سلام حالتون خوبه؟
چند روز پیش از طریق یک معرف خواستگاری برام اومد که باهم اشنا بشیم وبنا به درخواست ما همون جلسه اول پسر با خواهرش ومادرش تشریف اوردن.
صحبتای اولیه انجام شد و طبق معمول تعریفا انجام شد وما رفتیم توی اتاق تا باهم حرف بزنیم.
اول از همه بگم که من 28 سالمه...تا حالا خیلی خواستگار داشتم ولی از هیچ کدوم تا به این حد خوشم نیومده بود این اقا چه از لحاظ ظاهر وچه از لحاظ رفتار وخصوصیات شخصیتی خیلی منو جذب خودشون کردن.
اما صخبت ما 1ساعتی طول کشید وتوی این 1ساعت اکثرا اقا حرف زدن واز خصوصیات اخلاقیشون کارشون و انتظارات از زندگی مشترک و زن ایندشون گفتن وکلی هم سوال پرسیدن و خیلی می خواستن که منو بیشتر بشناسن .
البته من اصلا توی ظاهرم نشون ندادم که توی دلم چه خبره و چند تا سوال پرسیدم که برام مهم بودن.
توی این 1ساعت حرف زدن هی می گفتیم حرفاون تموم شد بریم ولی بازم می نشستیم وحرف ها ادامه پیدا میکرد.
تا اینکه اخرش اقا گفتن نظرتون چیه ؟چه جوری بقیه مراحل جلو بره برای اشنایی تلفنی یا توی خونه یا بیرون؟منم گفتم برامون فرقی نداره اجازه بدین با خانواده مشورت کنم بعد میگم.
اون اقا گفت که اجازه بدین من شمارمو بهتون بدم که برای اشنایی بیشتر...
تا حالا بوده که خواستگارای دیگم هم توی همون جلسه می خواستن شماره بدن ولی من قبول نمی کردم چون توی جلسه اول هیچ کدوم مثل این به دلم ننشسته بودن.ولی مال این اقا رو قبول کردم اشتباه یا درست... من شمارو گرفتم البته از نظر خانوادم کار درستی کردم.
دوم اینکه تا فهمیدن عضو ف . ی.س .ب.و.ک هستم گفتن حتما ادتون می کنم که درست گفتن فردا صبحش منو اد کردن.
این اقا رفتاراشون سنگین بودن و سنشون هم کم نیست 35 سالشونه...
ما توی فیس باهم دوست شدیم ولی تا حالا حرفی باهم نزدیم ومن هم نمی خوام بیشتر از این حرف بزنیم تا وقتی که از طرف خانواده ی اونا اقدام بشه و خواستار اشنایی بشن...
به نظرتون دلیل رفتار پسر چیه؟ایا اینا به معنی اینه که از من خوشش اومده وخواستار ادامه هست یا نه این کارها می تونه بدون منظور باشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)