به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 24
  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ریحانه.دو معیاربرای تشخیص اینکه طرف دیندار هست یامذهبی وجوددارد(البته معیارهای دیگه ای هم هست)یکی" خلوص" یکی "معرفت".منظورازخلوص اینه باقلبش برود جلو واین خیلی مهم هست ودرجاتی تا بینهایت دارد.این باعث میشه فرد در رفتارهاوگفتارهاش دروغ وریاکاری نباشه.روحیه لطیف همراه درک وخیلی چیزای دیگه بایه ذره تیزی میتونی ازلابلای حرفاو رفتارهاش اینو متوجه بشوی.اما معرفت هم جوهری است که تعیین کننده خشکه مذهب شدن در جنبه های دین یا دیندارواقعی بودن هست.مثلافرد دیندار قبل نمازمعرفت داره اگه بگی چرانمازمیخونی توجیهات منطقی وادله خوبی برات میاره ،اگه بهش بگی چرا حجاب دلایل عقل پسندو دلپذیری برات میاره.بقیه موارد هم دوستان گفتندکه بایدمعیارهات رو مشخص وروش تشخیص ش در طرفت روبلد باشی.امافردمذهبی(که ازنظرمامذموم هست چه درایران یاجای دیگه) بیشتربراساس ترس روانی(که باترس معنوی فرق دارد)وادله صرفا تقلیدی ونقلی بدون درک عمیق ترمحتوای اون میره جلو."""البته اینوبگم اگه ایمان ازسطح ذهن عبورکنه و واردقلب شودمثل انفجاریک نور همه جنبه های شخص رودربرمیگیره وخشکه مذهب نخواهد شد چه باسواد باشد چه بیسواد"""
    ویرایش توسط ammin : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 00:09

  2. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    reihane_b (شنبه 19 مرداد 92), saraamini (شنبه 19 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    ریحانه جان شما آیا خودت بیشتر به اخلاقیات دینی پایبندی یا به عمل به احکام دینی یا هر دو؟ اینکه می گویی اعتقادات مذهبی داری یعنی چه؟ لطفا برامون مثال بزن. اول خودت را برای ما تعریف کن تا بتوانیم کمکت کنیم که کدام قشر مناسب شما هستند.
    من سعی می کنم تا حد زیادی رعایت کنم. یعنی سعی میکنم هم به اخلاقیات و هم به احکام واجب عمل کنم
    در کل نماز و روزه و تا حدی هم عبادات دیگه دارم.ولی سایر مسائل:
    مثال اینکه
    من موافق دیدن و شنیدن خیلی از فیلم ها و برنامه هایی که از ماهواره پخش میشن نیستم! برای اینکه می بینم ضرر وجود ماهواره توی خونه بیشتر از نفعش هست، پس باهاش مخالفم!
    یا اینکه
    خیلی از این ترانه هایی که پسرا و دخترا تو ماشیناشون میذارن یا تو گوشی هاشون هست، به نظر من هیچ مفهوم ومحتوایی ندارن

    یا اینکه از این جوک ها و اسمس هایی که هر روزه بین دوستا ردو بدل میشه ، و محتوای درستی ندارن. یا یه قشری از مردم رو مسخره کردن یا.... من مخالفم!
    مثلا برای بیت المال حساسم!
    تو کارای دانشجویی که بودم، بهشون میگفتم ، هیچکی جدی نمی گرفت(فقط تعداد کمی از همون مذهبی ها!)

    یا مثلا پسرا همشون دوستی قبل ازدواج دارن، اونوقت میخوان همسر آینده شون نداشته باشه! غیر از مذهبی ها که معمولا اینطور نیستن!
    کارهای خیر رو دوست دارم انجام بدم.
    دوست دارم اگه من جایی اشتباه کردم،خلاف کردم، همسرم به من بگه.نه اینکه همیشه من رعایت کنم ولی اون نه

    دوست ندارم مثل خانمای فعلی خواستگارای سابق!! لباس اینجور بپوشم!
    یا اینکه میگن فلان کارو همه می کنن ما هم مثل بقیه!
    حرفا و شوخی های بی معنی بعضی پسرا با هم! خیلی بدم میاد!(اتفاقی متوجه شدم)

    حالا یادم نمیاد...
    اینا مثال های اتفاقات روزمره هست. خیلی کلی نگفتم که بهتر منظورمو برسونم

    همین چیزایی که گفتم .خیلی از اطرافیانم ازم قبول نمی کنن!

    یعنی بهم میگن مثبتی دیگه!!
    دوست مذهبی دارم ، یکیش با پسر مذهبی ازدواج کرده، من از زندگیشون بیشتر خوشم میاد. یکیش نه. با یه پسر معمولی .گاهی نماز میخونه گاهی نمیخونه و... اونا هم زندگیشون خوبه، ولی نمیدونم چرا من خیلی نمی پسندم!
    ولی
    بازم تو خودم نمی بینم که بتونم با فردی شبیه شوهر اون دوستم که مذهبیه، زندگی کنم!!!
    احساس میکنم اکثر مذهبی ها(خیلی خیلی ببخشید!) اکثرشون اهل تظاهر وریا هستن.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Rude Boy نمایش پست ها



    اگر تعریف ایشون از مذهبی رو قبول داری، با این ظاهری که توصیف کردی، هیچ وقت یه فرد مذهبی سراغت نمیاد

    ولی این تعریف درست نیست.
    با تعرف نوپوی عزیز، منم گفتم دنبال فرد مذهبی نیستم! مومن باشه...
    که اونم انگار تو مذهبی ها فقط پیدا میشه
    ویرایش توسط reihane_b : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 00:08

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    کاملا عقاید شما رو درک میکنم چون خودم هم تا حده زیادی همین طور هستم .
    یک فردی که تو فامیل یا بین دوستا بچه مثبت شناخته میشه اما خودش در درونش این عقیده رو نداره و به اعتقادات و افکارش افتخار میکنه چون هم به احکام دین مقیده هم افکاری انسانی و قانون مند و طبق ضابطه داره ولی خشک و منزوی نیست شیطنت و خنده داره و تو جمع حاضره و با همه تیپ آدم معاشرت داره ، خوش پوش و به روزه ، از تکنولوژی و تفریحاته این دوره زمونه دور نیست اما خطه قرمزاش واسه همه چی مشخصه ، دوست داره بازم بهتر از اینی که هست بشه .

    این شخصیت شما هست به نظر من !

    اما موضوع این تایپیک ! چیز هایی که شما انتظار دارین در یک فرد با عقاید غیر دینی و ایمانه کم وجود نداره ، اما این بدین معنا نیست که حتما در یک فرده مذهبی وجود داره !
    اینجاست که باید دقت کرد ...
    تنها راه از نظره من شناخت کافی است که با طولانی کردنه زمان خواستگاری و رفت و آمد میشه بهش رسید .
    و نکته بعدی مطرح کردن ریز ترین اعتقادات و نظرات و شنیدن جواب از طرف مقابل هست یعنی باید تمام مسائلی رو که اینجا مطرح کردین رو بگین واسش .
    چیزی که باید توجه کنین نحوه بیان و سوال کردنه !
    مثلا شما میخواین بفهمین که خواستگارتون به حجاب و محرم و نامحرم مقید هست یا نه !
    سوال شما : شما نظرتون راجب به حجاب چیه ؟
    یا : شما به محرم و نامحرم اعتقاد دارین ؟

    جواب خواستگار : به نظرم خوبه یا آره اعتقاد دارم !
    این سوال ها اشتباهه

    درستش روشه غیره مستقیمه :

    سوال شما : اگر به سفره خارج از کشور بریم دوست دارین همسرتون حجاب داشته باشه ؟
    یا : شما با دختر عمه یا دختر خالتون دست میدید ؟
    یا : شما انتظار دارین همسرتون جلو برادرتون چطوری راه بره ؟

    جواب خواستگار به سوال اول :
    1- بله در خارج هم باید پوشش داشته باشه خدا که فقط تو ایران نیست !
    2- واسم فرقی نداره هر طور که خودش بخواد !
    3- نه خوشم نمیاد معنا نداره جایی که کسی حجاب نداره آدم حجاب داشته باشه !

    و شما خیلی راحت به میزان اعتقادات و ایمان طرف مقابلتون پی میبرید .

    واسه تمام مسائل میتونید سوال های غیر مستقیم تهیه کنید .

    - من یه جا خواستگاری رفتم صحبته همین محرم نا محرم بود ! دختر خانم گفت خوب اگه شما دوست دارین من حجاب داشته باشم ایرادی نداره ، تو فامیل شما که بیام شال سرم میکنم با مانتو ، گفتم یعنی فقط جلو فامیل ما ؟ گفت آره دیگه !!!!!!!!
    نتیجه گیریش با شما

  5. کاربر روبرو از پست مفید sobhan13 تشکرکرده است .

    reihane_b (شنبه 19 مرداد 92)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 شهریور 02 [ 15:46]
    تاریخ عضویت
    1391-3-28
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    10,451
    سطح
    68
    Points: 10,451, Level: 68
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 399
    Overall activity: 37.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 500 در 154 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام امیدوارم تجربم براتون مفید باشه
    اولا به قول آقای رودبوی مردم رو دو دسته مذهبی و غیر مذهبی نکنید چون این نوع دسته بندی با واقعیتی که ما در دنیا می بینیم سازگار نیست، مثلا خود آدمای مذهبی هم بعضیاشون زمین تا آسمون با هم فرق دارن مثلا یه آخوند شاید نزاره زنش بره بیرون ولی دکتر شریعتی که یه آدم مذهبی بوده زنش بی حجاب بوده ، گرچه که این نوع طبقه بندی کار قضاوت و تفکر رو برای ما آسونتر میکنه!

    به نظر من اگه میخاین تو زندگیتون موفق باشین اولا کسی رو انتخاب کنید که باورهاش شبیه شما باشه و دوما روش تفقه (منظور رسیدن به حقیقت) هم شبیه شما باشه یعنی وقتی به یه اختلافی رسیدین برای حل اون اختلاف از منابع مشترکتون با روش مشابه یا روشی که مورد قبول هردوتونه استفاده کنین، و در ضمن این طرفیم که انتخاب می کنید باید طوری باشه که اگه یه موقع هم به اجماع نرسیدید لااقل تحمل عقیده متفاوت (انعطاف) رو داشته باشه
    گفتید که آدمای مذهبی بعضیاشون ریاکار به نظر میان، حرفتون رو قبول دارم ولی اگه واقعا به دنبال یه انسان خداپرست می گردید بهترین راه شناسایی این افراد اینه که این افراد اعتقاداتشون رو بدست آوردند و بهشون به ارث نرسیده! و اعتقاداتشون کامل منطقی و تحقیق شده، مطابق با واقعیت و موثر نه تنها در زندگی اُخروی بلکه مفید برای دنیاشونه، طوری که دین مداریشون شکوفاشون کرده نه الکی محدودشون، زندگی با این انسان ها یه نعمته چون مذهب رو یه راه آگاهانه برای موفقیت، شکوفایی استعدادها و ارضای نیازهای جسمانی و روحانی می دونن نه یه هدف گنگ و کور که حاضر بشن به خاطر توهماتشون کورکورانه استعدادها، احساسات و نیازهای خود و اطرافیانشون رو نابود کنند.
    موفق باشید

    ویرایش توسط فرشته مهربان : یکشنبه 20 مرداد 92 در ساعت 15:26 دلیل: بخشی که آفت انتقال متقابل را داشت حذف شد

  7. کاربر روبرو از پست مفید باران13 تشکرکرده است .

    reihane_b (شنبه 19 مرداد 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    با خوندن تاپیک شما ، یک درد کهنه برام سر باز کرد. انگار رفتم توی چند سال پیش موقعی که دقیقا همین مشکلات شما رو کسانی از نزدیکانم داشتند و من سعی داشتم مستقیم و غیرمستقیم در موردش با اونها حرف بزنم و بگم که فکرشون خوبه ولی با این رفتارظاهریشون ، نتیجه خوبی نخواهند گرفت. ... اون دوران گذشت. و برای من یک افسوس موند که چرا تلاش کافی نکردم تا به اونها کمک کنم. و برای اونها هم یک انتخاب نه چندان خوب با تبعاتش یادگاری موند!
    .
    ریحانه خانم!
    چون این موضوع شما ، به نظر من برای بسیاری از دختران (و پسران) خوب ایرانی مطرح هست ، اجازه میخوام تا در تاپیک شما کمی بیشتر و کلی تر به این مسئله نگاه کنیم.
    .
    اصل این مسئله رو میشه به دو صورت کلی مطرح کرد :
    الف- "وجود تضاد بین افکار و رفتار ما"
    ب- "نداشتن سبک زندگی (LifeStyle) و فقدان آگاهی در وجود و ضرورت آن"
    .
    *- درباره مسئله-الف باید گفت : چندین عامل در بوجود آمدن آن نقش دارند. از جمله:
    1- سرعت زیاد پیشرفت تکنولوژی و عدم گسترش و رشد آگاهی مردم از داشته های فرهنگی و بومی خود.
    این بحث خیلی ظریف و دقیق هست و من نمیخوام در این فضای محدود به اون بپردازم ، فقط با اشاره میگذرم امید که منظورم به درستی درک بشه.مثلا :
    در فکرمون به غلط بودن دروغ معتقدیم ، ولی در فضای مجازی آنگونه رفتار نمیکنیم
    و یا به حفظ حریم با نامحرم معتقدیم ، ولی در فضای مجازی گونه ای دیگر رفتار میکنیم.
    به حفظ آبرو و اسرار دیگران اعتقاد داریم ، ولی به محض رویکرد قدرت رسانه ها به ما آنرا فراموش میکنیم.
    به خدا اعتقاد داریم ، اما مقهور قدرت تکنیکی آدمهای بی خدا میشیم که خودشون هم مخلوق همین خدا هستند.
    دم از پیشرفت جوامع دیگر میزنیم ، اما برای رفع تنبلی و یا دروغگویی خودمون کاری نمی کنیم.
    از درستی نگاه اسلام به انسان حرف میزنیم ، اما حاضر نیستیم خودمون اولین کسی باشیم که مطابق با اون نگاه زندگی بکنه.
    خلاصه این که داریم دورویی رو خودمون توی خودمون نهادینه و تقویت میکنیم.
    .
    2- وجود ریشه های تملق و ریاکاری که در سبک مدل رفتاری بین حکومتها و تعاملات با اقشار مردم در چند صد سال اخیر در کشور بوده.
    شاید خیلی از دوستان در این مورد بگویند که بابا تو دیگه داری همه چیزو به گذشته بر میگردونی ، اما متاسفانه واقعیت اینه که ما و چندین نسل از اجداد ما در سیستمی زندگی کردیم که تملق شاهان در وجود آدمها رسوخ کرده و حتی اغلب معترضین اون سیستم هم جیگر مخالفت ریشه ای با وجود رابطه غلط شاه و رعیت رو نداشتند. یک جورایی همین الان هم توی سیستم اداری ما یک خضوع و خشوعی در برابر کسی که وظیفه اداریش اینه که کار ما رو انجام بده و بابت اون داره حقوق میگیره ، نشون میدیم و گویا اون رو شاه میدونیم. متاسفانه این درد خیلی عمیقه و جای بسطش اینجا نیست.
    3- ...
    مطالب بالا به معنی این نیست که همه به یک میزان و شدت از این موضوعات متاثر هستند بلکه بستر عمومی میتونه تا حدی تاثیر گذار باشه ، و اراده های فردی نیز تاثیر خودشون رو دارند.
    .
    جمع بندی این بخش ، میتونه این باشه که : ما در حال حاضر با افرادی مواجه هستیم که تکلیف خودشون با خودشون خیلی مشخص نیست. یعنی موقع خواستگاری دختر و پسر یک چیزایی به هم میگند و با ظاهری نمود پیدا میکنند که ممکنه در آینده و ورود به زندگی مشترک واقعی ، این تعرضات بین افکار و رفتار ، تحت عناوین مختلف خودش رو نشون بده. شاید غرضی هم در این راستا نداشته باشند اما این اتفاق بعضا میوفته که بعضی از تاپیکهای این تالار هم گویای همین مطلبه.
    .
    .
    *- و اما درباره مسئله-ب :
    این جملاتی که شما در پستهاتون گفتید دقیقا نشانه همین مشکلی هست که متاسفانه کمبودش در سطح جامعه ما به شدت احساس میشه و اون فقدان "سبک زندگی" و یا به تعبیر غربی ها LifeStyle هستش. خیلی خلاصه و خودمونی بگم ما نقشه کاملی برای رفتارها و روابط افراد با خود و خانواده و اجتماع خود ارائه نکردیم. بلکه هر جمعاتی برای خودش یک جزیره شده و یک شتر گاو پلنگی از اسلامیت و ایرانیت و جهانی شدن از خودش در ورکرده. متاسفنه اساتید و علما و روشنفکران در این زمینه بسیار کم کاریهای فردی و گروهی داشته اند.
    ما نیومدیم مدلی رو از صفر تا صد با مبانی درست استدلالی و اعتقادی برای یک کودک و یا جوان (مجرد یا متاهل) تعریف کنیم. همیشه دم از داشته هایی زدیم که نیومدیم به درستی بیانش کنیم. و راهکار عملی براش طرح کنیم.
    مثلا کشوری مثل آمریکا در این مورد بیشترین تلاش رو کرده تا سبک زندگی آمریکایی رو در تمام سطح جامعه تعریف کنه. اگر به افکار ماکیاولی در عرصه اقتصاد اعتقاد داره و کسب سود شخصی رو بدون الزام به اخلاق اصل و مبنا گذاشته ، همین سبک رو هم در روابط فرزند و والدین قائل شده و ابزار اجرایی براش دیده ، و یا اگر به گفته های راسل برای آزادی کامل غرایض معتقده ، اونرو قانونمند هم میکنه و اجازه حتی همجنسبازی ، یک موضوع قابل پذیرش براش هست.
    من در اینجا صحبتم به تبعات قوانین ضد اخلاقی اینگونه جوامع نیست بلکه میخوام بگم که حداقل تلاش میکنند که یک بام و دو هوا نباشند. هر چند با توجه به حذف قوانین خالق آفرینش قطعا مشکلاتی خواهند داشت اما به تعبیر حضرت علی (ع) "جامعه با کفر و قوانین دور از خدا ، برقرار میمونه اما با ظلم و نبود قانون ، پایدار نخواهد بود."
    .
    .
    این همه حرافی کردم که اینو بگم که ریحانه خانم! قبل از هر چیز ، سعی کن یک "سبک زندگی" برای خودت در همه موارد داشته باشی که بر اساس افکار و اعتقاداتت باشه که در عمل هم اونها رو پیاده سازی بکنی.
    یعنی چی؟... یعنی اینکه :
    - اگر به حفظ حریم ها معتقدی اون رو هم در بیرون بروز بده و همون جوری زندگی کن.
    - اگر میخواهی در سبک شوهر آیندت عدم نگاه به آرایش و موهای زنان دیگه باشه ، تو هم همون جوری باش یعنی آرایشت رو ازغیر بپوشون.
    - اگر به انجام بعضی از فرایض اجتماعی اسلام معتقدی ، خودت رو هم ، هم تیپ همون آدمها بساز. این دلیل نمیشه که تو هم اشتباهات ریاکارانه اونها رو جلوه گر خواهی بود بلکه تو با افکار پاکت میشی پرچم گلدسته اون فکر درست. و رفتار ریاکارانه اون آدم تقلبی ها بی ارزش خواهد شد و تو میشی نمونه درست نه اونها.
    .
    لوب کلام اینکه : ما باید جلد کتابمون رو متناسب با محتوای کتابمون بسازیم. جلد کتاب ، اولین نمایشگر محتواش هستش. نمیشه توقع داشت که کتاب ریاضیات دانشگاهی رو با جلدی کودکانه روی پیشخونه کتابخانه گذاشت و از اینکه باسوادهای دانشگاهی سراغ تورقش نمیرند گله کرد! ... ما نمیتونیم به سبک شل مذهب ها بپوشیم و بگردیم و رفتار کنیم ولی توقع داشته باشیم که آدمهای متشرع که پایبند به حفظ حریمها باشند ، به طرفمون جذب بشند! پس اول باید خانه خود رو ظاهرا و باطنا آراسته کرد ، بعد از اون منتظر میهمان آراسته ظاهری و باطنی بود!
    .
    میگویند یکروز به یکی از بزرگان تشیع که از زعمای حوضه علمیه قم بوده(فکر کنم آیت الله برجردی یا آیت الله حائری) از طرف شاه کسی میاد میگه که یک روحانی رو دستگیر کردیم به جرم دزدی ، اونوقت ایشان میگه اتفاقا ما هم ازش شاکی هستیم، چرا که لباس مقدس روحانیت رو هم دزدیده!!
    منظورم از ذکر این داستان اینه که هر کسی رو دیدی که ظاهرش مذهبی نشون میده ولی عملش چیزه دیگست ، اون همون دزد دین من و تو هست. خیلی رفتاراش رو به حساب دین نزار.
    آیا میدونی که LifeStyle که چند دهه هست که تازه بهش رسیدند و الان برامون شده یک دکور روشنفکری غربزده ، تعریف یک کلمه بسیار غریب و قدیمی هستش که ما داشتیم و ازش غافل شدیم و به درستی به روز نکردیم؟!! بله.... فقه پویا یعنی استخراج سبک و روش زندگی در جزء به جزء شئونات زندگی فردی و اجتماعی مطابق با زمان!! این غنی ترین و بی آلایش ترین استراتژی هدایت زندگی انسانها بوده که بیش از هزار سال پشتوانه فکری و تجربی داره ولی متاسفانه این سالهای اخیر ، هم بزرگان دین در تفکر و بروز رسانیش کوتاهی کردند و هم ما مردم در عملگرایی و غنیمت دانستن و طلب کردن مسائل جدید در این سبک زیبا و همه جانیه نگر غفلت کردیم. (سالها دل طلب جام جم از ما میکرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد.)
    ریحانه خانم!
    اینقدر خودت رو درگیر اصطلاحات "مذهبی و غیر مذهبی" نکن متاسفانه این کلمات با عملکرد بد ما ، تعابیر مختلف و حتی متضاد با اصل مذهب ، در افکار آدمها ایجاد کرده!
    یکم شیک بخوام بگم : آدم متشرع یعنی همون آدمی که LifeStyle زندگیش رو اوامر خدا قرار داده! حالا این شما هستی که اولا خودت چه امتیازی از این سبک زندگی داری و اینکه توقع داری طرفت کجای این طیف قرار داشته باشه! انتخاب با خودته!
    متشرع بودن یعنی چهارچوب داشتن یعنی لجام گسیخته نبودن. متاسفانه امروزه فکر میکنیم که عمل از روی اعتقادات و دیانت ، یعنی خشک مذهبی و امّل بودن و .... در صورتی که آدمی که گردنش فقط جلوی خدا خم میشه ، تمام عشقش رو نثار زن و بچش میکنه. نه اونی که گردنش جلوی شهوتش خم میشه و از خدا هم ترسی نداره!
    .
    ریحانه خانم!
    گلفروشی گل میفروشه ، و طباخی ... . اگه دنبال عطر و طراوت گل هستی ، باید توی بازار گل که ممکنه توش چند تا خار کوچیک هم باشه بگردی ، نه اینکه به خاطر اون چندتا خار کوچیک ، بری توی طباخی! و بگی پس چرا بوی گل نمیاد؟!
    .
    .
    .
    به بیانی دیگر :
    ریحانه خانم! من دختران و پسرانی رو دیدم که ظاهر و باطنشون خیلی با هم همخوانی نداشته ، ولی وجود مادری کیّاس و یا پدری عاقبت اندیش ، تونسته همسر مناسبی رو براشون جفت و جور کنه (فعلا با خوبی یا بدی این روش کاری ندارم). ولی به نظر من شما که صاحب پدر و مادری هستی که مشکلات فردیشون اولویت داره بر همراهی با درد و دل دخترشون و رفع مشکل اون! پس باید بیشتر به این تطابق اعتقادات و افکارت با ظاهر و رفتارت توجه کنی تا خواستگارانی مطلوب نظر خودت به سمتت بیان! (اگر خودت رو خالص برای خدا بکنی ، مطمئن باش که حضرت زهرا(س) برات مادری میکنه و حضرت علی(ع) هم برات پدری. چی از این بهتر!! پس نگرانی به دلت راه نده.)
    .
    .
    .
    .
    .
    همون موقع که این آواتار رو انتخاب کردی ، یک حسی بهم گفت که دیگه ریحانه خانم هم بله دیگه داره وقتش میشه. اگر سور و سات بچه های تالار رو دعوت نکردی لااقل شیرینی یادت نره! منتظریم!
    .
    در پناه حق.


    - - - Updated - - -

    ببخشید اشتباه لپی ها رو تصحیح کنم : 1- فرید نه راسل 2- حوزه نه حوضه 3- متاسفانه نه متاسفنه
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا

  9. 5 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    *پرستو* (دوشنبه 21 مرداد 92), reihane_b (یکشنبه 20 مرداد 92), نیکیا (یکشنبه 23 آذر 93), نازنین آریایی (دوشنبه 21 مرداد 92), مسافر زمان (دوشنبه 21 مرداد 92)

  10. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باران13 نمایش پست ها
    سلام امیدوارم تجربم براتون مفید باشه
    اولا به قول آقای رودبوی مردم رو دو دسته مذهبی و غیر مذهبی نکنید چون این نوع دسته بندی با واقعیتی که ما در دنیا می بینیم سازگار نیست، مثلا خود آدمای مذهبی هم بعضیاشون زمین تا آسمون با هم فرق دارن مثلا یه آخوند شاید نزاره زنش بره بیرون ولی دکتر شریعتی که یه آدم مذهبی بوده زنش بی حجاب بوده ، گرچه که این نوع طبقه بندی کار قضاوت و تفکر رو برای ما آسونتر میکنه!

    به نظر من اگه میخاین تو زندگیتون موفق باشین اولا کسی رو انتخاب کنید که باورهاش شبیه شما باشه و دوما روش تفقه (منظور رسیدن به حقیقت) هم شبیه شما باشه یعنی وقتی به یه اختلافی رسیدین برای حل اون اختلاف از منابع مشترکتون با روش مشابه یا روشی که مورد قبول هردوتونه استفاده کنین، و در ضمن این طرفیم که انتخاب می کنید باید طوری باشه که اگه یه موقع هم به اجماع نرسیدید لااقل تحمل عقیده متفاوت (انعطاف) رو داشته باشه
    گفتید که آدمای مذهبی بعضیاشون ریاکار به نظر میان، حرفتون رو قبول دارم ولی اگه واقعا به دنبال یه انسان خداپرست می گردید بهترین راه شناسایی این افراد اینه که این افراد اعتقاداتشون رو بدست آوردند و بهشون به ارث نرسیده! و اعتقاداتشون کامل منطقی و تحقیق شده، مطابق با واقعیت و موثر نه تنها در زندگی اُخروی بلکه مفید برای دنیاشونه، طوری که دین مداریشون شکوفاشون کرده نه الکی محدودشون، زندگی با این انسان ها یه نعمته چون مذهب رو یه راه آگاهانه برای موفقیت، شکوفایی استعدادها و ارضای نیازهای جسمانی و روحانی می دونن نه یه هدف گنگ و کور که حاضر بشن به خاطر توهماتشون کورکورانه استعدادها، احساسات و نیازهای خود و اطرافیانشون رو نابود کنند.
    موفق باشید
    اسم جدیدتون مبارک!
    نمیدونم چرا، ولی خوشحال شدم اسمتون رو عوض کردید! امیدوارم نشانه تغییر و تحول مثبتی باشه!
    راستش اون قسمتی که حذف شده رو میخواستم جواب بدم، که دیگه حذف شد!
    میخواستم بگم تجربه شما همون چیزی هست که باعث میشه من و امثال من این تاپیک رو بزنیم!! البته خودم هم تا حد زیادی میدونم افراد رو نباید مبنا قرار بدم، که تناقضات بین حرفاشون و عملشون باعث بشه که سردرگم بشم ولی باز هم ....



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aram_577 نمایش پست ها
    به نام خدا
    سلام
    با خوندن تاپیک شما ، یک درد کهنه برام سر باز کرد. انگار رفتم توی چند سال پیش موقعی که دقیقا همین مشکلات شما رو کسانی از نزدیکانم داشتند و من سعی داشتم مستقیم و غیرمستقیم در موردش با اونها حرف بزنم و بگم که فکرشون خوبه ولی با این رفتارظاهریشون ، نتیجه خوبی نخواهند گرفت. ... اون دوران گذشت. و برای من یک افسوس موند که چرا تلاش کافی نکردم تا به اونها کمک کنم. و برای اونها هم یک انتخاب نه چندان خوب با تبعاتش یادگاری موند!


    آقای آرام توروخدا شما نگید دیگه!
    من برای آینده ام کلی امیدوآرزو دارم. حتی اگه از چیزی که الان هستم هیچ تغییری هم نکنم! نمیخوام انتخاب نه چندان خوب رو تجربه کنم!



    .
    اصل این مسئله رو میشه به دو صورت کلی مطرح کرد :
    الف- "وجود تضاد بین افکار و رفتار ما"
    ب- "نداشتن سبک زندگی (LifeStyle) و فقدان آگاهی در وجود و ضرورت آن"
    .
    .
    *- درباره مسئله-الف باید گفت : چندین عامل در بوجود آمدن آن نقش دارند. از جمله:
    1- سرعت زیاد پیشرفت تکنولوژی و عدم گسترش و رشد آگاهی مردم از داشته های فرهنگی و بومی خود.
    این بحث خیلی ظریف و دقیق هست و من نمیخوام در این فضای محدود به اون بپردازم ، فقط با اشاره میگذرم امید که منظورم به درستی درک بشه.مثلا :
    در فکرمون به غلط بودن دروغ معتقدیم ، ولی در فضای مجازی آنگونه رفتار نمیکنیم
    و یا به حفظ حریم با نامحرم معتقدیم ، ولی در فضای مجازی گونه ای دیگر رفتار میکنیم.
    به حفظ آبرو و اسرار دیگران اعتقاد داریم ، ولی به محض رویکرد قدرت رسانه ها به ما آنرا فراموش میکنیم.
    به خدا اعتقاد داریم ، اما مقهور قدرت تکنیکی آدمهای بی خدا میشیم که خودشون هم مخلوق همین خدا هستند.
    دم از پیشرفت جوامع دیگر میزنیم ، اما برای رفع تنبلی و یا دروغگویی خودمون کاری نمی کنیم.
    از درستی نگاه اسلام به انسان حرف میزنیم ، اما حاضر نیستیم خودمون اولین کسی باشیم که مطابق با اون نگاه زندگی بکنه.
    خلاصه این که داریم دورویی رو خودمون توی خودمون نهادینه و تقویت میکنیم.
    .
    2- وجود ریشه های تملق و ریاکاری که در سبک مدل رفتاری بین حکومتها و تعاملات با اقشار مردم در چند صد سال اخیر در کشور بوده.
    شاید خیلی از دوستان در این مورد بگویند که بابا تو دیگه داری همه چیزو به گذشته بر میگردونی ، اما متاسفانه واقعیت اینه که ما و چندین نسل از اجداد ما در سیستمی زندگی کردیم که تملق شاهان در وجود آدمها رسوخ کرده و حتی اغلب معترضین اون سیستم هم جیگر مخالفت ریشه ای با وجود رابطه غلط شاه و رعیت رو نداشتند. یک جورایی همین الان هم توی سیستم اداری ما یک خضوع و خشوعی در برابر کسی که وظیفه اداریش اینه که کار ما رو انجام بده و بابت اون داره حقوق میگیره ، نشون میدیم و گویا اون رو شاه میدونیم. متاسفانه این درد خیلی عمیقه و جای بسطش اینجا نیست.
    3- ...
    مطالب بالا به معنی این نیست که همه به یک میزان و شدت از این موضوعات متاثر هستند بلکه بستر عمومی میتونه تا حدی تاثیر گذار باشه ، و اراده های فردی نیز تاثیر خودشون رو دارند.
    .
    کلا همه میدونیم درست چیه غلط چیه، ولی توی عمل همیشه غلط رو انتخاب می کنیم.فکر میکنم راه غلط رو رفتن گاهی به اجباره گاهی به انتخاب. اجبار وقتی هستش که انتخاب همه یه چیز باشه، و انتخاب تو متفاوت!
    امیدوارم خودم از روی اجبار خطا نکنم!(گاهی همین کارو کردم و میکنم متاسفانه!)



    *- و اما درباره مسئله-ب :
    این جملاتی که شما در پستهاتون گفتید دقیقا نشانه همین مشکلی هست که متاسفانه کمبودش در سطح جامعه ما به شدت احساس میشه و اون فقدان "سبک زندگی" و یا به تعبیر غربی ها LifeStyle هستش. خیلی خلاصه و خودمونی بگم ما نقشه کاملی برای رفتارها و روابط افراد با خود و خانواده و اجتماع خود ارائه نکردیم. بلکه هر جمعاتی برای خودش یک جزیره شده و یک شتر گاو پلنگی از اسلامیت و ایرانیت و جهانی شدن از خودش در ورکرده. متاسفنه اساتید و علما و روشنفکران در این زمینه بسیار کم کاریهای فردی و گروهی داشته اند.
    ما نیومدیم مدلی رو از صفر تا صد با مبانی درست استدلالی و اعتقادی برای یک کودک و یا جوان (مجرد یا متاهل) تعریف کنیم. همیشه دم از داشته هایی زدیم که نیومدیم به درستی بیانش کنیم. و راهکار عملی براش طرح کنیم.

    یکم شیک بخوام بگم : آدم متشرع یعنی همون آدمی که LifeStyle زندگیش رو اوامر خدا قرار داده! حالا این شما هستی که اولا خودت چه امتیازی از این سبک زندگی داری و اینکه توقع داری طرفت کجای این طیف قرار داشته باشه! انتخاب با خودته!
    متشرع بودن یعنی چهارچوب داشتن یعنی لجام گسیخته نبودن. متاسفانه امروزه فکر میکنیم که عمل از روی اعتقادات و دیانت ، یعنی خشک مذهبی و امّل بودن و .... در صورتی که آدمی که گردنش فقط جلوی خدا خم میشه ، تمام عشقش رو نثار زن و بچش میکنه. نه اونی که گردنش جلوی شهوتش خم میشه و از خدا هم ترسی نداره!


    در مرود سبک زندگی باید بگم خودم فکر میکنم،لااقل نسبت به خیلیا سبک زندگیم مشخصه!
    یه چیزی در مورد خودم بگم.
    خیلی وقتا خودم این حرف شما رو به خودم میگم.یعنی میدونم که باید همینطور عمل کنم. اصلا کلا همچین شخصیتی رو میخوام بهش برسم! خیلی هم تمرین کردم. که بتونم یه سبک زندگی مشخصی داشته باشم . که بتونم اون چیزی که توی ذهنم هست رو توی رفتارم عملم پیاده کنم.

    خیلی اوقات این کارو نکردم. شاید اگه کسی بود بتونه در مقابل توجیهات من(که خودم هم میدونستم اشتباست!)، استدلال های درستی میاورد، میتونست منو قانع کنه که الان این چیزی که تو هستی، اونی نیست که باید باشه. شاید اگه همچین کسی بود، الان خیلی وضع فرق میکرد

    مثلا خواهرم خودش حجابش کامله،مادرم همینطور. مادرم گاهی سعی داشت منو ببره در همون راستا! ولی راهشو بلد نبود...
    یا مثلا پدرم، هیچوقت نفهمیدم از چی خوشش میاد از چی نه!
    یعنی کلا هیچوقت کسی نبود که من ببینم برای رفتارش عملش بتونه دلایل محکمه پسندی بیاره! چیزی که من توی ناخودآگاهم بهش احتیاج داشتم.وگرنه که خودم هم میدونستم یه جاهایی دارم اشتباه میکنم، ولی خودم رو گول میزدم و میزنم!


    .
    ریحانه خانم!
    گلفروشی گل میفروشه ، و طباخی ... . اگه دنبال عطر و طراوت گل هستی ، باید توی بازار گل که ممکنه توش چند تا خار کوچیک هم باشه بگردی ، نه اینکه به خاطر اون چندتا خار کوچیک ، بری توی طباخی! و بگی پس چرا بوی گل نمیاد؟!
    .
    .
    وقتی بازار گلی نباشه، گاهی آدم عطر گل رو با عطر قورمه سبزی هم عوض میکنه!
    .

    .
    .
    .
    .
    همون موقع که این آواتار رو انتخاب کردی ، یک حسی بهم گفت که دیگه ریحانه خانم هم بله دیگه داره وقتش میشه. اگر سور و سات بچه های تالار رو دعوت نکردی لااقل شیرینی یادت نره! منتظریم!

    نه!
    وقتی این آواتارو انتخاب کردم هیچ خبری نبود! مثل الان که دیگه خبری نیست!

    ولی یه اعتراف میکنم!
    تو این چند سال فقط یه نفر بود که از خواستگاری کردنش خوشحال شدم.(یه مومن واقعی) اونم بازم بخاطر اینکه کسی نبود تا مشکلات نه چندان بزرگم رو برام حل کنه، خیلی راحت از دستش دادم! احتمال زیاد میتونستیم به نتایج خوبی با هم برسیم، ولی من نزاشتم
    اون روز(که من توسط اون شخص انتخاب شدم) دقیقا همین بود! یعنی جلد کتاب متناسب محتویاتش ......

    حرف آقای آرام منو ترسوند! چون انگاری انتخاب درستم رو نکردم و دیگه شایدم انتخاب درستی پیش نیاد!نه قبل او نه بعدش پیش نیومد، یا شایدم اومد من بهشون فرصتی ندادم! نمیدانم..........
    ویرایش توسط reihane_b : دوشنبه 21 مرداد 92 در ساعت 11:07

  11. 2 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    Aram_577 (دوشنبه 21 مرداد 92), مسافر زمان (دوشنبه 21 مرداد 92)

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    نه نترس عزیزم. ولی هیچوقت به خاطر عواملی مثل دعواو.. خاستگارها رو بدون دلیل منطقی رد نکن. حق انتخابهاتو کم نکن. دختری مثل شما خ شایستگیهای زیادی داره.

    در پناه حق نازنین

  13. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    reihane_b (دوشنبه 21 مرداد 92)

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    ریحانه جووونم سلام دوباره. من عذر می خام که این دوپاسخ اخرم ربطی به عنوان تاپیک شما نداره. قول می دم مثل ارسال قبلم گزارش حذفش رو بدم اما چون دارم میبینم به خاطر احساساتی بودنت داری ناخاسته به خودت ضربه های مهلکی چون از دست دادن حق انتخابات میشی وظیفه خودم دونستم باهات برخورد جدی کنم

    این نقل قل رو از خانم متی از اوردم بخون لطفا( نمی خام مقایسه انجام بشه می خام بگم شاید یه وقتایی مشکلاتمون بزرگ باشن اما ما خودمون هم خ قوی نیستیم. و یه وقتایی از بس فوکوس نمی کنیم رو خودمون فکر می کنیم که شرایط ما از همه بدتر. اینم ادرس


    سلام دختر خوب نمي دونم از من بزركترين يا كوجكتر :)من امسال ليسانسم تموم شده ايشا الله مهر ميرم ارشد عزيزم منم شرايط شما رو داشتم از بجكي تا بيش دانشكاهي خانواده خوبي داشتم وهمجي خوب بود تا عيد سال بيش دانشكاهي تصادف كرديم مادر وخواهرم واز دست دادم مني كه برا فقء رتبه تك رقمي وشريف ميخوندم فقء مهندسي وهيجكي شك نداشت قبول ميشم ومطمين بودم اونسال كنكور دادم مديريت قبول شدم دانشكاه خوب ولي حد من اون نبود اصلا راضي نبودم اصلا ولي الان راضيم همون اول كه رفتم كفتم حتما خدا اينده اي اينجا برام در نظر داره خيره ميرم بدرم ازدواج كرد كم كتك نخوردم از زن بابا صدبار فيوز وزد كه من تلويزيون نبينم راه رفت فحشم داد وبابام ميترسه ازش اينقدر تحقير شدم اينقدر حرف شنيدم اينقدر تنها تو اين اتاق روز وشب كردم حتي واسه دستشويي خيلي موقعها نرفتم از اتاقم بيرون اينقدر تحمل كردم اما امروز دارم نتيجه اونهمه سختي ومي بينم دارم مي بينم به جشم كه بعد هر سختي اسونيه بايد منتطرش باشي من اكه خدا بخواد بعد ماه رمضون عقد ميكنم با كسي كه عاشقمه وعاشقشم تو خوابم نمي ديديم همجين مردي ودوساله ميشناسمش وفوق العادست خودم خواستم به خدام اعتماد داشتم منم خيلي موقعها كريه كردم كه خدا من واز اين خونه نجات بده اما همش اخرش كفتم هرجي تو بخواي خودت خوبم وميخواي الان دارم جوابشو مي بينم همه جيزايي كه ميخواستم از همسرم تو دعا به خدا ميكفتم ومطمين بودم همجين مردي وخواهم داشت والان دارم بعضي وقتا دهنم باز ميمونه كه خدايا جقدر خوب كوش كردي هيجيش جا نمونده به خدا اعتماد كن بد نمي بيني من اعتماد كردم هميشه تو دعاهات شكر كن باهاش دوست شو بعد هر سختي اسونيه شك نكن من دارم ميكم كه با همه وجود تجربه اش كردم سختياي تو يك هزارم سختياي من نيست

    به خدا منم شرايطم همين بوده شب كنكور خيلي كريه كردم هم از دل تنكي هم از دعوا با بابام هم كنكور كارشناسي هم كنكور ارشد يه هفته مونده به كنكور ارشد صورتم كبود بود روم نميشد برم بيرون روزي كه قراره اشنايي با خانواده نامزدم وداشتيم اينقدر به صورتم جنك زد زن بابام كه صورتم جلو اونا بد باشه اما نشد اينقدر يخ وكرم و دارو زدم كه خوب شد يه كمم ارايش حل شد من بابام رييس نامرداي دنياست اكه شما از خودش كتك خوردين من از زن بابام خوردم وبابامم نشسته نكاه كرده و سيكار كشيده تا حالا 5 بار جاي داغ كه داشتن ميخوردن وزن بابام ريخته روم يه بار اينقدر موهامو كشيده بود كه قشنك جلوي سرم كجل شده بود وروم نميشد روسريم يكم بره عقب من شرايط ودرك ميكنم حتي خيلي بدترشو ديدم خيلي بدتر خيلي ولي تو همين شرايط قشنكه كه رشد كني بيشرفت كني زندكي براي ما سختر ازبقيه است قبول اما خودمون بايد مقاومت كنيم ميتونيم منم خيلي موقعها دلم مي كيره خيلي ولي هيج وقت از خدا شاكي نشدم والان ثمرشو مي بينم من شكر كردم تلاش كردم كم نيوردم خدام كمكم كرده دعا كردم همسر خوب خواستم واكه باز خدا بخواد دارمش خيلي بهتر از تصورم خيلي
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها
    نه نترس عزیزم. ولی هیچوقت به خاطر عواملی مثل دعواو.. خاستگارها رو بدون دلیل منطقی رد نکن. حق انتخابهاتو کم نکن. دختری مثل شما خ شایستگیهای زیادی داره.

    در پناه حق نازنین
    ویرایش توسط مهرااد : دوشنبه 21 مرداد 92 در ساعت 15:30

  15. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    reihane_b (دوشنبه 21 مرداد 92)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    ریحانه خانم! منظور من از ذکر مورد مشابه شما در نزدیکانم این نبود که بگم شما هم همون عاقبت رو خواهید داشت. شما با امیدی که دارید حتما نتیجه خوبی هم خواهید گرفت البته شاید برای کسب نتیجه خوب ، باید کمی هم واقع بین بود و درست عمل کرد. که من در شما این استعداد رو میبینم.
    .
    این خیلی خوبه که شما در پی داشتن یک سبک زندگی هستید. اما لازمه اینو در نظر داشته باشید که اون روشی به نتیجه مطلوب میرسه که مثل یک ارکستر سمفونی بزرگ ، اجزای اون به درستی و در راستای تقویت اصل هدف نواخته بشند نه اینکه هر کدوم ساز ناساز خودشون رو بزنند.
    مثلا اگر کسی با پوششی که خیلی مطلوب شرع نیست بگرده دیگه نباید ساز دلش برای پسرهای مومن کوک باشه بلکه باید بپذیره که مشتریش عده ای غیر از این دسته خواهند بود. و اگر میخواد با ساز دلش همراه باشه ، پس باید به آراستگی ظاهرش طبق افراد متشرع فکر و عمل کنه. این یعنی همسازی اجزای یک سبک زندگی معقول. البته با توجه به نوشته هاتون ، معلومه که شما زمینه مثبت اینگونه رفتار رو از سمت خانواده دارید فقط کافیه که یک یاعلی بگید و بزنید توی گوش شیطون و دست به کار بشید.
    .
    ضمنا بازار گل تا دلتون بخواد وجود داره ، لازمش اینه که : "جوره دیگر باید دید!"
    من خودم بعضی وقتا به ذهنم میاد که خانواده های متشرع و معتقد خیلی کم دارند میشند ، اما وقتی مثلا میرم مراسمهای شبهای قدر و یا ... تازه اونجا میبینم که چقدر مردم مذهبی زیاد هستند فقط فرقش اینه که رفقای شیطان جلوه گریشون در سطح جامعه همیشه بیش از رفقای خدا بوده ، برای همین من و شما بعضی وقتها فکر میکنیم که کم شدند. نه اگر طالب باشی روزیت خواهد شد. همانطور که به گفته خودت یکبار خدا همچین کیسی رو سر راهت گذاشت. مطمئن باش اگر طالبش باشی باز هم روزیت میکنه، شک نکن!
    .
    راستی سخت نگیر ، قورمه سبزی هم بوش بد نیست ، البته به شرطی که خوب جا افتاده باشه و طرفش هم شکمو باشه!
    .
    منظورم از اون قسمت از نوشتم در مورد آواتار ، اینه که معلومه داره از درونت تغییراتی اتفاق میوفته و برای ازدواج داری دورخیز میکنی! (شایدم حسم اشتباه میکنه ، بیخود نیست میگویند احساساتی فکر نکنیم ، این هم میشه عاقبتش! در هر صورت از خدا میخوام که هرچی خیر هست براتون پیش بیاد.)
    .
    با آرزوی بهترینها برای شما.
    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا

  17. 2 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    reihane_b (دوشنبه 21 مرداد 92), مسافر زمان (دوشنبه 21 مرداد 92)

  18. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از دوستانی که نظر دادن

    خب من تا اینجا بیشتر برای یکی از سوال هام(یا بهتر بگم تردیدهام) جواب پیدا کردم. سعی میکنم(قول میدم) جمع بندی خوبی از پستاتون بکنم

    همه میگید خودت رو درگیر الفاظ مذهبی و غیرمذهبی و.... نکن. خب برای اینکه بتونم منظورم رو خوب برسونم نمیدونم چطور آدرس شخصیت ها رو بدم!
    برای همین میگم مذهبی میدونم همه تو ذهنشون یه چیز میاد!(یعنی فکر کنم)

    ببینید، افراد متدین و معتقد واقعی، همه میدونیم که سخت گیریهاشون (ه لازمه همون تدینشون هست) برای خیلی از خانما سخت هستش!

    یه چیزی بگم!
    اینجا (همدردی) چندین نفر از آقایون محترم هستن که افراد معتقدی هستن خداروشکر. و منم باهاشون کم یا زیاد ارتباط داشتم.یعنی توی ارتباطاتم توی تالار مشکلی نداشتم.خوشبختانه تونستم ارتباط سالم و درستی برقرار کنم. ولی

    ولی نمیدونم چرا تو جامعه نمیتونم باهاشون ارتباط خوبی برقرار کنم!
    یعنی اگه همین افراد رو خارج از همدردی ببینم، مطمئنم نمیتونم حتی بهشون نزدیک بشم!

    مثلا تو دانشگاه بودیم دیگه. گاهی پیش میومد باید با همیچین فردی برخورد میداشتم، ولی وقتی میدونستم قراره با یه همچین شخصی برم صحبت کنم، خیلی سختم بود!
    معذب بودم


    مثلا وقتی باهاشون حرف میزدم فکر میکردم اینا دارن ثانیه شماری میکنن که من برم! حرفم رو زودتر تمام کنم!
    مخصوصا اونایی که وقتی باهاشون هم کلام میشی، ارتباط چشمی به هیچ وجه! ندارن! خییییییلی ناراحت میشدم! اون موقع ها من باورم نمیشد کی کارم تموم بشه برم. خیلی این کارشون بهم برمیخوره. بعضی وقتا فکر میکردم نکنه اتفاق خاصی توی پوشش من افتاده خودم متوجه نیستم!!!! والا هیچی هم نبود!

    یعنی میخوام بگم بیرون از اینجا هیچوقت تا حالا ارتباط خوبی باهاشون نداشتم! احساس میکنم اونا هم چون می بینن یه خانمی حجابش کاملِ کامل نیست، خیلی تحویلش نمی گیرن!
    مثل اون آقایون یا خانمایی که باحجاب ها رو اهمیت نمیدن متاسفانه!

    -------------------------------------------------------------------

    ای بابا!
    انگاری من هم یه چیزی رو دوست دارم، هم دوست ندارم!
    ویرایش توسط reihane_b : دوشنبه 21 مرداد 92 در ساعت 22:52


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 58
    آخرين نوشته: یکشنبه 15 تیر 93, 09:49
  2. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 92, 10:02
  3. ازدواج با یک دختر غیر ایرانی؟
    توسط Stres در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 فروردین 92, 20:18
  4. ازدواج با پسر غیر ایرانی غیر مسلمان(دوستش دارم چه کنم؟)
    توسط 1391 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 21 دی 91, 21:02

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.