به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بحث مسئولیت نیست من خودم فکر نمیکنم که همه کارارو من باید انجام بدم

    انتظار خانوادم خیلی زیاد شده یه جورایی فکر میکنن من نباید پس اندازی داشته باشم در حالی که خودمم میدونم این اشتباه پس آینده من چی میشه ؟

    بازم دارم این کارو میکنم که مسئولیتا رو بسپارم به بقیه
    ولی با عذاب با متلک با گریه

  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    سلام خانوم سلیمانی.

    من یک دوست دارم هم فامیل شما، ایشونم همینطوری هستن با اینکه متاهل هستن اما بخاطر افسردگی همسرشون همه بار زندگی رودوششونه.
    البته دوستم مثه شما کم سن و سال نیستن، چهل سالشونه!ایشون که خودشون از زندگیشون راضی نگه داشتن، و همه مسولیت ها رو قبول کردن. اما امیدوارم شما بتونین مشکلتون زودتر با یک روش درست و منطقی، حل کنین.

    بنظرم شما هم کمی با خانوادتون تعارف دارین، یا شاید لحن درستی برای بیان خواسته هاتون انتخاب نکردین.

    میشه بگین دقیقا چه کلماتی و برای بیان خواسته هاتون انتخاب کردین؟ و با چه لحنی؟

    ""مثلا یروز میتونین در کمال آرامش همه خانواده رو جمع کنین، و بهشون بگین یزمانی این خانواده نیاز به کمک مالی من داشت، منم از هیچی دریغ نکردم، بی منت تمام حقوقم و صرف امور خانواده کردم، اما حالا احساس میکنم این خانواده نیازی به حقوق من نداره، از یک طرفم من دختری در آستانه ازدواج هستم، باید برای هزینه های خودم حداقل جهیزیه خودم، یسری پس اندازی داشته باشم، لطفا بذارین، مسولیت هایی که برای مدتی جابه جا شده بود برگرده سرجاش، پسر خانواده، پسر خانواده باشه، دختر خانواده دختر خانواده باشه.
    چنانچه دوباره احساس کردم خانواده واقعا نیاز به کمک من دارن، طبق روال قبلم تنهاشون نمیذارم و کمکشون میکنم. اما الان خودم نیاز دارم، اگه گفتن جهیزیه لازم نداری، میتونین بگین میدونم که تو اسلام گفته شد جهیزیه وظیفه زن نیست، اما عرف جامعه طوریه که این دختر هست که باید جهیزیه اشو تهییه کنه و خلاف جهت سیر عظیم جامعه هم نمیشه حرکت کرد.
    شما که نمیخواین فقط بخاطر این مسله ای که خودمم میتونم حلش کنم، دخترتون دچار مشکل بشه؟یا فردا بخواد از خانواده همسرش سرکوفت بشنوه؟
    همانطور که من خوشبختی شمارو میخوام، شما هم خانواده من هستین خوشبختی منو میخواین."""



    خانوم سلیمانی شما گفتین خانوادتون، اجازه خرج حقوقتون حتی برای خرید های شخصیتون و بهتون نمیدن درسته؟
    سوالی برام پیش اومد، آیا وقتی خانوادتون خودشون کار میکنن و حقوق دارن، برای خودشون خریدی ندارن؟ حداقل خرید لباس؟


    اگه جواب سوالم بله است، شما میتونین از خرید های کوچیک شروع کنین، مثلایروز برای خودتون یک عدد شال بخرین، میتونین یک شال هم برای مادرتون بخرین، شال مادرتون و کادو کنین، بعد برین خونه با لبخند براشون تعریف کنین که همینجوری امروز هوس کردم برای خودم یک شال بخرم، یک مدتی بود از این همه کار و مشغله زندگی خسته شده بودم، گفتم امروز یک ساعتی به خودم و روح و روان خسته ام استراحت بدم، الانم خیلی خوشحالم و ذوق دارم، چون خیلی تو روحیه هم تاثیر مثبتی گذاشت، همینطوری که یکمی قدم زدم، گفتم یک هدیه کوچیکی هم برای خودم بگیرم، بخودم جایزه بدم، بعدشم شالتو در بیار و به مامانت با ذوق نشون بده، سرت کنه و بگو بهم میاد مامان جون؟

    بعدش هم کادو مامانتم بهشون بده و بگو مامان یکی هم برای شما گرفتم دیدم مامان خوبم که خیلی برامون زحمت میکشه بگیرم.بعدشم با ذوق و شوق تقدیمشون کنین.

    اگه با روی باز استقبال کردن که هیچی، ولی اگه باهاتون بحث کردن که چرا پول هاتونو هدر دادین یا ولخرجی کردین، میتونین اینکارو بکنین.
    یهو یکمی خودتون و ناراحت نشون بدین انگار دلخور شدین و به مادرتون با دلخوری بگین، مامان یعنی شما میگین من از صبح تا شب میرم سر کار حق ندارم یکدونه شال برای خودم بگیرم؟ پس برای چی این همه زحمت میکشم، خودمو خسته میکنم؟

    بعد میتونین اون محیط و ترک کنین و باز هم چند وقت دیگه برای خودتون خرید کنین. ( ببنین شما وقتی برای خودتون خرید میکنین، و خانواده دعواتون میکنن، شما بحرفشون گوش میدین و دیگه اینکارو نمیکینن و گریه میکنین یا داد و بیداد میکنین در صورتی که اصلا نیازی نیست اینکارو بکنین چون این حق شماست و کسی هم شمارو بابت خرج حقوق خودتون نمیتونه سرزنش کنه، پس لازم نیست از اینکار دست بکشین، فقط حرفتونو بزنین و بحث نکنین دیگه سکوت کنین و باز هم برای خودتون خرید کنین.)
    میتونین هم اول از خرید وسایل کوچیک برای خودتون شروع کنین و کم کم دیگه حقوقتونو بهشون ندین، حقوقتون تو حساب خودتونه، پس خانواده فقط میتونن از خودتون بخواین.

    بنظرم برای نگهداشتن حقوقتون برای خودتون نه گریه کنین نه التماس فقط مفعلانه رفتار نکنین کمی اقتدار داشته باشین و رو حرفتون واستین. یعنی مثلا اگه تصمیم گرفتن پس انداز داشته باشین، پس اینکارو بکنین منتظر اجازه نامه نباشین. وقتی هم کسی ازتون حقوقتون و خواست بگین من که گفتم بهتون که حقوقمو لازم دارم.


    خانواده اتون واقعا هیچ نیازی بحقوق شما ندارن؟ مثلا برای چه کارهایی از حقوق شما استفاده میکنن؟ همه خانواده حتی برادرتون هم حقوقشون برای امور همه خانواده استفاده میکنن؟ یا فقط شما اینطوری هستین؟

    یکار دیگه ای هم میتونین بکنین، همه حقوقتون و در اختیارشون نذارین، یک حساب باز کنین و مقداری از حقوقتوتو بریزین تو حسابتون، و بخشیشو بدین، کم کم مقداری که باید بحسابتونو بریزین و بیشتر کنین تا جایی که خانواده عادت کنن دیگه رو حقوق شما حساب جدی ای باز نکنن و شما بتونین تمام حقوقتونو برای خودتون پس انداز کنین.

    باید تو این راه خیلی صبور باشین.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : شنبه 25 مرداد 93 در ساعت 14:04

  3. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دختر بیخیال
    تمام حرفای شما کاملا درسته
    من حتی خریدای که شما گفتین رو انجام حتی کادو برا مامان یا بقیه اما جای تشکر بحث ولخرجی شد
    من متاسفانه تا میخام با روی خوش با خانواده صحبت کنم یه چیزی میگن که عصبی میشم
    اون موقعی که من تمام حقوقم رو خرج خونه میکردم واقعا لازم بود اما الان نه
    بابت خرید خونه چکایی داده بودم که اونا رو پاس میکردم و آخر این این ماه آخریشه
    ووقتی بهشون میگم چکا که تموم بشه دیگه پس انداز میکنم
    یه جورایی منو مسخره میکنن تنها کاری که میتونم بکنم بزارم از جمعشون برم تو اتاق
    الان خیلی خوب شدم تو این هفته چندبار برای خودم خرید کردم اما بازم متلکا هست که من به فکر زندگی نیستم و ازاین حرفا
    در حالی که من یه دخترم و شاغل باید شیک باشم باید به خودم برسم
    رفتاراشون باعث شده که حقوق واقعی دو بهشون نگم آیا این اشتباهه ؟
    مثلا مادر من داشتن چند تا مانتو رو با هم بد میبینه یعنی تا قبلی پاره نشد حق خرید بعدی رو نداری
    و دائم باید یه مانتو و یه رنگ پوشید که من اصلا دوست ندارم من عاشق تنوعم و با تنوع روحیه میگیرم
    آخه مادر من خودش اصلا بخودش نمیرسه و پیرتر از سنش نشون میده (شاید بخاطر اینه )

    شاید من زود اعصبانی میشم از کوره در میرم
    آخه من درس خوندم کار کنم مستقل باشم
    اما الان هیچ استقلالی ندارم
    انگار واقعا از خانوادم خرجی میگیرم
    باورتون نمیشه بیشتر شبا با اعصاب خورد و گریه میخوابم
    خانواده ما خیلی بهم وابسته و عاشق همیم اما این مشگل منو داغون کرده
    خستم خسته
    مثلا من دیشب رفتم یه کفش خریدم اومدم خونه دادشم برگشته میگه خدایا این شوهر کنه ما راحت بشیم (انگار با پول اون من خرید کردم )
    بارها بهشون گفتم من یه دخترم باید به خودم برسم اما کو گوش شنوا
    حرفاشون متلکلشون از هزار تا فحش برای من بدتره منو میسوزونه


    یه چیزی یادم اومد بگم
    شهریه دانشگامو که بابام میداد اون موقع من میگفتم بابای ایشالا همشو جبران میکنم
    20برابر اونو جیران کردم ولی پیش بابام هزار سال دیگم جبران نمیشه

    واین حرفیه که همیشه میگن تو حتی شوهرم کنی باید حقوقت واسه ما باشه
    از همون اول باشوهرت صحبت میکنیم

    من خیلی نگران آینده ام هستم

    خدارو شکر میکنم که انقد سربلندم کرده تو کل فامیل از من تعریف میکنن
    خداروشکر بهم لیاقت داد که بتونم این کارو انجام بدم

  4. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    خب مثلا وقتی برادرتون این حرف و میزنن، بهشون میگین اشکالش کجاست من که با پول خودم خرید کردم؟
    شما هم که نیازی به حقوق من دیگه ندارین.

    در جواب شما چی میگن؟

    راستش یکمی حرفتون برای من نامفهومه، حتی پدر یک خانواده هم کار میکنن برای خودشون میتونن خرج کنن، و کسی بهشون چیزی نمیتونه بگه، چون حقوق خودشونه.

    خودشون براش زحمت کشیدن و در حد نیاز میشه خرج کرد.
    بنظرم اگه بنظرتون خانوادتون رفتار منطقی ای ندارن، و فقط حرفاشون شمارو آزار میده، شما فقط بگین شما که به پول من نیازی ندارین و بعدشم حقوقتونو پس انداز کنین .
    سعی کنین یک مدتی نسبت به این حرفا بی تفاوت باشین، شاید دیگه کنایه هاشون تموم بشه.
    اما سعی کنین بخودتون صدمه نزنین، آخه با گریه که چیزی درست نمیشه جز اینکه یک چیزیم به مشکلاتتون اضافه میکنه.بیشتر به روح و روانتون آسیب میزنه! بجاییکه حساس تر و زودرنج تر بشین سعی کنین صبورتر و قوی تر بشین.

    به امید فردایی بهتر برای شما :)
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  5. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    خانم سلیمانی عزیز من فکر میکنم شما یه کم زیادی حساسین و هر حرفی رو به خودتون میگیرید و اونو متلک حساب میکنید در صورتی که میتونید اونو یه شوخی در نظر بگیرید و راحت از کنارش عبور کنید یا نه اصلا بهانه ای برای خندیدن و خوش بودن قرار بدید مثلا حرفی که برادرتون در مورد کفش خریدن شما گفته . علاوه بر اون احساس میکنم چون خانواده تون یه مدت در تنگنا و فشار مالی قرار داشتند . برای همین به این فشار یا قناعت بیش از حد عادت کردند و برای همین ولخرجی رو نمی پسندند . پیشنهاد من اینه که در کنار پس انداز ی که حتما باید داشته باشید از خرید های هر چند وقت یکبار هم غافل نشید و حتما اینکار رو برای مادر تون هم انجام بدهید . و ایشون رو هم از یکنواختی در بیارید حالا که توانش رو دارید . ولی مواظب باشید که اینکار از حدش خارج نشه . مطمئنا اونا به این شرایط هم عادت میکنند . ولی صبر و حوصله لازمه و نیازی هم به عصبانیت و گریه اصلا نیست .

  6. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام کاملا حرف شما درسته
    من خیلی به خودم سخت میگیرم

    دارم خوب میشم خداروشکر

  7. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    من با توجه به صحبت ها و راهنمایی های شما خیلی آروم شدم
    سعی کردم با همه خانواده آروم باشم و مخصوصا با مادرم رفیق شم
    اما متاسفانه بازم من دارم عذاب میکشم

    نمونه اش دیشب داداشم و بابام تو خونه نشستن بعد انتظار دارن من برم عابر پول بیارم
    من خستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتممم مممممممممممممممم
    من میخوام دختتتتتتتتتتتتتتتتتتتتررر ررررررر خونه با شم
    بابام میگه من حوصله ندارم
    داداشمم که اصلا وظیفه اش نیست
    مامانم هر روز به من میگه خرجی ندارم
    انگار من شوهرشم
    من دارم عذاب میکشم
    اما من با دلسوزی امروز صبح از عابر برا مامانم پول اوردم
    اما لج کردم که قسط نمیدم
    من تصمیم گرفتم حقوقمو پس انداز کنم که ماشین بخرم
    اما همشون دیشب برگشتن میگن نه باید بدی خونه ما قسط داریم
    خیلی عذاب میکشم
    یکی نیست بگه پس من چی من 25 سالمه پس زندگی نمیخوام

    - - - Updated - - -

    بابام یه جورایی کلا مسئولیتاشو فراموش کرده
    فقط میره سر کار
    دیگه کاری به هیچی نداره
    چند سال بیکار بود پشتش بودم شاید بخاطر اونه که میگه اگه کارم نکنم بازم بچه ها هستن
    من داغون شدم من عصبی شدم میخوام آروم باشم اما اعصبانیم میکنن
    میگن وظیفه تو
    آخه کدوم دختر وظیفه شه خرج خونه قسط خونه بده
    حسرت همه دخترارو میخورم همه دوستام
    خدایا ما را ببخش به خاطر تمام درهایی که زدیم و هیچکدام خانه تو نبود

  8. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 فروردین 94 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-15
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    839
    سطح
    15
    Points: 839, Level: 15
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 149 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم بابت این همه پاسخ های شما

    واقعا الان حالم خیلی خوبه
    یعنی خدایش باید آدم یا بکشه یا خودکشی کنه یا عاشق باشه یا متاهل باشه که سوالش مهم باشه

    - - - Updated - - -

    من مسئله عاشقی هم دارم
    خوشبختانه مشکلی تو این قضیه ندارم
    اگه میدونید باید باشه
    که قاطیش کنم تا جواب بدید

    - - - Updated - - -

    جواب ندیدا کفره
    خدایا ما را ببخش به خاطر تمام درهایی که زدیم و هیچکدام خانه تو نبود

  9. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام
    چقدر سخته آدم هر 24 ساعت سه تا پست بیشتر نمی تونه بزاره موندم چی کار کنم
    اما بحث شما:
    اول اینه چرا اینقدر شاکیی
    خوب معلومه چرا پست نمیگذارند چون جوابتو دوستان دادن اکثرا هم محدودیت ارسال دارند

    فقط به صبر پشتکار و حوصله نیاز داری
    همون طور که آروم آروم رفتی تو آروم آروم هم بیا بیرون

    راهی که انتخاب کردی عالیه
    تو مواردی که فورس هست و روز مره است فعلا کمک کن
    ولی تو قضیه خونه و قسطها نه
    بیخیال شو

    مطمئنا پدرت اگر کار می کنه و خرج نمی کنه برای شما یا
    1- پس انداز می کنه
    2-همه پولشو برای خودش خرج میکنه

    قسطها صداش بعدا در میاد چند قسط که عقب بیفته بانک که سراغ شما نمی اید سراغ پدرتان می رود
    وای الان همه فکر می کنند من چه آدم سنگدلیم

    ولی نکته : شرمنده این اصطلاح بی ادبی رو به کار می برم : گاو نه من شیرده نشو این همه سال خوبی کردی خرابش نکن
    آروم آروم بیا از نقشت بیرون

  10. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    دوست خوبم سلام . به نظر میرسه با اینکه پدرتون سر کار میره ولی هنوز هم خانواده به کمک شما نیاز داره . واینطور نیست که کلا از شما سو استفاده میشه . وقتی مادرتون خرجی خونه رو از شما میخواد معنیش اینه که در امد پدرتون کافی نیست . شما که هزینه های خانواده دستتونه بهتر میدونید که درامد پدر تون چقدره و صرف چه چیزهایی میشه . پس اگه میبینید که هنوز بهتون نیاز دارند مجبورید اینکار رو بکنید و بدون منت هم اینکار رو بکنید . قبلا جایی گفتید که خانواده برای تحصیل شما هزینه کردند و حالا هم انتظار برگشت هزینه شونو دارند . اگه اینطوره و خانواده با وجود تنگ دستی هزینه تحصیل شما رو فراهم کردند . حالا این وظیفه شماست که جبران کنید . فراموش نکنید که بعد از ازدواجتون دیگه توان کمک و جبران خیلی کمی خواهید داشت . حقی که پدر مادر به گردن ما دارند خیلی بالاتر از اینهاست . اونها بدون منت شیره جانشون رو به ما دادند . ولی افسوس که ما هیچ کاری براشون نکردیم خوش به حال شما که این سعادت رو دارید .


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وابستگی پسری به پسر دیگه
    توسط mohamad79 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 فروردین 94, 17:47
  2. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  3. پاسخ ها: 40
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 اسفند 91, 14:10
  4. آیا درسته اگه مادر و خانواده پسر نه گفتن ، پسر قید عشقش رو بزنه؟
    توسط fa_karoon در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 مهر 91, 17:58

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.