به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 50
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    48
    Array
    مرسی نیکی و آنیسا جان.

    چه جوری فراموش کنم. حرصم در میارن آخه.ببین من از پنجم ابتدایی خواستگار داشتم. کلا تو فامیل ما رسمه. خالم میگه دختر باید شوهر کنه که خرجش بیوفته گردن یکی

    دیگه.

    الان به من متلک میندازه که من خواستگار ندارم. دختر خودشو بدبخت کرد حالا نوبت منه. احساس میکنم میترسه از اون سر تر باشم که همه جوره هستم.

    ببین هدف ازدواج خوشبختیه دیگه. الان تو این ساعت جلو خونه ی ما حداقل 4-5 تا پسر معتاد نشستن به نظرت من برم به اونا پیشنهاد ازدواج بدم با کله نمیان منو بگیرن؟ اسم اونا هم

    شوهره دیگه. مگه نیست؟ خوب اینو خالم نمیفهمه. بهش میگم تو نگران نباش اگه دیدم کسی منو نمیگیره!!! میرم خودم شوهر پیدا میکنم!!! ببین منو وادار میکنه چی بگم آخه!!!

    فک میکنی من چقدر الان خرج دارم برا بابام؟ خدا شاهده من اصلا دلم نمیاد سوار اتوبوس بشم که واسه بابام خرج نتراشم پیاده میرم میام. نمیگم برام زحمت نکشیده ولی بی انصافه.

    چهار سال دانشگاه درس خوندم اصلا نفهمیدن چی شد چی نشد. تا اونجا که میتونستم خودم کار کردنم بقیه اشم اونقدر صرفه جویی کردم و از لباس و کتاب و ... زدم که درس بخونم حالا

    جواب این رفتارای من میشه گیجی و نفهمی . این همه سال پرستار مامانم بودم خدا شاهده خالم یه بار نمی اومد بهش سر بزنه. همه کاراش با من بود. چه طور اون موقع ها نفهم نبودم و

    زرنگ محسوب میشدم حالا شدم نفهم!!! چه طور موقعی که کاری دارن یا کمکی چیزی میخوان میان سراغ من اون وقت نفهم نیستم اما....

    میدونی همین خالم به اسم من 10 میلیون وام برداشتنی من خانوم مهندس بودم اما الان چی . میخواد رای بابامو بزنه نذاره من درس بخونم. نامردم اگه یه بار دیگه دستشو بگیرم.

    میدونی منو چقد از زندگی نا امید کرده!!! نمیدونی چه بلایی سر فکرو اعصاب من آورده.

    نمیگم فقط تقصیر اونه و من هیچ مشکلی ندارم ولی خوب حداقل میدونم از اونو خواهرم متنفرم.

    داشتم تایپیک قبلی خودمو میخوندم توش نوشته بودم حاضرم برا خواهرم بمیرم اما الان ازش متنفرم. دلم میخواد نباشه. نمیخوام حتی ...

    ولش کن. دوست دارم خودمو جمع کنم ولی نمیشه. نمیدونم چی کار کنم واقعا نمیدونم.میخام برا خودم زندگی کنم . اما نمیتونم پاشم. فکرم مشغوله. شبا خوابم نمیبره.

    از طرف دیگه کارم پیدا نکردم. حداقل اگه واس خودم پول داشتم وضعیتم بهتر بود ولی ندارم دیگه ندارم. خدا هم که دیگه کاری از دستش برنمیاد.

    این سری سعی میکنم گوش ندم . ولی قول نمیدم باز اینجا تایپیک نزنم که دیونه ام کردن.

  2. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 خرداد 94 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1393-5-10
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    1,054
    سطح
    17
    Points: 1,054, Level: 17
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 127 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزمن شما نباید حرص بخوری میدونی چرا.. چون اونا بهت دارن حسادت میکنن. این کاملا واضحه... میخوان چیزهای مثبتی که درمورد شما وجود داره رو منفی نشون بدن و اذیتت کنند. تازه تو نباید ناراحت بشی از حرفهاشون باید خوشحال هم بشی چون مثله خار تو چشمشونی و تو یک چیزی داری که اونا ندارن!و از اونها بالاتری چه از لحاظ فکری چه از لحاظ فرهنگی
    اگه درمورد وزنت بهت گفتن... بگو که من خیلی خوش شانسم که چاق نمیشم. الان دیگه چاقی مد نیست تو هرجای دنیا که ببینید همه کلی ورزش میکنن تا .هیکلشون مثله من بشه... بگو هیچ جای دنیا هنرپیشه های خوشگل چاق نیستن
    بعدش هم تو که سنی نداری.. تازه 23 سالته! مگه قدیمه که دخترا زود شوهر کنن... اگه در مورد ازدواج گفتن... بهشون بگو اون قدیم بود که دخترا زود شوهر میکردن اما الان دیگه اوضاع فرق کرده. من چون تحصیلات و موقعیت اجتماعی برام مهمه نمیخوام حالا حالاها شوهر کنم.. دوست ندارم مثله بقیه خانه داری کنم! بگو این حرفاتون رو هرجای دیگه بگید همه بهتون میخندن انقدر قدیمی فکر نکنید. ازدواج کردن که کاری نداره... مهم اینه که با آدم خوبی ازدواج کنم..من آدم بیسوادی نیستم که با هر کسی که از در اومد ازدواج کنم. میخوام ازدواجم موفقیت آمیز باشه و ازدواج یه مسئله شخصیه که دوست ندارم هیچ کسی توش دخالت کنه و به خودم مربوطه نه به شماها!


    ببین مطمئن باش ازدواج هم کنی باز اینا یه چیزی میگن. بنظر من یه بار جوابشون رو بده و دیگه بهشون محل نده... فقط صبور باش و بی محلی کن. اینا خیلی به شما حسادت میکنند... بچسب به زندگیت و تا میتونی پیشرفت کن تا از حسودی بترکن



  3. 3 کاربر از پست مفید maryy تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  4. #13
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    تا وقتی اینقدر غر بزنی و عصبی باشی اون پسرهای معتادی که گفتی هم باهات ازدواج نمی کنند.
    مگه از جونشون سیر شدن تو را ببرن یه سره بهشون غر بزنی؟

    خاله ات یه شب می آد و می ره. عضو خانواده ی شما که نیست. هر بار هم که مستقیم بهت گفت چرا ازدواج نمی کنی بگو اگر خواستگار خوب باشه، چرا ازدواج نکنم.
    حتما می خوام ازدواج کنم. تمااااااام.

    بیشتر از خاله و خواهرت، خودت به این مساله گیر دادی. اگر برات مهم نبود اینقدر حرص نمی خوردی.
    اگر حس کنند واقعا بی خیالی دیگه نمی گن.

    کم غذایی و بی اشتهاییت هم برای همین عصبی بودنت هست.
    آروم باش. فکر و خیال هم نکن. غر هم نزن. به خاله ات هم بسپار خواستگار خوب سراغ داشت حتما معرفیت کنه.

    انشالله به زودی یه کار خوب هم پیدا کنی که اینقدر به اونا غر نزنی
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  5. 5 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (پنجشنبه 27 شهریور 93), khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), Somebody20 (پنجشنبه 27 شهریور 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 07 فروردین 97 [ 15:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    8,056
    سطح
    60
    Points: 8,056, Level: 60
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 94
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 832 در 244 پست

    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم من اگه جای تو بودم با قدرت تمام واسه ارشد می خوندم تا یه دانشگاه خوب توی تهران یا ی شهر بزرگ قبول شم(تا اونجاکه حدس زدم باید یه شهر کوچک زندگی کنین)اینجوری از فشار خانواده دور میشی و راحت می تونی یه مدت کار خودتو بکنی
    موفق باشی عزیزم

  7. 2 کاربر از پست مفید SOGAND. تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  8. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 15 آذر 93 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1393-4-19
    نوشته ها
    311
    امتیاز
    722
    سطح
    14
    Points: 722, Level: 14
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 78
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocial3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    958

    تشکرشده 757 در 256 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    48
    Array
    خانم ماری عزیز

    من نمیتونم قبول کنم که اونا به من حسودی میکنن.آخه برای چی؟. من مشکلم اینه که قلبم شکسته اس. آخه من هیچ بدی به اونا نمیکنم ولی همش منو غریبه حساب میکنن.

    میدونید من ناراحتیم از اینه که چرا باید اینکارو بکنن و منو اونقدر از خودشون دور بدونن که به خودشون اجازه میدن منو آزار بدن. در حالی که به خدا من کاری به کارشون ندارم حالا کلی هم

    بهشون کمک میکنم هر کاری از دستم بر بیاد!! هیچ وقت توقع تشکر ندارم به هر حال ما جز یه فامیلیم دیگه.

    ولی عوضش هر کی بهشون بدی میکنه یا مثل خودشونه خوبه و فهمیده اس.

    بله من قبول دارم مثل اونا نیستم اونا خوششون میاد دور همی بشینن پشت سر این و اون حرف بزنن. هر روز برن تو خیابون جنس قیمت کنن با این که پول ندارن بخرن پیش هم افه بیان.

    یعنی دونستن قیمت لنز رنگی چشم کلاسه !!! هیچ کدومم نمیخرنا ولی موقع حرف زدن ببن تا کجا کش میدن حرفو.

    من که بیکار نیستم مثل اونا برم جنس قیمت کنم. اصلا حواسم به اینا نیس. من خودم سرم تو درسه هیچ کدومشونم دنبال درس نیستن که من براشون با کلاس باشم. طرف حالیش

    نیست مقاله isi چیه یا چاپ کتاب یعنی چی که بگم من مقاله دارم تو فلان ژورنال و کتابم تو فلان انتشاراتی چاپ شده!!! اصلا هیچیمون با هم جور نمیاد.

    اونا با همن من تنهام. متوجه میشید چی میگم.

    من چه بدی کردم که به من حسودی میکنن؟ حق کی رو خوردم؟ چیکار کردم مگه؟

    الان من کار پیدا نمیکنم عروسی گرفتن!!! میگن اینقده واسه درس حرص خوردی حالا دیدی به حرف ما رسیدی!!! من از این میسوزم که تو ناراحتی اونا من ناراحت بودم کی شده اونا ناراحت

    باشن من حتی تو دلم یه لحظه خوشحال بشم آخه!!!

    اونا اصلا منو دوست ندارن . اصلا منو به عنوان عضو این خانواده قبول ندارن. در حالی که از من بخوان جونمم میدم براشون .من نمیدونم چرا باید اینجوری باشن؟

    اصلا نمیره تو مغزم چرا حسودی؟

    - - - Updated - - -

    تا وقتی اینقدر غر بزنی و عصبی باشی اون پسرهای معتادی که گفتی هم باهات ازدواج نمی کنند.
    مگه از جونشون سیر شدن تو را ببرن یه سره بهشون غر بزنی؟


    باشه دیگه غر نمیزنم.

    شیدا خانوم من اگه نخوام کسی تو زندگیم دخالت کنه کی رو باید ببینم؟

    بیشتر از خاله و خواهرت، خودت به این مساله گیر دادی. اگر برات مهم نبود اینقدر حرص نمی خوردی.
    اگر حس کنند واقعا بی خیالی دیگه نمی گن.
    از بس گفتن آلرژی پیدا کردم و برام مهم شده. کلا به خالم مشکوکم!!!! چون خودمو به بیخیالی میزدم بیشترش کردن بعدشم همش میگن بعدا نگی بهت نگفتیماااا. حالم از این جمله به هم

    میخوره.

    به خاله ات هم بسپار خواستگار خوب سراغ داشت حتما معرفیت کنه.
    خالم هر چی کو رو کچله معرفی میکنه!!!! مورد درست و حسابی رو رد میکنه با من دشمنی داره انگارمدارکشم موجوده!!!!

    انشالله به زودی یه کار خوب هم پیدا کنی که اینقدر به اونا غر نزنی
    ایشالا پیدا میکنم. یعنی میشه خدا؟؟؟

    ممنون سوگند جان . فعلا که یه هفته حداقل تو تعطیلاتم. ایشالا زودتر خودمو جمع و جور میکنم اگه بتونم حرص نخورم و خودخوری نکنم و فراموش کنم عالی میشه.

    ممنون از جواب هاتون.

  9. 2 کاربر از پست مفید تیام تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    والا اگه 23 سال ترشیده محسوب میشه خدایی من یکی حق دارم همسرمو توی 28 سالگی گرفتم بهش بگم دبه ترشی لیته این حرفا چیه میزنی دختر یعنی خدایی تو خجالت نمیکشی 23 سالته دانشگاه رفته ای تحصیلکرده ای مقاله دادی کتاب چاپ کردی اونوقت میای این حرفا رو میزنن اینجوزی حرص میخوری و خودخوری میکنی؟!!!!

    لطفا نوشته قبلی که نقل قول از جناب مدیر هستش را دوباره و چندباره بخوان.اینجوری خودت به حرفات خندت میگیره که بشینی و به حرفای چنین افرادی گوش بدی و برات اهمیت داشته باشه.ازدواج کردن فقط شوهر کردن و لباس عروس و آرایشگاه و فیلمبرداری و نمیدونم نامزد بازی و گردش و خرید و اینجور چیزا نیست دختر خوب هرکی هرچی میخواد بگه بزار راحت باشه تو یه گوشتو در کن یکیو دروازه.

    برای نگهداشتن دیگران لازم نیست کار یانجام بدی که دوست نداری یا براشون چیزی بخری یا مفت کار کنی اگه کسی دوست داره بزار بخاطر خودت داشته باشه.

    من بشخصه از کسی خوشم نیاد خیلی راحت بهش نشان میدم سعی میکنم کمتر باهاش حرف بزنم و کوتاه باشه.شما از حرفهای خالت ناراحت میشی خوب بهش نشان بده که از حرفاش دلخوری.دفعه بعدی این حرفها را زده خیلی محکم و قاطع بهش بگو دلیلی نمیبینی به کسی اجازه بدی وارد حریم خصوصیت بشه و بخودش اجازه بده هرچی دوست داره بگه.ازدواج به امر کاملا شخصیه و بخودم مربوطه شما هم لطفا دیگه در این مورد حرف نزنید.محکم باش و بگو

    1.یا خالت ناراحت میشه و بابات هم ازت دلخور میشه نتیجش:خالت دلخور بشه و ناراحت مهم نیست چون اهمیتی نداره.بابات هم بعد یه مدت پدره و دخترشو دوست داره ناراحت نمیشه اولا دلخورم بشه ازت زود فراموش میکنه

    2.یا خودشونو میزنن به اون راه و میزنن زیر خنده و دوباره شروع میکنن به متلک گفتن که برای شما فرقی نداره چون قبلا هم همینکارو انجام میداد ولی چنتا حسن داره:میگن وقتی دعوا میخوای بگیر یجمعیتشون زیاد بود برو اونی را بزن که از همه گنده تره و قلدرشونه بقیه حساب کار دستشان میاد.خوب قرار نیست اینجا ولی کسی را بزنیا وقتی به خالت اینو میگی بقیه خودکار حواسشان جمع میهش که نه بابا تیام دیگه مثل قدیم نیست.

    شماره 2.دفعه بعدی میدانه که حرفی بزنه بی جواب نمی ماند پس حواسشو جمع میکنه.

    شماره3.حداقلش اینه حرفتو زدی و دلت خنک شده اینجوری دیگه پیش خودت خودخوری نمیکنی چرا جوابشو ندادی.

    دلتو بزن به دریا نهایتش اینه دیگه باهات حرف نمیزنه که اصلا و ابدا مهم نیست منم خودم بشخصه اینکارو انجام دادم و نتیجشم دیدم.سعی کن تعداد دوستانت را بالا ببری ولی وقتی کسی اینجوری حرف مینزه خیلی محکم و قاطع جوابشو بده.خواهرت هم چیز یگفت محکم جوابشو بده بگو خواهری جای خودش ولی دیگه اجازه نداری اینجوری حرف بزنی محکم باش وقتی حرف میزنی.

    یاد بگیر محکم باشی اگه اینجوری بخوای رفتار کنی فردا پسفردا شوهر کردی با خانوادش میخوای چیکار کنی تو اخه بقول همکار خانومم: قوم الظالمین

    دختری که بتونه بره دانشگاه و مقاله و کتاب چاپ کنه مطمئنب اش اگه بخواد میتونه هرکار یانجام بده فقطباید خودشو باور کنه
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  11. 5 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    ida bahrami (پنجشنبه 27 شهریور 93), saba02 (جمعه 28 شهریور 93), مهربونی... (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام خانوم وقتتون بخیر
    دوست خوبم یک دقیقه بشین و فکر کن آیا حرفای اونا ارزششو داره که شما از غذا و خواب و ... بگذری؟ یعنی چی که دوست دارم بمیرم ؟؟ دختر خوب این چه حرفیه... شما الان به رفتارای اونا حساس شدین...همین.. منم خالم هر بار منو میبینه از این قبیل حرفا میگه وقتی میبینه من هیچ واکنشی انجام نمیدم فقط یک لبخند ... دیگه کوتاه میاد ... شما خودتونو بذارین جای اونا به این فکر کن شاید از سر دلسوزی میگن حالا ادبیات مناسبی به کار نمیبرن.....شاید از رو علاقه میگن خب باور اونا اینه دختر تا شوهر نکنه درس و اینا فایده نداره... خیلیا اینطور فکر میکنن ........... خب با همه باید برخورد کرد؟ خب نه...اروم باش ... اشکالی نداره تنهایین منم اکثرا تنهام خودمو مشغول میکنم... اصلا دلیل نداره پای حرفای کسی که باهاتون همفکر نیست بشینین...مودبانه پاشین صحنرو ترک کنید این که میگن لاغرین این که هر چییی شما که نمیتونین فکر اونارو عوض کنید که ..... پس بیخیال باشین همین....بهترین راه همینه که یکی از دوستان فرمودن... درس بخونین و یه شهر بزرگ دانشگاه قبول بشین هم میتونین کار پیدا کنید هم آرامش فکری بیشتری خواهید داشت....
    در باره این که شما همه کار میکنین اما پاسخی از طرف اونا دریافت نمیشه... خب عزیزم انتظار نداشته باشین همین.... اگه کار خوبی واسه بقیه میکنید خدا میبینه همین کافیه... اینو باور داشته باشید ... مراقب خودتون باشید و انقدر سر این چیزا حرص نخورید... این قبیا حرفارو از خیلیا تو این جامعه میشنوید هر بار این جور به هم بریزید که نمیشه زندگی.....

  13. 3 کاربر از پست مفید ida bahrami تشکرکرده اند .

    مهربونی... (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 تیر 97 [ 09:43]
    تاریخ عضویت
    1393-3-26
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    4,305
    سطح
    41
    Points: 4,305, Level: 41
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    32

    تشکرشده 170 در 63 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بابا تیام من 28 سالمه خواهر کوچیکمم ازدواج کرده هنوز حرف ازدواج میشه همه میگن نه این هنوز بچس
    تازه من شغل خوبیم دارم مسئولیت به عهدمه
    خانوم مهندس عزیز الا و بلا خالت داره از حسودی میمیره
    فقط یه راه داره سعی کن خالهه رو به یه چی دیگه مشغول کنی من واسه دخترخاله مامانم که خیلی رفت و امد به خونمون داشت عضویت انجمن حمایت از زنان شهرمون رو گرفتم حالا دیگه وقت نمیکنه منو ببینه
    عزیزم خالت داره با تمام وجود بهت التماس میکنه که کمکش کنی فقط زبونش رو بلد نیست
    خالت یه کسری گنده تو زندگیش داره که از طریق طعنه زدن میخواد قایمش کنه
    دختر خوب سعی کن مقاوم باشی تو باید پرچم دار دخترای فامیلتون باشی توی رهایی اونا باید یاد بگیرن که به خودشون همیت بدن و تو میتونی اولین نفر باشی
    موفقیت کسب کن به موقع و خوب ازدواج کن به اطرافیانت کمک کن
    سعی کن جمعی راه بندازی که زنای متاهل فامیلتون یکم فکرشون باز تر بشه
    به خاطر دخترایب کوچیکتر فامیلتون که حتما میتونن در اینده انسانهای موفقی باشن
    عزیز دلم ادم طعنه نمیشنوه و حسودی نمیبینه مگه اینکه خیلی موفق باشه
    اخه به ادم شکست خورده کی حسودی میکنه؟
    به خودت افتخار کن
    با خواهرت صمیمی شو
    خیلی صمیمی
    اتفاقا اون باید از موفقیت های تو دفاع کنه
    خوشبخت باش فقط همین

  15. 4 کاربر از پست مفید نیم پز تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 27 شهریور 93), مهربونی... (پنجشنبه 27 شهریور 93), تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  16. #19
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    میدونید من ناراحتیم از اینه که چرا باید اینکارو بکنن و منو اونقدر از خودشون دور بدونن که به خودشون اجازه میدن منو آزار بدن. در حالی که به خدا من کاری به کارشون ندارم حالا کلی هم
    دو تا دلیل به نظرم میاد . یکی اینکه نفهمن. بعضیا نفهمن اصلا نمی فهمن چه اتیشی به قلب و روح ادم می زنن. درک نمی کنن و هیچوقت هم درست نمیشن. یکی دیگه اینکه عادت کردن به این مدل رفتار. دیدی بعضی زنا غذا درست می کنن غر میزنن بچه نی نی رو تر و خشک می کنن غر می زننن و .. ؟ عادت کردن اگه غر نزنن روزشون روز نمی شه. حالا به جون تو غر نزنن هم میزن یه موضوع دیگه پیدا کنن که غرو بزنن. موضوع مهم نیست. اینکه جقدر قلب ادمو پاره پاره می کنن هم اصلا مهم نیست. جیره ی نق روزانه اشونو باید تو سر یه ادم یا یه شی خالی کنن. حالا تو می تونی وقتتو با درس وکار و تفریح این چیزا پر کنی کمتر دم دستشون باشی که حرف مفت نشونی

    از اون فامیل و خونواده واست خواستگار درست و درمون درمیاد؟ اگه در ممکنه بیاد که تحمل کن تا حدی
    اما اگه نه حواستو به جوونیت جمع کن که رو دست نخوری. خوب حواستو جمع کن. هم کار و بار خوب واسه خودت پیدا کن هم شوهر خوب. حالا شوهر خوبو می تونی از همکارات از استادات از هم کلاسی هات و غیره دقت کنی پیدا کنی.

    مهم نیست که سنت کم نشون میده
    فقط مشکلش اینه که همه به ادم زور می گن
    اما مهم نیست
    به مزایاش فکر کن

    موفق باشی

  17. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93), شیدا. (پنجشنبه 27 شهریور 93)

  18. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مهر 93 [ 00:46]
    تاریخ عضویت
    1393-6-25
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    34
    سطح
    1
    Points: 34, Level: 1
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    2

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نه عزیزم اصلا خود خوری نکن من قبلانا خانوادم با من اینجوری بودن مخصوصا خواهر بزرگم خیلی گیر میداد اخرش گفتم مگه من چی هیزم تری به تو فروختم البته مستقیم تو روش گفتم

    ولی الان یک شغل خیلی خوب با موقعیت اجتماعی بالایی دارم دیگه کسی کار به کارم نداره اگر میتونی سر کار برو تا کمتر تو خونه باشی

    در ضمن از حرفاتون فهمیدم که(عذر میخوام ) خانوادتون سطح پایینی از نظر اجتماعی دارین

    گوشت به حرفاشون نباشه کمتر تو جکعشون باشه منم مثل شماا نمیتونم جواب متلکهای دوربرم بدم دلیلش به خاطر اینکه کم دعوا میکنم ادم ارومی هستم برای همین

  19. کاربر روبرو از پست مفید fariba01 تشکرکرده است .

    تیام (پنجشنبه 27 شهریور 93)


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.