به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 93
  1. #11
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 تیر 05 [ 12:34]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,500
    سطح
    100
    Points: 325,500, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام
    شما نیاز به رفتارجراتمندانه در برابر والدینت(نه همسرت)، داری.
    اینکه خانواده ما بد می دونند و گفتند باید بسازی و شما هم منفعلانه کتک می خوری و اقدام صحیحی نمی کنی ، پذیرفته نیست.
    شما باید به خانواده والدینت بروید. به آنها بگویید فقط در صورتی این زندگی را ادامه می دهید که همراه شما باشند. از آنها بخواهید به اتفاق شما به مشاوره بروید.
    پدرومادرت را تهدید کنید که اگر همراهی نکنند ممکن است اتفاقات بدتری بیفتد که نشود جبران کرد.
    به پدر و مادرت بگویید که هدفتون صرفا طلاق نیست.
    بلکه از آنها کمک می خواهید که به اتفاقشان به جلسات مشاوره بروید و ارزیابی کنید که چقدر این زندگی قابل بازسازی هست.
    به هر حال در این محیط مجازی ما نسبت به همسرتان اطلاعات زیادی به دست آوردیم که ضعفها و مشکلات عمده ای دارد. اما معمولا اطلاعات زیادی هم نیاز داریم نسبت به ضعف طرف مقابل که شما باشید.
    تا اینجا آنچه مشخص هست ، اینست که شما مرز سازگاری و تسلیم را اشتباه گرفته اید.
    منظورم سازگاری با والدینت هست. اما اکنون تسلیم آنها شده ای.
    یه کمی محکمتر در برابر خانواده ات بایست و بگو که باید برای شما کمک تخصصی از مشاور بگیرند تا بتوانی برای این زندگی تصمیم بگیری.
    شما نیاز نیست فعلا برخورد خاصی با همسرت داشته باشید.

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  2. 10 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    Aras (شنبه 06 اردیبهشت 93), del (شنبه 06 اردیبهشت 93), khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), فرشته مهربان (جمعه 05 اردیبهشت 93), نازنین2010 (پنجشنبه 11 اردیبهشت 93), مهربونی... (شنبه 06 اردیبهشت 93), زن امیدوار (سه شنبه 09 اردیبهشت 93), ستاره ف (جمعه 05 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    zendegiye movafagh راستش دلیلایی که منو میزنه خیلی بیخود و الکیه .... مثلا میگه چرا بچه ها نمیرن بخوابن ... یا چرا غذا دیر آماده شده .... یا از این جور بهونه ها...منم اصلا جرات بحث کردن باهاشو ندارم..... del من دیپلم دارم ... من خیلی خجالتیم.... خیلی آدم ضعیفی هستم ... هیچوقت از خودم اراده نداشتم ... همیشه دیگران واسم تصمیم میگرفتن ... قبلا پدر مادرم .... الانم که شوهرم.... خیلی آدم نگرانی هستم همیشه استرس و یه جورای ترس دارم.... از شوهرم.... از اینکه کار بدی کنم...تو روابط جنسی همیشه باید هروقت که اون بخواد نیازشو تامین کنم .... حتی با زور و کتک .... هروقت بخواد بچه دار شم....شوهرم با خانواده من خیلی خشک و جدیه....اصلا زیاد باشون رابطه نداریم...مثلا خونه خواهرم نمیریم اصلا ...میگه شوهرت نگات مکنه ... با اینکه شوهرخواهرم پسر داییمه من حتی چادرمم جلوش در نممیارم.... ولی نمیذاره بریم اونجا.....اما با خوانواده خودش میگه میخنده .... دوست زیاد داره خیلی باشون بیرون میره....با بچه ها خوبه اما اگه کاری کنن که ازشون عصبی شه رو من خالی میکنه

    - - - Updated - - -

    مدیر همدردی خیل ممنون از راهنمایی تون .... من هیچ وقت نتونستم رو حرف پدر مادرم حرف بزنم.... راستش من جرات اینو ندارم که با پدر مادرم همچین حرفی بزنم......میترسم حمایتم نکنن...میترسم بگن بساز.....فکر میکنم پدرم حتی اگه اسم مشاور روهم جلوش بیارم به نظرش من بذترین دختر کره زمین هستم ..... چطوری بش بگم ؟؟؟ یعنی چی بگم ؟؟؟ بگم با من بیان پیش مشاور؟؟؟به شوهرم بگم کجا میرم؟؟

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من هیچ وقت نتونستم رو حرف پدر مادرم حرف بزنم.... راستش من جرات اینو ندارم که با پدر مادرم همچین حرفی بزنم......میترسم حمایتم نکنن...میترسم بگن بساز.....فکر میکنم پدرم حتی اگه اسم مشاور روهم جلوش بیارم به نظرش من بذترین دختر کره زمین هستم ..... چطوری بش بگم ؟؟؟ یعنی چی بگم ؟؟؟ بگم با من بیان پیش مشاور؟؟؟به شوهرم بگم کجا میرم؟

  5. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    عزیزم، تو مگه خونه ی پدر و مادرت نمیری واسه دیدنشون؟
    اگر تنهایی نمیری، یه روز خودت یه ناهار درست کن، مادرت و پدرت رو دعوت کن و به همسرت بگو، خودشون غافلگیرانه، اومدن خونمون. بعد هم در یه موقعیت مناسب، خیلی صریح به پدر و مادرت بگو که من میخوام سبک و روش زندگیمو عوض کنم.
    به کمک شما احتیاج دارم. من از این وضعیت خسته شدم. نمی خوام از شوهرم جدا شم، اما میخوام یه چیزایی رو تغییر بدم. واسه این تغییر هم به کمک شما احتیاج دارم.
    باید حمایتم کنید. باید هوامو داشته باشید تا من بتونم بیشتر به زندگیم بچسبم. بگید، اگه قبول نکنید و بهم بگید که شوهرت هر جوری هست، باهاش بساز، یه روزی یه دفعه می بینید که اتفاقی که نباید بیفته ، می افته. تحملم تموم میشه و یه کارهای دیگه ای می کنم.
    بگو، بابا! پشتم باش! من میخوام شوهرم بره پیش مشاوره. من دیگه تحمل این همه کتک خوردن و اذیت شدن رو ندارم. تحمل این همه بدبینی و سوء ظن رو ندارم. حالا هم میخوام یه تغییری توی زندگیم بدم. میخوام قبول کنید و با ما بیایید مشاوره.
    من میخوام این زندگی رو درست کنم، اما تنهایی از پسش برنمیام. من بچه هامو دوست دارم، میخوام که توی این زندگی آرامش بیشتری داشته باشن.
    --------------
    عزیزم، قبل از این اقدام هم باید خودت آروم باشی و تمام عزمت رو جزم کنی تا بتونی یه کاری انجام بدی! خیلی مهمه که نترسی از روبروشدن با پدر و مادرت.
    پیش داوری نکنی و سعی کنی، ترس رو بذاری کنار و نفس عمیق بکشی و بتونی پدرو مادرت رو مجاب کنی تا حرفت رو بفهمن و کنارت باشن.
    -------
    این قدم رو بردار و تصمیمت رو بگیر! مطمئن باش که مدیر همدردی عزیز، تنهات نمی ذاره و قدم به قدم کنارت خواهد بود.
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  6. 9 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    akasha (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (شنبه 06 اردیبهشت 93), مهربونی... (شنبه 06 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (شنبه 06 اردیبهشت 93), زن امیدوار (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), ستاره ف (شنبه 06 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از راهنماییتون ... باشه سعی میکنم هر طور شده به مادرم بگم...راستش از وقتی اومدم اینجا و حرفای شما و بقیه رو مشنوم کم جرات بیشتری پیدا کردم ....من حتی جرات نه گفتنم ندارم ... به هیچ کس.... اما اگه این تنها راهه هر طوری شده به مادرم میگم...چون دیگه از این همه خورد شدن خسته شدم ... 8 سال عمرم به کتک خوردن گذشته ... حتی الان که حامله ام کتکم میزنه ... از اینکه مثل حیوون بام رفتار میشه خسته شدم ....

  8. 7 کاربر از پست مفید ستاره ف تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), مهربونی... (شنبه 06 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (شنبه 06 اردیبهشت 93), زن امیدوار (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  9. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    البته سعی کن با آرامش و متانت رفتار کنی . با جراتو با کمال احترام
    موفق باشی
    منتظر شنیدن خبرای خوبت هستیم

    - - - Updated - - -

    البته سعی کن با آرامش و متانت رفتار کنی . با جراتو با کمال احترام
    موفق باشی
    منتظر شنیدن خبرای خوبت هستیم

  10. 4 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), زن امیدوار (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), ستاره ف (شنبه 06 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  11. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چشم حتما ... ولی بدبختی منم همینه که نمیتونم با جرات حرف بزنم ... همیشه با خواهش و تمنا حرفمو میزنم ... واسم دعا کنین ....لطفا

  12. 5 کاربر از پست مفید ستاره ف تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), زن امیدوار (سه شنبه 09 اردیبهشت 93)

  13. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array
    عزیزم، واسه رسیدن به هدف بزرگت که همون آزادی شخصیت واسه خودت و بچه هات هستش، حتی شده به پدر و مادرت التماس کنی، این کار رو انجام بده!
    اونها غریبه نیستند، یه روزی اونها آدم هایی بودند که دستت رو گرفتند و راه رفتن رو بهت یاد دادن. حالا هم بگو میخوام دستم رو بگیرید تا توی زندگیم بیشتر از این راه بیفتم و درست زندگی کنم.
    اگر بتونید اول خودت رو مجاب کنی واسه تغییر، مطمئنم که پدر و مادرت رو هم میتونی!
    عزیزم، خدایی اون بالای سرت هست، که صدای تغییر رفتار تو رو میشنوه و اگر صداش کنی، مطمئنم که پاسخ های خوبی ازش میگیری.
    آرزوهایم مشخص است و دست یافتنی و
    من
    برای رسیدن به آنها نهایت تلاش خود را خواهم داشت!
    و امروز
    من شاکرم! شاکرم که خداوندی دارم که
    آرزوهایم رو به من هدیه دادند و
    منه انسان
    چیزی رو نخواهم ساخت، حتی دیگر لیستی نخواهم نوشت، من!!
    من سر طاعت در برابر لیستی که به من هدیه میدهد برمیآورم.


  14. 5 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    fariba s (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), khaleghezey (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), ستاره ف (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  15. #19
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو ستاره

    راستشو بخواید اول که پست شما را خواندم و تقریبا قبل نوشته همدردی احساس کردم بازم یه خانوم متاهل اومده که منفعلانه داره رفتار میکنه و همش میترسه اینجور وقتا واقعا عصبانی میشم که چطوری یه زنی میشه مثل همسر من که وقتی یکم عصبانی میشه خداوکیلی چهل ستون بدنم میلرزه و به تنهایی خیلی از کارهای بیرون منزل را هم انجام میده و یکی میشه که میترسه ار همه کس و از همه چی واقعا عصبانی میشم اینجور زنها را میبینم در حد انفجار در مورد شما هم همین بود.

    ولی هرچی به آخرش رسیدم دیدم نه یه چیزایی توی شما فرق میکنه یعنی جنم و جربزشو داری فقط باید یکم تقویتش کنی و رفتار جراتمندانه و ارتباط صحیح رو تمرین کنی

    پ.ن: یه مطلبو خودمونی و درگوشی بهتون بگم مدیر همدردی توی تایپیک های خیلی کمی پیش میاد بیاد مطلب بنویسه و بخونه چون سرش خیلی شلوغه اگه اومدی نظرشو داده و راهکار داده بدون حتما یه چیزی توی وجودت دیده و میدونه که از پسش بر میای چون مراجعه کننده و کاربرای مثل شما را توی این مدت خیلی زیاد دیده و بقول معروف با یه نگاه آدما را تشخیص میده از پسش بر میان یانه.

    شما برو جلو ماهم پشتتیم یه یاعلی بگو حله
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  16. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    salehe92 (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), زن امیدوار (سه شنبه 09 اردیبهشت 93), ستاره ف (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), شیدا. (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)

  17. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  18. 3 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    heaven65 (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), zendegiye movafagh (یکشنبه 07 اردیبهشت 93), ستاره ف (یکشنبه 07 اردیبهشت 93)


 
صفحه 2 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.