به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم
    من تاحالا خیلی درموردخواسته هام باهاش حرف زدم ولی اکثرا بی نتیجه بوده
    درسته باخانوادش ودوستاش خیلی بگوبخند داره اما بامن وخانواده وفامیل من برعکسه واکثرا ساکت میشینه
    بله تربیت خانوادگیش که پراز اشکاله
    برنامه هم میریزم ولی اونقدر تنبله که همش غرمیزنه وبهونه میاره
    واگه جایی هم بالاخره ببرتم قبلش ازدماغم میاره وزهرمارم میکنه
    تاپیکی که گفتین رو دنبال میکنم ممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید ستاره قطب تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 27 مهر 97 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1392-7-30
    نوشته ها
    154
    امتیاز
    6,302
    سطح
    51
    Points: 6,302, Level: 51
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 125 در 66 پست

    Rep Power
    32
    Array
    به نظر من شما حوصله زندگی ندارین که منم مثل شما شدم ، شما باید زبون شوهرتون پیدا کنین و با زبون خودش باهاش صحبت کنین در ضمن کارایی که هر دوتا تون دوس دارین انجام بدین نه اینکه کارایی که شما دوس دارین. شما باید یه مقدار انرژی بگیری و بعدش شروع کنی به عمل کرد با دست رو دست هم گزاشتن و افسردگی به جایی نمیرسی. می تونی کتابای موثر برا زندگیت بخونی و عملشون کنی.

  4. 3 کاربر از پست مفید negad تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (سه شنبه 07 آبان 92), جاثیه (جمعه 01 آذر 92), ستاره قطب (جمعه 03 آبان 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیشب بخاطر کوک هایی که پدرش کرده بود دست روم بلندکرد
    متنفرم از زندگیم وزن بودنم
    ایشالا به همین زودیا بره زیر ماشین
    خدایا دعاهامو ندیدی حداقل نفرینامو نادیده نگیر

  6. کاربر روبرو از پست مفید ستاره قطب تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ای خدا آخه من چیکارکنم؟
    نه این زندگی مزخرفو میتونم تحمل کنم ونه عرضه ی طلاق گرفتنودارم
    کسی نیست بیاد کمکممممممممم

  8. کاربر روبرو از پست مفید ستاره قطب تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا کسی نمیاد کمکم کنه؟
    چراهمه فقط به بعضی تاپیکای خاص سرمیزنن؟؟؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید ستاره قطب تشکرکرده است .

    جاثیه (جمعه 01 آذر 92)

  11. #16
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط negad نمایش پست ها
    شما باید زبون شوهرتون پیدا کنین و با زبون خودش باهاش صحبت کنین در ضمن کارایی که هر دوتا تون دوس دارین انجام بدین نه اینکه کارایی که شما دوس دارین. شما باید یه مقدار انرژی بگیری و بعدش شروع کنی به عمل کرد با دست رو دست هم گزاشتن و افسردگی به جایی نمیرسی. می تونی کتابای موثر برا زندگیت بخونی و عملشون کنی.
    سلام ستاره قطب گرامی
    متوجه شدم به خاطر این ادراکی که از زندگی دارید خود را در فشار احساس می کنید.
    برای بهبود خود باید از خودتون کمی بیرون بیایید.
    شما خود را محور و معیار فرض کردید.
    و مثل زمانهای مجردی در حال نواختن بر اساس شخصیت و علائق خود هستید.
    طبیعی هست که سازتون با همسرتون هماهنگ نیست.
    شما باید به جای اینکه در ذهنتان مرتب افکار خودتون را پرورش دهید. از خودتون بیرون بیایید و مدتی با محیط همراه شوید.

    به همین تاپیک توجه کنید.
    آیا نقل قولی که من از یکی از دوستان گرفتم را شما خوانده اید؟
    من به عنوان یک متخصص و روانشناس، برایم راهنمایی قشنگ ایشون جالب بود.
    از ایشون تشکر کردم.
    لایک کردم
    نقل قول گرفتم
    تشویق کردم.و
    بی توجه عبور نکردم.
    با اینکه ایشون به من جواب نداده بود. و من نیازمند نبودم. اما بی توجهی به او نکردم.
    شما نیاز هست به نظرات و علاقمندی ها و رفتار و شخصیت دیگران توجه بیشتر کنید و از خود محوری دست بکشید
    و اگر این دیگران همسر شما باشند ، این مهارت بیش از پیش نیاز هست.

    مسئله ای که شما در زندگی خود مطرح کرده اید. از نظر شدت و بحرانی بودن از معیار 20 شاید بتوان مشکل شما را در حد 3 بگیریم.یعنی نوع و شدت مشکل شما اینقدر کم هست.اما به خاطر اینکه درک اشتباهی از موقعیت خود دارید و اقدامات صحیحی را انجام نمی دهید می تواند این مشکل به بحرانهای شدید تبدیل شود.

    ازدواج کردن مثل نشستن در کابین خلبان هست.اگر یاد بگیرید کدام دکمه و کلید را چه وقت بزنید، می توانید پرواز کنید و از روی سر همه مجردها بپرید و زودتر به مقصد آرامش برسید. لیکن اگر کارکرد کلیدها را ندانید و از روی احساس خود عمل کنید. و هر لحظه کلیدی را بفشارید، آنگاه ممکن است خدایی نکرده سقوط کنید و بیفتید بین مجردها.




    اما مسئله شما:
    شما و شوهرتان هیچ کدامتان آدمهای بدی نیستید. و مشکلی هم ندارید.اما به لحاظ شخصیت متفاوت هستید. لذا رفتار و گفتار متفاوت از شما سر می زند، علاقمندیهای متفاوتی دارید و روشتون متفاوت هست.این بدان معنی نیست که شخصیت یکی از شما خوب و دیگری بد است!بلکه به معنای متفاوت بودن هست. یعنی هر کدام از شخصیت های شما دو نفر ، نقاط قوت و ضعف خودش را دارد.
    وقتی یک گروه کر، و موسیقی شروع به نواختن می کند. اینطور نیست که همه یک ساز یا یک وسیله موسیقی داشته باشند و یک نوع بنوازند. هر کدام سازهای مختلف و حتی با صداهای مختلف زیر و بم دارند اما وقتی ریتم یکنواختی را همه با هم هماهنگ می کنند نتیجه کلی صدای موزون و دلنشینی می شود.

    نه شما، نه همسرتان نیاز نیست که سعی کنید دیگری هم مثل شما باشد.
    شما هر کدام می توانید به شخصیت خود عمل کنید و رفتار کنید.
    اما هماهنگی شما نیاز به مهارتهایی دارد.
    مثل آنچه که من از negad نقل کردم:
    این مهارتی هست که وقتی می خواهیم کسی با ما همراه شود از روبرو به او نزدیک نمی شویم. در کنارش قرار می گیریم و با او حرکت می کنیم و به تدریج و به آرامی بعد از چندین ماه یا حتی چندین سال کم کم مسیر حرکتمان میانه می شود. هم او تغییر مسیر می دهد و هم ما.

    همسرتان بشاش هست. برونگراست، و به لذتهای زمان حال بر اساس هیجانات بیشتر جواب می دهد.نیاز نیست شما به روش خود با او مقابله کنید.
    سعی کنید برای مدتی تمرین کنید که از لذتهایی که او می برد شما هم لذت ببرید.
    در چشمان او بنشینید و مدتی زندگی به روش او را تجربه و تمرین کنید.
    سعی کنید با دنیای متفاوت او آشنا شوید.
    مانند کسی که در کویر زندگی می کرده است. حالا مهمان یک شمالی شده است.دنبال خشکی کویر در سرزمین شمالی او نگردید.
    از شرجی بودن هوا هم ناراحت نشوید. با میزبان شمالی همراه شوید. از دریا و جنگل بهره بگیرید و مرتب به شرجی بودن هوا فکر نکنید.
    منظورم اینست که شخصیت همسرتان هم هزاران خصوصیات خوب در خودش دارد.(البته قبول دارم که نقاط ضعفی هم هست. ولی آنرا برای مدتی ندیده بگیرید.)، با همسرتان همراه شوید.اینطوری بعد از مدتی همسرتان به شما اعتمادش بیشتر می شود. او هم سعی می کند گاهی با خصوصیات شما همراه شود.

    یعنی به زبان عمل به او می آموزید که گاهی با شما همراه شود، همانطور که شما با او همراهی می کنید.به هر حال مهارتهایی از این نوع را می توانید در لینکهای ذیل مطالعه کنید. اما فراموش نکنید مطالعه و یادگیری مشکل شما را حل نمی کند. بلکه نیاز به تمرین مستمر و مکرر دارد و اینگونه مسائل ماهها و شاید سالها نیاز هست. و لذت زندگی هم به این سعی و تلاش ها برای ساختن آن است. و گرنه زندگی از پیش ساخته ای وجود ندارد.

    مهارتهای ارتباطی و لینکها مرتبط

    البته توصیه می کنم قبل از مطالب بسیار مهم لینک بالا را بخوانید و تمرین های خود را انشاء الله شروع کنید، بهتر است لینک مهم و پیش نیاز ذیل را مطالعه کنید.
    مهارتهای ارتباطی بین زن و شوهر به تنهایی کافی نیست!!

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  12. 7 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ava.f (یکشنبه 01 دی 92), del (پنجشنبه 09 آبان 92), heaven65 (سه شنبه 07 آبان 92), فرشته مهربان (سه شنبه 07 آبان 92), دختر مهربون (سه شنبه 07 آبان 92), ستاره قطب (سه شنبه 21 آبان 92), عشق آفرین (دوشنبه 01 شهریور 95)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متشکرم مدیر همدردی عزیز
    متنتون رو این چند روزه چندین بار خوندم وچیزای تازه ای برام روشن شد
    درحال خواندن لینک ها نیز هستم
    مساله دیگه اینه که شوهرم باوجود ایرادات زیادی که داره از من انتظار داره ایده آل ترین زن دنیاباشم
    من در وظایف خانه مثل نظافت وآشپزی و...کوتاهی نمیکنم اما باکوچکترین ایراد مثل بودن چند تا ظرف نشسته شوهرم غر میزنه وکلا همه ی کارهامو هیچ میدونه مثلا به دروغ میگه تو همیشه بی نظمی وخونه همیشه نامرتبه وغذا نمیپزی و...
    طوری که من از شدت ناراحتی باهاش قهر میکنم
    یعنی همه ی حرفامونم به دعوا وقهر کشیده میشه توی بحثا منو خیلی متهم میکنه اونم به ناحق طوری که قهر بودن رو به حرف زدن باهاش ترجیح میدم

    - - - Updated - - -

    اینکه گفته بودین درخوشی هاش همراهش باشم
    خوشیهاش 1رفتن به باشگاه واستخرو... بادوستاشی
    2اومدن به خانه ودیدن خانه تمیز و خودن غذاهای مردعلاقش(تازه کلی هم ایراداز وسایل خونه ونمک ولیمو وادویه ی غذا میگیره)
    غذاهایی که من براهرکی پختم واقعا خوششون اومده
    3علاقه آخر واصلیترینش بودن درکنارخانوادشه حالا یا اونابیان خونمون یامن برم خونشون
    توی خونه که میادکارش خورن وخوابیدن وایرادگرفتن از من هست
    خودش که نمیگه اما اگه من بگم بریم بیرون هزارتا دلیل میاره که بیرون سرده یاگرمه اونجایی که تو میگی دوره وجای پارک نداره وبنزین مصرف میشه و...( هرجاروکه بگم همین چیزارومیگه)
    اگه مرکز خریدهم بریم همش میگه همه ی مغازه هارو نگاه نکن یااگه ازچیزی خوشم اومده باشه میگه نه گرونه رنگش بده داری...
    خلاصه کاری میکنه که دیگه هوس بیرون رفتن نکنم
    خونه مامان منم باهزارجورادا میاد دوساعت عین مجسمه میشینه میره
    اما خونه مامان خودش درحالی که بیشترین مسافت روداره وجای پارکم به زورپیدا میشه باجان ودل میره حتی اگه لازم باشه روزی چندین بار میره
    اونم باید ازصبح بریم تا آخرشب بمونیم منم عین کلفت اونجا کارکنم وعاشق وکشته مرده ی تک تک خانوادش باشم(خانواده ای که ازهیچ اذیتی فروگذارنکردن)
    میبخشین سرتونودرد آوردم ولی خواستم جزییاتو بنویسم تا شایر بهتر راهنماییم کنین
    پیشاپیش ازکمکتون ممنون

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کسی نیست؟

  15. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 دی 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1390-10-23
    نوشته ها
    32
    امتیاز
    1,630
    سطح
    23
    Points: 1,630, Level: 23
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    24

    تشکرشده 37 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان خواهش میکنم کمکم کنین به معنای واقعی درمانده شدم
    اوضاعمون موقتا خوب میشه ولی یکی دو روزبعدش باز همون آشه و همون کاسه
    دارم به جدایی فکرمیکنم
    لیاقت من این نبود
    مشکلات خودمون یک طرف اذیتها ودخالتهای خانوادش هم طرف دیگه
    دیروزعصر رفتیم خونه مادرشوهرم اینا شوهرم گفت بعدازشام میریم خونه مادرخانومم اینا
    مادرش بادعوابهش گفت لازم نکرده اونجابرین همینجامی مونین
    شوهرمم لال شده بود منم داشتم منفجرمیشدم اما چیزی نگفتم به روی خودم هم نیاوردم
    تااینکه شب ساعت 10 شوهرم گفت دیگه مابریم باز گفتن کجااااااااا؟
    واینبار خواهرشوهرم(که یه شوهر زز داره وتمام اعیاد ومناسبتها فقط خونه مادرشوهرم هست)گفت نرین زوده حالا آخه چرامیرین؟
    منم گفتم باید یه ساعتم بریم اونجاسربزنیم زشته اوناهم چشمشون به دره
    که بالاخره رفتیم وحدودای 11رسیدیم خونه مامان من
    دیدیم همه اونجان بجزما
    این مساله روگفتم که بدونین یکی از اساسی ترین مساله بین ماهمین عیدهاومناسبتها وروزای خاصه
    هربارهمون برنامه همیشگی واعصاب خوردیمون ودرنتیجه دعوامون
    نمیخوام بخاطر بچه ای که شوهرم به زور داره رو دوشم میذاره پابنداین زندگی مزخرف بشم ویه عمرتحمل کس وناکس واداواطواراشونو بکنم

  16. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    من فقط پست آخرتون را خوندم.

    یک شب که نمی شه هر دو جا بود. شما می تونید تقسیم کنید مثلا شب یلدا یکسال درمیون ... یا مثلا شب یلدا اینجا باشیم، شب عید اونجا یا ...

    آخه واسه همچین چیزی آدم طلاق می گیره؟
    شوهرت به نظرت باید چیکار کنه؟ با مامان و خواهرش دست به یقه بشه واسه یه شب یلدا؟
    این مناسبتها قراره ما را به هم نزدیکتر کنه و زندگی را شادتر، نه این که بشه عامل دعوا و خونه کی باشیم، خونه کی نباشیم و ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.