سلام دوست خوبم زهرا جان
انشالله که امشب به خوبی و خوشی و همونطور که خیر و صلاحته بگذره.
خانومی تقریبا هیچ مردی طاقت این رو نداره که ازش انتقاد بشه.همسر شما هم جز یکی از همون مردهاست.بهتره رگ خوابش رو پیدا کنی و ببینی چطور میشه در اون نفوذ کرد/.که البته کار سختی هم هست اما شدنیه...
خیلی هم کار خوبی میکنی که به فکر بچه ای هستی که هنوز متولد نشده و بهتره تا با همسرت به یک تعادل نسبی نرسیدین اقدام به بچه دار شدن نکنید.
نمدیونم ایا همسرت راضی میشه بیاد پیش مشاور یا خیر.خب اگر بیاد که خیلی بهتره.اگر هم نیامد باید خودتون دو تا با حضور بزرگتر مثلا پدراتون (چون مادرها اینجور مواقع خراب کاری زیاد میکنن و کار رو به احساسات و تنش و گریه و ..میکشونن) بشینید و دلخوریهاتون رو مظرح کنید.
یکی از ایراداتی که به کار و رفتار تو وارده قرار گرفتن در موضع ضعف بوده.ما فکر میکنیم با رفتار ملایم و سکوت و مهربونی و ....میتونیم به طرف مقابلمون همیشه بفهمونیم که فلانی حرفت غلطه...کارت غلطه....
اما این همش بستگی به ظرفیت طرف مقابلمون داره....که چه برداشتی از این حرف ما میکنه
همسر شما دو تا برداشت از این رفتار شما میکرده احتمالا:
1.محق بودن خودش و درست بودن رفتارش
2.زهرا با این رفتار من نه تنها مشکل نداره بلکه روز به روز هم مطیع تر و ملایم تر میشه
خیلی طرف باید با ظرفیت باشه که فکر کنه:
نکنه کوتاه امدنهای زهرا برای اینه که به من بفهمونه رفتار و عمل من غلطه....!؟
فکر نکن ساختن شما با هر نوع رفتار همسرت باعث ایجاد حس علاقه و دوست داشتن توسط همسرت میشه.
توجه کن نمیگم برو مثل دیوار بتونی جلوش وایستا و هرچی گفت 4 تا بذار روش و تحویلش بده....
اما یک زمانایی ابراز حضور و وجود لازمه.اگر شما به همسرت نگی که از فلان رفتارت ناراحتم اون باید از کجا بفهمه؟!
اگر یکبار در مقابل رفتار غلطش عکس العملی درخور و مناسب نشون ندی خب همسر بیچاره ات از کجا بفهمه که زهرا ناراحته....
یادم میاد یکی بود شرایطی مثل شما داشت....شوهرش دیگه از این همه انعطاف و کوتاه امدن همسرش حالش بهم میخورد و بدترین رفتارها رو با همسرش میکرد.چون فکر میکرد کسی که با همه چیز میسازه ، اگر حلقه دور گلوش رو تنگ تر کنم بازم صداش درنمیاد ....
برای داشتن زندگی خوب سکوت و صبوری تنها کفایت نمیکنه.باید اقتدار و سیاست داشت.میگن به دنبال صبر ظفر میاد...اگر صبری که به دنبالش ظفر نباشه بیهوده و به درد نخوره
اگر امشب مشکل حل شد و همسرت قبول کرد که جلسات مشاوره رو ادامه بدین که چه بهتر.اما اگر نپذیرفت میتونید با حضور پدراتون بشینید و صحبت کنید.البته همه چیز رو هم خیلی باز نکنید تا حریمهای بین خودت و همسرت محفوظ بمونه
و بازهم تکرا ر میکنم به خودت و همسرت فرصت بده تا ارامش پیدا کنید و بتونید عقلانی و به دور از احساسات تصمیم بگیرید.
یادت باشه همین قدر که شما دلت برای این زندگی میتپه ، همسرت هم باید این زندگی رو بخواد و اگر هر دو بهمدیگه کمک کنید زندگی سرپا میمونه.
اما اگر فقط یکی از شما دو تا بخواد بار زندگی رو به دوش بکشه و مدام در حال ماله کشی مشکلات باشه قطعا کم میاره
موفق و موید باشی.التماس دعا
- - - Updated - - -
سلام دوست خوبم زهرا جان
انشالله که امشب به خوبی و خوشی و همونطور که خیر و صلاحته بگذره.
خانومی تقریبا هیچ مردی طاقت این رو نداره که ازش انتقاد بشه.همسر شما هم جز یکی از همون مردهاست.بهتره رگ خوابش رو پیدا کنی و ببینی چطور میشه در اون نفوذ کرد/.که البته کار سختی هم هست اما شدنیه...
خیلی هم کار خوبی میکنی که به فکر بچه ای هستی که هنوز متولد نشده و بهتره تا با همسرت به یک تعادل نسبی نرسیدین اقدام به بچه دار شدن نکنید.
نمدیونم ایا همسرت راضی میشه بیاد پیش مشاور یا خیر.خب اگر بیاد که خیلی بهتره.اگر هم نیامد باید خودتون دو تا با حضور بزرگتر مثلا پدراتون (چون مادرها اینجور مواقع خراب کاری زیاد میکنن و کار رو به احساسات و تنش و گریه و ..میکشونن) بشینید و دلخوریهاتون رو مظرح کنید.
یکی از ایراداتی که به کار و رفتار تو وارده قرار گرفتن در موضع ضعف بوده.ما فکر میکنیم با رفتار ملایم و سکوت و مهربونی و ....میتونیم به طرف مقابلمون همیشه بفهمونیم که فلانی حرفت غلطه...کارت غلطه....
اما این همش بستگی به ظرفیت طرف مقابلمون داره....که چه برداشتی از این حرف ما میکنه
همسر شما دو تا برداشت از این رفتار شما میکرده احتمالا:
1.محق بودن خودش و درست بودن رفتارش
2.زهرا با این رفتار من نه تنها مشکل نداره بلکه روز به روز هم مطیع تر و ملایم تر میشه
خیلی طرف باید با ظرفیت باشه که فکر کنه:
نکنه کوتاه امدنهای زهرا برای اینه که به من بفهمونه رفتار و عمل من غلطه....!؟
فکر نکن ساختن شما با هر نوع رفتار همسرت باعث ایجاد حس علاقه و دوست داشتن توسط همسرت میشه.
توجه کن نمیگم برو مثل دیوار بتونی جلوش وایستا و هرچی گفت 4 تا بذار روش و تحویلش بده....
اما یک زمانایی ابراز حضور و وجود لازمه.اگر شما به همسرت نگی که از فلان رفتارت ناراحتم اون باید از کجا بفهمه؟!
اگر یکبار در مقابل رفتار غلطش عکس العملی درخور و مناسب نشون ندی خب همسر بیچاره ات از کجا بفهمه که زهرا ناراحته....
یادم میاد یکی بود شرایطی مثل شما داشت....شوهرش دیگه از این همه انعطاف و کوتاه امدن همسرش حالش بهم میخورد و بدترین رفتارها رو با همسرش میکرد.چون فکر میکرد کسی که با همه چیز میسازه ، اگر حلقه دور گلوش رو تنگ تر کنم بازم صداش درنمیاد ....
برای داشتن زندگی خوب سکوت و صبوری تنها کفایت نمیکنه.باید اقتدار و سیاست داشت.میگن به دنبال صبر ظفر میاد...اگر صبری که به دنبالش ظفر نباشه بیهوده و به درد نخوره
اگر امشب مشکل حل شد و همسرت قبول کرد که جلسات مشاوره رو ادامه بدین که چه بهتر.اما اگر نپذیرفت میتونید با حضور پدراتون بشینید و صحبت کنید.البته همه چیز رو هم خیلی باز نکنید تا حریمهای بین خودت و همسرت محفوظ بمونه
و بازهم تکرا ر میکنم به خودت و همسرت فرصت بده تا ارامش پیدا کنید و بتونید عقلانی و به دور از احساسات تصمیم بگیرید.
یادت باشه همین قدر که شما دلت برای این زندگی میتپه ، همسرت هم باید این زندگی رو بخواد و اگر هر دو بهمدیگه کمک کنید زندگی سرپا میمونه.
اما اگر فقط یکی از شما دو تا بخواد بار زندگی رو به دوش بکشه و مدام در حال ماله کشی مشکلات باشه قطعا کم میاره
موفق و موید باشی.التماس دعا
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
ویرایش توسط maryam123 : سه شنبه 15 مرداد 92 در ساعت 02:06
علاقه مندی ها (Bookmarks)