به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از همه دوستان ممنونم که همراهیم کردن.
    فرشته مهربان لطفا تاپیک رو قفل کنید من به جوابم رسیدم ممنونم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید صاعد تشکرکرده است .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام
    چرامیخوایدعشق وعلاقتون روبه پای درس ودانشگاه وکارفراموش کنید؟
    مگه عشق براحتی بدست میادکه براحتی هم ازدستش بدید؟
    مگه نمیگیدهمه خبردارن پس میتونن پشتیبانیتون کنند
    چراارزش واهمیت موقعیت خودتون رونمیدونیدشمایی که براحتی میتونیدبریدابرازاحساسات کنیدچرابایدعذاب بکشید
    شماکه مثل مادخترامشکل ابرازعلاقه واحساسات ندارید
    چرا؟چرابایدارزش عشق این همه درپیش ماکم بشه
    وقتی موقعیت شمارومیبینم افسوس میخورم من اینجاعذاب میکشم که نمیتونم حرف دلم روبگم عذاب میکشم که چرا بایداینطوری بشه ؟چرابایدعاشق بشم وبهم بگن فراموش کن ؟اگه اون اقابخوادبه سراغت میادتونگوخودتوکوچیک نکن مدام به این فکرکنم که منومیخواد؟جلومیاد؟و...
    شمامیگی درس ودانشگاه نمیذاره جلوبرم
    درس وکارجای خودش روداره زندگی هم جای خودش رو
    ازکجامیدونیدبلافاصله بعدتحصیلات کارپیدامیکنید؟
    ازکجامیدونیدعشق دوباره سراغتون میاد؟

  4. 2 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    reihane_b (یکشنبه 25 فروردین 92), صاعد (یکشنبه 25 فروردین 92)

  5. #13
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 دی 94 [ 22:37]
    تاریخ عضویت
    1391-12-28
    نوشته ها
    868
    امتیاز
    9,210
    سطح
    64
    Points: 9,210, Level: 64
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,872

    تشکرشده 3,054 در 793 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز می دونی واقعیت چیه ؟

    نرفتن به خواستگاری و درس خوندن برای ما پسرها همون رد کردن خواستگار به بهانه "دخترم می خواد درس بخونه " است .
    این فرهنگیه که جا افتاده .

    حالا اگه از باباهامون بپرسیم کی ازدواج کردن همه توی سنای پایین ازدواج کردن . نوبت نسل جدید که می رسه باید خونه و ماشین و پختگی و بلوغ عقلی و .... داشته باشن .
    که با این اقتصاد مملکت هیچ وقت هم بهش نمی رسند./
    دوست عزیز . لطفا فکر کن با حقوق یک میلیون تومن چقدر باید کار کنی تا آماده ازدواج بشی .
    حساب کنی کلا تا 30 سالگی بی خیال میشی .
    پس شما که توی 27 سالگی می خوای بری اولین کارت رو بکنی . حداقل تا 35 باید کار کنی تا آماده بشی.

    یه خواستگاری رفتن که ازت چیزی کم نمیکنه .

  6. 3 کاربر از پست مفید omid65 تشکرکرده اند .

    reihane_b (یکشنبه 25 فروردین 92), roze sepid (یکشنبه 25 فروردین 92), صاعد (یکشنبه 25 فروردین 92)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    به نظرمن ما نمیتونیم به شما بگیم برو جلو یا نه. چون شناخت ما از شما اونقدر زیاد نیست که بتونیم تو مهمترین تصمیم زندگیت برات تعیین تکلیف کنیم.
    ولی اینو میدونم که در همچین مواقعی همه چی بستگی به دختر , پسر داره.
    اینکه پسر چقدر پشتکار داشته باشه،چقدر تلاش مکنه،چقدر مسئولیت پذیر باشه ...
    دخترم مهمه،اینکه چقدر بتونه با سختی های راه کنار بیاد،چقدر بزرگ شده باشه،چی براش تو زندگی مشترک مهم باشه،پول وخونه ماشین یا محبت وعشق همسرش و اینکه میتونه پا به پای همسرش تلاش کنه برای یه زندگی خوب که هم توش پول هست هم عشق.

    اگه فکر میکنی شرایط همچین پسری رو الان داری باقیش رو بذار اون خانم تصمیم بگیره،ببینم میخواد با شما درسختی ها همراه بشه برای یه زندگی خوب یا نه؛از اولش میخواد راحت باشه ودنبال سختی و.... نیست.
    سختی که میگم شاید وقتی کنار عشقت باشی زیاد نباشه حتی ازش لدت هم ببری.
    شما با ازدواج نمیگی خداحافظ ارشد...فقط باید ارشدتو یکم دیرتر بگیری.که اگرم واقعا مصممی میتونی از الان هم کار کنی.
    من دیدم پسر دانشچویی که دست فروشی میکنه.این واقعا ارزشمنده.که میخواد رو پای خودش وایسه.وگرنه یه لقمه نون گیرش میاد.
    شما باید خودت انتخاب کنی.
    هردو راه سخته.ولی ببین کدوم سختی لذت بیشتری برات داره؟
    ما تو زندگی دنبال چی هستیم واقعا؟آرامش؟ خب شما میگی این آرامش وقتی پول ومدرک فوق وخونه باشه جوره؟آره اینا هم آرامش میاره ولی در کنار دوست داشتن.
    نه اینکه یه عمر زندگی با پول وخونه داشته باشی بدون عشق...
    البته ممکنه هم درآینده با یکی دیگه هم خوشبخت بشیا،اینو کسی انکار نمیکنه.

    ولی اگه میدونی از طرف خانواده حمایت میشی تاحدودی، برو با اون دختر حداقل حرف بزن.شاید اون حاضر نشه با این شرایط کنار بیاد اصلا.دیگه اینجوری حسرت نمیخوری که کاش حرف دلمو زده بودم.
    ولی ولی اول خودت مطمئن باش که پشتکارشو داری برای راه سختی که پیش رو داری؟

    من دیدم ازدواج های دانشجویی که الان هم خونه داره هم ....

    راستی چرا زود میگی تاپیکتو ببندن وقتی من هنوز نظر ندادم؟!!!!:mad: :rolleyes:
    ویرایش توسط reihane_b : یکشنبه 25 فروردین 92 در ساعت 21:08

  8. 4 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92), مصباح الهدی (یکشنبه 25 فروردین 92), باران بهاری11 (یکشنبه 25 فروردین 92), صاعد (یکشنبه 25 فروردین 92)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    شما چقدر اون خانمو میشناسی؟
    تا حالا هم کلام شدی باهاش؟
    چرا گفتی به حضورت حساس شده؟ازکجا اینو متوجه شدی؟

  10. 3 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92), باران بهاری11 (دوشنبه 26 فروردین 92), صاعد (دوشنبه 26 فروردین 92)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 04 اردیبهشت 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-1-26
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    23
    سطح
    1
    Points: 23, Level: 1
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 11 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان.
    من 1 سالي شايدم بيشتر ميشه که به اين سايت سر ميزنم اما امروز عضو شدم!
    لازم شد که همين ابتدا از تمام کارشناسا و اعضايي که بدون چشم داشت تلاش ميکنن که مشکلات همديگه رو رفع کنن و از هيچ راهنمايي مضايقه نميکنن تشکر کنم.
    يه سري از بچه ها اسمشون برام آشناست، يکيش اميده که چندتا تاپيک زده بود در مورد راهنمايي هايي که ميخواست و من دنبالش ميکردم و چند وقتيه که يکم آقا صابر رو ميشناسم در کل اسمش توو چشم بود و همچنين ساير اعضا...


    آقا صابر ميشه بگي نتيجه اي که گرفتي چي بود؟


    کارشناسهاي امروزي ميگن بايد براي ازدواج پشتکار داشته باشي، درآمدي و کاري برا خودت دست و پا کرده باشي، و به بلوغ فکري هم رسيده باشي... خلاصه اينکه با دست خالي و بدون فکر تصميم نگيري که بري خواستگاري.
    آره درستش هم همينه و کسي هم منکر اين صحبت ها نيست.


    نظر من اينه که حداقل بايد تکليف درس مشخص باشه و کم کم ميشه بقيه کارها رو پيش برد. نميشه کسي رو توي آب نمک خوابوند تا وضعيت مشخص بشه و رابطه ي دو نامحرم حتي با رعايت موازين شرعي در دراز مدت کار عقلاني نيست، اينکه خانمي رو با قول ازدواج در آينده پاي بند خودمون کنيم کار صحيحي نيست چون ممکنه فرصت هاي ازدواج بهتري براي ايشون فراهم بشه و ما با خودخواهي اين فرصت ها رو ازش گرفتيم.


    همونطور که آقا اميد هم گفتن از يه طرف اگه بخوايم مدرک تحصيلي ارشد بگیریم و بعدش سربازی و بعدش دنبال کارم باشیم و تا یه کار ثابت گیر بیاریم و بعد پس اندازی داشته باشیم و ماشین و (و بعضآ خرید خونه) و ... سن از 30 سالگی مطمئنا به بالا میزنه.


    دکتر حسن عباسی میگن ما باید سن ازدواج رو به زیر 20 سال بیاریم. البته من تا حدودی با نظر ایشون موافقم و این نظر روی همه افراد صدق نمیکنه. قدیم ها اکثر پدر مادرهای ما زیر 20 سال ازدواج میکردن و هر دوخانواده حمایت میکردن اما کسایی که مشکلات رو به دوش میکشیدن خود زن و شوهر بودن.
    وقتی شما توی سن 30 به بالا ازدواج میکنی اون شور و علاقه و لذتی که میشه توی سن کمتر از 30 سال داشت کمرنگتر میشه و توی این سن بیشتر متوجه مادیات میشی.
    نیاز عاطفی و جنسی نیازی هست مثل همه ی نیازی های عادی دیگه انسان، کمبود نیاز عاطفی و جنسی در دورانی که انسان بیشتر به اون نیاز داره و اگه بهش پاسخ داده نشه ممکن هست با مشکلاتی روبرو میشه. دکتر عباسی این نیاز رو مثل آب و غذا میدونه که با نبودنش ادامه حیات غیر قابله و به همین خاطر هست که میگن باید سن ازدواج به زیر 20 سال برسه. البته باید بلوغ فکر رو هم در نظر داشت. گاهی میشه یک شخص 20 ساله به بلوغ فکری رسیده باشه و یک شخص 25 و ... نه! پس گاهآ کارشناسان برای ازدواج دلیل سنی میارن، سن ملاک ازدواج نیست بلکه قدرت تحلیل و نحوه ی تفکر یک فرد و هدفش از ازدواج مشخص میکنه که وقت ازدواج رسیده یا نه.


    اگر کسی تصمیم به ازدواج داشته باشه و بعد مطمئن باشه که بعدآ از این تصمیم خود به هر دلیلی پشیمون نمیشه میشه گفت میتونه به ازدواج فکر کنه.


    حال کسی که میخواد ازدواج کنه و به قول معرف آه در بساط نداره و هنوز خودش رو اول راه میدونه چکار باید بکنه؟ کسی که میخواد هم ازدواج بهنگام داشته باشه و هم بعد به مشکل حادی نخوره!
    من میگم میتونه تا فارغ التحصیلی صبر داشته باشه و بعد میتونه برای خواستگاری اقدام کنه، خب با جیب خالی یعنی میشه؟؟ راستی سربازی هم باید بره....! آره میشه، کسایی که متاهل هستن میتونن توی شهر خودشون خدمت سربازی کنن، اگر کسی تحصیل کرده هم باشه یه فرقی با کسی که تحصیل نکرده داره، بنابراین کسایی که توی شهر خودشون هستن بعد از ظهر ها وقتشون خالیه. بعضی ها میتونن کار نیمه وقتی پیدا کنن و درآمدی داشته باشن (مسلما این درآمد انقدر نیست که همه نیازهای مادی رو برطرف کنه). اگر شخصی رو که میخوایین باهاش ازدواج کنین، این درک رو داشته باشه که توقعاتش رو کمتر بکنه و به کمترین قانع باشه، به مشکل حادی برخورد نمیکنین. در واقع باید کسی رو باید انتخاب کرد که از هر لحاظ هم سطح باشین.
    دختر و پسرهایی هستن که مدت سربازی رو عقد هستن اما کارشناس ها به دلایل مختلف مدت بیش تر از 1 سال رو صلاح دختر نمیدونن. یکی از دلیل هاش منصرف شدن پسر از ادامه زندگی با دختر هست چون دختر در طول این مدت همه چیز خود رو به پسر ارائه میکنه (از لحاظ عاطفی و جنسی) و وقتی پسر کاملا سیراب شد اینجا ساز مخالف میزنه. به همین خاطر به دختران توصیه میشه در دوران عقد کاملا در اختیار شوهر نباشن. اما این صحبت ها روی همه صدق نمیکنه و ممکنه کسانی باشن که بیش از 5 سال عقد هستن و بعد ازدواج به هیچ مشکلی هم نخورن.
    پس میشه در کنار عقد یا ازدواج کامل زیر یک سقف و در حین سربازی درآمدی هم داشت تا حداقل نیازها برآورده بشه و بعد از سربازی دنبال کاری با درآمد بیشتر و بهتر بود. اینجا کمی حمایت خانواده ها نیاز هست اما کسی که زیر بار مسئولیت میرود اقا پسر هست و باید هر مشکل و پیش آمدی رو از قبل احتمال بده و زود شونه خالی نکنه.
    بعد از تثبیت شغل و درآمد میشه کم کم به ادامه تحصیل هم فکر کرد.
    کسایی که به این صورت ازدواج میکنن به طور نمونه ازدواج دانشجویی همه شان از قبل درآمد مکفی ندارن و همه شان پس اندازی ندارن که پشتیبانی برای ازدواج بدونن. این نمونه ها کم نیستن همه چیز به خود شخص بستگی داره، مطمئنا کسی که پس اندازه و درآمدی نداره مشکلاتی پیش روش خواهد بود اگه به این مشکلات تن بده در ازای اون آرامشی خواهد داشت که خدای متعال در کتاب مقدسمون به زبان اورده، انرژی ای در کنار ارضای عاطفی و جنسی بدست خواهد اورد که میتونه از پس مشکلات بر بیاد، از همه لحاظ امید به آینده در او بیشتر میشه، احساسی خواهد داشت که تا به حال اون رو در موقع تجرد تجربه نکرده بود. این مزیت های ازدواج هست که به نظر به مشکلاتش ارزش داره و حتی مشکلات رو پوشش میده. در صورتی که هر دونفر زن و مرد دیدگاهی صحیحی از ازدواج که همان رسیدن به آرامش است رو داشته باشن و تمام مشکلاتش رو سنجیده باشن.


    حرف بعضی ها اینه که عشق نون و آب نمیشه، این حرف کسایی هست که از ازدواج هر توقعی بجز هدف اصلی دارن و اگر مخاطب شما اینان هستن بهتر هست که دوری بشه.
    پدر و مادرهای ما از همون ابتدا خونه، ماشین، کار درست و حسابی و درآمد خوب نداشتن... دخترهای این خانواده ها کم نیستن که به سلامت روح و روان و مسئولیت پذیری خواستگار بیشتر اهمیت میدن.
    و خلاصه بگم همه چیز به خود شخص بستگی داره که چند مرده حلاجه.....


    به قول مولانا :
    ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای

  12. 5 کاربر از پست مفید rohollah.h تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 28 فروردین 92), reihane_b (دوشنبه 26 فروردین 92), مصباح الهدی (سه شنبه 27 فروردین 92), باران بهاری11 (سه شنبه 27 فروردین 92), صاعد (دوشنبه 26 فروردین 92)

  13. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی خوب بود روح الله عزیزم ممنونم برادر
    باید بیشتر فکر کنم هنوز گیجم و نمی دونم
    در جواب ریحانه باید بگم ما تو یه منطقه زندگی می کنیم برا همین زیاد می بینمشون و هر بارم دقیقا تو یه لحظه چشم تو چشم می شدیم من همه مسیر های رفت و آمدمو عوض کردم تا نبینمشون دیگه اینقدر هم دیگه رو دیدیم که هم از دیدنشون می ترسیدم همشم ناخواسته بود ...
    اینجا اینو باید بگم من کسیم که از همه بیشتر برا رسیدن بهشون اشتیاق دارم اما واقعا احساس می کنم نمی شه نمیشـــــــــــــــــه
    همه اینا به حرف قشنگه کدوم خانواده اجازه می دن یه پسر 21 ساله بره برا خواستگاری نمی گم نیست اما واقعا انگشت شمار شده
    بد بختانه یا خوشبختانه هردو تو یه منطقه زندگی می کنیم و می شه گفت منطقه خوبی از شهر ساکن هستیم پس نمی شه توقع داشت حاضر باشن سختی بکشن یکی امروز بهم گفت جای دیگران فکر نکن الانم جای اون خانم فکر کردم و تصمیم گرفتم و جواب رد به خودم دادم

    باید کمی بیشتر فکر کنم بعد تصمیم بگیرم ممنونم از همه

  14. 3 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 27 فروردین 92), rohollah.h (سه شنبه 27 فروردین 92), باران بهاری11 (سه شنبه 27 فروردین 92)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 بهمن 92 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1391-6-26
    نوشته ها
    286
    امتیاز
    270
    سطح
    5
    Points: 270, Level: 5
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered250 Experience Points
    تشکرها
    1,336

    تشکرشده 1,148 در 268 پست

    Rep Power
    42
    Array
    صابر جان
    خوب فکر کن و تصمیمی بگیر که بعدها یک عمر خودت و سرزنش نکنی که کاش جرات داشتم و حداقل حرف دلم و بهش می زدم.

  16. 3 کاربر از پست مفید shabe niloofari تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 27 فروردین 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 28 فروردین 92), صاعد (سه شنبه 27 فروردین 92)

  17. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 آبان 94 [ 22:07]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,447
    سطح
    29
    Points: 2,447, Level: 29
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    48

    تشکرشده 100 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگر مشکلت پایینتر بودن از نظر درسیه که به نظر من خیلی مهم نیست . اطراف من پرن از زنهایی که تحصیلاتشون بیشتر از شوهرشونه .

    با صحبتهای امید موافقم در صورتی که شرایط حداقلیش (ساپورت خانواده) فراهم باشه . در غیر اینصورت ازدواج نه تنها آرامش برات نخواهد داشت بلکه آرامش امروزت رو هم ازت خواهد گرفت .

  18. 3 کاربر از پست مفید soheil2 تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 27 فروردین 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 27 فروردین 92), صاعد (سه شنبه 27 فروردین 92)

  19. #20
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سوال
    چه زمانی می توان گفت من علاقمند به یک انسان شدم خودمونیش می شه کی می شه گفت من عاشق شدم؟
    چطور باید نه ارتباط با فرد مقابل داشت ولی از اخلاق و شخصیت و چیزهایی که در یک زندگی مهم است با خبر شد؟
    اگر اینگونه که می گوید باید از طریق خانواده اقدام شود واقعا عملی هست؟ صابر از دختری خوشش آمد رفتن خواستگاری خوب جلسه دوم فهمیدن نه صابر خوشش نیومد حالا می گن ببخشیدا داماد خوشش نیومد؟ حالا این اتفاق چند بار تکرار شد (مثلا 3 بار) آیا شدنی هست؟

    من موندم وقتی امدم همدردی همه گفتن 21 سالته ازدواج؟ این عشق گذراست! چی شده حالا همه حرفا و نظرات تغییر کرده؟ چرا همون موقع که هزار بار پرسیدم برم مستقیم صحبت کنم همه می گفتن نه اما الان جور دیگه ایی صحبت می کنید؟
    بعد پرسیدن حالا از چی خوشت آمده؟ (آخه چطوری باید می گفتم از چی خوشم آمده واقعا جز ظاهر و رفتاری که در بیرون از یک نفر می بینیم چیز دیگری هم وجود دارد؟ من از ظاهر از شخصیت از نوع رفتارشون خوشم آمده آیا اینا کافیه یا نه گذراست؟ (آخه تا وقتی باهاش صحبت نکنم تا رفت آمدی وجود نداشته باشد که نمی دونم چه ویژگی های مثبت و منفی دارن!
    بعد گفتن دوستی بده، یه وقت نری دوست شی!
    فقط حرف این بود از کانال خانواده برید جلو می رم به بابا می گم می گه اگه دختره پشتت بود می شد رفت جلو (تو این سن) اما وقتی نه دختره پشتت هست نه خانوادش می شناسنت جز نه چیزی نمی شنوی
    یعنی چی؟ یعنی برم دوست بشم باهاش؟ تا دختر خانم پشتم باشن تا رسمی اقدام کنم!!!

    آخه چرا همه حرفا ناقصه؟
    دوستی بده بله منم می گم بده پس چطور باید با اخلاقیات یک انسان آشنا شد تا تشخیص بدیم بدردمون می خوره؟
    اصلا چه زمانی می تونیم بریم خواستگاری؟ مگه قبل خواستگاری جز چهره و چند بار دیدن در بیرون از دور (آخرشم گرفتن جزو) اطلاعات دیگه ایی در اختیار ماست؟

    الان جوری شده دیگه با این وضع کشور خود پدر مادرا به یکی نیاز دارن که حمایتشون کنه (چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است)
    بخدا اینقدر حرفای مختلف شنیدم دیگه ذهنم جواب نمی ده

    بخدا از ازدواج کلا ترسیدم یعنی اصلا می ترسم فکر کنم می ترسم دوباره برگردم به سال 91 بچه سال خیلی بدی رو گذروندم
    دیگه نمی خوام به ازدواج فکر کنم حداقلا تا 27 سالگی نمی خوام بهش فکر کنم
    همونجوری که این سه سال به هر سختی بود گذشت از این به بعدم می گذره یا فراموش می شه یا تو ذهنم باقی می مونه اما الان به این نتیجه رسیدم تا شرایط درست نشد نمی شه
    خودم می دونم تو 27 سالگی هم در نقطه صفر ایستادم (و الانم با اون زمان هیچ فرقی نداره) و تا می خوام کمی پس انداز کنم و کاری بگیرم حداقل 5 سال زمان می بره و من به 32 می رسم اما واقعا چاره ایی نیست.
    ویرایش توسط صاعد : سه شنبه 27 فروردین 92 در ساعت 18:08

  20. 2 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    reihane_b (سه شنبه 27 فروردین 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 28 فروردین 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  2. نمی تونم تصمیم بگیریم لطفا دوستانی که ارشد خوندن راهنماییم کنن
    توسط deniz90 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 10 اسفند 92, 22:10
  3. دوستان کمک یه مشاور میخوام برا دوستام معتاد به استمناء (جلق) شدن
    توسط infodltube در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 00:07
  4. +همسرم با مشورت دوستاش تصميم مي گيره بعد به من ميگه با من مشورت نمي
    توسط ahoora در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 25 شهریور 90, 21:53
  5. دوستش دارم ولي نمي تونم تصميم بگيرم
    توسط سهيل در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 آبان 87, 21:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.