به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 44

موضوع: خیلی دودلم

  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گفت سنش که زیاده، پررو و بی‌محبت که هست، قیافشم شهرستانی میزنه
    راستی ژپتوی عزیز تیپش شهرستانیه اصلا توهین به شهرستانی های عزیز نیست. این یه اصطلاحه . منظور اینه که خوش پوش نیست .
    دوست تون خیلی بی فرهنگ تشریف دارن . از همچین آدم سطحی نگری مشاوره بگیری سقوطت حتمیه

    آسمونی می گم چطوره از این به بعد به همدیگه فحش بدیم بگیم ناراحت نشیا . این یه اصطلاحه فقط ! خیلی اصطلاحات مختلف داریم دوست دارین یکی شو بگم بهتون ؟

    واقعا ک

  2. کاربر روبرو از پست مفید ahuman تشکرکرده است .

    هم صحبت (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  3. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    ahuman من این اصطلاح رو وارد این جامعه نکردم که حالا من جواب بدم بابتش یا غصه بخورم. متاسفانه چیزای بد یا خوب به مرور وارد جامعه میشن و با استقبالی که ازشون میشه یا رد میشن یا پذیرفته میشن. این واژه رو هم به نوبه خودش هر روز بارها و بارها از طرف اشخاص مختلف می شنویم. تنها کمکی هم که منِ نوعی می تونم بکنم اینه که خودم اگه چیزی رو بد می دونم به کار نبرمش . شما هم قرار نیست منو توجیه کنید یا دیگرانو. هدف این تاپیک بررسی واژه های وارد شده در فرهنگ جامعه نیست. بلکه هدفش کمک به خانمی به نام ساراست.
    من برای اینکه بحث تاپیک منحرف نشه ، از صحبت مجدد در مورد این موضوع خودداری می کنم.
    موفق باشید.

  4. 3 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), saraamini (سه شنبه 07 خرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92)

  5. #13
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 اسفند 93 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    2,769
    سطح
    32
    Points: 2,769, Level: 32
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 131
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    92

    تشکرشده 345 در 153 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اول
    راستی ژپتوی عزیز تیپش شهرستانیه اصلا توهین به شهرستانی های عزیز نیست.
    این یه اصطلاحه . منظور اینه که خوش پوش نیست .
    حالا
    من این اصطلاح رو وارد این جامعه نکردم که حالا من جواب بدم یا غصه بخورم.
    خلاصه می خواین جواب بدین یا نه ؟ اگه نه لطفا توجیه نفرمایید و ازش رد بشید فقط :) ممنون
    در ضمن کمک به ایشون فقط حرف های قلبمه زدن نیست همین سطحی نگری ها و ظاهربینی ها اساس خیلی از مشکلات ماهاست . الان ک یکی گفته قیافه اش فلانه شما دودل شدین چون به قیافه اش دل بستین بیشتر. البته ایشون قبلا همه عشق بازی هاشونو تمام و کمال کردن و بعید می دونم زا این به بعد اون آدم رومانتیک مورد نظر شما باشن

  6. کاربر روبرو از پست مفید ahuman تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سارا جون قبلا ها که تاپیک می زدی نظر نمی دادم چون کلا به حرف هیچ کس گوش نمی دادی
    اما الان می گم . ببین همه ماهایی که به قول خودمون عشقولانه ازدواج کردیم بعد ازدواج اونی رو که قبلا می دیدم ندیدم . این واقعیت زندگی گلم بین دوران دوستی و دوران بعد عقد زمین تا آسمون فرقه
    ببین باید انتظار این رفتار ها رو از حامی می داشتی این همون موقع هم بهت اهانت می گرد به قول خودت موهات و می گرفت از خونه می انداخت بیرون . انتظار دادری بعد عقد چی عوض شه . حرف هم بزنی می گه من بهت گفته بودم فراموشم کن .
    ببین ببخشید اما به نظر حامی یک مقدار تنوع طلب بوده و تو فقط در دوران دوستی وسیله ای برای ارضاش بودی که هر بلایی دلش می خواست سرت در می آورد .
    سارا دیر نشده باز هم دقیق تر به این موضوع نگاه کن . زیر یک سقف بری باز چیز هایی بینی که تا حالا هم ندیدی .
    من کاری به حرف این و اون ندارم که خانواده ات چی می گفتند اینجا مهم تویی . آدما وقتی از چیزی منع میشن دلشون می خواد اون چیز رو داشته باشن مثل یک آدم روزه که دلش هوس چیز هایی که بدش هم میاد می کنه . اما وقتی موقع افطار میشه بیشتر از چند لقمه نمی تونه بخوره .
    اون موقع هم همه می گفتند این آاقا لایق شما نیست . باز هم میگیم . امیدوارم اگه عقد کردی وارد مشکلات تازه تری نشی .

  8. 8 کاربر از پست مفید sare jo0on تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 07 خرداد 92), barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), meinoush (پنجشنبه 27 تیر 92), shabe niloofari (چهارشنبه 08 خرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92), کامران (سه شنبه 07 خرداد 92), تهمتن (سه شنبه 07 خرداد 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    بچه ها اجازه بدید اول در مورد این قضیه تیپ شهرستانی توضیح بدم تا خدایی نکرده به کسی برنخوره... من چون خیلی نامزدمو دوست دارم و مرد عزیزی هست برام هرجا میرفتم به همه میگفتم که خیلی خوشتیپ و خیلی خوشگله و اصلا لنگه نداره. تمام دو و بریهای من خیال میکردند من دارم با داداش بردپیت ازدواج میکنم. بعد دیدنش و خب خورد تو ذوقشون و کلی ازش ایراد گرفتند!
    بعد هم من الان میبینم خیلی امید و آرزو دارم. حالا شاید این اتفاقایی که میخوایم نیفته تو زندگیم ولی دوست دارم خودمو بسازم دوست دارم پیشرفت کنم. از یه طرف نگرانی از این دارم که دیگه نتونم کسی رو دوست داشته باشم و تنها بمونم. از طرف دیگه من از علاقه خودم به نامزدم مطمئنم ولی حسم میگه اون علاقه که لازمه اون هم به من داشته باشه وجود نداره. اون فقط منو دوست داره و تازه با شرط و شروط
    من الان خیلی شیفتگی ندارم بهش وقتی کنارشم آرامش دارم اگه نبینمش دلم براش تنگ میشه دوستشم دارم ولی ایراداشم دارم میبینم. مثلا این که خسیسه. البته اوضاع مالیشم زیاد خوب نیست ولی خب چند بار امتحانش کردم و اگه قرار باشه دستش تو جیبش بره برای چیزای کوچیک و جزئی با حساب و کتابه.
    الان نامزدم نسبت به یه پسر هم سن و سال خودم یه برتری هایی داره و یه کاستی هایی. برتریهاش اینه که پخته ست و با تجربه ست. و محبتش گرمتره و به یه جایگاه ثابتی رسیده تو زندگیش و داره همونو ارتقا میده. عوضش بی حوصله ست. اسم محبت های منو گذاشته لوس بازی... پایه ثابت تفریح و مهمونی من نیست. چون وقت و انرژیشو نداره. دوستانش همه با دوستان من فرق دارند. در ضمن به لباس پوشیدن منم داره گیر میده که از این کارش متنفرم.
    هنوز نمیدونم و به قول شما تا مبعث چیزی نمونده و نمیدونم چرا همه چی اینقدر سریع داره اتقاق میفته... شاید از تغییر میترسم. نمیدونم ممکنه باهاش خوشبخت بشم چون همین دوست داشتنش منو از خوشی لبریز میکنه ولی میترسم یواش یواش محبتش کمرنگ بشه. چون همین الانشم خیلی دلم بیشتر میخوادش و اون کم برام وقت میذاره
    به خدا هنوزم عاشقانه دوستش دارم. ولی میترسم مناسب نباشیم برای هم. و میترسم وجود من توی زندگیش به جای خوشبختی براش دردسر بشه. و میترسم دوباره کاری کنم که از دست وابستگیهام مریض بشه. شاید اون باید با یه زن پخته تر از من ازدواج کنه. زنی که دستش هم تو جیب خودش باشه و کمک خرج زندگیش بشه براش. نه یه دحتر لوس و وابسته و پر توقع مثل من!

  10. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 خرداد 92 [ 01:17]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    331
    سطح
    6
    Points: 331, Level: 6
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 37 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سارا جون من تاپیک های قبلیت رو نخوندم اما متوجه شدم قبلا باهم دوست بودید وتو این مدت بهتون توهین شده خواهش میکنم احساسی تصمیم نگیر عقلانی واسه زندگیت تصمیم بگیر. منم مثل تو احساسی برخورد کردم وفقط خوشحال بودم که بهش رسیدم وبه بقیه ثابت کردم که آخر رابطون ازدواجه.
    اما الان فهمیدم چه اشتباهی کردم که دیر شده .مطمین باش تو زندگی با هر مشکلی بهت گوشزد میکنه که خودت خواستی ومنومیشناختی و همینیم که هستم. دیر نشده درست تصمیم بگیر. اگه بهت توهین میکرده بعدازازدواج بهترنمیشه... اون روش توروت باز شده از دعواکردن وبی احترامی به تو ابایی نداره ومیدونه که خیلی دوسش داری.
    حداقل بهش تذکر بده که اگه باهات سرد برخوردکنه توروازدست میده.اگه واقعا براش مهم باشی واسه موندن تو خودش رو عوض میکنه.
    اگه اشتباه چیزی رو فهمیدم واشتباه حرفی زدم ببخشید.

  12. 3 کاربر از پست مفید پاکان باران تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), mercedes62 (چهارشنبه 08 خرداد 92), sara.s (سه شنبه 07 خرداد 92)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    من احساساتیم اون منطقی
    من پرحرفم اون کم حرف
    من شیطونم اون آروم
    من ولخرجم اون اقتصادی
    من عاشقشم اون میگه فقط دوسم داره
    من دوست دارم خودمو لوس کنم اون حوصله ناز کشیدن نداره

    ولی با همه این اوصاف اگه یه لحظه حس کنم دارم از دستش میدم میمیرم

    - - - Updated - - -

    آره توهینها و تحقیراش یادمه ولی اون موقع هم من خیلی رو اعصابش بودم. یه جورایی مریض بودم. به خدا هرکسی جای حامی بود و من اون کارهارو میکردم (ساعتها پشت سر هم زنگ زدن، کشیک دادن جلوی در خونه، افتادن روی دست و پاش، گریه و التماس، تهدید به خودکشی و آبروریزی و سیلی زدن و تف کردن و ... یه چزی میگم یه چیزی میشنوید) سکته میکرد... داد بیداد و کتک کاری که سهله...
    تازه من اینچا ننوشتم ولی اونی که همیشه دستش اول واسه کتک زدن و صداش واسه جیغ جیغ کردن بلند میشد من بودم...

    - - - Updated - - -

    من الان دوتا راه دارم:
    این رابطه رو با سلام و صلوات ادامه بدم و امیدوار باشم که همه چی به خیر و خوشی پیش بره!
    این رابطه رو تموم کنم و تنها بشم دوباره!
    راه اول ساده تر و بی دردسر تره ولی تهش معلوم نیست.
    راه دوم درد آوره چون نمیدونم میتونم دوباره کسی رو دوست داشته باشم و نمیدونم تا کی تنها میمونم و آبا میتونم فراموشش کنم یا نه! و بازم تهش معلوم نیست

  14. کاربر روبرو از پست مفید sara.s تشکرکرده است .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  15. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سارا خانوم این منصفانه نیست
    بچه ها توی تاپیکای قبلی چقدر با دلیل و منطق و استدلال و تجربه خواستن شما رو هوشیار کنن ولی شما اندکی هم به این ازدواج بدبین نبودی و میگفتی عشقی هست که فراتر از این حرفاست و همه مشکلاتو حریفه
    خب گناه این بچه ها چی بود؟
    مثل اینکه اگه اونها هم ظاهر حامی رو دیده بودن و چهار تا ایراد از ظاهرش ش میگرفتن خیلی راحت تر میتونستن شما رو نسبت به این ازدواج دودل کنن و اینقدر انرژی صرف این تاپیک نمی کردن
    آیا این خودش به شما ثابت نمیکنه که علاقه تون به ازدواج با حامی از روی عقل نبوده و صرفا بر مبنای احساسات اون هم به خاطر ظاهر بوده و چنین چیزی قطعا به مرور زمان دستخوش تغییره و عشق شما به اون مثل اسکناس بدون پشتوانه مالی هست؟
    تازه این مسائلی که براتون ظاهر شده یک دهم اونچه بچه ها براتون پیش بینی کردن نیست
    حالا هم فرصت خوبیه
    این بار از منطقتون بیشتر کمک بگیرید و در این ازدواج تردید و تفکر کنید
    اما نه به خاطر اینکه قضاوت دیگران از ظاهر ایشون با اونچه شما تعریف کردین فرق داشته و اونا تو ذوقشون خورده و تو ذوق شما هم زدند
    بلکه به خاطر مسائل ریشه ای که خودتون اشاره کردید مثل اختلاف سن زیاد اختلاف احساسات و هیجانات و ...
    به این فکر کنید که آیا اگه اون اتفاقاتی که بچه ها گفتن یا خودتون ازش نگرانید بیفته راهکار منطقی برای مقابله باهاش خواهید داشت؟ یا هنوز میخواهید برای حل مشکلات به عشقی اکتفا کنید که خودتون هم یکطرفه بودنش رو حس میکنید؟

  16. 5 کاربر از پست مفید saraamini تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), tamanaye man (چهارشنبه 15 خرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92), پاکان باران (چهارشنبه 08 خرداد 92)

  17. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 10:46]
    تاریخ عضویت
    1391-8-12
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,981
    سطح
    26
    Points: 1,981, Level: 26
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    439

    تشکرشده 527 در 189 پست

    Rep Power
    42
    Array
    بازم می خواهی راه خودت رو بری
    پس ایشالله خوشبخت باشی
    در ضمن شما اقتضاء سنت که دلت عاطفه بخواد محبت بخواد شیطنت بخواد پس فکر نکن تو عجیب غریبی نه عزیزم
    اون هم عجیب نیست اون هم اقتضاء سنشه . می گم فقط امیدوارم بعد ها نیایی بعد عقد اینحا که حامی دست روم بلند کرد که حامی رفت دنبال یه زن دیگه حامی تو دانشگاه به فلان دختر چپ نگاه کرد . حامی واسه گوشیش قفل میزاره
    حامی باهام هیچ جا نمیاد
    حامی خرجی نمیده و...............................
    و آخرش حامیاز چشمم افتاده
    موفق باشی

    - - - Updated - - -

    سارا ما آدم ها یه مشکل اساسی داریم می خواهیم همه چیز رو خودمون تجربه کنیم و فکر می کنیم اتفاق هایی که واسه دیگران میافته فقط مال دیگرانه و واسه ما اتفاق نمی افته

  18. 6 کاربر از پست مفید sare jo0on تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), mercedes62 (چهارشنبه 08 خرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92), پاکان باران (چهارشنبه 08 خرداد 92), تهمتن (چهارشنبه 08 خرداد 92), دختر مهربون (پنجشنبه 09 خرداد 92)

  19. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 آذر 94 [ 23:23]
    تاریخ عضویت
    1392-3-07
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    3,323
    سطح
    35
    Points: 3,323, Level: 35
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,117

    تشکرشده 633 در 254 پست

    Rep Power
    45
    Array
    یه جا نوشته بودی زن اولش بخاطر رابطش با دخترا ازش جدا شد،حتماً فکر می کنی اشتباه می کرده ولی اون با تو هم رابطه داشت،
    بهش فکر کن.

  20. 3 کاربر از پست مفید shapoor تشکرکرده اند .

    barani (چهارشنبه 08 خرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 07 خرداد 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 09 خرداد 92)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.