به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    از کاربرای محترم می خوام کمی روی احساسات خودشون کنترل داشته باشند و با همزاد پنداری نگرانی ها و هیجانات مراجع رو بیشتر نکنند. ما هیچ کدوممنون نمی دونیم توی ذهن آقای همسر ایشون چی هست. هر چه اینجا می خونیم صحبتهای یک طرف قضیه از دید منحصر به فرد خودشه. پس راحت نسخه جدایی برای کسی نپیچید. لطفا سعی کنید اول آرامش رو به مراجع انتقال بدید تا خودش باتوجه به شرایطش بهترین تصمیم رو بگیره.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  2. کاربر روبرو از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده است .

    del (شنبه 06 مهر 92)

  3. #12
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 13 مهر 92 [ 01:50]
    تاریخ عضویت
    1392-5-11
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 27 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر از شما ولی ما طبق گفته خودشون نظر دادیم
    ما هیچ کدوممنون نمی دونیم توی ذهن آقای همسر ایشون چی هست!!!! واقعا نمیشه فهمید ؟؟؟!!!یا نباید قبول کنیم واقعیت عزیز
    ولی بازهم چشم ایشون حتمی از حسن کمک ما با خبر هستند


    ریان اس ام اس و اینکه بهش زنگ زدم رو براش گفتم و اون با کمال وقاحت گفت آره باهاش در ارتباطم من وقتی از زندگی با تو مطمئن نیستم نمی تونم به کسی "نه "بگم و بهت که گفته بودم دلم برات سوخت دوباره اومدم باهات زندگی کنم و... با گریه رفتم خونه مادرش خدا می دونه توی راه چی بهم گذشت .مادرش هم خیلی بی خیال نشسته بود و من فقط گریه می کردم .می گفت مگه چی شده حالا؟؟ بعدش خودش اومد و گفت از خونمون برو بیرون برو پی کار خودت کاری به من نداشته باش چی از جون من می خوای ؟

    اون شب رو با گریه تنها به صبح رسوندم از فرداش تصمیم گرفتم از خونه مادرش تکون نخورم و همون جا بس بشینم و بشم آینه دقشون . سه شب اونجا بودم و تو این سه شب خودش خونه نیومد می گفت از خونه برو بیرون تا بیام اونجا من هم گفتم از جام تکون نمی خورم تا اینکه روز سوم مادرش دیگه قاطی کرده بود شروع کرد به فحاشی به من و این که پسرم رو بدبخت کردی و ویلونش کردی خاک تو سر پسرم با این زن گرفتنش . منم گفتم چیز زیادی ازش نمی خوام واسم خونه بگیره دیگه نمی خوام سربار پدر مادرم باشم .مادرش گفت الان زنگ می زنم کس و کارت بیان اینجا تکلیفت رو روشن کنن . من هم خودم زنگ زدم به داداشم که با مامان بابام بیان اینجا اما مادرش گذاشت از خونه رفت بیرون من هم با چشم گریان وسایلم را جمع کردم و نشستم در محوطه بیرون تا پدر مادرم بیان وقتی اومدم با چشم گریون سوار ماشینشون شدم و اومدم خونه
    می دونم طولانی شد اما تروخدا بهم بگین با همچین مرد بی غیرت و نامردی و خانواده اش چیکار باید بکنم ؟ تکلیف من چیه با یه دنیا بدهکاری و قرض که همشون رو سر خودم آوار شدن ؟با گریه شب و روز مادرم با غرور له شدم پدرم چیکار باید بکنم ؟؟؟؟

    رها جان عزیزم ما فقط قصد کمک داشتیم عزیز دل ولی فراموش نکن همه ما قبل از اینکه مرد یا زن باشیم یک انسانیم بعدش یک زنیم بعدش دختریم بعدش همسریم و بعدش یک مادریم
    ویرایش توسط nasriin : جمعه 05 مهر 92 در ساعت 21:47

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    خانوم رها
    من تجربه زندگی مشترک رو ندارم اما اون چیزی که کاملا مشهوده از بین رفتن حرمت ها بین شما و همسرتون و حتی خانواده همسرتون هست .
    این خیلی شرایط رو سخت میکنه ، مخصوصا این که همسر شما دیگه هیچ گونه اصول اخلاقی رو در زندگی رعایت نمیکنه و حتی از اعتراف به رابطه و خیانت هیچ ترسی نداره !

    اعتقاد من اینه که شما باید خیلی خیلی سنجیده و حساب شده تمام شرایط رو در نظر بگیری و یک بار برای همیشه تصمیم بگیری ، یابری ادامه بدی یا جدا بشی !
    اصولا جدایی باید آخرین گزینه باشه نه اولین گزینه !

    اما قطعا زندگی با همچین مرد یا زنی اصلا منطقی نیست مگر تغییر ایجاد بشه .

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 10 آذر 96 [ 14:14]
    تاریخ عضویت
    1390-5-17
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    6,334
    سطح
    51
    Points: 6,334, Level: 51
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 86 در 41 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    شاید بهتر باشه الان بشینی و تمام مزایا و معایب ادامه زندگی و جدایی رو برای خودت لیست کنی. اگر خواستی اینجا هم بنویس و بهشون امتیاز بده. این لیست خیلی مهمه و خیلی می تونه حتی در آینده هم بهت کمک کنه. در مورد مشکلات مالی هم شاید بهتر باشه در زمان مناسب با کمک یک وکیل پیگیری کنی.نیاز هست کمی اول خودت رو آروم کنی و با دید منطقی به قضیه نگاه کنی. میشه بدونم تعریفت از زندگی مشترک چیه و انتظاراتت از زندگی مشترک چیه؟
    ************************************************** *****************
    مزایا و معایب ؟
    مزایای ادامه زندگی هیچی یه زندگی بدون اعتماد بدون دوست داشتن و پر از تحقیر فقط بودن یک اسم ننگین به نام مرد بالای سر زندگیت که دهن مردم بسته باشه
    من معلم هستم و درامد بدی ندارم اگر دو شیفت کلاس بردارم هم سرم گرم می شه و هم درامدم خوبتر .هیچ نیاز مالی به کسی ندارم و خانه و زندگی مستقلی هم طبقه بالای منزل پدرم دارم همینجا که زندگی رو شروع کردم همه وسایل هم برای منه . در نبود او خیلی هم آرامش دارم و در ضمن خانواده خوبی که حداقل حمایتم می کنند. تنها مشکلم کنار اومدن با احساسات به لجن کشیده شدمه . با نگاههای مردمه . با حرف دوست و فامیله .این که دلشون به حالم بسوزه و بگن دختر بیچاره چه سرنوشتی داره اصلا شانس نیاورده بدبخت .دختر به این خوبی ساکتی نجیبی ببین چه روزگار سیاهی داره و ............ تصور شنیدن این حرفهاست که تا سرحد جنون می بردم .عذاب می کشم از فکر این که یه نفر رو پرو بال دادم و وقتی پرواز کرد رو سر خودم خرابکاری کرد .فکر ایناست که داغونم می کنه . گریه های مادرم و ناله و نفرینهاش . سکوت پدرم و غرور له شده اش .دلسوزی برادرهام .شادی دشمنام .اینا همه آزارم می ده .
    ************************************************** ********
    تعریفم از زندگی مشترک و انتظاراتم ؟؟؟
    باور کن نمی دونم زیاد به این فکر نکردم که از زندگی چی می خوام منم باید انتظاراتی داشته باشم تنها چیزی که یاد گرفتم براوردن انتظارات دیگران بود و کسی که باهاش زندگی کردم .من از زندگی عشق می خوام ، همراهی دوست داشتن، تنها نبودن ، با آبرو بودن . دیگه چیزی یادم نمی آد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang نمایش پست ها
    شاید بهتر باشه الان بشینی و تمام مزایا و معایب ادامه زندگی و جدایی رو برای خودت لیست کنی. اگر خواستی اینجا هم بنویس و بهشون امتیاز بده. این لیست خیلی مهمه و خیلی می تونه حتی در آینده هم بهت کمک کنه. در مورد مشکلات مالی هم شاید بهتر باشه در زمان مناسب با کمک یک وکیل پیگیری کنی.نیاز هست کمی اول خودت رو آروم کنی و با دید منطقی به قضیه نگاه کنی. میشه بدونم تعریفت از زندگی مشترک چیه و انتظاراتت از زندگی مشترک چیه؟
    ************************************************** *****************
    مزایا و معایب ؟
    مزایای ادامه زندگی هیچی یه زندگی بدون اعتماد بدون دوست داشتن و پر از تحقیر فقط بودن یک اسم ننگین به نام مرد بالای سر زندگیت که دهن مردم بسته باشه
    من معلم هستم و درامد بدی ندارم اگر دو شیفت کلاس بردارم هم سرم گرم می شه و هم درامدم خوبتر .هیچ نیاز مالی به کسی ندارم و خانه و زندگی مستقلی هم طبقه بالای منزل پدرم دارم همینجا که زندگی رو شروع کردم همه وسایل هم برای منه . در نبود او خیلی هم آرامش دارم و در ضمن خانواده خوبی که حداقل حمایتم می کنند. تنها مشکلم کنار اومدن با احساسات به لجن کشیده شدمه . با نگاههای مردمه . با حرف دوست و فامیله .این که دلشون به حالم بسوزه و بگن دختر بیچاره چه سرنوشتی داره اصلا شانس نیاورده بدبخت .دختر به این خوبی ساکتی نجیبی ببین چه روزگار سیاهی داره و ............ تصور شنیدن این حرفهاست که تا سرحد جنون می بردم .عذاب می کشم از فکر این که یه نفر رو پرو بال دادم و وقتی پرواز کرد رو سر خودم خرابکاری کرد .فکر ایناست که داغونم می کنه . گریه های مادرم و ناله و نفرینهاش . سکوت پدرم و غرور له شده اش .دلسوزی برادرهام .شادی دشمنام .اینا همه آزارم می ده .
    ************************************************** ********
    تعریفم از زندگی مشترک و انتظاراتم ؟؟؟
    باور کن نمی دونم زیاد به این فکر نکردم که از زندگی چی می خوام منم باید انتظاراتی داشته باشم تنها چیزی که یاد گرفتم براوردن انتظارات دیگران بود و کسی که باهاش زندگی کردم .من از زندگی عشق می خوام ، همراهی دوست داشتن، تنها نبودن ، با آبرو بودن . دیگه چیزی یادم نمی آد

  6. کاربر روبرو از پست مفید rahaaaaaaa تشکرکرده است .

    nasriin (جمعه 05 مهر 92)

  7. #15
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما قبل از اینکه تصمیم آخر را بگیرید یک بار دیگر با همسرتان صحبت کنید. خیلی منطقی باشید. به او بگویید آیا می خواهد با شما زندگی کند یا نمی خواهد. بگذارید حرف دلش را بزند. اگر همسرتان گفت که به ادامه زندگی امیدوار است که بحث جداگانه و مفصلی دارد. اما اگر گفت می خواهد از شما جدا شود و دوست ندارد شما همسرش باشید حرف او را قبول کنید و دیگر او را مجبور به زندگی مشترک نکنید. بروید و با یک وکیل مشورت کنید که کوتاه ترین و بهترین راه چیست؟
    باز هم تاکید می کنم یک بار دیگر با او صحبت کنید و بعد تصمیم نهایی را بگیرید.

  8. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    ساحل75 (شنبه 06 مهر 92)

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 10 آذر 96 [ 14:14]
    تاریخ عضویت
    1390-5-17
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    6,334
    سطح
    51
    Points: 6,334, Level: 51
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 86 در 41 پست

    Rep Power
    28
    Array
    جایی برای فکر کردن باقی نمانده الان یه جنگ واقعیه . جالبه امروز اومده بود با وانتش همه وسایل خونه رو جمع کنه ببره آخه ادعا می کنه وسایل مال اونه .خیلی خنده داره کلی بهم بدهکاره عین خیالش نیست چشمم دنباله یخچال و دو تا فرشیه که مامانش خریده . خوبه که قفل خونه رو عوض کرده بودیم و نتونست این کار رو بکنه و کلی تو کوچمون سر بابا مامانم فحاشی کرده بود و زنگ زد به من که مدرسه بودم و کلی تهدید کرد که می آم یه بلایی سرت می ارم . ما هم زنگ زدیم به 110 و ترسید و رفت و داداش بزرگم زنگ زد باهاش کلی فحش و فحش کاری کردند و .... می گه می رم از دستت شکایت می کنم که هر چی کار کردم دادم به تو و تو خرج کردی خیلی جالبه واقعا موندم چیکار کنم واقعا فکر می کنه من مرد بودم و اون زن من بوده الان باید پول هایی که خرج خورد و خوراکمون کرده رو بهش پس بدم . نمی دونم آیا راه درست چیه من برم بابت نفقه و مهریه و این که خونه نگرفته از دستش شکایت کنم ؟ راه به جایی می برم یا نه ؟ از طرفی زن قبلیش همه این کارها رو کرده و الان حکم جلبش هم آمادست احتمال خیلی زیاد همین روزها از طرف اون بازداشت بشه چون الان دیگه شبها خونه خودشونه و جای دیگه ای نداره و اونا هم جاش رو بلدن . تروخدا اگه کسی اطلاعات خوبی داره بهم راهکار بده باید چیکار کنم

  10. #17
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آیا پولی دارد که به شما بدهد؟ اگر دارد حاضر است حق شما را بدهد یا می خواهد برای همان مقدار پول نفقه هم شما را دردسر بدهد؟ ببین اگر دیدی خیلی دردسر دارد و پول ندارد یا دارد و نمی دهد ، به نظر من به دردسرش نمی ارزد. حداکثر برای مهریه ات اقدام کن. آن هم اگر واقعا مبلغی است که به زحمتش می ارزد.
    اما گفتی بدهی ای دارد که تو قسطش را می دهی. بهتر است این یکی را هر چه زودتر درست کنی. منفعتش بیشتر است.

  11. #18
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 13 مهر 92 [ 01:50]
    تاریخ عضویت
    1392-5-11
    نوشته ها
    123
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 27 در 25 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رها جان عزیزم سلام
    شما چی میخواین . اگر طلاق میخواین برید همه اینها رو شکایت کنید و دیگه طلاق حالا یا توافقی ینی ایشون بگن در ازای بخشیدن تمام حق حقوقت طلاقتو میدم که شما میتونید موافقت کنید یا اینکه ایشون در مورد متارکه شما اقدام میکنن و دادگاه به ایشون میگن که ی خونه بگیرن و شما رو ببرن سر خونه زندگی حالا اگر سرشون به سنگ خورده باشه و تغییر کرده باشن که میرن خونه میگیرن ولی اگر نه شما رو ببرن بیشتر با یه حالت انتقام میبرن و سعی میکنن تمام فشارهای روحی رو به شما بیارن تا شما یا رضایت بدید به طلاق توافقی و مهریه رو ببخشیدو طلاق یا اینکه بر میگردید خونه پدر . وقتی برگردید خونه پدر دادگاه به شما حکم ناشزه و بعد از یه مدت اجازه ازدواج همسر دوم رو به ایشون میدهند و شما به خاطره اینکه دیگه کاملا شوهرتون از دست رفته میرید تمام مهریه رو میبخشید تا طلاق بگیرید

    - - - Updated - - -

    ایشون چه صحبتی دارن . ینی واقعا دیگه نمیخوان زندگی کنن ؟؟

  12. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 10 آذر 96 [ 14:14]
    تاریخ عضویت
    1390-5-17
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    6,334
    سطح
    51
    Points: 6,334, Level: 51
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    36

    تشکرشده 86 در 41 پست

    Rep Power
    28
    Array
    چیزی که برای اون مهم نیست زندگیه . من خودمم که دیگه هیچ تمایلی به زندگی ندارم اون هیچ پولی هم نداره فقط یه ماشینه اونم من براش خریدم ولی به نام خودشه .تنها چیزی که عذابم می ده بار سنگین بدهکاری هایی که به گردنم مونده و پولهایی که خرج کردم و نمی تونم دیگه پس بگیرم . با این فحاشی هایی که بین اون و داداشام صورت گرفت شدیدا دنبال انتقامه و عذاب دادن من .

  13. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 تیر 99 [ 14:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    7,678
    سطح
    58
    Points: 7,678, Level: 58
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 116 در 79 پست

    Rep Power
    32
    Array
    سلام رها جان
    به جز همدردی نمیدونم چه راه کاری خوبه ولی فک میکنم در عصبانیت هیچ تصمیمی نگیر گفتگو خواست بکنه هیچ کس کنارتون نباشه
    اگه اطمینان برا طلاق نداری فعلا اقدامی نکن
    رها...... خیلی سخته؟ میدونم انشاالله خدا بهترین را برات رقم بزنه

  14. کاربر روبرو از پست مفید hana 68 تشکرکرده است .

    ammin (چهارشنبه 10 مهر 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با دختری که از طریق چت آشنا بشی میشه ازدواج کرد؟؟؟؟؟؟؟
    توسط محمد هم دل در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 شهریور 93, 17:00
  2. چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط honeyr46 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 خرداد 93, 11:48
  3. مشکل از من یا شوهرم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط عاشق همیشگی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 مرداد 92, 18:15
  4. با رفتارهای زشت و نسنجیده خانواده ام با شوهرم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    توسط nosh nosh در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 خرداد 92, 01:18
  5. كمكم كنيد ادامه اين زندگي به صلاح؟؟؟؟؟؟؟
    توسط سلنا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 01 فروردین 92, 18:48

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.