به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 88
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 18 آذر 95 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    5,830
    سطح
    49
    Points: 5,830, Level: 49
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 390 در 142 پست

    Rep Power
    45
    Array
    داود.ت
    آقا داود عزیز من هیچوقت نگفتم قشر املاک اینطوری هستن صحبت من درباره پدر خانمم بوده نه قشر املاک که البته حرفم خوب نبود میخواستم به هر صورتی هستش خانمم رو منصرف کنم چون حرفم رو نمیپذیرفتن.
    حرفم اشتباه بود و وسط دعوا همچین چیزی گفتم و اسم از قشر املاک نبردم برداشت خانمم اینطور بوده.
    قصد نداشتم تو این تایپیک پست بگذارم چون نمیخوام پستهای من این تایپیک رو تحت الشعاع قرار بده اما لازم دیدم این توضیح رو بنویسم.

    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده،خواب و بیدار نمی فهمه
    کسی تنهاییمو از من نمی دزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزی من خالی تر از دیروزه

  2. کاربر روبرو از پست مفید پژمان تشکرکرده است .

    داود.ت (چهارشنبه 19 تیر 92)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    خانم آکوا شما مشاوره رفتین که شوهرتونو تغییر بدین؟؟ این درست نیست.
    مشاوره رفتن برای این نیست که کسی کسی رو تغییر بده. برای اینه که مهارت های زندگی رو یاد بگیرین. برای اینه که بتونین درست و بهتر ایشونو درک کنین و ایشونم شما رو و سر مسایل جزیی زندگی رو برای خودتون سخت نکنین. برای آموزش دیدنه و مهارت ها رو یاد گرفتنه.
    یه سری مهارت ها هستن که ما بلد نیستیم. میریم از کسی که مجرب و متخصصه یاد می گیریم تا بهتر زندگی کنیم.
    زندگی من و تو نیست. شما و شوهرتون و بچه اتون در واقع یک واحد هستین. یک گروهین. اینکه بخواین حرفتونو به کرسی بنشونین زندگی قشنگی لزوما نمی ده. ببینین برای این کل واحد که شامل شما و همسر و بچه اتون می شه چی مفیده و تصمیم بگیرین. موفق باشید.
    ویرایش توسط meinoush : چهارشنبه 19 تیر 92 در ساعت 20:01

  4. 4 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    sanjab (چهارشنبه 19 تیر 92), tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92), شیدا. (چهارشنبه 19 تیر 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 01 شهریور 92 [ 19:42]
    تاریخ عضویت
    1392-4-19
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    205
    سطح
    4
    Points: 205, Level: 4
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من خیلی کوچیکترازاینهاهستم که بخوام نصیحتتون کنم مشکل ازهردوی شماست
    اقای محترم وضع دانشگاه برای یه زن متاهل با مجرد فرق میکنه منم بودم دوست داشتم شوهرم بیاد دنیال که اگرخدای نکرده کسی قصدی داره برطرف بشه ما این کارومیکنیم که شم ارونشون بدیم بگیم که اره ما یه پشتیبان قوی داریم که یه تارگندیدش به صدتای تو نمی ارزه پس بهترهست بری دنبال خانومت که اونم افتخارکنه به این همسرش وباعث دلگرمیش بشی

    ودوم اینکه شما ابجی گلم به خدا اینقدرفکرمادیات وچشم هم چشمی نباش من خانواده میشناسم که الان که موقع افطارهست با اب افطارمیکنن وشما خودتو با جاریهات مقایسه میکنی که اونا میرن سفرخارجه وما نمیریم خداروشکرکن که همسرخوبی بهت داده وفرزند سالمی و

    نکته دیگه اینه که شما بهترهست بشینین رودروی یکدیگه مشکلاتتون روهمین الان حل کنین نه با دعوا باارامش و احترام هم گذاشتن تاتبدیل به مشکل بزرگ مثل انرژی هسته ای نشده

    درسته هرمادری دلسوزه هست ولی بعضی ازمادرها بیشتردلسوزی میکنن چون وابسته فرزند هستن بهترهست اگرمادرتون چیزی گفتن به داداش گلم بیان خونه ورودروی هم بگین چرا مادرت این کارو کرد وشما ابجی گلم برو به مادربگو که این باعث اختلاف ماشده دلسوزی شما

  6. 2 کاربر از پست مفید hanafutur تشکرکرده اند .

    tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 13 آذر 95 [ 18:31]
    تاریخ عضویت
    1392-4-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    3,555
    سطح
    37
    Points: 3,555, Level: 37
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 61 در 21 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مامانم بچمونو مراقبت میکنه مامانم نمیخواس شووهرمو اذیت کنه چرا میگید مامان من میخواد پژمانو اذیت کنه؟؟؟؟شووهرم بعدش با بچمون حمام میرفت الانها هم پسرمون دوس داره پدرش اونو داخل وان بذاره آب بازی کنه.
    شووهرم دنبالم یونی میومد نگفتم نمیومد بعضی وقتها لجبازی میکرد.
    چرا واستون عجیبه جای 206 یه ماشین بهتر خواستم؟اون دو تا جاریهام ماشینهاشون بهتر منه
    اشکالش چیه ما پیش مامانم اینا خونه داشته باشیم پیش شون باشیم مثلن هر موقع کار داشته باشیم مامانم از بچمون مواظبت میکنه.
    منکه شووهرمو با شوهرای خواهرام مقایسه نکردم شماهام حرف اونو میزنید میخوام شووهرم پیشرفت کنه نمیخوام از خواهرام کم داشته باشم این کجاش بده دوس دارم زندگیمونو بهتر کنیم
    شوهر خواهرام یکی 42 سالشه توی کارخونه سنگبری سهامداره
    یکی 35 ساله نمایشگاه ماشین داره تارگیها میخواد با بابای من ساختو ساز بردارند
    ولی شوهر من توی شرکت داییمه دیگه نمیخوام اونجا باشه میخوام یه کاری واسه پیشرفتش انجام بده
    اون خونه واسه پدرشووهرمه نمیخوام اونجا زندگی کنم وقتی پولشو داریم میتونم یه جای دیگه خونه بگیرم چرا نگیرم مگه من مجبورم قیافه های جاریهام با اون ادا و اطواراشونو تحملشون کنم
    پدرم بهم گفت شووهرت به تریپ قباش برمیخوره با ما کار انجام بده . چرا شوهرم منو تو روی بابا مامانم قرار می ده همین کارهاش لجمو درمیاره.

    - - - Updated - - -

    منم دلم نمیخواد با جاریهام باشم هر روز قیافشونو ببینم واسم دماغای عملیشونو بالا بگیرن پز بدن.

    - - - Updated - - -

    به شوهرم بگید منو تو روی بابا مامانم شوهرخواهرام نندازه میخوام رابطه شون با هم خوب باشه به حرفم گوش نمیده همیشه تافته جدا بافته است

  8. #15
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    مامانم بچمونو مراقبت میکنه مامانم نمیخواس شووهرمو اذیت کنه چرا میگید مامان من میخواد پژمانو اذیت کنه؟؟؟؟شووهرم بعدش با بچمون حمام میرفت الانها هم پسرمون دوس داره پدرش اونو داخل وان بذاره آب بازی کنه.
    شما گفتی مامانم زنگ زد که بیا بچه موش آب کشیده شده!
    من تا این جمله را خوندم فکر کردم کسی بچه را برده زیر بارون قدم زده!
    بچه که حمامش کنی، خیس می شه دیگه!
    زنگ بزن و بدو بیا نداره.


    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    چرا واستون عجیبه جای 206 یه ماشین بهتر خواستم؟اون دو تا جاریهام ماشینهاشون بهتر منه
    عجیب نیست که شما ماشین بهتری داشته باشی.
    ولی حتما دلایلی دارند برای خودشون. ما که خبر از جزییات زندگی برادر شوهر و ... شما نداریم.
    اما این که بخواهی بخاطر ماشین جاریت زندگیت را تلخ کنی عجیبه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    اشکالش چیه ما پیش مامانم اینا خونه داشته باشیم پیش شون باشیم مثلن هر موقع کار داشته باشیم مامانم از بچمون مواظبت میکنه.
    همانطور که شما می گی دوست ندارم پیش جاریهام باشم، همسرتون هم دوست نداره پیش مادرتون باشه.
    تعیین و تامین محل زندگی هم عموما با مرد هست. جدای از این مساله، آیا بهتر نیست جایی زندگی کنید که هر دو راحت و خوشحال باشید؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    منکه شووهرمو با شوهرای خواهرام مقایسه نکردم شماهام حرف اونو میزنید میخوام شووهرم پیشرفت کنه نمیخوام از خواهرام کم داشته باشم این کجاش بده دوس دارم زندگیمونو بهتر کنیم
    شوهر خواهرام یکی 42 سالشه توی کارخونه سنگبری سهامداره
    یکی 35 ساله نمایشگاه ماشین داره تارگیها میخواد با بابای من ساختو ساز بردارند
    ولی شوهر من توی شرکت داییمه دیگه نمیخوام اونجا باشه میخوام یه کاری واسه پیشرفتش انجام بده
    همسرتون خیلی از شوهر خواهرهات جوون تره و جای پیشرفت داره.
    این که بخواهی به زور همسرت وارد کاری بشه درست نیست. شاید علاقه ای به اون حرفه نداره.
    اگر بدون علاقه باشه پیشرفت هم نخواهد داشت.
    شوهرت با پدرش کار می کنه دوست نداری، اما با پدر خودت کار کنه دوست داری؟
    جالب هم هست که می گی دوست ندارم!!
    شغل ایشون هست، شما دوست نداری؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    اون خونه واسه پدرشووهرمه نمیخوام اونجا زندگی کنم وقتی پولشو داریم میتونم یه جای دیگه خونه بگیرم چرا نگیرم مگه من مجبورم قیافه های جاریهام با اون ادا و اطواراشونو تحملشون کنم
    تا جایی که یادمه همسرتون می گفت تو فکر این هست که از خونه پدریش بره و به فکر یه خونه مستقل بود.
    پس این قسمت با توافق هر دوتون حل شدنیه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط aqua_68 نمایش پست ها
    پدرم بهم گفت شووهرت به تریپ قباش برمیخوره با ما کار انجام بده . چرا شوهرم منو تو روی بابا مامانم قرار می ده همین کارهاش لجمو درمیاره.
    پدر شما نباید این حرف را می زده. شما که نمی تونی به زور همسرت را وادار کنی هر جایی که پدرت و خودت دوست دارید کار کنه.
    پدر و مادرت که تو را تو روی شوهرت قرار می دن و زندگیت را تلخ می کنند لجت را در نمی آرن؟


    بحث های شما بیشتر لج و لجبازی است و کی زورش بیشتره!
    همسرتون اونطور که توی تاپیکش گفت به فکر پیشرفت کاری و زندگیش هست.
    صحبت از مستقل شدن از نظر کار و محل زندگی توی تاپیکشون بود.

    در بقیه موارد هم بیشتر به فکر راضی نگه داشتن مامان بابا و مقایسه خودتون با خواهر و جاری هستی، تا زندگیت.
    این صحبتهایی که شما می کنی از یک خانم تحصیلکرده 25 ساله که همسر است و مادر، بعیده.

    - - - Updated - - -

    اون یه خط آخر را اضافه کردی، من هم یه خط اضافه می کنم.

    ما که نمی تونیم به شوهر شما بگیم چیکار کنه، چیکار نکنه.
    اما من فکر می کنم پدر و شوهر خواهرهای شما زمینه شغلی و علاقمندیهاشون با همسر شما متفاوته.
    همسرت اون زمینه فعالیت را دوست نداره، نمی شه که به زور بگی باهاشون کار کنه.
    روابط معمولیشون هم بده؟ مثلا توی مهمونی ها و رفت و آمد ها با همدیگه مشکل دارند؟ یا منظورت همینه؟
    ویرایش توسط شیدا. : چهارشنبه 19 تیر 92 در ساعت 22:57

  9. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), del (شنبه 22 تیر 92), sanjab (چهارشنبه 19 تیر 92), tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92), دختری تنها (پنجشنبه 20 تیر 92)

  10. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    دوستان خیلی زیبا و کامل راهنمایتون کردند امیدوارم بکارببرید و مرتب بچه بازیها و لجبازیهای کودکانتون

    سر شستن بچه و ماشین و مامانم و بابات و جاری و ..... ادامه ندید و زندگی رو بکام همدیگر بخاطر مادر و پدر و .... تلخ نکنید.

    من همیشه مخالف ازدواج در سن پایین بودم متاسفانه در مورد شما 2 نفر هم این موضوع باعث شده واقعا در روابط

    خانوادگی بسیار بسیار... وابسته، خام و نابالغ عمل کنید و از کاه کوه بسازید.

    شاید بد نباشه که بصورت جدی هرکدام از شما بصورت جداگانه با یک مشاور خانواده ملاقات حضوری داشته باشید

    خانم با یک مشاور خانم و اقا بایک مشاور آقا و با فاصله زمانی کوتاهی یک مشاور مجرب سوم وارد کرده که بصورت

    مشترک با شما 2 نفر کار کند و مهارتهای زندگی و ارتباط سالم با دیگران را یاد بگیرید.

    در ضمن این مشاورها نیز باهم تبادل نظر داشته باشند.

    لطفا بجای مرتب تکرار کردن نظرات و خواسته های خود قدری سکوت کنید و به نظرات و خواسته های

    طرف مقابل فکر کنید.
    ویرایش توسط sanjab : چهارشنبه 19 تیر 92 در ساعت 23:29

  11. 2 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), شیدا. (چهارشنبه 19 تیر 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 شهریور 94 [ 10:39]
    تاریخ عضویت
    1392-3-17
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    2,449
    سطح
    29
    Points: 2,449, Level: 29
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 150 در 70 پست

    Rep Power
    27
    Array
    من كه با اين نكاه شما به زندكي مشكل دارم همجي ماديات وماشين من وماشين تو وجاريم وفلان نيست ارامش مهمترين جيزه تو زندكي مشترك شما كه تحصيلكرده اين شما كه عاقلين جرا اينطوري زندكي والكي الكي سرهيج وبوج تلخ ميكنين اينقدر هستن يه ماشينم ندارن شما دوتا دوتا دارين تازه راضي هم نيستين يه كم اينجا رو بخونين ميفهمين جه زندكي بي مشكلي دارين وخودتون دارين مشكل ايجاد ميكنين خانواده اصلي شما الان همسرتونه بجه هم در درجه دومه الان همسرتون مهمترين فرده بين خانواده وهمسرتون شما مديريت كنين اما غرور مردانكي شخصيت نظر همسرتونم در نظر بكيرين ايشونم همينطور متقابله اما اول همسر بعد خانواده

  13. 4 کاربر از پست مفید mati تشکرکرده اند .

    del (شنبه 22 تیر 92), tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 20 تیر 92)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 مرداد 94 [ 18:26]
    تاریخ عضویت
    1392-1-19
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    2,578
    سطح
    30
    Points: 2,578, Level: 30
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    395

    تشکرشده 383 در 145 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سوال خوبیه پس این زندگی کی قراره شیرین بشه؟
    جواب: زمانی که شما نگاهتون رو به زندگی تغییر بدید
    زمانی که شما از هدیه گرفتن یه 206 خوشحال بشید چون به اندازه کافی خوب هست نه اینکه به این فکر کنید که به بقیه چی دادن
    یه معلم داشتیم همیشه میگفت اگه یه عده حقی رو از کسی طلب کنند اون وظیفه داره به همه یکسان بده ولی اگر کسی به عده ای لطف کنه اونها حق ندارن بگن چرا به فلانی انقدر دادی به من انقدر چون اون فرد وظیفه ای نداشته و حق داره که برای لطف خودش تصمیم بگیره به کی چی بده
    یاد این داستان افتادم الان

    مردی بود بسیار متمکن و پولدار. روزی به تعدادی کارگر برای کار در باغش نیاز داشت. بنابراین، پیشکارش را به میدان شهر فرستاد تا کارگرانی را برای کار اجیر کند. پیشکار رفت و همه ی کارگران موجود در میدان شهر را اجیر کرد و آورد و آن ها در باغ به کار مشغول شدند. کارگرانی که آن روز در میدان نبودند، این موضوع را شنیدند و آنها نیز آمدند. روز بعد و روزهای بعد نیز تعدادی دیگر به جمع کارگران اضافه شدند. گرچه این کارگران تازه، غروب بود که رسیدند، اما مرد ثروتمند آنها را نیز استخدام کرد. شبانگاه، هنگامی که خورشید فرو نشسته بود، او همه ی کارگران را گرد آورد و به همه ی آنها دستمزدی یکسان داد. بدیهی ست آنانی که از صبح به کار مشغول بودند، آزرده شدند و گفتنـد : این بی انصافی است. چه می کنید، آقا ؟ ما از صبح کار کرده ایم و اینان غروب رسیدند و بیش از دو ساعت نیست که کار کرده اند. بعضی ها هم که چند دقیقه پیش به ما ملحق شدند. آن ها که اصلاً کاری نکرده اند . مرد ثروتمند خندید و گفت : به دیگران کاری نداشته باشید. آیا آنچه که به خود شما داده ام کم بوده است ؟ کارگران یکصدا گفتند : نه، آنچه که شما به ما پرداخته اید، بیش تر از دستمزد معمولی ما نیز بوده است. با وجود این، انصاف نیست که اینانی که دیر رسیدند و کاری نکردند، همان دستمزدی را بگیرند که ما گرفته ایم . مرد دارا گفت : من به آنها داده ام ، زیرا بسیار دارم. من اگر چند برابر این نیز بپردازم، چیزی از دارائی من کم نمی شود. من از استغنای خویش می بخشم. شما نگران این موضوع نباشید. شما بیش از توقع تان مزد گرفته اید پس مقایسه نکنید. من در ازای کارشان نیست که به آنها دستمزد می دهم، بلکه می دهم چون برای بخشیدن، بسیار دارم. من از سر بی نیازی ست که می بخشم .
    عزیز دلم یاد بگیر توقعاتت رو از دیگران تعدیل کنی وگرنه هیچوقت زندگیت شیرین نمیشه

    - - - Updated - - -

    شما چون تو سن پایین ازدواج کردین و زود هم بچه دار شدین کاملا طبیعیه که هم از نظر مالی و هم از نظر اداره زندگی به خانواده هاتون وابسته بودین
    اما الان که شکر خدا درستون تموم شده و بچه تونم بزرگتر شده و خودتونم عاقلتر و بزرگتر و پخته تر شدین وقتشه کم کم وابستگی هارو کم کنید و روی پای خودتون بایستید تا دخالتهای آزاردهنده دیگران که همه شونم به نوعی خیرخواه شما هستن کم بشه و یه زندگی عاشقونه توام با احترام به بزرگترها برای خودتون بسازین
    ویرایش توسط saraamini : پنجشنبه 20 تیر 92 در ساعت 01:15

  15. 4 کاربر از پست مفید saraamini تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 20 تیر 92)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 مهر 96 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    4,002
    سطح
    40
    Points: 4,002, Level: 40
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 42.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    207

    تشکرشده 148 در 68 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    27
    Array
    سلام عزیزم.چند وقت پیش تو تاپیک شوهرتون براش پست گذاشتم و بهشون گفتم امیدوارم خانومتون قدر شما رو بدونه.پیش خودم گفتم نکنه دارم یطرفه قضاوت میکنم اما الان که تاپیکتو خوندم دلم میخواد یه چیزهایی رو بهت متذکر شم...حالا که اومدی و تو این سایت عضو شدی سری به زندگی و مشکلات بقیه بزن.اصلا قصدم این نیست بگم خودتو با پایینتر از خودت مقایسه کنی تا دلت خوش باشه .منظورم اینه که بدونی یه چیزهایی داری که قدرش رو نمیدونی مثلا:
    شوهری که انقد دوست داره که حاضره بخاطر زندگیش بره مشاوره یا بیاد اینجا و به هر طریقی کمک بگیره تا رابطش باهات خوب شه...با خودت فکر کن میتونس مثل مردهای دیگه(از جمله شوهر من) هیچ وقت راضی به حرف زدن باهات در خصوص مشکلات نشه و همیشه در جوابت بگه برو........
    عزیزم با دستهای خودت زندگیتو خراب نکن..
    ترجیح میدی تو 206 بشینی و یه شوهر خوب داشته باشی یا شاسی بلند و یه شوهر بی عاطفه؟؟؟؟؟دوست داری تکیه گاهت شوهر قدرتمند و با درایتیت باشه یا دلت میخواد بخاطر کوتاهی و بی عرضگیهای شوهرت هنوزم به مامانت بچسبی؟؟؟
    داشتن خونه و ماشین بهتر مسلما حق تو و همسرته اما به چه قیمتی؟؟؟
    من زنی ام که حسرت 1 ثانیه حرف زدن با شوهرم به دلم مونده.اگه امروز شوهری داری که در دسترسه و میتونی بشینی و باهاش حرف بزنی بدون از خیلی زنهای دیگه خوشبخت تری....
    قدر زندگیتو بدون....داشتن یه بچه سالم.شوهر خوب.پدر شوهر پولدار و مادر مهربون (البته کمی بی تجربه) نعمت خیلی بزرگیه...مسلما خودتم حسنهای خیلی زیادی داری که شوهرت برای نگهداشتنت داره میجنگه.....یکم بیشتر فکر کن.موفق باشی

  17. 6 کاربر از پست مفید الهه آذر تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 24 تیر 92), del (شنبه 22 تیر 92), tamanaye man (جمعه 21 تیر 92), فرشته مهربان (پنجشنبه 20 تیر 92), مدیرهمدردی (جمعه 21 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 20 تیر 92)

  18. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 تیر 92 [ 09:31]
    تاریخ عضویت
    1392-3-04
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    190
    سطح
    3
    Points: 190, Level: 3
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 28 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهتره بجای اینکه دائم زندگی دیگران رو رصد کنید کمی به زندگی خودتون برسید و به فرزندتون فکر کنید.شما هنوز دختر بچه ایی هستید که توانایی مستقل زندگی کردن متاهل بودن و مادر بودن رو ندارید.با این شرایط اگر همسر شما رییس جمهور هم بشه باز توقعات شما تمامی نداره و زندگی شیرین نمیشه.بجای اینکه خدارو برای داشته ها شکر کنید دایم ایراد و مامانم و بابامو جاریمو و غیره و غیره...

  19. 2 کاربر از پست مفید ساحل45 تشکرکرده اند .

    دختری تنها (پنجشنبه 20 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 20 تیر 92)


 
صفحه 2 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا من مقصرم یا اون؟؟؟
    توسط bluee در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 08 مرداد 95, 17:41
  2. امیدم به زندگی کم شده ( چرا من ؟؟؟ کمکم کنید)
    توسط ab96 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 شهریور 94, 13:47
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. چطور بهش بگم ؟؟؟
    توسط amir_irani در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 دی 89, 19:33
  5. با شوهر بچه ننه ام چه کنم؟؟؟
    توسط sara62 در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: شنبه 10 مهر 89, 12:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.