خب شاید ایشون از شما خوشش نمیاد به زور میخوان از دختر مردم بله بگیرن
تشکرشده 11 در 8 پست
خب شاید ایشون از شما خوشش نمیاد به زور میخوان از دختر مردم بله بگیرن
تشکرشده 2 در 2 پست
برادر عزیز، جناب وهاب، ممنون از نظرت. فرق من با شما شاید این باشه که دیگه این خانوم همکار من نیستند.امیدوارم شما هم به اونچه که دوست داری، اگه به صلاحته، برسی رفیق.
dashali عزیز، حق با شماست، شاید اصلا این خانوم از من خوشش نمیاد، اما ایا راهی هست که بتونم در این مورد مطمین شم؟ قاعدتا من نه میتونم و نه میخام به زور بله بگیرم.ممنون از نظر گذاشتنت.
مهراد خانوم ممنون از نظرتون،اینکه شما میگین از طریق خانواده اقدام کنم، قبول اما تا وقتیکه این خانوم نظر خودشون منفیه حالا خواستگاری رسمی با خانواده هم برم ، جوابش منفیه.نه؟
به نظرتون بهتر نیست یه بار دیگه با خودش به صورت رو در رو مطرح کنم؟
تشکرشده 1,784 در 580 پست
اقای لیو عزیز اگر من گفتم یکبار دیگر امتحان کنید ان هم رسمی تر. بخاطر اینکه خودتان به یقین برسید. به هرحال مستقیم گفتن هم خوبیهای خودش رو داره. اما گاهی اوقات وقتی خانواده ( مخصوصا مادر و خواهر شما) پیگیری میکنند دقیقا متوجه می شوند که علت اصلی چی بوده: ادامه تحصیل یا متمایل نبودن.( خانمها خانمها رو خوب می شناسند. )
با توجه به سن ایشون که باید حدود 24 یا 25 یا بیشتر باشند من فکر میکنم که بیشتر "عدم تمایل " هست. ( البته شاید ایشون خ به درس علاقه دارند و یا شاید قصد اپلای کردن داشته باشند که در هر صورت نیاز هست یا با کسی که بتونه شرایطش رو بپذیره ازدواج کنه یا فعلا مجرد بمونه)
در هر صورت با حفظ احترام بخودتان شاید یکبار دیگر بررسی کردن هیچ ایرادی نداشته باشه (لااقل خود شما به یقین می رسید. که این خودش یک نتیجه خوب هست)
ولی اگر دیدید با دلایل خ سطحی رد میکنند یا قاطعانه پاسخ نمی دهند ( نه رد نه پذیرش) بدانید که واقعا متمایل نیستن
برای شما دوست عزیز ارزوی خوشبختی دارم
نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
"کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".فریدریش هایلر، نیایش، ص 331
ویرایش توسط مهرااد : پنجشنبه 28 اسفند 93 در ساعت 14:36
فرهنگ 27 (پنجشنبه 28 اسفند 93), پژمان (جمعه 07 فروردین 94), اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93), اثر راشومون (پنجشنبه 28 اسفند 93)
تشکرشده 2 در 2 پست
سرکار خانوم مهراد،
ممنون بابت وقتی که گذاشتین و نظری که دادین.خدا رو شکر که از دست خواستگار سمجتون راحت شدین.
خیلی ذهنم درگیره و نمیدونم تصمیم درست چیه.راستش من چون یک مشکل جسمی دارم که قبلا هم تو یه تاپیک جداگانه مطرح کرده بودم و قابل رفع هم نیست، احساس میکنم جواب منفی همکارم ناشی از اونه،بخاطر همین کم کم دارم به این نتیجه میرسم که کلا بیخیال شم و حالا که قراره ایشونو دیگه نبینم، دیگه بهش فکر نکنم.اینکه فراموشی ایشون سخته یا اسون، نمیدونم.اساسا اینکه درسته بیخیال بشم یا نه رو هم نمیدونم.
شاید گذشت زمان به من کمک کنه که تصمیم درست رو بگیرم،شاید.
ویرایش توسط alimohz : پنجشنبه 28 اسفند 93 در ساعت 21:21
تشکرشده 1,784 در 580 پست
دوست من شاید ندونین تصمیم درست چیه. اما قطع به یقین مطمین باشین در "شک و تردید" بودن از همه چیز بدتره. اگر شانستون رو دوباره امتحان نکنین همیشه خودتو رو سرزنش میکنین. خب چرا قاطعانه برخورد نمیکنین.
متاسفانه یک تجربه عرض کنم خدمت شما: شما اقایون عادت به تفکر به جای دختر خانم دارید. من قبول دارم که مادیات و ظاهر در تصمیم گیری غالب ادمها موثره اما این رو هم بدونین شما نمی تونین با هزار شک و تردید قدم بردارید. شما به نتیجه فکر نکنید وطیفه خودتان رو انجام بدید. اصلا یکی از مواردی که باعث زیبایی اقایون میشه قاطعیت و ابهت مردانه شان هست. ( از دید حضرت علی علیه السلام فصاحتشون)
بشخصه من در زندگیم شخصیت طرف خ واسم مهمه. خ زیاد. اقایی بودند که از دید من بسیار خصوصیات ق توجه داشتند. پشتکار، مهربانی استقلال، هدف، رویاهایی که ق دسترس بودند و کلا ادم هدفمندی بودند. اما به دلایل زیاد نتونسته بودند درامد ثابتی داشته باشند.( هر چند هیچ وقت بیکار نبودند) ایشون هیچوقت اقدام نکردند برای خاستگاری ( هر چند که از صحبتهاشون متوجه شدم که من رو بالاتر از خودش از دید مادیات و شرایط خانوادگی میدیدند. خودش رو نمیدید. حالش رو میدید اما ایندش رو نه. هر چند نمی دونست که من کلا پول زیادی ندارم)
جالبه که شرایط کنونیش سخت بود اما من مطمین بودم ادمی با این حد پشتکار قطعا پیروز میشه. البته نمی شدم می دونستم که تلاشش رو میکنه. این مهم بود
به هر حال شما پیشنهادتو بده. خواست اقدام میکنه دیگه. سخت که نیست.
در مورد مشکل جسمی هم حقیقش اون اقا هم مشکل جسمی داشتند.
ولی خب من قطعا پیشنهاد میداند فکر میکردم
به هرحال نیاز نیست همه عاشق ادم باشند و ادمو دوس داشته باشند. طی صدسال یک نفر که معیارهای ادم رو داشته باشه کفایت میکنه تکیه کلامه منه در دلداری دوستان : هفت میلیارد ادم تورو دوست ندارند و بود و نبود تو واسشون مهم نیست. خب این یک نفرم روش
خدایی بد میگم!
شما مزایای زیادی دارین . قدر خودتون رو بدونین.
بدون زیبایی
بدون ثروت
بدون حمایت خانوادگی میشه زندگی کرد اما بدون اعتماد بنفس و خودباوری نمیشه ( جسارت نشه. من شما رو نمی شناسم )
در ضمن دوست عزیز حتما شنیدین که خانمها از طریق گوش عاشق می شوند. و این رو هم شنیدین که زیباترین زنها از ان زشت ترین مردها میشوند. هر چند این ممکنه عمومیت نداشته باشه اما هر دو مطلب و تاکید حضرت علی بر زیبایی مرد که مربوط به فصاحتش میشه
همگی نشون میدهند که کسب یک سری مهارتها می تواند شما رو در جذب خانمها بسیار موفق کند![]()
نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
"کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".فریدریش هایلر، نیایش، ص 331
پژمان (جمعه 07 فروردین 94), محیا ناز (پنجشنبه 28 اسفند 93), اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93), اثر راشومون (جمعه 29 اسفند 93)
تشکرشده 52 در 22 پست
خانم مهرادیه چیزی من فهمیدم و اونم اینکه در 90 درصد موارد دخترا بهشون برمیخوره !!!!! حضوری بگی از نظرشون پر روییه با واسطه بگی دوس ندارن کسی متوجه بشه پیام بدی تماس بگیری میگم اون قدر اعتماد به نفس نداشت خودش بیاد.... و.... خلاصه هر جور گفتن مساله خواستگاری خودش تبعاتی داره و میشه برداشتهایی ازش کرد. من برای مساله خودم چند ماه فکر کردم که چجور شروعش کنم .یه کم سعی کردم خودم رو به دختر خانوم نزدیک کنم نه اینکه دوست بشم فقط در حدی که بفهمه بهش توجه دارم بعد یه مدت این عین جملم بود توان رو در رو گفتن هم نداشتم گفتم "اجازه بدید مادرم بیاد خدمت خواهرتون برای آشنایی و صحبتی داشته باشه" خواهرش هم محلیمون هست . بعد ایشون در جواب گفتن قصد ازدواج ندارن بعد از یکب دو ساعت جوابو دادن . من ازشون دلیل خواستم و هیچ دلیلی ندادن ..چند روز بعد دوباره پیام دادم یه خانم از همکاران هست راحت ترم باهاش میشه دلیلتون رو به اون بگید گفت که نه کسی رو در جریان نزارید . بعد چند روز دوباره پیام دادم بزارید مادرم بیاد جواب فطعیتون رو به ایشون بگید اونوقت من قبول میکنم . بازم گفت نه جوابم همونیه که گفتم/خو شما به ما پسرا حق بدید با این حوابا و اون جور برداشت ها راضی نشیم و کنار نیاییم . من یه مدت دیگه مادرم رو میفرستم در خونه خواهرشون و جوابو از اون راه میگیرم و به این دوستون هم پیشنهاد میکنم فقط و فقط از طریق خانواده اقدام کنن و دیگه خودشون چیزی به دختر خانم نگن>اونوقت چند حالت پیش میاد: 1- خانواده دختر هم مخالفن و جوابشون منفیه حالا به هر دلیلی پسر دلش مطمین میشه و دیگه بیخیال میشه2- خانواده دختر میگن خود دختر باید تصمیم بگیره و دختره اگر جوابش همون منفی باشه دلیلشو در اختیار خانوادش میزاره و خانواده به نوعی اونو به پسر میگن و میتونه یا حل کنه یا بیخیال بشه3- با توجه به شرایط این روزای جامعه و وضعیت موجود دختر اگر تیریپ بیاد که قصد ازدواج نداره خانوادش بهترین کسایی هستن که میتونن بهش بفهمونن این تیریپ اشتباه است و باید به خواستگارا فکر کنی و تصمیم بگیری حالا تصمیم منطقی تری میشه گرفت 4- اینجا دختر خودش موافقه که البته در مورد مسایل ما فعلا نه ولی خانواده مخالفن که کاری به این امر من ندارم و نمیدونم راه حلش چیه5- دختر خودش مخالفه حالا اون تیریپ قصد ازدواج نداشتن یا خیلی ایده آل گرا بودن یا هرچی ولی خانواده دختر با تحقیق یا دیدن پسر ،پسر رو گزینه مناسبی میدونن که اونوقت فقط اونا میتونن دخترشون رو راضی کنن که یه کم به شرایط بیشتر فکر کنه.
به هر حال به نظر من اینه که این دوستمون هم دست نگه داره و از طریق خانواده اقدام کنه
ویرایش توسط Maxpayne : جمعه 29 اسفند 93 در ساعت 01:11
اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93)
تشکرشده 2 در 2 پست
سرکار خانم مهراد،
واقعا از وقتی که میذارین و برام مینویسی، ممنونم.کاش منم یه خواهر مثل شما داشتم که میتونستم راحت حرفامو باهاش بزنم و از همفکریش استفاده کنم.
در مورد پست اخرتون خیلی فکر کردم.هنوز نتونستم تصمیم قطعی بگیرم.میخام این تعطیلات عید رو فعلا به خودم استراحت بدم و خستگی یکسال کار سخت رو تا حدودی به در کنم و انشالله بعدش تصمیم درست رو بگیرم.از طرفی هم فعلا امکان مطرح کردن موضوع تا اواخر ماه اینده نیست چون مادرم چن روز بعد عید میرن مسافرت و نیستن.
برادر گلم، وهاب عزیز، ممنون که نظراتتو برام مینویسی.ایشالله هر چی خیره، برات پیش بیاد.:))))
به حرفات فکر میکنم و سعی میکنم استفاده کنم.
برای همه دوستان سالی پر از سلامتی و موفقیت و ارامش ارزو میکنم.امیدوارم همه جوونای هموطنم عاقبت بخیر بشن.
تشکرشده 1,784 در 580 پست
خدایی اقای وهاب خ تجربه داریها دخترا رو خوب می شناسی( بله بنظر منم در این مرحله خانواده اقای لیو وارد بشوند بهتر است)
بله خ وقتها بدون دلیل رد میکنند اما ایا شما فکر می کنید با اهرم خانواده وارد شدن کافی است؟ گاهی برخی خانوده ها انقدر با روشهای مختلف فشار می اورند و از پسر و مزایای اون میگن و با دلایلی چون علاقه ایجاد میشه /دیگه ممکنه خاستگار خوب نداشته باشی /خواهر کوچیکتر داری/ وضعیت مالیش خوبه/ به چهرش چیکار داری/ و ....که دختر خانم به همین بسنده میکنه که پسر خ دوستش داره و همین کافی است. اما بعد از عقد کم کم شوهر بقیه رو میبینه که عاشق هم هستند / فلان دوستش اپلای کرد رو رفت/ من حالا خ زود بود برام/ من معیارهامو بررسی نکردم/ خانوادم بدبختم کردند و .....
این اتفاق مخصوصا برای خانمهایی که سن پایین تری دارند امکان رخ دادنش بالاست( معمولا خ تحت تاثیر تعریف خانواده قرار میگیرند)
اگه دختری همین جوری رد میکنه یعنی بلوغ و آمادگی کافی برای ازدواج نداره. این روزها هر بله ای به معنای خوش شانسی نیست! چرا اصرار به ازدواجی میکنین که بخواهد با اکراه شروع بشه! البته من قبول دارم یعده می خواهن بررسی کنن و مطمین بشوند طرف چقدر به ازدواج با اون اصرار داره. از این طرف خانم از ناز کردن لذت می بره. از اون طرف پسر برای بدست اوردن چیزی که خ راحت نیست ( کلا از چالش کشیده شدن خوشش میاید)
به هر حال دلایل پاسخهای منفی خانواده را بررسی کنید. البته با خانواده وارد شدن این اطمینان را به دختر می دهد که قضیه جدی است و با جدیت بیشتری به این قضیه می اندیشد.
و اقای لیو عزیز شما خواهر نداری! منم ندارم
امیدوارم هر انچه خیر و صلاح شماست رخ دهد ( فقط تا اخر ماه مزدوج نشه. در این مدت لااقل می توانین به معیارهاتون بیشتر فکر کنین. من بودم زودتر تماس میگرفتم. تکلیفم زودتر مشخص می شد
خدا یه چیزی میدونست منو پسر نیافرید )
نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
"کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".فریدریش هایلر، نیایش، ص 331
ویرایش توسط مهرااد : جمعه 29 اسفند 93 در ساعت 20:41
اقای نجار (جمعه 29 اسفند 93)
تشکرشده 52 در 22 پست
نه بابا تجربه کجا بود .من اگر تجربه داشتم میتونستم کار رو درست رو برای خودم انجام بدم .بعد از چند ماه مطالعه برای پیشبرد کار خودم که آخرش هم نتونستم به اون جیزی که میخام برسم و الان هم دنبال کردن تاپیکای اینجا برای رفع تنهایی این نتایج و تجربیات رو بدست آوردم .
فقط یه سوال از شما دارم اینکه میگید اهرم خانواده برای سن کم مشکل ساز میشه یعنی جی؟؟؟ دختر مورد علاقه من 22 سالش هست یعنی سنش کمه ؟؟؟
به دوست خوبمون هم آقای leo باید عرض کنم وقتی میگم خانواده برن جلو منظورم این نیست که شما و خانوادتون با گل و شیرینی رسما برید خواستگاری.با توحه به شرایطی که پیش اومده مادرتون بره با مادر دختر خانم صحبت کنه که و بهش بگه که در یه فرصت بیاد برای خواستگاری .اونجوری یا میگگن بیاید یا میگن نه .اینجوری کمتر ماجرا پیچیده میشه.
فرهنگ 27 (شنبه 01 فروردین 94)
تشکرشده 109 در 32 پست
سلام
سال نو مبارک
بنظر من خودتون رو کوچیک نکنید!
اگه ته دل دختر یه ذره علاقمندی به شما باشه به این راحتی نه نمیگه.
اصرار بیخود فقط اون رو تو موضعش سخت تر می کنه.
شما هر فکری در مورد ایشون داری بیشترش زایده تخیلات ذهن شماست.
فقط خوبیهاش رو تو ذهنت بزرگ کردی.
باور کن اگه واقعا بشناسی اش شاید خیلی از تصوراتت بر عکس دربیاد.
راحت و ریلکس به زندگی ات ادامه بده ولی چشم و گوشت رو باز نگه دار تا
اگه مورد خوبی دور و برت دیدی بهش فکر کنی.
بخدا اشتباهه ما پسر ها این همه برای یه شخص خاص انرژی میذاریم.
با دختری ازدواج کن که تو رو دوست داشته باشه.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)