طناز صبر کن
بذار دل اونم برات تنگ بشه هرچی بیشتر بری دنبالش بیشتر ازت فاصله میگیره
من یه تاپیک دارم اونجا قراره رستگار بهم بگه چیکار کنم البته هنوز راهکار نداده اما حرفایی که زده بهم آرامش داده یه نگاهی بنداز
http://www.hamdardi.net/thread-30473.html









) به جای اینکه ناراحت بشی یه کار غیر منتظره بکن بگو وای عزیزم دستت درد نکنه که در نبود من خونه رو تمیز کردی و خونه تکونی کردی . نمیدونستم اینقدر به فکرمی و اصلا حرفی از خانواده همسرت نزن. طوری حرف بزن که حس مسئولیتش رو زیاد کنی و کاری رو که نکرده به گردنش بذاری مثلا بگو انگار فرشها رو هم شستی نمیدونستم اینقدر به تمیزی خونه اهمیت میدی؟ خیلی خوشحالم که کمک حالم شدی. تو از کجا میدونستی من تا اومدم میخوام برای زمستون خونه تکونی کنم؟ چقدر کارمو راحت کردی و از این حرفا. مطمنئن باش خانواده شوهرت هم ازش پیگیر میشن عکس العمل تو رو و وقتی بدونن به جای دعوا این حرفا رو زدی مادرشوهرت بدتر میسوزه

علاقه مندی ها (Bookmarks)