به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 02:53]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    40
    سطح
    1
    Points: 40, Level: 1
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همتون منو متهم كردين!!!!!!!!!! مني كه قبل ازدواج رك و رو راست علايق و نيازهامو مطرح كردم و انتظار روراست بودن رو داشتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    من كه كسي رو مجبور نكرده بودم نظراتم رو به زور بپذيره!!!!!! شرايطم رو گفتم، خواسته هام رو گفتم و همسرم ميتونستن همون موقع خيلي رك و رو راست بگن من زير بار اين شرايط نميرم و تمام...

    اگه من دوست ندارم دختر دايي هاش باهاش شوخي هاي بي جا بكنن ((و قبلا هم مطرح كردم كه بدم مياد)) تقصير كارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!! .... خانوم هاي محترم تالار كدوم يكي از شما مي پسندين كه جلوي چشمتون ناظر چنين برخوردهايي باشين با همسرتون؟؟؟؟؟؟ .... چشمامو رو ببندم و مرتب با خودم تكرار كنم من يه زن منفعلم و غير از ديدن و سوختن و ساختن كار ديگه اي نميتونم بكنم.... چون همسرم تغيير نا پذيره و حق داشته قبل عقد با وجود ديدن حساسيت من به اين موضوع بازم مطرحش نكنه!!!!!!!!!!!!

    فكر ميكنم خيلي نا عادلانه در مورد من قضاوت كردين!!!!!!!!
    من درون گرا نيستم.... بيش از حد برون گرا هم نيستم..... جمع رو دوست دارم... اين رو همسرمم ميدونه...... اما راغب هم نيستم زماني كه به دوستام اختصاص ميدم بيشتر از زماني باشه كه به همسرم اختصاص ميدم!!!!!

    من همسرم رو توي قفس نكردم.... بهش ميگم با دوستات برو باشگاه، استخر، كوه و ... اما از اينكه شبها تا دير وقت برين شب نشيني تو پارك و اينها بدم مياد!!!! فكر نميكنم خيلي هم فكرو ايده ام ناجور باشه!!!!

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 02:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-27
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 140 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آروم باش عزیزم.همه از جمله من برای کمک به خودت این حرفو زدیم.میدونی اگه وارد این بازی بشی عمر و جوونیو لحظه هاتو چقدر هدر میدی؟کسی متهمت نکرده شما حق داشتی برا خودت شروطی داشته باشی.اما خیلی از مردها هستند بخاطر رسیدن به دختر مورد علاقشون بیدرنگ هر شرطی رو میپذیرن و بعد زیرش میزنن(حتی تو خانمها هم این موارد زیاده)مطمئن باش با انتقاد مستقیم هیچ نتیجه ای نمیگیری.فقط و فقط با رفتارت میتونی باعث تغییر همسرت بشی.وقتی میبینی چندبار نکته ای رو متذکر میشی و شوهرت دوباره همون کارو تکرار میکنه بدون روشت اشتباس. تا کی میتونی در برابر خواسته های بحق خودت با شوهرت بجنگی؟چقد توان داری؟اینو بدون هیچ وقت در مبارزه با شوهرت تو پیروز نمیشی چون مردان برای شکست دادن و بحق بودن زندگی میکنن.ولی قطعا میتونی با سیاست زنونه پیروز باشی.پس نجنگ.از درش وارد شو.من کسی رو میشناسم که 30 سال تموم برای تغییر عادات زشت شوهرش مبارزه کرد و آخرش مستاصل و بیمار شد ..جالبه که تمام 30 سال شوهرش فقط مطابق میل خودش رفتار کرد بدون اینکه بفهمه چه آسیبی به زنش میزنه....قوی باش و بدون باید خیلی رو خودت کار کنی تا با تغییر دادن اوضاع شوهرت هم روشش رو عوض کنه.ااز تجربه شخصیم بهت بگم:از یکسال پیش به شدت روی اس ام اس بازیهای شبونه همسرم حساس شدم و وقتی اعتراض و دعوا کردم رفتار همسرم بد و بدتر شد .بجای اینکه شک منو برطرف کنه و بهم اطمینان خاطر بده که پای کسی در میون نیست به کاراش شدت بیشتری داد.تا جائیکه گوشیشو با خودش به حموم هم میبرد و شبها میذاشتش زیر بالشش...من با این کارش هر روز داغونتر شدم و هزار جور فکر به سرم اومد تا اینکه فهمیدم دارم خودم رو عذاب میدم و دستی دستی خودمو دیوونه میکنم.تصمیم گرفتم مدتی بی تفاوت بشم و به هیچ وجه به روی خودم نیارم تا اینکه اوضاع عوض شد و شوهرم فهمید دیگه از جانب من تحت فشار نیس و دم به دقیقه زیر نگاه من نیست...اونم یواش یواش رفتارشو عوض کرد و اطمینان منم برگشت سر جاش....
    عزیزم هر چیزی رو ببری زیر ذره بین بزرگ میشه.....
    با دست خودت شوهرتو به سمت افزایش رفتاراش سوق نده
    ویرایش توسط gelareh : دوشنبه 02 اردیبهشت 92 در ساعت 01:36

  3. 6 کاربر از پست مفید gelareh تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), shayana (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), she (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), هلیا66 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), مريم بانو (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 02:53]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    40
    سطح
    1
    Points: 40, Level: 1
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم gelareh عزيز... حرف هاي قشنگي زدين

    خوب بهم راهكار نشون بدين...
    مثلا من اگه دوباره شاهد شوخي هاي بي جاي بعضي خانوم ها باهاش بودم دقيقا چي كار كنم؟؟؟ .... بي تفاوت باشم ((شتر ديدي نديدي)) ؟؟؟؟؟ سكوت كنم؟؟؟؟
    ویرایش توسط مريم بانو : دوشنبه 02 اردیبهشت 92 در ساعت 12:23

  5. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    آره خانومی سکوت کن! حتمن سکوت کن و به روی خودت نیار. منم زنم. منم متاهلم و تا دلت بخواد منم حسادت می کردم وقتی شوهرم با دختر عموش شوخی می کرد و صمیمی بودن.
    خب منم که حساسیت نشون دادم اون بدتر کرد. به گوشی دختر عموش زنگ می زد و یه ساعت جلوی من باهاش تعریف می کرد!
    هیچی دیگه من دیدم اگر حساس تر بشم و حرفی بزنم بدتر میکنه!:mad: مردها لجبازند معمولا. بچه اند اصن همشون!:(
    حالا یادم نیست که آخرین بار که دخترعموش رو دیدیم کی بوده!!!!! دو سال پیش؟!:rolleyes:
    البته خب اون فرهنگ خانواده ش هم با شما فرق داره و این کار براشون زشت نیست و نمی خواد که تو اونو بیخودی محدود کنی.
    .
    نکن دختر جون. نکن! اگر رفتارهای شوهرت آسیب به زندگی ات نمی زنه و اونو منحرف نمی کنه تو سعی کن بی تفاوت نشون بدی خودت رو.
    .
    بعدن که رفتی سر خونه و زندگیت رفت و امدهات عملن محدودتر میشه با فامیل شوهرت. نگران نباش.
    .
    یه ذره صبر داشته باش.
    .
    یه موضوع مهم : اگر به خاطر مسادل درجه 2 و 3 با شوهرت بحث و دعوا کنی. مسائل درجه 1 زندگی از نظرت دور میمونه و وقتی که باید حواست رو به اون مسائل جمع کنی و درستشون کنی از دست میره. وقتی می فهمی که هم دیره و هم دیگه شوهرت حوصله ی ایراد گرفتن های تو رو دیگه نداره.
    .
    صبر داشته باش. اینایی که گفتی درست میشه.

  6. 4 کاربر از پست مفید she تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), gelareh (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), هلیا66 (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92), مريم بانو (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام بانوي عزيز: گفته هاي دوستان را خلاصه و ليست كن و سعيتو بكن آنها رو گوش بدي و عمل كني
    1- خودت را به زندگي بامردي كه خصوصيات خودش را دارد بساز و قول ها را كلاً فراموش كن مگر اينكه
    در اثر رفتارهاي تو و تغيير شرايط خودش آنها را تغيير بده يا فراموش كنه 2- تو مگر شوهرتو خريدي و
    مثل عروسك ميخواي باهاش بازي كني يا مردي را براي زندگي و ساختن زندگي انتخاب كردي كه حداقل اندازه خودت نقش و وظيفه و تكليف بر دوشش هست . نگران هيچي نباش و صميميت شوهرت با ديگران رو حيه اش را براي باتو بودن و پرداختن به نيازهاي مخصوص با تو يعني زنش آماده تر ميكند و بايد از طرف تو احساس آرامش و راحتي كند و فكرش را مشغول مراقبت و توجيه رفتارش ننمايد تا به عشقش با تو بپردازد.
    ویرایش توسط حسين40 : دوشنبه 02 اردیبهشت 92 در ساعت 17:05

  8. کاربر روبرو از پست مفید حسين40 تشکرکرده است .

    مريم بانو (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 02:53]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    40
    سطح
    1
    Points: 40, Level: 1
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    she و حسين 40 گرامي ممنونم بابت پاسخ هاتون

    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    منم متاهلم و تا دلت بخواد منم حسادت می کردم وقتی شوهرم با دختر عموش شوخی می کرد و صمیمی بودن.
    كار شما خيلي خيلي سخت تر بوده پس!!!!!!!!!!ا...... خدا رو شكر همسر من خودش با خانوم ها شوخي نميكنه، و اين دختر دايي هاشن كه شوخي ميكنن با همسرم ،‌و همسرم فقط سكوت ميكنه يا يه لبخند ميزنه!!!!!! .... فكر ميكنم شما خيلي خيلي از من صبورتر بودين... آفرين

    من همسرم رو خيلي خيلي خيلي دوست دارم.... اصلا ذوق ميكنم وقتي نگاش ميكنم..... فقط اين مساله اس كه آزارم ميده .... شايدم من سخت ميگيرم.... واقعا نميدونم.....
    آخه خودم به محض اينكه بفهمم يه چيزي يه كاري همسرم رو ناراحت ميكنه محاله دوباره تكرارش كنم.... محااااااااااااااااله.... شايد من زيادي پر توقعم كه انتظار داشتم اونم همين طوري فكر كنه

  10. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array
    سلام مريم بانو

    دوستان راهنماييهاي خيلي خوبي كردن،به عنوان كسي كه تجربه ي نزديك به 4 سال زندگي مشترك رو داره بهت توصيه ميكنم بهتره همسرتو همين طور كه هست ببذيري ،ببين گلم شما قبل از ازدواج ديدين كه همسرت به حيوان خانگي علاقه داره،يا به جمع هاي دوستاش كه اليته هيچكدومش چيز بدي نيست،مخصوصااين كه خودتون هم ميگيد كه مثلا در جمع دوستانش كار بدي نميكنه فقط يك حالت دور همي داره،پس چرا اين شرطها روبراش گذاشتين؟دليل اين حساسيتهاي شما چيه؟
    درسته كه همسرتون قول داده كه اينكارها رو نكنه واخلاقا آدم بايد پاي قولي كه داده وايسه اما خوب بنده خدا داره با اين شيوه ساليان سال زندگي ميكنه،مخصوصا كه به كارهايي هم علاقه داره كه نه خلاف شرعه ونه عرف،پس حق داره كه سختش باشه كه اين كارهارو كنار بزاره.
    به نظر من بهتره شما يك بازبيني در مورد دلايلي كه براي منع اين كارها از جانب شما هست با خودت داشته باشي،و ريشه يابي كني،اين همه حساسيت از كجا آب ميخوره؟مخصوصا به كارهايي اين قدر طبيعي!

    دوست خوبم قصد ما سرزنش شما نيست،بلكه دلمون ميخاد زواياي جديدي در نگاهت به مساله ايجاد كنيم،

    در ضمن هيچ لزومي نداره كه شما هم براي خوش آمدهمسرت در خودت تغييراتي ايجاد كني كه اذيتت كنه يا حسرتشو بخوري،زندگي مشترك براي هيچ كدوم ازشمانبايد مثل يك قفس باشه،چون هر كس بالاخره از قفس خسته ميشه،شما هم خودت باش و خودتو تحت فشار نزار.

    پ.ن:به خصايص اخلاقي خوبي هم كه در ايشون ميبيني مثل همين راستگويي بها بده ،باور كن تعريف در آدمها معجزاتي ايجاد ميكنه كه صدهاقول و شرط و انتقاد نميتونه.

    موفق باشي
    دردي كش اين ميخانه........صد ناله وصد فغان دارد

  11. 3 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), gelareh (دوشنبه 02 اردیبهشت 92), مريم بانو (دوشنبه 02 اردیبهشت 92)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 مهر 92 [ 02:53]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    40
    سطح
    1
    Points: 40, Level: 1
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 3 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم بابت صحبت هاي خوب و سازنده ات... خيلي رو نگرشم تاثير گذار بوده... صحبت هاي تمام دوستان خيلي مفيد و به جا بوده

    نقل قول نوشته اصلی توسط یک زن امیدوار نمایش پست ها
    سلام مريم بانو

    شما قبل از ازدواج ديدين كه همسرت به حيوان خانگي علاقه داره،يا به جمع هاي دوستاش كه اليته هيچكدومش چيز بدي نيست،مخصوصااين كه خودتون هم ميگيد كه مثلا در جمع دوستانش كار بدي نميكنه فقط يك حالت دور همي داره،پس چرا اين شرطها روبراش گذاشتين؟دليل اين حساسيتهاي شما چيه؟
    درسته من اين شروط رو با توجه به رفتارهايي كه ازش ديدم گذاشتم... اما كارمم غير منطقي نبوده... اگه ميدونستم از فلان كار كه من بدم مياد خودشم از اون كار بدش مياد كه ديگه نيازي نبود من براشون شرطي بزارم!!! درسته؟؟؟
    من ديدم رفت و آمد هاش با دوستاش زياده ((هم خودش گفت هم مامانش)) و من از رفيق بازي و اينها خوشم نمياد واسه همين مطرحش كردم و ايشونم قبول كرد... در مورد حيوانات هم همين طور....

    اما گويا متاسفانه با وجود شروطي كه گذاشتم بازم به جايي نرسيدم!!!! ... البته بايد قبول كنيد كه همسرمم كار اشتباهي كرد... خيلي بهتر بود كه ايشونم همون موقع نظرشون رو بگن
    ویرایش توسط مريم بانو : دوشنبه 02 اردیبهشت 92 در ساعت 20:42

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    شما بهتره دست از لجبازی بردارید وبه حرح دوستان گوش کنید اگه قراره فقط رو حرف خودتون پافشاری کنید پس واسه چی از بقیه کمک می خواید

  14. کاربر روبرو از پست مفید هلیا66 تشکرکرده است .

    asemani (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 02:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-27
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 140 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ... البته بايد قبول كنيد كه همسرمم كار اشتباهي كرد... خيلي بهتر بود كه ايشونم همون موقع نظرشون رو بگن[/quote]
    هیچ شکی در اشتباه بودن رفتار همسر شما نیست و حرفهای دوستان مبنی بر عدم حساسیت شما دلیل بر تائید بدقولی شوهرتون نیست.مسلما همسرتون اونقد شما رو دوست داشته که بخاطر رسیدن به شما بدون تفکر شروطتون رو قبول کرده...منظور همه ما از کار کردن شما روی خودت اینه که به خودت آسیب نزنی و نگران نباشی...امیدوارم همسرتون با رفتار شما متوجه اشتباهش(بدقولیش)بشه.موفق باشی عزیزم.راستی سمینار خانواده دکتر فرهنگ رو دانلود کن و با دقت بهش گوش کن.موفق باشی

  16. 2 کاربر از پست مفید gelareh تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), مريم بانو (پنجشنبه 05 اردیبهشت 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه طور زندگی را عاشقانه کنم وعاشقانه نگه دارم ؟
    توسط سرگشته دوست در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 26 مهر 93, 14:11
  2. وعده خدا یا نقصِِ برداشت ما؟
    توسط hamed-kr در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 10:10
  3. چکار کنم که مومن وعاقل باشم؟
    توسط earth در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 92, 00:26
  4. خانواده ي شوهرم به وعده هاشون عمل نكردن ،چه كار كنم؟
    توسط عسلي در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 دی 91, 12:11
  5. موضوعای منتقل شده، به کجا منتقل شده؟!
    توسط میثاق در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 مرداد 91, 13:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.