شیدا ی عزیز و دیگر دوستان شب نیلوفری- ویدا -زندگی موفق- کامروا -شکوفه کویری عزیز سلام
نمیدونین چقدر از خوندن مطالبتون آروم گرفتم.
عزیزم سعی میکنم راهنمایی هاتون رو با دقت تمام به کار بگیرم.از خوندن مطالب قدیم و نکته های اون ها هم درس میگیرم این خیلی راه خوبی بود ممنون از پیشنهادت عزیزم.
اما باید بدونین که همسرم مدام در حال تکرار این جملاته که من میدونم تو برای زندگی هیچ چیزی کم نذاشتی و حتی خودش داره بارها و بارها میگه که من از لحاظ مسائل خصوصیمون بسیار راضیم و محاله فکر ارتباط جسمی با کسی رو حتی تصور کرده باشم.
دیروز بمن گفت که من برای تو توضیحاتم رو دادم اگر ازت ناراضی بودم یا کاستی میدیدم بهت میگفتم اگر هم واقعا از تو و زندگیمون ناراضی بودم خیلی راحت بهت میگفتم و زندگی بازی نیست.
حالا به من گفته که فکراهاتو بکن و انتخاب کن یا میتونی به شک و تردیدت پایان بدی و باز زندگیمون برگرده به روال سابق یا اینکه فقط خودت آزار میبینی .البته میگه من هم از شک تو آزرده میشم اما حتی اگر آزار هم ببینم ترکت نمیکنم و باهات میمونم.
میگفت که مثل اینکه دوست داری به زور و با این ناراحتی هات من رو به سمت اون هل بدی و این کارت اشتباهه.میگفت چی خوشحالت میکنه و میخوای بشنوی؟با گفتن اینکه تو به من خیانت کردی و این حرفها میخوای من هم بهت بگم که آره و تائیدت کنم و آیا فکر میکنی بعد از شنیدن این حرف (که تازه حقیقت هم نداره) خوشحال خواهی شد؟
یعنی همسرم تا این اندازه زرنگه و فقط داره همه چی رو با حرفاش فیصله میده یا واقعا فهمیده خطا کرده ؟؟؟
خوندن راهنمایی های شما دوستان نمیدونین چقدر بهم آرامش میده.






علاقه مندی ها (Bookmarks)