به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز،اگه سوالت رو دقیق بپرسی حتما جواب دقیق میگیری اون کسانی هم که دیدی تایپیکاشون خوب پیشرفته وارد جزئیات وظرافتهای مشکلشون میشن....من توی پست قبلی هم گفتم مشکل الان واضح چیه؟گفتی به آینده بدبینم همون دوسه کلمه ای که گفتیم سنجش معیار،پشتش کلی تایپیک ومقاله هست که شما نخواستیدماهم معرفی نکردیم...عنوان تایپیک وموضوعت مهم هست.ازاول بگومسأله وسواس یا اضطراب دارم یاپرخاشگرهستم تاتایپیکت مفیدجلوبرود...شما اصرار داریدکه بدبینی تون منشأ بیرونی داره منم که نماینده دخترای مجرد پاک یاناپاک نیستم این مشکلات به نمایندگان مجلس ومسئولین مرتبط هست،امیدوارم کارشناسان یامدیرسایت خودش به شما کمک کند. موفق باشید.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    مهرااد (چهارشنبه 20 شهریور 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 فروردین 93 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    418
    سطح
    8
    Points: 418, Level: 8
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الان سه ساله یا شایدم چهار سال که این مشکلات رو دارم: کم خوابی ( حتی اگه به مقدار کافی هم خوابیده باشم بازم احساس میکنم اصلا نخوابیدم )
    کم اشتها شدم ، اعتماد به نقسم خیلی کم شده ،پرخاشگر شدم،حواس پرتی، فراموشی ( این یه مورد خیلی منو اذیت میکنه) عدم تمرکز و مهمتر از همه بدبینی
    فکر میکنم ریشه اصلی مشکل بالا این باشه
    [quote
    من الان قصد ازدواج ندارم اما وقتی 5 سال آینده رو نگاه میکنم با پیش بینی که از وضعیت موجود دارم اصلا امیدی که بتونم دختری که از نظر اخلاقی مثل خودم باشه پیدا کنم رو ندارم کلا یه جور نا امیدی محض هم افسوس گذشته رو میخورم هم آینده خلاصه بدجور از لحاظ روحی به هم ریختم دوستانم همیشه به من توصیه میکردن که با یه دختر دوست بشم منتها من پیش وجدان خودم میگفتم این خودخواهیه چرا که من با کسی دوست باشم ولی توقع داشته باشم طرف مقابلم تجربه نکرده باشه
    این مشکل بدجور روی من تاثیر گزاشته انگیزه ام رو از دست دادم اصلا نمیتونم تمرکز کنم ازخودم اصلا راضی نیستم سعی کردم با افکارم مقابله کنم برنامه ریزی کنم کارهایی رو که واسه پیشرفتم نیاز دارم منتها هر بار نا تمام رهاشون کردم توروخدا راهنمایی کنید
    ][/quote]

    خط دوم پست اولم اینا رو تک تک گفتم حالا شما سطحی میخونی سطحی نظر میدی چه ربطی به مسولان داره!!!
    شما خودت رو جای من بزار یکی حتی دو خط از مشکلت رو نخونده واست راهکار میده!!!!! شما خوشحال میشی؟؟؟؟؟؟ تازه بی اهمیتشم میکنه!!!!!
    دیگه نمیدونم چطور بنویسم و مشکلم رو بگم البته فکر کنم ترکی یا عبری نوشتم گویا!! چرا که به قول بعضیا من که تو خوشی غرق ام و اینا که مشکل نیست = پس با این حساب من مشکل ندارم!!!!!!

  4. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نشانه هایی که گفتی به کمالگرایی نزدیکه،معمولاکمالگرایی همراه وسواس واعتمادبه نفس ضعیف هست هست چون فرد ازخودش راضی نیست دچار یأس وافسردگی وکاهش اعتماد به نفس میشه وبرای غلبه براون ممکنه بعضا دست به کارهاوافکاروسواس گونه بزند.لطفا این تایپیکها رومطالعه کن و نظرت روبگو:http://www.hamdardi.net/thread21869-2.htmlوتایپیک مرتبط دوم:http://www.hamdardi.net/thread-8862..........برای مشکل فراموشیت این تایپیک رومطالعه کن و نظرت روبگو:http://www.hamdardi.net/thread-29050.html
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  5. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 شهریور 93 [ 10:42]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    173
    سطح
    3
    Points: 173, Level: 3
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    8

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من که چیز بدی نگفتم. اگه ناراحت می شید خب پس ادامه ندم.

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 فروردین 93 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    418
    سطح
    8
    Points: 418, Level: 8
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    نشانه هایی که گفتی به کمالگرایی نزدیکه،معمولاکمالگرایی همراه وسواس واعتمادبه نفس ضعیف هست هست چون فرد ازخودش راضی نیست دچار یأس وافسردگی وکاهش اعتماد به نفس میشه وبرای غلبه براون ممکنه بعضا دست به کارهاوافکاروسواس گونه بزند.لطفا این تایپیکها رومطالعه کن و نظرت روبگو:http://www.hamdardi.net/thread21869-2.htmlوتایپیک مرتبط دوم:http://www.hamdardi.net/thread-8862..........برای مشکل فراموشیت این تایپیک رومطالعه کن و نظرت روبگو:http://www.hamdardi.net/thread-29050.html
    دقیقاً مشکلم با اون خانوم یکیه (اختلال حافظه) تاپیک رو کامل خوندم منتها واسه درمانش باید چکار کنم به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنم ؟؟ او دو تا تاپیکی دیگه ایی که گزاشتی هم لینکش خرابه و صفحه اول انجمن رو باز میکنه در کل پیشنهاد شما چیه بپیش مشاور برم یا دکتر مغز و اعصاب یا هردو؟؟؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط sabr نمایش پست ها
    من که چیز بدی نگفتم. اگه ناراحت می شید خب پس ادامه ندم.
    دوست من منظورم با شما نبود منظورم با ایشون بود و گرنه شما تنها کسی هستید که ظاهرا مشکل منو تجربه کرده
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیدوار66 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز به نظر من شما مشکلی ندارید و فقط بی جهت نگرانید؟....چرا رابطه تان را باخدا از طریق نماز از سر نمی گیرید تا از نگرانیهایتان کاسته شود؟چرا نماز را کنار گذاشتید؟شما که میگویید در این زمانه پسر پاکی هستید؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید morteza85 تشکرکرده است .

    ammin (چهارشنبه 20 شهریور 92)

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    سلام مرتضی جان.

    خب ببین من درست متوجه شدم:
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده

    ببین هر کدوم از اینا تاپیک جداگانه می خاد خب. به بچه ها حق بده که ندونن کدوم رو دقیق الان می خای حل کنی؟ ببین برداشت من درسته اگه کم داره خودت اضافه کن تا تاپیکت رو گزارش بدم مشاورین بیان سراغت. ریلکس باش. فضا مجازیه نمیشه منظورها رو خوب رسوند

    نقل قول نوشته اصلی توسط morteza85 نمایش پست ها
    با سلام به همگی دوستان
    نمیدونم از کجا شروع کنم گفتنش واسم سخته سعی خودم رو میکنم بتونم مشکلم رو کامل بگم که دوستان بتونن بهترمنو راهنماییم کنن

    الان سه ساله یا شایدم چهار سال که این مشکلات رو دارم: کم خوابی ( حتی اگه به مقدار کافی هم خوابیده باشم بازم احساس میکنم اصلا نخوابیدم )
    کم اشتها شدم ، اعتماد به نقسم خیلی کم شده ،پرخاشگر شدم،حواس پرتی، فراموشی ( این یه مورد خیلی منو اذیت میکنه) عدم تمرکز و مهمتر از همه بدبینی
    خب حالا اصل داستان
    پسری 28 ساله هستم که تویه یه خونواده مذهبی بزرگ شدم خودم تا 22 سالگی نماز میخوندم که بنا به دلایلی الان دیگه نمیخونم من بزرگترین فرزند خونواده هستم وبه غیر از خودم دوتا برادر کوچکترهم دارم مثل خیلی از پسرها تو 15 سالگی بلوغ شدم منتها تا 18 سالگی فقط کشش داشتم اما بعد از اون متوجه دلیل کشش شدم و همیشه این میل رو تا به الان سرکوب کردم (به صورت خود ارضایی) تا سال سوم دانشگاه مشکلی نداشتم اما کم کم اون مواردی که بالا گفتم در من شکل گرفت اینم بگم درسته که نماز نمیخونم اما به تمامی موارد اخلاقی پایبندم پدرم همیشه من رو نصیحت میکرد که دنبال ناموس مردم نرم و همیشه به من میگفت که از هر دست بدی از همون دست پس میگری خلاصه این موارد شد آویزه گوش ما تا به الان و نتیجه اش شده اینکه من تا الان با هیچ دختری ارتباط نداشتم " هیچ وقت " اون زمان که دانشچو بودم میرفتم دانشگاه کلاس که تموم میشد سریع برمیگشتم خونه الانم کلا تمام وقت سر کارم خب از اینجا به بعد یه مقدار سخته واسم توضیح دادن مشکل
    همون طور که میدونید الان مذهب خیلی داره کمرنگ میشه تو جامعه و سنتها داره از بین میره وقتی اخبار رو تو روزنامه میخونم دلم میگیره بعضی وقتها بغض تو گلوم جمع میشه که چقدر جامعه ولنگو باز شده اما مشکل
    من الان قصد ازدواج ندارم اما وقتی 5 سال آینده رو نگاه میکنم با پیش بینی که از وضعیت موجود دارم اصلا امیدی که بتونم دختری که از نظر اخلاقی مثل خودم باشه پیدا کنم رو ندارم کلا یه جور نا امیدی محض هم افسوس گذشته رو میخورم هم آینده خلاصه بدجور از لحاظ روحی به هم ریختم دوستانم همیشه به من توصیه میکردن که با یه دختر دوست بشم منتها من پیش وجدان خودم میگفتم این خودخواهیه چرا که من با کسی دوست باشم ولی توقع داشته باشم طرف مقابلم تجربه نکرده باشه
    این مشکل بدجور روی من تاثیر گزاشته انگیزه ام رو از دست دادم اصلا نمیتونم تمرکز کنم ازخودم اصلا راضی نیستم سعی کردم با افکارم مقابله کنم برنامه ریزی کنم کارهایی رو که واسه پیشرفتم نیاز دارم منتها هر بار نا تمام رهاشون کردم توروخدا راهنمایی کنید
    - - - Updated - - -

    سلام مرتضی جان.

    خب ببین من درست متوجه شدم:
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    5) ازخودت ناراضی بودن
    6) تمرکز نداشتن
    6) رها کردن کارها بصورت نیمه
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده

    ببین هر کدوم از اینا تاپیک جداگانه می خاد خب. به بچه ها حق بده که ندونن کدوم رو دقیق الان می خای حل کنی؟ ببین برداشت من درسته اگه کم داره خودت اضافه کن تا تاپیکت رو گزارش بدم مشاورین بیان سراغت. ریلکس باش. فضا مجازیه نمیشه منظورها رو خوب رسوند

    نقل قول نوشته اصلی توسط morteza85 نمایش پست ها
    با سلام به همگی دوستان
    نمیدونم از کجا شروع کنم گفتنش واسم سخته سعی خودم رو میکنم بتونم مشکلم رو کامل بگم که دوستان بتونن بهترمنو راهنماییم کنن

    الان سه ساله یا شایدم چهار سال که این مشکلات رو دارم: کم خوابی ( حتی اگه به مقدار کافی هم خوابیده باشم بازم احساس میکنم اصلا نخوابیدم )
    کم اشتها شدم ، اعتماد به نقسم خیلی کم شده ،پرخاشگر شدم،حواس پرتی، فراموشی ( این یه مورد خیلی منو اذیت میکنه) عدم تمرکز و مهمتر از همه بدبینی
    خب حالا اصل داستان
    پسری 28 ساله هستم که تویه یه خونواده مذهبی بزرگ شدم خودم تا 22 سالگی نماز میخوندم که بنا به دلایلی الان دیگه نمیخونم من بزرگترین فرزند خونواده هستم وبه غیر از خودم دوتا برادر کوچکترهم دارم مثل خیلی از پسرها تو 15 سالگی بلوغ شدم منتها تا 18 سالگی فقط کشش داشتم اما بعد از اون متوجه دلیل کشش شدم و همیشه این میل رو تا به الان سرکوب کردم (به صورت خود ارضایی) تا سال سوم دانشگاه مشکلی نداشتم اما کم کم اون مواردی که بالا گفتم در من شکل گرفت اینم بگم درسته که نماز نمیخونم اما به تمامی موارد اخلاقی پایبندم پدرم همیشه من رو نصیحت میکرد که دنبال ناموس مردم نرم و همیشه به من میگفت که از هر دست بدی از همون دست پس میگری خلاصه این موارد شد آویزه گوش ما تا به الان و نتیجه اش شده اینکه من تا الان با هیچ دختری ارتباط نداشتم " هیچ وقت " اون زمان که دانشچو بودم میرفتم دانشگاه کلاس که تموم میشد سریع برمیگشتم خونه الانم کلا تمام وقت سر کارم خب از اینجا به بعد یه مقدار سخته واسم توضیح دادن مشکل
    همون طور که میدونید الان مذهب خیلی داره کمرنگ میشه تو جامعه و سنتها داره از بین میره وقتی اخبار رو تو روزنامه میخونم دلم میگیره بعضی وقتها بغض تو گلوم جمع میشه که چقدر جامعه ولنگو باز شده اما مشکل
    من الان قصد ازدواج ندارم اما وقتی 5 سال آینده رو نگاه میکنم با پیش بینی که از وضعیت موجود دارم اصلا امیدی که بتونم دختری که از نظر اخلاقی مثل خودم باشه پیدا کنم رو ندارم کلا یه جور نا امیدی محض هم افسوس گذشته رو میخورم هم آینده خلاصه بدجور از لحاظ روحی به هم ریختم دوستانم همیشه به من توصیه میکردن که با یه دختر دوست بشم منتها من پیش وجدان خودم میگفتم این خودخواهیه چرا که من با کسی دوست باشم ولی توقع داشته باشم طرف مقابلم تجربه نکرده باشه
    این مشکل بدجور روی من تاثیر گزاشته انگیزه ام رو از دست دادم اصلا نمیتونم تمرکز کنم ازخودم اصلا راضی نیستم سعی کردم با افکارم مقابله کنم برنامه ریزی کنم کارهایی رو که واسه پیشرفتم نیاز دارم منتها هر بار نا تمام رهاشون کردم توروخدا راهنمایی کنید

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  9. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 اسفند 92 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1392-3-03
    محل سکونت
    زیرطاق کبود
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,316
    سطح
    20
    Points: 1,316, Level: 20
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    104

    تشکرشده 162 در 83 پست

    Rep Power
    36
    Array
    مهراادجون چرادیگه نمیری توی تاپیک من

  10. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اگه میخوای اصولی مشکلت حل بشود وتوی تهران یاشهری هستی که دکتر روانشناس خوب پیدامیکنی.اول پیش روانشناس برو تامدیریت درمانت زیرنظراو ادامه پیداکند وخودش برای مشکل حافظه یک تشخیص اولیه میدهدوبه احتمال زیادبه روانپزشک ومتخصص مغزواعصاب(برای فراموشیت)ارجاعت میده ودوپزشک باهم همکاری ودرمانت روانجام میدهند(البته یه مقدارهزینه درمانت با این روش بیشترمیشه)روش دوم اینه که به فوق تخصص مغزواعصاب یادرصورت نبودن به متخصص مغزواعصاب برای مشکل فراموشیت مراجعه کنی که با یک سری آزمایشات و نوارمغزو...تشخیص ودرمانت انجام بشه.خوبی روش اول جلوگیری ازتشخیص های اشتباه وداروی کمتریا اصلانیازمند دارو نبودن.روش دوم هم برای مشکلات حافظه اشکالی نداره.حالابستگی به خودت وشهری که هستی ومقدارهزینه ای که میتونی صرف کنی...دوباره لینکهاروبرات میذارم اگه مجددا بالانیومد ازطریق جستجوی قسمت سمت چپ بالای سایت دو سه کلمه ازعنوانش رودرج کن تالینک پیدابشه وکلیک کن.http://www.hamdardi.net/thread-21869.html لینک دوم:http://www.hamdardi.net/thread-8862.html واکنش ونظرت رو بعدازمطالعه کمالگرایی بگو تا دوستان وکارشناسانی که بعدا نظرت رومیبینن دقیقتر متوجه نوع مسأله بشوند.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  11. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    morteza85 (چهارشنبه 20 شهریور 92)

  12. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 فروردین 93 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-19
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    418
    سطح
    8
    Points: 418, Level: 8
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها
    سلام مرتضی جان.

    خب ببین من درست متوجه شدم:
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده

    ببین هر کدوم از اینا تاپیک جداگانه می خاد خب. به بچه ها حق بده که ندونن کدوم رو دقیق الان می خای حل کنی؟ ببین برداشت من درسته اگه کم داره خودت اضافه کن تا تاپیکت رو گزارش بدم مشاورین بیان سراغت. ریلکس باش. فضا مجازیه نمیشه منظورها رو خوب رسوند
    خب ببیپپ
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    5) ازخودت ناراضی بودن
    6) تمرکز نداشتن
    6) رها کردن کارها بصورت نیمه
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده
    دقیقا همین مواردی که شما ذکر کردی که علاوه بر اونا به خاطر بدبینی ایی که دارم حس میکنم دختری که از نظر اخلاقی به من بخوره رو پیدا نمیکنم و تا آخر عمر قراره مجردبمونم همین منو کلا بی انگیزه کرده اگه واستون مقدوره لطف کنید این مورد رو به کارشناسهای سایت گزارش کنید ممنون از شما

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مهرااد نمایش پست ها
    سلام مرتضی جان.

    خب ببین من درست متوجه شدم:
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده

    ببین هر کدوم از اینا تاپیک جداگانه می خاد خب. به بچه ها حق بده که ندونن کدوم رو دقیق الان می خای حل کنی؟ ببین برداشت من درسته اگه کم داره خودت اضافه کن تا تاپیکت رو گزارش بدم مشاورین بیان سراغت. ریلکس باش. فضا مجازیه نمیشه منظورها رو خوب رسوند
    خب ببیپپ
    مشکلات شما ایناهاست:
    1) کم خابی
    2)پرخاشگری
    3) عدم اعتماد بنفس
    4) بدبینی
    5) ازخودت ناراضی بودن
    6) تمرکز نداشتن
    6) رها کردن کارها بصورت نیمه
    یا اینکه:

    اختلاف خودت با دختران امروزی و ترس از بدست اوردن یه خانمی که به اندازه خودت در روابطتش قاون و قاعده رو رعایت نکرده
    دقیقا همین مواردی که شما ذکر کردی که علاوه بر اونا به خاطر بدبینی ایی که دارم حس میکنم دختری که از نظر اخلاقی به من بخوره رو پیدا نمیکنم و تا آخر عمر قراره مجردبمونم همین منو کلا بی انگیزه کرده اگه واستون مقدوره لطف کنید این مورد رو به کارشناسهای سایت گزارش کنید ممنون از شما

  13. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    121
    Array
    جناب مرتضی من برای اقای sci پیام گزاشتم. امیدوارم به تاپیکتون سر بزنن.


    فقط به عنوان خانم عرض می کنم خدمتت که اصلا بدبین نباش. من تو تمام سالهایی که درس خوندم دوستانی که اهل روابط ازاد باشن کم دیدم. واقعا انگشت شمار بودن!

    خانمهایی با عقاید شبیه شما هم زیاد هستن

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  14. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    morteza85 (چهارشنبه 20 شهریور 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.