به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    عزیزم، بهیچ عنوان دعوا نکن، داد و بیداد هم نداشته باش.
    فقط در کمال آرامش و بی تنش و منطقی حرف بزن.
    اولا برو خونه و آروم از مادرتون عذرخواهی کن. بگو میدونم اشتباه کردم تنبیه هم قبول دارم.

    اما بهیچ عنوان تو روی بزرگترت واینستا.
    به مادرتون بگو میدونم خیر و صلاح منو میخوای مامان جون.
    میدوننممم خاله هامم خیر و صلاح منو میخواین.

    اما من مادر دارم، لازم نیست تا این حد پیش برن، این درست نییست که گوشی ای که وسیله شخصی منه دست خاله ام باشه. دوست ندارین گوشی داشته باشم، باشه مشکلی نیست این گوشی خدمت شما که مادرم هستین، سرپرستم هستین. ( روی این دو کلمه تاکید کن)

    بگو شما مگه تو زندگی خاله هام دخالت میکنین که الان اجازه میدین اینجوری با آبروی دخترتون بازی کنن.( منظورم زنگ زدن به خواستگارتونه)

    از مادرتون در کمال آرامش بخواین این مشکل و فقط فقط بین خودتون دوتا حلش کنین و اجازه دخالت به بقیه در زندگیتون ندین.
    بهیچ عنوان تو روی خاله هاتون واینستید.
    خیلی محترمانه بگین، من عذرخواهم دیشب مزاحمتون شدم ، از این به بعد تکرار نمیشه. دیشب به احترام بزرگتریتون چیزی نتونستم بگم و بحرفاتون گوش دادم.
    اما خاله جان شما اشتباه کردین بنده با دوستانم بودم میتونین ازشون بپرسین.
    قضاوت عجولانه شمارو در قبال خودم میبخشم و ازتون میخوام وسیله شخصی منو تحویل سرپرستم بدین.لطفا!

    اگه داد و بیداد کردن شما آروم باش، فقط حرفاتو آروم بزن اصلا داد نزن. منطقی و آروم. البته تاکید هم بکن که قبول داری اشتباه کردی.

    اگه هم شرایط خیلی بدتر شد و آروم نشدن. میتونی سکوت کنی، اگه خواستن حرفی بزنی! بگو زمانی حرف میزنم که شما آرومتر شده باشین.

    اگه گوشی و به مادرتون تحویل ندادن، دوباره درخواستتو عنوان کن و بگو لطفا وسیله شخصی منو تحویل مادرم بدین.
    از مادرتون هم بخواین که این قضیه خودشون شخصا پیگیری کنن.
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **


  2. #12
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    مشکل من این هست که اونا اینطوری نیستن که انقدر اروم صحبت کنم اونام سریع بگن باشه چشم فقط دیگه تکرار نکن ....
    خالم تا حالا چند بار بهم تهمت زده که وقتی با دوستام بودم گفته با اون پسره ای ....
    خالم با اینکه سنش کمه اما مثل شمر میمونه و مدام تو گوش مامانم ویز ویز میکنه از اونجایی هم که مامانم عااااااشق خانوادش میشینه پای حرفاشون .... از دخالتاشون .... رفت و امد های بیجاشون خسته شدم
    الان برم خونه از مامانم معذرت خواهی میکنم اگرم لازم شد گریه هم میکنم اینو صد در صد مطمئنم خالم از سرکار بیاد مستقیم میاد خونه ما و شب وایمیسه پیش من که نگهبانیمو بده .... و انقدر زیراب منو پیش مامانم میزنه که مامانم بشه دشمن سرسختم نمیدونم دردشون چیه ؟؟؟ تا وقتی که باهات خوبن که هیچ اینطوری میشه ول کن نیستن .... دیشب خالم نزدیک بود منو بزنه .... اما من حتی یه کلمه هم باهاش حرف نزدم .... صبح هم با یه لقد از خواب با عنوان هووووی بیدارم کرد ....

  3. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 بهمن 93 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1393-4-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    2,352
    سطح
    29
    Points: 2,352, Level: 29
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points3 months registeredSocial
    تشکرها
    1,083

    تشکرشده 1,447 در 508 پست

    Rep Power
    113
    Array
    سلام دوستان دیروز رفتم خونه گل هم خریدم البته خداروشکر اون چیزی که انتظار داشتم اتفاق نیفتاد و اوضاع ارومتر بوود اولش یه ذره بد خلقی کرد بعد گفت زندگیت داره به بطالت میگذره فکر کردی زندگی همینه که صبح بری سرکار غروب بیای بعد با دوستات بری گردش شب بیای خسته و کوفته بخوابی دوباره همینطور نخیر اینطوری جدیدا رفیق باز شدی دور دوستاتو تا جایی که شده خط میکشی میچسبی به درست کلاس زبان هم میری ثبت نام میکنی اسم ازدواجم دیگه نمیاری باید درست بشی سر به راه بشی بشین 4تا کتاب فلسفی بخون همه زندگیت شده روابط زن و شوهر این چیزا الان به دردت نمیخوره تو فقط باید علم کسب کنی همین .... زندگی منم زوره دیگه چیکار کنم من از درس متنفرم

  4. کاربر روبرو از پست مفید maedeh120 تشکرکرده است .

    terme00 (یکشنبه 02 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.