به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سوال کردی که اگه به کسی پول بده شما را بکشه، آیا بازم خودکشی است؟
    من نظر شخصیم را می گم.
    نیت عمل مهم است. بله. این هم باز خودکشی است. چه فرقی می کنه. شما به واسطه یک نفر خودت را بکشی، یا به واسطه یک پل هوایی یا برق یا قرص ...
    شما از یک واسطه استفاده کردی با قصد قبلی که بمیری.
    باز هم خودکشی هست دیگه.

    حالا بریم در مورد بقیه اش صحبت کنیم؟ اون رازی که نمی خوای به ما بگی من می خوام حدس بزنم

    - - - Updated - - -

    ببخشید ادیت فعال نیست، می خواستم جمله آخر را ادیت کنم. ولی نمی شه.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  2. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (یکشنبه 24 آذر 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 آذر 92 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1392-9-24
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من که گفتم تو پست 6 چیکار کردم دوباره میگم باعث مرگ یه نفر شدم (خودکشی کرد) اوایلش اصلا به این موضوع اهمیت نمیدادم و تازه خوشحال هم بودم حتی بهش فکر هم نمیکردم ولی بعد از یه مدت کابوس های بدی اومد سراغم و تو خواب فریاد میزدم (اطرافیانم بهم گفتن) حتی زمانی هم که بیدارم همش به اون شخص فکر میکنم چند بار تا حالا هنگام رانندگی تصادف کردم
    چون به اون فکر میکردم سردرد های عجیب دارم دکتر هم رفتم دکتر های خوب ولی هیچکدوم نتونستن درست تشخیص بدن پیش روانپزشک هم رفتم ولی فایده نداشته من میدونم چون باعث شدم یه نفر خودکشی کنه حالا تا منم خودکشی نکنم این کابوس ها سردرد ها عذاب ها از بین نمیره
    راستی تو این انجمن جایی هست که سوالای شرعی خودمو بپرسم؟ قبل از خود کشی چندتا سوال داشتم؟

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 اسفند 97 [ 18:25]
    تاریخ عضویت
    1392-3-30
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    5,346
    سطح
    46
    Points: 5,346, Level: 46
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 194 در 95 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط -Hopeless- نمایش پست ها
    من که گفتم تو پست 6 چیکار کردم دوباره میگم باعث مرگ یه نفر شدم (خودکشی کرد) اوایلش اصلا به این موضوع اهمیت نمیدادم و تازه خوشحال هم بودم حتی بهش فکر هم نمیکردم ولی بعد از یه مدت کابوس های بدی اومد سراغم و تو خواب فریاد میزدم (اطرافیانم بهم گفتن) حتی زمانی هم که بیدارم همش به اون شخص فکر میکنم چند بار تا حالا هنگام رانندگی تصادف کردم
    چون به اون فکر میکردم سردرد های عجیب دارم دکتر هم رفتم دکتر های خوب ولی هیچکدوم نتونستن درست تشخیص بدن پیش روانپزشک هم رفتم ولی فایده نداشته من میدونم چون باعث شدم یه نفر خودکشی کنه حالا تا منم خودکشی نکنم این کابوس ها سردرد ها عذاب ها از بین نمیره
    راستی تو این انجمن جایی هست که سوالای شرعی خودمو بپرسم؟ قبل از خود کشی چندتا سوال داشتم؟

    اوه اوه

    ولی اینم در نظر بگیر شما باعث شدی ولی این خود طرف بوده خودش رو کشته

    مثلا این همه مردا زنشون رو کتک میزنن اذیت می کنن ولی دیگه زنه نمیره خودشو بکشه !

    روانپزشک و این سایت و ... تازمانی که خودت تصمیم بر تغییر شرایط نداشته باشی کاری از دستشون بر نمیاد

    مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني | پرسش کلید دانایی

    فکر کنم این یکی از سایتهاست قطعا اونا هم جوتبشون منصرف کردن شما خواهد بود

    ==========

    ولی بازم میگم بگو خودتو راحت کن

    چیکارش کردی تصمیم به خودکشی گرفت ؟

    باهات نسبت فامیلی داشت ؟

    ازدواج کرده بود ؟ زنو بچه داشت ؟

  5. کاربر روبرو از پست مفید farshidnaji تشکرکرده است .

    N.I.K.I (یکشنبه 24 آذر 92)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام آقای hopeless
    خواستم یه چیز رو بدونید این که یکی از شرایط توبه واقعی همین است
    مثلا کسی که نان حرام می خورده است باید انقدر زحمت بکشد تا گوشتش آب شود و به اصطلاحی به استخوان بچسبد
    شاید شرایط حال و روز شما همین است توبه کردید و نماز و.....و این احوالات شما نشان از پذیرش توبه در درگاه الهی دارد.....پس با این احوالات کنار بیایید تا کاملا پاک شوید نه این که با خودکشی این روند پاک شدن رو نیمه کاره بگذارید

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 آذر 92 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1392-9-24
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    54
    سطح
    1
    Points: 54, Level: 1
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من تا حالا با هیچکس در این رابطه حرف نزدم اما حالا که برای شما میگم به یکی از دختر های فامیلمون علاقه مند شدم دو سال پیش در سن 18 سالگی او هم هم سن من بود بهش گفتم دوستش دارم و این که قصد ازدواج دارم بعدش بدون این که خانواده هامون بدونن باهم رابطه داشتیم و بیرون میرفتیم خلاصه اون هم خیلی بهم علاقه مند شد حدود 9 ماه با هم رابطه داشتیم ( رابطه جنسی نداشتیم ) برخورد فیزیکی معمولی داشتیم ولی جنسی نه. بعدش به پدر مادرم در مورد دختر مورد علاقه ام گفتم انها بشدت مخالفت کردند و گفتند خانواده انها در حد و شان ما نیست و اصلا حرفشم نزن ( چون پدر دختر مورد علاقه ام سابقه دار بوده و وضع مالیشون هم خوب نبود و یه سری مسائل پیچیده دیگه ) من خیلی تعجب کردم چون اصلا فکر نمیکردم به خاطر سابقه دار بودن پدرش و وضعیت ملیشون مخالفت کنن چون واسه خودم اصلا مهم نبود انگار یه سری اتفاقات در گذشته افتاده بوده و من از انها اصلا خبر نداشتم به هر حال من بازم پافشاری کردم تا جایی که مامانم گفت یه بار دیگه اسم اون خانواده رو ببری شیرمو حلالت نمیکنم . خوب من گیج شدم مونده بودم چیکار کنم زیاد تو جزیئات نمیرم دیگه من که نمیتونستم خانوادمو نادیده بگیرم باور کنید اگه میدونستم مخالفت میکنن هرگز با اون دختر رابطه بر قرار نمیکردم این بزرگترین اشتباه زندگیم بود. خلاصه مجبور شدم بهش بگم خانواده ام مخالفن و ما نمیتونیم دیگه ادامه بدیم وقتی بهش گفتم شروع کرد به گریه کردن من بهش گفتم حتما قسمت نبوده و این حرفا... چیزی نگفت و رفت بعدش هم هرچی سعی کردم باهاش تماش بگیرم جواب نداد سه روز بعد یه اس ام اس برام فرستاد نوشته بود "خیلی دوست دارم نمیتونم زندگیمو بدون تو تصور کنم تو مثل یه فرشته ای که منو به ارزوهام میرسونی ولی حیف خدا نمیخواد من خوشبخت بشم دوست داره همش تو بدبختی بمونم منم خودمو میکشم جون دیگه نمیتونم به این زندگی کوفتی ادامه بدم خداحافظ" بعد از خوند این پیام من فکر کردم اون هم قبول کرده که ما قسمت هم نیستیم و حتی 1% هم فکر نکردم ممکنه این که نوشته "خودمو میکشم" جدی گفته فکر کردم از روی ناراحتی یه چیزی گفته و فردای اون اونروز خبر اوردن که که مرده باورم نمیشد ! علت مرگش هم گازگرفتگی بود یعنی پدرش و برادرش(مادر نداشت)به همه گفته بودن علتش خراب بودن لوله بخاری بوده چون خونه اونا هم فرسوده بود همه باور کردن ولی میدونستم اتفاقی نیست اصلا شوکه شده بودم تا این که بعد از چند روز بابا مامانم منو کشیدن تو اتاق و بهم گفتن تو به اون دختر چیزی گفتی ؟ باهاش حرف زدی ؟ منم که خیلی ترسیده بودم گفتم نه.اونا بهم گفتن که خودکشی کرده مثل اینکه صبح وقتی پدر و برادرش از خونه میرن بیرون یه قرص خواب اور میخوره بعد هم لوله بخاری رو دستکاری میکنه و میخوابه دیگه بعدش هم ....من دوباره گفتم نه والا من هیچی نگفتم بهش.بابا مامانم بهم گفتم درباره این موضوع هم با کسی صحبت نکن منم گفتم چشم ولی این موضوعو تابلو بود که اکثر فامیل میدونن که خودکشی کرده بالاخره نمیشه خودکشی یه نفرو پنهان کرد ولی هیچ کس علت خودکشی رو نمیدونست جز من خیلی ترسیده بودم گفتم حتما الان باباش میاد منو میکشه ولی هیچ خبری نشد انگار هیچ کس هیچی نمیدونست چرا خودکشی کرده منم به هیچ کس چیزی نگفتم .با خودم گفتم چرا همچین کاری کرده اون خیلی احمق بود که خودشو کشته و از این حرفا... داشتم خودمو با این حرفا گول میزدم که مقصر من نیستم و نتیجه هم داد احساس گناه نمیکردم این انجمن هم اولین جایی که این موضوعو میگم بقیشو هم که دیگه خودتون میدونید در کل بگم که خیلی داغونم

  8. 5 کاربر از پست مفید -Hopeless- تشکرکرده اند .

    farshidnaji (دوشنبه 25 آذر 92), koloche (دوشنبه 25 آذر 92), N.I.K.I (یکشنبه 24 آذر 92), کاغذ بی خط (دوشنبه 25 آذر 92), شیدا. (یکشنبه 24 آذر 92)

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 دی 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-26
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 77 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اینطوری که اول شما گفتی یکی را کشتی با این چیزی که الان گفتی خیلی تفاوت داره.
    من واقعا فکر کردم موضوع از این حادتر باشه.
    از بابت فوت ان دختر خانم واقعا ناراحت و متاثر شدم. ولی به نظر من شما مقصر نیستی.
    ببین ایشون که به خاطر چنین موضوعی خودکشی کرده, از لحاظ روحی در شرایط خوبی نبوده و با توجه به وضعیت خانواده شون که توصیف کردی, به طور کلی خیلی تحت فشار بودن و به دلیل مشکلات مختلفی که داشتند, از لحاظ روحی در شرایط خوبی نبودن و متاسفانه خیلی راحت تسلیم مشکلات زندگی شدن.
    اگر همه جوانها بخواهند اینگونه عمل کنند که دیگه نسل انسان منقرض میشه.
    شما تو همین سایت سرچ کن, ببین چه قدر از جوانها بعد از مدتی به این نتیجه میرسن که نمی تونن با هم ازدواج کنن و یا ازدواج می کنند و طلاق می گیرند ولی بعدش که خودکشی نمی کنن. درست ناراحت و افسرده میشن ولی به خودکشی ختم نمیشه.
    به نظر من شما مقصر نیستی و کار صحیحی انجام دادی که به گفته والدینت گوش کردی.
    اگر بخوای خودکشی کنی, از ان دختر خانم بچه گانه تر عمل می کنی.
    گفتی که این موضوع را اولین باره که توضیح میدی, پس به روانپزشکی که مراجعه کرده بودی چیزی نگفتی؟ اگه اینطوره فکر کنم برای همینه که نتونستن کمکتون کنن.
    از اینکه به این انجمن اعتماد کردی تشکر می کنم و امیدوارم که مدیر همدردی و دوستان بیشتر شما را راهنمایی کنند.
    و به نظر من بد نیست با پدرت هم صحبت کنیاااا. ایشون بیشتر در جریان موضوع بودن و میتونن بهتون کمک کنن. بهشون بگو که تو این مدت چه قدر زجر کشیدی و ناراحت بودی , می تونن جزء بهترین غم خوارهایی که داری باشن.
    میشه بگی از چی بیشتر ناراحتی و به خاطر چی بیشتر خودت را سرزنش می کنی؟
    همینطور که گفتی شما که نمیدونستی ایشون ان اس ام اس را جدی گفتن. تازه اگر هم میدونستی, اگر کسی کاری را بخواد بکنه نمیشه جلوش را گرفت, و خودکشی به خاطر جواب نه شنیدن هم منطقی نیست, پس شما مقصر نیستی. چرا خودت را تا این حد مقصر میدونی؟

  10. 3 کاربر از پست مفید N.I.K.I تشکرکرده اند .

    mignonne (یکشنبه 24 آذر 92), کاغذ بی خط (دوشنبه 25 آذر 92), شیدا. (یکشنبه 24 آذر 92)

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام
    من نمیفهمم چرا توی داستای ما خدا انقدر منتقمه؟ به جای اینکه با نزدیک شدن بهش احساس آرامش کنیم، برامون موجودیه که تک تک کارا و رفتارامونو تحت نظر داره تا یه روزی خطایی کنیمو بعدا حالمونو بگیره! یکی نیست به این معلمای دینی و پرورشی و اخلاق و ... بگه به جای اینکه انقدر بچه ها رو از خدا بترسونین، بهشون یاد بدین یکم خدا رو دوس داشته باشن؟؟
    شما مسئول مرگ اون دختر نیستی همونطور که اگه به یه نفر پول بدی بکشتت اون شخص مسئول مرگ تو نیست و خودتی که تصمیم گرفتی خودتو بکشی! (نمیفهمم خودتو میخوای گول بزنی یا خدا رو؟)
    اون عذاب بزرگی که ازش صحبت میکنی خیلی راحت میتونست توسط یه روانپزشک درمان بشه به شرطی که میتونستی حقیقتو بگی! وقتی خودت دلیلشو میدونیو پنهان میکنی انتظار داری دکترا با علم غیب مشکلتو بفهمنو درمان کنن؟ باور کن خودت خودتو زدی!

  12. کاربر روبرو از پست مفید sara 65 تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (دوشنبه 25 آذر 92)

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، Hopeless واقعا سخته که انسان کسی رو که زمانی بهش علاقه داشته اینطور از دست بده...
    به نظرم عامل اصلی مرگ دختر قضاوت های ذهنش بوده و نه شما، ایشون با توجه به اتفاقات روی داده اینطور برداشت کرده که دیگه ادامه زندگی براش ممکن نیست!!!
    ی سوال دارم ازت، اگه جای اون خانم بودی، بعد از شنیدن پاسخ منفی از طرف پسر مورد علاقه ات، چکار میکردی؟ آیا توام خودتو میکشتی ...
    من که فکر نمی کنم اینکارو می کردی چون از نوشته هات مشخصه که انتظار همچین کاری رو از طرف اون نداشتی... می دونی اگه اون خانم بیشتر به خودش فرصت می داد و درد و غم از دست دادن تو رو با کسی (شخصی که میتونست کمکش کنه مثل ی بزرگتر عاقل یا یک روانشناس مجرب) در میون میزاشت، مطمئنا ذهنش اروم میشد و این تصمیم رو نمی گرفت...
    دوست عزیزم وقت برای خودکشی همیشه هست.... اما من بهت پیشنهاد می کنم که به خودت زمان بدی و این موضوع رو از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار بده... به عواقب تصمیمت فکر کن، ببین بعد از تصمیمت وضع خودت و اطرافیانت بهتر میشه یا بدتر....
    به نظرم با تصمیم به خودکشی نه تنها خودت به ارامش نمی رسی بلکه روح اون مرحوم هم معذب خواهد شد، میدونی چرا؟ چون اون الان به خاطر عمل خودش به اندازه کافی در عذاب هست، اگه شما هم همین کارو بکنی ایشون خودش رو مسبب این عمل تو میدونه و معذبتر خواهد شد ... اطمینان دارم که تو اینو نمی خوای ...
    اگه تصمیم گرفتی که بمونی ممکنه که تا مدتی دلگیر و ناراحت باشی، اما زمان زیادی داری تا برای اون طلب امرزش کنی و به هزاران نفر دیگه که به کمک نیاز دارن کمک کنی و چه بسا بتونی افراد زیادی رو از مرگ نجات بدی ...

    ما رو از تصمیمت بی خبر نزار ...

  14. کاربر روبرو از پست مفید اسیر سرنوشت تشکرکرده است .

    کاغذ بی خط (دوشنبه 25 آذر 92)

  15. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    والا بگم من با دوستان موافقم
    من دخترهای زیادی رو میشناسم که با پسری سالهای نوجوانیشون رو بودن و پسر فقط به خاطر این که بزرگ شده بود و متوجه دنیای بزرگ سالی شده بود اون دخترا رو رها کرده بود ولی دختر ها افسرده شده بودن ولی خودکشی نه....خودکشی اونا فقط این جوری بوود که با اولین خواستگارشون بعد اون پسر ازدواچ کرده بودن ......
    در ضمن شما اون رو می خواستی فقط به خاطر خوانوادت پات رو عقب کشیدی این که جوان مردانه تر هست...خدا رو شکر که رابطه جنسی نداشتید......
    ولی به نطرم منطقی فکر کن و برو با پدر مادرت و همزمان که با اونا با یه روانشناس بالینی هم حرف بزن بذار مشکلت حل شه.......
    من هم اتفاقاتی تو گذشتم افتاده که اگه بابتش دهنم رو باز کنم می فهمی که منم باید خودکشی می کردم ولی به خداوند امید داشته باش .....دنیا محل گذر است و شما با این اتفاقات به خدا نزدیکتر شدی.....از این ماجرا سود بجو..

  16. کاربر روبرو از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده است .

    اسیر سرنوشت (دوشنبه 25 آذر 92)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 دی 92 [ 19:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-26
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    398
    سطح
    7
    Points: 398, Level: 7
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 77 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    شما هم وارد زندگی ایشون نمیشدی, کس دیگه ای می تونست وارد بشه و این اتفاق برای شخص دیگه ای بیوفته. موضوعی که شما به ان توجه نمی کنی, اینه که کار ان دختر خانم منطقی نبوده, و انسانی که عاقل باشه و در شرایط روحی مناسبی قرار داشته باشه چنین واکنشی نشون نمیده و حتی ممکنه اگه شما یا هیچ کس دیگری هم با ایشون دوست نمیشد, باز ایشون چنین کار اشتباهی را میکرد.
    با خودکشی کردن شما هم, نه از گناهان ایشون کم میشه, نه وجدان شما راحت!!!!!!!!!
    با اینکار فقط زندگی خودت و خانوادت را نابود می کنی و مرتکب یک گناه کبیره میشی.
    اخه برای چی ترسیدی؟؟؟ مگه روانپزشک چه اقدامی می خواست بکنه که شما از ان ابا داشتی؟
    به نظرم حتما برید پیش یک روانشناس بالینی خوب و با تجربه و با هاشون مشاوره کنید.
    و یک زنگ به شماره 1480 بزن. شماره مشاوره تلفنی و باهاشون درباره این موضوع صحبت کن.
    اگر هم باز می ترسی, بگو یکی از دوستانم دچار چنین مشکلی شده و ببین نظرشون چیه.
    البته به نظر من جای هیچ ترسی نیست و بهتره خیلی شفاف و صادقانه باهاشون صحبت کنی و مشاوره بگیری. شما که مرتکب جرمی نشدی که بخوای بترسی.
    و دوستانه بهتون پیشنهاد می کنم که هر چه زودتر جهت حل این مشکل اقدام کنید و پرونده این مشکل را ببندید و با جوانی تون بیشتر از این بازی نکنید و ان را تلف نکنید, ان دنیا از ما سوال میشه که عمرمون را چگونه گذراندیم. دیگه خودکشی که جای خود داره!
    و لطفا دیگه به این موضوع فکر نکنید. چون واقعا خیلی بی منطق و بی خردانه است و جز ضرر هیچ سودی نداره.
    اصلا زنگ بزن به یک مشاوره دینی و جریان را براش تعریف کن و ببین نظرشون چیه و ببین برای یافتن ارامش و رهایی از عذاب وجدان به شما چه دستوری را بر اساس موازین دینی میگن.

    با خودم گفتم چرا همچین کاری کرده اون خیلی احمق بود که خودشو کشته و از این حرفا... داشتم خودمو با این حرفا گول میزدم که مقصر من نیستم و نتیجه هم داد احساس گناه نمیکردم
    یک سوال دارم, این احساس گناه چگونه شروع شد؟! چی باعث شد؟؟؟!!!

    شما همش میگین به خدا امید داشته باش باور کنید من خیلی دست به دامنه خدا شدم اما خدا هیچ کمکی نمیکنه
    شما انتظار داری خدا چیکار کنه؟؟؟
    خدا میگه اول حرکت......
    شما خودت نمی خوای کسی بهت کمک کنه. اخه پسر خوب این خودتی که اول باید به خودت کمک کنی و خودت را ببخشی البته برای کار نکرده!

    باز الان که این رازو گفتم بهتون کمی احساس بهتریدارم
    خب خدا را شکر که یکم حالتون بهتره. و امیدوارم که هر روز بهتر از دیروز بشه.
    پیشنهاد می کنم کم کم سرتون را با کارهای مختلف گرم کنید و کم کم شروع کنید به مطالعه درس هاتون. و حتی از ترم دیگه برید دانشگاه و مرخصی را لغو کنید و سعی کنید ذهنتون را با مسائل متخلف مشغول کنید و به جای خودکشی کردن, برای ان خانم از خداوند طلب بخشش و مغفرت کنید و براشون نماز بخونید و صدقه بدبد, مطمئن باشید که اگه زنده باشید و براشون دعا کنید و... خیلی بیشتر به ان خانم کمک می کنید تا اینکه خودتون را هم بکشید و دست خودتون هم از دنیا کوتاه کنید و مادر پدرتون را هم داغدار.
    و بهتره بیشتر به فکر خانوادتون هم باشید و همچنین باهاشون صحبت کنید و اگه باهاشون صمیمی نیستید, از این پس بشید! پدر مادر فرمودن به کسی نگید و شما ترسیدین و به مشاور نگفتین دیگه؟!
    خب پس حداقل با خودت پدرتون مشورت کنید.
    ببینید ان خانم با کاری که کردن چند نفر را دچار مشکل کردن. هم خانواده خودشون را داغدار کردن و هم شما را بیهوده دچار عذاب وجدان. حالا شما عبرت بگیر و فکر کن اگه خودت خودکشی کنی چی میشه و چه بلایی سر خانودات میاری.
    و کلا این فکر مسخره را از ذهنت بیرون کن و بچسب به درس و زندگیت.

  18. کاربر روبرو از پست مفید N.I.K.I تشکرکرده است .

    اسیر سرنوشت (دوشنبه 25 آذر 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.