به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 49
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 خرداد 92 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1391-8-07
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    117

    تشکرشده 257 در 108 پست

    Rep Power
    27
    Array
    شما به همسرتون بیشتر محبت کنین و دلشو بدست بیارید
    با غر زدن به همسرتون رو اعصابش راه میرید و یواش یواش دلسرد میشه ازتون
    بهتره بهش محبت کنین تا دوباره روزهای خوشتون برگرده و همون دوتا مرغ عشق بشین که قبلا بودن
    شما به خانوادتون محبت کنین ولی تا زمانی که سو استفاده نکردن ازتون و وقتی میبینین که رفت و امد با خانوادتون باعث ناراحتی خودتون و همسرتون میشه و تاثیر بدی داره رفت و آمدتون رو کمتر کنین باهاشون تا تو زندگی آرامش داشته اشین

  2. 2 کاربر از پست مفید ژپتو تشکرکرده اند .

    tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), کامران (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 خرداد 92 [ 08:08]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    152
    سطح
    3
    Points: 152, Level: 3
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان عزیز ممنون ازتون
    بله تصمیم گرفتم بیشتر به شوهرم احترام بذارم دیشب که اومد خونمون موقع رفتن تا بیرون بدرقه اش کردم میخوام همیشه همین کارو بکنم هر کس دیگه هم جای اون بود سرد میشد من خیلی باهاش بدرفتاری کردم
    اما در مورد خانواده م فکر نمیکنم اوضاع درست شه ولی دیگه میخوام خودمون دو تا بیرون بریم و کمتر تحویلشون بگیرم مثل خودشون ولی بهر حال فکر میکنم تا خونه خودم نرم اوضاع درست نمیشه فقط دلم میخواد هرچه زودتر این 6ماه تموم شه و برم خونه م تا خیلی رفتار ها رو نبینم و زجر نکشم. روز شماری میکنم
    در مورد ازدواج خواهرم هم نمیخوام دخالتی بکنم و عکس العملی نشون بدم به نظرتون کارم درسته؟؟

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اسفند 92 [ 09:57]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    130
    امتیاز
    1,090
    سطح
    17
    Points: 1,090, Level: 17
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 158 در 82 پست

    Rep Power
    27
    Array
    آره عزیزم کارت درسته خیلی وقتا خودمون راه درستو می دونیم فقط باید بقیه یه تلنگر بهمون بزنن که به خودمون بیایم

  5. 2 کاربر از پست مفید هلیا66 تشکرکرده اند .

    tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), من مریمم (شنبه 04 خرداد 92)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    سلام عزيزم
    يه سوال يعني تو تا حالا شده كه شوهرتو بدرقه نكردي ؟
    واي خيلي كار بدي كردي
    بايد از روز اول هميشه اينكار رو مي كردي ميدوني چقدر تاثير خوبي داره حتي وقتي هم دلخوري بايد ميرفتي
    مردا خيلي حساسن اگر بشكنن. اگه دلسرد بشن ديگه جمع بشو نيستن
    زندگيتو جمع كن
    شوهر خوبي داري
    آينده داره.
    در مورد خانواده تم هميشه اگه چيزي گفت ماست ماليش كن با مهربوني .دفاع نكن. ولي با مهربوني و سياست يه جوري از دلش در بيار . زرنگ باشو نذار بفهمه خيلي چيزا رو.
    قربونت:o

  7. 2 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    tamanaye man (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), بالهای صداقت (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 خرداد 92 [ 08:08]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    152
    سطح
    3
    Points: 152, Level: 3
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون پریای عزیز
    راستشو بخواین بله من هیچوقت به استقبال شوهرم نمیرم و بدرقه اش هم معمولا نمیکردم
    من قبول دارم رفتارام خیلی بد بوده ولی باور کنین همه ش به خاطر رفتارای خانواده م بوده شاید درک نکنین
    چند وقت پیش بابام حالش خوب نبود شوهرمم به خانواده ش گفته بود مامان باباش یه شهر دیگه ن ولی بنده خداها پا شدن اومدن عیادت بابام. بعد که رفتن بابام گفت اینا واسه چی وسط هفته اومدن الان اصلا وقت اومدن نبود....
    حالا جالبه بابام بازنشسته س و مامانم خانه دار و همیشه تو خونه بیکارن. اگه به جای اونا پدر و مادر زن داداشم میومدن (که نیومدن) بابام و مامانم کلی هم خوشحال میشدن چون اونا تحصیلکرده ان حالا مهم نیست که بسیار خسیس و بی فرهنگن ولی پدر شوهر من درس خونده نیست و روستایی ان. این تازه یه نمونه ش بود
    تا حالام 100 بار خانواده مو دعوت کردن باغشون ولی خانواده م بهونه آوردن و نرفتن
    مامانم هرررررررررررررررررررررر شب به مامان زن داداشم زنگ میزنه ولی سالی یه بارم به مادر شوهر من نمیزنگه
    با وجود این وقتی من میرم خونه مادرشوهرم انقدر بهم میرسن که شاید مامان خودم نرسه.
    شمام اگه جای من بودین انقدر اعصابتون بهم میریخت که مثل من رفتار میکردین:(

    - - - Updated - - -


    در مورد خانواده تم هميشه اگه چيزي گفت ماست ماليش كن با مهربوني .دفاع نكن. ولي با مهربوني و سياست يه جوري از دلش در بيار . زرنگ باشو نذار بفهمه خيلي چيزا رو.
    قربونت:o[/QUOTE]

    کار از ماست مالی گذشته شوهرم خیلی چیزا رو میدونه همه رفتارهای خانواده مو داره میبینه
    یعنی ممکنه به خاطر این چیزا درآینده منو سرزنش کنه؟؟؟؟

  9. #16
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم از همسرت پیش خانوادت تعریف کن ، از مهربونی هاش از وفاداریش ، .....از هر خوبی که داره که شما عاشقش شدی ... تمام خوبی هاش رو به خانوادت بگو تا اون ها هم مثل تو جذبش بشن .
    پسر خوب و اهل زندگی تو این زمونه کم پیدا میشه ، اگر پیدا بشه باید رو سر نگهش داشت ، این و جدی میگم .اکثر پسرا دیگه یا اهل سیگار و مشروب هستند یا اهل دود یا رفیق بازی و ..یا خیلی ببخشید روابط نا مشروغ ....یکی از این عیب ها رو شوهر آدم داشته باشه دیگه زندگی آدم میشه جهنم .
    تا میتونی با همسرت دوست باش و سعی کن دو تایی با هم از زندگی لذت ببرید .

    تعریف هایی که از خواستگار خواهرت کردی ، مطمئن باش توی زندگی خیلی براش دردسر ساز میشه ، اما الان خواهرت فقط داره به روزهای خوشی فکر میکنه ، الان نمیتونه آینده رو ببینه ، خیلی احساسی دارن تصمیم میگیرن .
    مشکلات شما با همسرت به مراتب خیلی خیلی کمتر هست ، خیالت که از همسرت راحت باشه شب موقع خواب راحت سرت رو بالشت میزاری می خوابی ، امان از روزی که همسر آدم شریک زندگی آدم و کسی که می خوای یک عمر در همه شرایط بهش تکیه کنی ، اهل زندگی نباشه ، اون وقت متوجه اشتباهاتت میشی .

    قدر همسرت رو بدون و عشق و علاقت رو بهش نشون بده .

  10. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    zendegiye movafagh (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    بازم سلام عزيزم
    همين روشتو ادامه بده. خودت جور خونوادتو بكش. خودت خوبه ميگي6 ماه مونده
    اين مدت رو سعي كن بيشتر با شوهرت باشي كمتر به خونه دعوتش كن. خيلي كم.
    نذار با مادرت روبرو بشه.(كمتر ببيندش شايد دلش براش تنگ شد)خيلي كم باشه باهاش بيرون برو . پارك. خونه اونا.رستوران.با هم بريد پيك نيك.نميدوني چه مزه اي ميده.دونفري(من عاشق تفريح هاي دونفري ام;)) هيچ كسم با خودتون نبرين هيچ كس
    ببين چقدر رابطه تون بهتر ميشه. معلومه عاشقته. نگران نباش كسي به عشقش سركوفت نميزنه عزيزم.
    يه چيز ديگه هم اينكه از اول بايد رابطه شوهرت با خونوادتو كنترل ميكردي يعني جوري بياد كه قربش نره. جلو اونا خيلي تحويلش بگير
    (كاريكه من ميكنم چون خصلتاً خونوادم سردن . و من هميشه بايد وقتي ميريم خونه پدرم بايد اونو سرگرم كنم و باهاش باشم)
    در پايان رابطه جسميتم بيشتر كن.
    حيف زندگي و عشقتونه كه خراب بشه.

  12. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 مهر 04 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1390-6-22
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    30,538
    سطح
    100
    Points: 30,538, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    3,307

    تشکرشده 2,402 در 566 پست

    Rep Power
    168
    Array
    سلام اشک یخی عزیز.
    به این همه صبر و استقامت و عشق ورزی همسرتون غبطه میخورم.واقعا ایشون فرشته هستن که تو همچین شرایطی به این زیبایی صبوری میکنن.
    دوستان هم گفتن که تمام تلاشتو به پای همسرت بریز،اینکه در گذشته کم کاری کردی رو باید جبران کنی،کار های غیر منتظره براش انجام بده،خودت به خانوادش زنگ بزن و حالشونو بپرس.نذار خانوادش حس کنن که سطح شما بالاتره.
    خودت پیشنهاد بده بریم پیش اونا ببینیمشون.حتی اگر تفاوت ظاهری هم دارین(لباس...) سعی کن دیگه لباس های خیلی گرون نپوشی تا اختلاف سطحاتون کمرنگ تر بشه و همسرت بهت نزدیک تر بشن.
    میتونی براش یه هدیه بگیری و براش احساساستتو بنویسی و بگی دوست داری همسر خوبی براش باشی و ازش بخواه که بگه چه کارهایی دوست داره براش انجام بدی.
    این 6ماه مونده به خونه رفتنت خیلییی مهمه که توقع بیش از توانش نداشته باشی و خیلی ساده همه چیزو بخوای.
    در ارتباط با خانوادت به نظر من بهترین کار کم شدن رابطتونه.نذار همسرت خورد شه و رانندشون باشه و محبت خارج از حد بهشون کنه، الان چیزی نمیگه ولی ممکنه یه روزی تمام این ها جمع بشه و همسرت منفجر شه(خدا نکنه)
    احترام خانوادتو داشته باش اما ارتباطتو باهاشون کمتر کن ولی بهشون خیلی هم محبت کن،بهشون اصرار نکن به همسرت احترام بیشتر بذارن،اینقدر واسه همسرت عزت بذار که خودشون بفهمن چه جایگاه رفیع انسانی همسرت دارن.حتی وقتایی که همسرت میان خونتون علاوه بر استقبال(که وظیفتونه و حتما باید برین)جوری رفتار کن که بفهمن چقدر برات مهمه همسرت اما مواظب باش زیاده روی نکنی که خانوادت حسادت کنن
    مطمئن باش خونتون برین خیلی اوضاع بهترو شیرین تر میشه.نگران سردی همسرت هم نباش، شما که گرمتر بشی میبینی که چه زود مثه اوایل ازدواجتون عاشقانه زندگی میکنین(انشاالله)
    موفق باشی

  13. کاربر روبرو از پست مفید شمیم الزهرا تشکرکرده است .

    zendegiye movafagh (یکشنبه 29 اردیبهشت 92)

  14. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 خرداد 92 [ 08:08]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    152
    سطح
    3
    Points: 152, Level: 3
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شمیم الزهرای عزیز پریا جون تمنا جون از همه ی شما دوستای خوبم ممنون
    حرفاتون خیلی قشنگه وخیلی بهم آرامش میده سعی میکنم همه کارهایی که گفتین انجام بدم. تا شوهرمو برگردونم راستشو بخواین تا چند وقت پیش آرامشم خیلی بیشتر بود ولی با قضیه ازدواج خواهرم آرامشم خیلی بهم ریخته هم واسه خودش ناراحتم که داره انتخاب اشتباه میکنه و هم واسه اینکه میترسم با اومدن خانواده اون آقا که گفتم هم سطح خودمونن مقایسه ها و تبعیض ها شروع بشه و من و همسرم سرخورده بشیم
    درحال حاضر حالم اصلا خوب نیست تنها چیزی که بهم آرامش میده حرفای شماس و اینکه میخوام زودتر برم خونه خودم

  15. کاربر روبرو از پست مفید اشک یخی تشکرکرده است .

    tamanaye man (پنجشنبه 19 اردیبهشت 92)

  16. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    عزيزم توكلت به خدا باشه
    باور ميكني شرايط منو تو چقدر نزديك همه. ولي من هيچ وقت كوچيكش نميكنم الان 7 ماهه شوهرم بيكاره ولي به روش نميارم بالاخره درست ميشه خودشم در عذابه ولي با اين وضع مملكت چه ميشه كرد؟
    اگه به انتخابت و اينده اي كه باهاش داري ايمان داري پس خدا هم كمكت ميكنه
    يه مدتم با شوهرت خوب باشي و اذيتش نكني اونم توجهش برميگرده:o


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.