حالا یه بحث دیگه هم هست .اگه اون طرف دوباره خواست شیطونی کنه.یا اینکه بقول معروف نگاه نگاه میکرد چطور؟؟ من اصلا طاقت ندارم سر این چیزا سریع وامیرم...خدا ...ت کنه بعضی از این دخترا رو.![]()
تشکرشده 11 در 6 پست
حالا یه بحث دیگه هم هست .اگه اون طرف دوباره خواست شیطونی کنه.یا اینکه بقول معروف نگاه نگاه میکرد چطور؟؟ من اصلا طاقت ندارم سر این چیزا سریع وامیرم...خدا ...ت کنه بعضی از این دخترا رو.![]()
تشکرشده 793 در 374 پست
عشق و هوس
زمـاني كه عشق از دري بگذرد
زجايي دگـر عقـل بيرون رَوَد
اگـر عـاقلي عشق را دور كن
هوس را به دست خِـرد گوركن
همه عاشقان مست و ديـوانه اند
هميشه به دنبــال افسـانه اند
اگر عقل گفتت كـه سرمايه ساز
هوس گويدت پــاك آن را بباز
به اين علت از عشق بــايد بُريد
كه از آن به جز غــم نيايد پديد
به قول حافظ:
عقل مي گفت که دل مسکن و ماواي من است
عشق خنديد که يا جای تو يا جای من است
بهونه خوبیه برای...
واقعا که
![]()
ویرایش توسط kamr : چهارشنبه 09 بهمن 92 در ساعت 18:15
فرشته مهربان (پنجشنبه 10 بهمن 92), ستیلا (چهارشنبه 09 بهمن 92)
تشکرشده 11 در 6 پست
تشکرشده 2,768 در 697 پست
اول ميتونم بپرسم اعتقادات خود شما در چه حدي هست؟؟؟
تشکرشده 11 در 6 پست
ممنونم ازت عزیزم به نکته خوبی اشاره کردی..ببینید من حتی این قضیه رو به مامانم گفتم ولی مامانم گفت کات کنی بهتره چون نه فرصتشو داری نه موقعیت ازدواج ولی این حرفها تو کت آدم عاشق نمیره خب..
ولی بابام هی میگه یه نفر رو نشون کن تو دانشگاه که وضعش خوب باشه !!!!!!!!! ببینید این تفکر پدرمه!!!!
طرح این موضوع با خانواده فعلا بصورت کلی کمکم نمیکنه فقط باعث بدبینی اونا نسبت به من میشه.
- - - Updated - - -
ببینید ما خانواده مذهبی ایی هستیم !!!! ولی خودمم با خودم نمیدونم چند چندم بخاطر این احساسات عاطفی!!! بعضی وقتا میرم مسجد نمازمو به جماعت میخونم بعضی وقتا نمیرم..بعضی وقتا هم نمیخونم نمازمو! ولی خدارو خیلی دوست دارم .کلا میشه بهم گفت یه بچه مسلمون معتقد چون حتی وقتی با یه دختر حرف میزنم تو چشماشم نیگاه نمیکنم.
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
سلام دوست عزیز،
به همدردی خوش آمدید.
پست قبلیتون رو برای تغییر عنوان گزارش دادم.
با توجه به توضیحاتی که دادید:
من اینطور برداشت می کنم که احتمالا ایشون منتظر اقدام جدی تری از سمت شما هستند. اما غرورش این اجازه رو نمیده که مستقیما مطرح کنه.
بنابراین پیشنهاد من اینه که شما ابتدا با خونوادتون صحبت کنید. و به یک اجماع نظری راجع به ازدواج شما و طول دوره شناخت و دوره نامزدی و این مسائل برسید. وقتی نظراتتون یکپارچه شد، از مادرتون بخواید با خونواده دختر مورد نظرتون تماس بگیرن. و قرار آشنایی بذارن.
از برخورد احساسی با این مورد خودداری کنید تا خونواده خودتون و خونواده اون خانوم بتونن بهتون اعتماد کنن.
خواستگاری رو هم شروع دوره شناخت بدونید، و برای خونواده ها جابندازید که قراره یه مدت زیر نظر اونها با هم آشنا بشید و بعد تصمیم بگیرید که برای ازدواج مناسب هم هستید یا نه.
موفق باشید.
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
فرشته مهربان (پنجشنبه 10 بهمن 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
ز دست ديده و دل هر دو فريادكه هر چه ديده بيند دل كند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولادزنم بر ديده تا دل گردد آزاد
برادر من شما كه آدم معتقدي هستي كنترل نگاه هم داري ولي خيلي بيشترش كن واقعا جواب ميده .
چون اون دختر هم با ملاك هاي شما سازگار نيست راحت تر ميتوني با قضيه كنار بياي.
در ضمن مدتي كه آشنا شدي زياد نيست كه بگي ياد خاطراتي كه با هم داشتيم اذيتم ميكنه.
شركت تو مراسم هاي مذهبي رو هم در برنامت قرار بده .
فرشته مهربان (پنجشنبه 10 بهمن 92), ستیلا (چهارشنبه 09 بهمن 92)
تشکرشده 11 در 6 پست
ممنونم از میشل
ولی آخه یه بحثی هست این وسط..
ببینید من احساس میکنم باید قبل از اینکه به خانوادم اطلاع بدم بتونم بیشتر بشناسمش ..ببینم واقعا منو میخواد یا نه؟ چون این دختر ازوناییه که قبلا با کسی دوست بوده ..منم دیگه فکر دوستی و این حرفا ازم گذشته چون سال دیگه فارغ التحصیل میشم یواش یواش باید فکر تشکیل زندگی باشم و با توجه به معافیت بنده از خدمت سربازی خیلی زود میخواهم ازدواج کنم به امید خدا ..چون خدا و پیغمبرش هردو بر این نکته تاکید دارند که ازدواج هرچه زودتر باشد بهتر است.
- - - Updated - - -
بله ممنونم
خداروشکر دقیقا همینطوره حتی با خودم میگم شاید لطف خداس که داره اینجوری برام پیش میاد. چشم سعی میکنم در این مراسم ها شرکت کنم .
تشکرشده 244 در 115 پست
زیادخودتوبه اب واتیش نزن 3سال دیگه میفهمی چی میگم ن حالا الان کلت داغه داداشم
تشکرشده 11 در 6 پست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)