به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    واقعا نمی دونم از این همه لطف شما چطور تشکر کنم. فکر می کردم اصلا درد دل کردن بلد نباشم (و البته بلدم نیستم) اما شما خیلی خوب تونستید با همین چند خط نوشته من همدلی و همدردی کنید.

    سپیده تاریک عزیز، می دونم همسرم در شرایط خیلی بدی قرار داره و این باعث شده همه چیز رو (حتی من رو) سیاه ببینه. البته قبل از بارداری من و قبل از اینکه معلوم بشه قراردادش رو باهاش تمدید نمی کنند هم اوضاع کمی ملایمتر بود چون همسرم ادم کمالگراییه و به راحتی از هیچ چیز راضی نمیشه. من الان فرزند دومم رو باردار هستم و برای فرزند اولم خیلی مطالعه کردم (نزدیک دو سال ) و حتی هنوزم مدام در حال مطالعه برای تربیتش هستم. فکر می کنم شما درست می گید باید این اوضاع رو به زمان بسپارم. زمان حلال مشکلاته، حداقل در شرایط کنونیم بهتره هیچ تصمیمی نگیرم.

    خیال تو عزیز، بله در زمانی که مردها عصبانین بهتره حرفهای بدشون رو از یک گوش بشنوی از یک گوش دیگه در کنی. تنها راه حل همینه و بعدم اگر توان روحی داشتی باهاشون همدلی کنی. راستش همسرم با دلایل خودش ازم خواسته با هیچ کس در مورد این فرزند دوم صحبت نکنم و هیچ کس نمی دونه من باردارم حتی خانواده و دوستانم بنابراین از کسی نمی تونم کمک بگیرم ، خانواده من هم 17000 کیلومتر ازم فاصله دارند

    آقای خاله قزی گرامی ممنون از اینکه با من همدلی کردید امیدوارم خدا بهتون یک پسر سالم و صالح عطا کنه. من هنوز نمی دونم این دومی دختره یا پسر ولی هر چی باشه فقط دعا می کنم سالم به دنیا بیاد.

    آرام دل عزیز ببخش که ناراحتت کردم . این حالات من الان طبیعیه خودت هم باردار بودی می دونی ادم حساس میشه. امیدوارم به خیر و سلامت این دوران بگذره. منم برات دعا می کنم زندگیت پر از خوشی و شادی و سلامتی باشه.

    مینوش عزیزم، آخه این فکر و این راه حل در زمان گذشته در ذهن من بود و من به این نتیجه رسیده بودم اما به خاطر دخترمون و به خاطر اینکه فکر می کردم همسرم بر خلاف زبونش در دلش از زندگیمون راضیه ادامه دادم و سعی کردم خیلی تغییرات در زندگیم به وجود بیارم ولی الان زبان و رفتارهای همسرم برام مهم شده. درسته باید از جاهای دیگه شارژ بگیرم اما قبلا ها از خانوادم شارژ می شدم که اونها هم از من خیلی ناراحتن به حدی که حتی دیگه باهام تماس نمی گیرن و .... البته همینکه اینجا تاپیک زدم فکر می کنم خیلی بهترم.

    صبای عزیزم ، یکی از دلایل اصلی این به هم ریحتگی من مشکل جسمیم هست که باعث شده هر لحظه نگران سقط شدن بچه باشم. اما الان حالم از نظر روحی بهتره چون پیش خودم فکر کردم اگر خدا بخواد موجودی به دنیا بیاد ، به دنیا میاد و این نگرانی من مثال نگرانی دایه مهربونتر از مادره. من باید قوی باشم، باید چون قراره مادر دو تا بچه باشم. امیدوارم خدا کمکم کنه.

    نیلوفر مرداب عزیز ببخشید که خاطرات بدی رو براتون یادآروی کردم. ممنون که از تجربت برام نوشتی. منم مثل شما افسردگی بعد ( و قبل ) از زایمان رو تجربه کردم . تنها کسی که می تونهه به ما کمک کنه بعد از خدا خودمونیم.

    آقای پارسای گرامی ممنون. بله ممنون از همدردی و دلجوییتون. مثال پرندتون خیلی جالب بود. تا حال اینطور بهش فکر نکرده بودم. من و همسرم با توافق هم اقدام کردیم. الان که شرایط خوبی ندارم تنهاسعی می کنم در برابر همسرم سکوت کنم و البته گاهی دلجویی. همسر من با عذر خواهی و این قبیل صحبتها اروم نمیشه همسرم به تازگی حرف از بن بست در زندگی من و خودش می زنه. البته دارم سعی می کنم فعلا بی خیال باشم تا بعدا در موردش فکر کنم. من و همسرم اختلافات عمیق و بنیادی داریم اما تا حالا با وصله پینه این زندگی رو جمعش کردیم. امیدوارم زندگیمون به سمت بهبود بره.

    باز هم از همتون ممنونم. و ممنون که برای یک درددل هم لایک می زنید :)
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
    ویرایش توسط deljoo_deltang : پنجشنبه 06 شهریور 93 در ساعت 20:19

  2. 9 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), maryam240 (پنجشنبه 30 بهمن 93), meinoush (پنجشنبه 06 شهریور 93), Nilofar mordab (جمعه 07 شهریور 93), parsa1400 (پنجشنبه 06 شهریور 93), میشل (جمعه 07 شهریور 93), آرام دل (جمعه 07 شهریور 93), سپیده ی تاریک (یکشنبه 09 شهریور 93), صبا_2009 (پنجشنبه 06 شهریور 93)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    عزیز دلم یه نگاهی به بعضی از پست هات انداختم

    اول از همه بهت افتخار می کنم که انقدر صبور و با درک و با پذیرشی و البته با درایت

    بعضی چیزا به نظرم اومد واست می نویسم نمی دونم اصلا به دردت بخوره یا نه چون خودت خیلی عاقلی و احتمالا همه ی اینا رو قبلا بهش فکر کردی. اما می نویسم

    - اول از همه با توجه به اینکه چند ساله فشار روته و شوهرت یه مقدار بدخلقی می کنه بعضی وقتا نیاز داری که راه های شادی و ارامش خودتو بشناسی و خودتو با اونا اروم کنی. یعنی شارژ کنی. حتما می شناسی این راه ها رو . اگه واسه خودت لیست نکردی بکن. ممکنه رنگ ها و نور های رنگی شادت کنن. مدیتیشن هم حتما بکن با توجه به اینکه بارداری و نمی تونی بیرون بری. موسیقی های اروم. به خودت به ظاهرت برس و توی اینه نگاه کن خودتو و از خودت تعریف کن. لباسایی بپوش که خوشحالت کنن. هر کاری که می کنی با ارامش بکن و تمرکز فقط رو ی اون کار کن

    http://www.hamdardi.net/thread-26620.html

    - در مورد حجاب اختلافات با ته مایه مذهبی و این چیزا. ظاهر لباسا مهم هستن. می دونم وقت نمی کنی با یچه با کار کردن با بارداری و این همه کار احتمالا به ظاهر و مدل لباس توجه کنی. اما به نظر من بیشتر از اینکه ادم لباس باز بپوشه مدل و رنگ لباس مهمه. می تونی بعدا ها اگه وقت داشتی واسه این موضوع هم مانوری بدی. لباسای مثلا اینجا طرح های محلی قشنگن. البته این می مونه واسه بعد ها.

    - یه موضوع دیگه اینکه اگه مشکل رواشناختی نباشه بدقلقی های شوهرت (حال من با قرص بهتر شد وگرنه تا عمق افسردگی میرم. اما این بار چند روز هر روز یکی خوردم می بینم ادمیزادم و متعجم که چرا انقدر بدشانس بودم که چند سال از عمرم با اینهمه نوسان به باد رفت. روی عملکردم خیلی تاثیر بد گذاشت این نوساناتم) به هر حال اگه مشکل طوری نباشه که به قرص و دارو نیاز باشه احتمالا به تربیت ربط داره. نوشته بودی همه اشون یه کم بدخلقی رو دارن.
    ممکنه بیشتر از همه خونواده رو با همون تصویری توی ذهنش داره که از خونواده ی خودش دیده. این تصویرو هم نمیشه با حرف زدن و یا به تنهایی عوض کنی. راهی که به نظرم میاد دیدن فیلم و سریالای عاطفیه. فیلمایی که توش خونواده گرم و مهربون باشه. فیلمایی که بتونه بدون اینکه بدونه کم کم اروم اروم با دیدنشون یاد بگیره که چطوری توی خونواده رفتار کنه و کم کم ملایمتش بیشترشه. نمی تونی اینو با حرف زدن باهاش یا با رفتار خودت به تنهایی یادش بدی. باید ببینه. بی اینکه بدونه. البته خودت قبلا فیلما رو ببین بررسی کن.

    راهای دیگه هم هست حتما اما الان این به ذهنم میاد

    - یه روزی شماها تصمیم گرفته بودین باهم ازدواج کنین. یادت بیار که چه ویزگی هایی ازش خوب بود که باعث شد باهاش ازدواج کنی. و سعی کن دوباره اونارو پرنگ کنی و بازسازی

    - نوشتی که با هم تصمیم گرفتین بچه دار شین. خوب این مرد مردیه که تو خودت خواستی ازش بچه داشته باشی. من نمی دونم نه مادرم نه همسر. شاید اشتباه کنم. اما فکر می کنم ادم وقتی می خواد از یه مرد بچه داشته باشه یعنی اونو دوست داره و بهش اعتماد داره

    - نوشته بودی یه جایی که تو تصمیم گیری هات سخت می تونی تصمیم بگیری و عذاب وجدان نگیری. البته مال چند سال پیش بود نوشته ات . اما اگه هنوزم هست ممکنه به خاطر یه مقدار بدقلقی ها و غرغرهای شوهرت طی زمان یه مقدار از اعتماد به نفست بدون اینکه توجه داشته باشی کم شده باشه. اگه اینطور باشه یه مدتی خیلی سعی کن خودتو دوست داشته باشی و مثل یه مامان خیلی خیلی مهربون و خوب از خودت مراقبت کن

    - اشتراک ازاد هم اگه می تونی بگیر یه مشورتی بکن

    چیزایی که خوشحالت می کنن رو کنار خودت داشته باش. گل ها رنگ ها صداهای موزون و هماهنگ کارتون فیلم های ملایم یه ساز موسیقی رسیدگی به درس دخترت غذا درست کردن سالاد های مختلف درست کردن ... هر چی که خوشخالت کنه رو تو اولویت بذار

    فکر کنم همه ش تکراری بود. خودت همه چی رو م یدونی. اما نوشتم دیگه :)

    اگه دوست داشتی و برات سرگرم کننده بود اینارو هم بخون

    http://newartist.blogfa.com/category/1/اسطوره-ها

    http://hamsaremankist.blogfa.com




    موفق باشی
    ویرایش توسط meinoush : پنجشنبه 06 شهریور 93 در ساعت 21:25

  4. 6 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), maryam240 (پنجشنبه 30 بهمن 93), Nilofar mordab (جمعه 07 شهریور 93), parsa1400 (جمعه 07 شهریور 93), آرام دل (جمعه 07 شهریور 93)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 16 اردیبهشت 96 [ 14:25]
    تاریخ عضویت
    1393-2-14
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    4,218
    سطح
    41
    Points: 4,218, Level: 41
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 132
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    136

    تشکرشده 378 در 148 پست

    Rep Power
    35
    Array
    گل دوست داشتنی؛ پس ما این جا چیکاره ایم؟ دوست نارنینمون غصه داشته باشه و ما نیایم به همدلی کردن باهاش؟ درد دل هاش رو بهمون نگه؟

    تک تک جملاتی که نوشتی رو با تمام پوست و گوشتم میفهمم عزیزم.
    میفهمم چه قدر داری اذیت میشی.
    منم باردار بودم، حساس و زودرنج و نیازمند مراقبت بودم، نیاز داشتم به توجه و استراحت.
    اما همسرم زندان افتاد. سخت بود، پر از رنج بود، پر از دردای عمیق بود.
    جان کوچولوم به خاطر وضعیت روحی من در خظر بود.خطر جدی بود اما خدا لطف کرد و سالم گذاشتش تو بغلم.
    گر نگه دار من آن است که من میدانم
    شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد

    به خاطر همین با تمام وجودم عمق غمی گه الان داری رو میفهمم

    نگران عزیزت نباش و از خدا بخواه که اونو صحیح و سالم در آغوشت بگذاره. به خدای مهربونمون تکیه و اعتماد کن
    ما همگی برات دعا میکنیم.
    هم برای سلامتی خودت؛ هم سلامتی کوچولوت و هم استغال همسرت.
    ایشالله به زودی نگرانیات مرتفع شه

  6. 8 کاربر از پست مفید فرخ رو تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 07 شهریور 93), khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), meinoush (جمعه 07 شهریور 93), Nilofar mordab (جمعه 07 شهریور 93), parsa1400 (جمعه 07 شهریور 93), میشل (جمعه 07 شهریور 93), آرام دل (جمعه 07 شهریور 93), صبا_2009 (پنجشنبه 06 شهریور 93)

  7. #4
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    خانم فرخ رو ممنونم با اینکه خودتون مشکلات زیادی دارید باز برای من نوشتید. مینوش جان سعی می کنم به زودی برات بنویسم. ممنون که مثل همیشه دلسوزانه راهنمایی می کنی. شاید یک دلیل حال خوبت جواب کمکهای صادقانه ات به دیگران باشه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  8. 6 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), maryam240 (پنجشنبه 30 بهمن 93), meinoush (جمعه 07 شهریور 93), فرخ رو (شنبه 08 شهریور 93), میشل (شنبه 08 شهریور 93), آرام دل (چهارشنبه 12 شهریور 93)

  9. #5
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم دلجو..خودت هم توی یکی ازپستهات اشاره کردی که شوهرت توی شرایط دشواریه والان تو رو سیاه میبینه...واقعیت اینه وقتی آدمها احساس آسیب پذیری کنند شروع به قطعیت گویی وتخلیه خودشون میکنن.یعنی باقاطعیت تو رومقصرمیکنه و گاهی ممکنه ازخودش هم رفتارهای عجیب نشون بده.مضافا اینکه گفتی شوهرت کمالگراست.میدونم الان خودت هم درشرایط خوبی نیستی ولی الان تو و همسرت نیاز دارید کفایت وکافی بودن روجای شایستگی قراربدید.(این توصیه دریکی ازکلیپهای روانشناسی که من بارها درسایت معرفی کرده بودم هست)

    - - - Updated - - -

    شوهرت باهرشخصیت وتجارب وعقایدی که داشته تا اینجاکافی هست همونی هست که تونسته درسطح توان وآگاهی خودش باشه شماهم همینطور نیاز داریدهر دو این حس کفایت طرف مقابل رو ازهم بگیرید..من تصورمیکنم هر دوتاتون کمی ازبیان صادقانه احساس اون لحظتون طفره میرید...به هرحال شوهرت همین که بدونه بیکارباشه پذیرفتیش باهرسطحی سرکاربره پذیرفتیش احتمال میره ازجانب شما احساس تنش کمتری کنه یا حداقل فرافکنی هاش کمتربشه . یادمه توی راهنمایی به یکی از اعضا گفتید(جمله تون بادستکاری من) وقتی توکل دارم وآرام هستم رفتارشوهرم به شکل عجیبی بهترمیشه...امامسأله مهم بعدی که دوستان هم زیادگفتند کسب انرژی مثبته؛یه بیمار روتصورکن که اشتهاومیلی به غذا نداره ولی ناچاره وبه زوروعده های غذاییش رومیخوره بلکه نمودش روسه روز تایک هفته دیگه ببینه الان شماهم درچنین شرایطی هستید فکراین نباشیدفقط یک لحظه شادی روازجایی بگیرید ازهرفرصتی برای خندیدن وکسب انرژی مثبت استفاده کنید تا این جمع بشه رو هم وبعدا روبراه تربشید.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  10. 5 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 08 شهریور 93), khaleghezey (شنبه 08 شهریور 93), maryam240 (پنجشنبه 30 بهمن 93), میشل (شنبه 08 شهریور 93), آرام دل (چهارشنبه 12 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.