (جمعه 09 فروردین 92)

  11. #17
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    ما امروز با هم صحبت کردیم همسرم کم و کاستی های منو نمی تونه ببخشه مثلا چندین باری که ظرفها رو نشسته بودم یا بهش گیر داده بودم و یا همتون می دونید مسائلی که تو زندگی پیش می یاد میگه حرمتها بین ما شکسته شده می خوای خودم عکس بگیرم با دوست دخترم برات بفرستم عوضش خوبیهایی که به من کرده رو دونه دونه می گه من نمی دونستم سرانجام دعواهایی که بین ما بود این می شد خسته شدم خدایا می گه من بخشیدمت اما دیگه دوست ندارم و چندین تا دوست دختر داره

    - - - Updated - - -

    آیا زمان مشکل ما رو حل می کنه خب شوهر من خیلی خوب بود اما من مستحق این رفتار نیستم ... هر روزم شده گریه خدایا کمکم کن

    - - - Updated - - -

    حریم ؟؟؟ اون می گه من دیگه کاریت ندارم زندگیتو بکن و دیگه نمی خواد شام و نهار درست کنی هیچ توقعی ازم نداره ... این داغونم می کنه خودش هم وقتشو با با ادنهای دیگه پر می کنه اون میگه دیگه به امید این نشین که زندگیمون درست شه الان دارم با گریه اینارو می نویسم ....
    اون خودش رو یه مرد بدون اشتباه می بینه که من لایق عشقش نبودم من دارم داغون می شم

  12. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    سلام
    راستش وقتی یه مرد با کسی یا کسانی غیر از همسرش دوست میشه و رابطه اش ادامه پیدا میکنه دقیقاً همین رفتار و حرکات همسر شما ازش بروز میکنه .
    خوبه که حداقل اسم کاربریتو مثبت گذاشتی زندگی موفق عزیز، زندگیت بحران زده است اما این که باید چکار کنی رو بهت میگم خودت انتخاب کن که میخوای انجام بدی یا نه. شاید به نظر دوستان راه حلم روانشناسانه نباشه ولی خوب حداقل تجربیه و یکطرفه حرف زدن توش نیست ! همسر شما به فرد دیگه ای علاقمند شده طوری که داره با بهانه های مختلف سعی در سرد کردن شما از زندگی میکنه تا شاید جدا شین. البته این برداشت منه! حرفاش هم برای توجیه رفتارهای غلط خودشه. دوست عزیز یه مدت ولش کن با بچه برو خونه پدر و مادرت نه زنگ بزن نه حالشو بپرس تا میتونی بی محلی کن بذار یه تلنگری بهش بخوره که اینقدر ماست نیستی معذرت میخوام که این طوری میگم اما خودتم مقصری چون اون مواقعی که باید مثل یک زن محکم و قاطع برخورد میکردی دائم بخشیدیش. مرد مشروب خور لیاقت زندگی کردن نداره!!!تمام رفتارهاش به خاطر ارتباط با جنس مخالفش هست به خاطر مشروب خور بودنش چرا با همچین مردی زندگی میکنید ؟ من نمیگم جدا شید ولی اون لیاقت محبت هاش ما رو نداره و نداشته اون همش دنبال اینه که شما ولش کنی و بره سراغ فردی که فکر میکنه میتونه شادش کنه اما کاش این جور مردها بدونن هیچکی همسر خودشون نمیشه اونم کسی که چند سال با همه چیزشون ساخته. میگه کاریت نداره باشه شما هم کاریش نداشته باش رها کن کار داشتن بهش رو زندگی خودت رو بکن فعلا دنبال طلاق نباش اما محکم بهش بگو خسته شدم یا رفتارهاتو عوض کن یا منم عوض میشم کمی قاطع باش نذار هر بلایی سرت بیاره . دیگه بابت مشکلات ماههای قبلت معذرت خواهی نکن دست از اینکه بدونه چقدر دوستش داری بردار بذار کمی به خودش بیاد هر چی بیشتر خوبی کنی اون بیشتر به این جور رفتارهای ناپسندش ادامه میده . به این تالار همیشه سر بزن این تالار اسمش روشه همدردی! درد و دل کن تا خالی بشی. بازم میگم تمام رفتاراش به خاطر اینه که کسی یا کسانی تو زندگیش هستن که اونو مشغول دارن و تا این ارتباط ها قطه نشه همین آش و همین کاسه است بدترین ضربه به زندگی های الان همین ارتباط های غیر شرعیه که روح و روان یک زندگی رو از هم می پاشونه. محکم باش و به خانوادت پناه ببر.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  13. 2 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    morteza2487 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 94), zendegiye movafagh (جمعه 09 فروردین 92)

  14. #19
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اما اون می گه که به یکی نیست با چند نفر دوست شده و خواهای پیدا کردن آرامش تو زندگی هست می گه اون دخترها هیچ کدوم خوب نبیتند اما به محض این که دعوامون بشه ولشون می کنم زنها ارزش وقت گذاشتن ندارند و ...
    اگه برم نیاد دنبالم چی ؟؟؟ من بهش وابسته شدم بچه دارم دوست دارم زندگیم درست شه این ریسکه ؟ نیست ؟

    - - - Updated - - -

    میگه اون دخترا هیچ کدوم خوب نیستند اما نمی دونم چرا وقتش رو با اونا می گذرونه بهش می گم به خاطرات خوبمون فکر کن می گم شاید یه مدت دیگه خودش خسته شه و دوباره دل به من بده می شه یعنی ؟ البته شوهر من آدمیه که شرمنده کردن روش خیلی بیشتر جواب می ده تا لجبازی کردن .... معمولا هم هر سرگرمی مثلا بازی خاص یا یادگرفتن علم خاص یا ورزش خاص فقط چند ماه می تونه مشغولش کنه به خاطر همین می گم شاید از این کارا خسته شه و برگرده به من

  15. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    ایشون دنبال پیدا کردن آرامش توی زندگیشون نیستن ( برخلاف حرف خودشون)
    وگرنه این کارها که آرامش زندگی شونو بهم زده نه اینکه بهشون آرامش بده این یک توجیه برای ادامه دادن کاراشون.
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم



 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.