به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 60
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    کسی هنوز نیومده سر بزنه به من ...
    به تازگی جای کافی نت رو تغییر دادم.کرکره مغازه به سختی باز میشه و تواناییش رو واقعا ندارم.بعد از ظهرا که همسرم نیست مادرم میاد کمکم میکنه .صبح ها همسرم برام می بست .بعد یه هفته خسته شد!!!!!صبح پیش دستی کرد موقع آماده شدن گفت لازمه بیام کرکره رو برات بالا بزنم؟!!!!!!!!!!!!! منم گفتم نه مرسی خودم بازش میکنم.با مادرم اینا تو یه کوچه ایم.گفت برو به مامانت بگو بیاد کمکت کنه...
    منم نرفتم از مادرم کمک بخوام .اومدم کلی باهاش ور رفتم تا باز شد.هفته پیش هم یه بار خودم بازش کردم.الان یک هفتس تمام بدنم درد میکنه ...
    به خودم گفتم لابد دیرش میشه باید زود بره سر کار و...
    اما آیا اون به خودش میگه زنه، ضعیفه ،یک هفتس بدنش درد میکنه بابت سری اول که بازش کرده به زور و...
    واقعا تو کار مردا موندم...
    موقعی که حرف از غیرت میشه کسی جلو دارشون نیست تو حرف زدن ....توعمل پوچ و خالین ...

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    یا مثلا من قرار بود برم دکتر زنان.فقط میگفت برو دکتر خوب...
    دیگه فک نمیکرد من با چی برم دکتر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با کدوم پول من برم دکتر.فقط میگفت برو دکتر.
    من تازه چند ماهه شروع به کار کردم.جای قبلیم افتضاح بودجابجا شدم .ماه آخر هرچی در میاوردم خرج خونه میکردم.چون حقوقش همینجوری کفاف قسط وخرجو نمیده.اونوقت ایشون هر ماه مبلغی رو حیف و میل میکنه...
    از اون طرف با عروسشون حرف میزنه عروسشون میگه حالم بده و اینا شوهرمم حواسش بهم نیست.
    همسر بنده زنگ میزنه به برادر بزرگترش کلی دعوا و این حرفا که چرا خانمت رو دکتر نمیبری!!!!!!باید ببریش دکتر!!!!!واقعا حسودیم شد...
    من بقل گوشش نشستم میدونه یه ماهه امروز فردا میکنم واسه دکترفقط میگه برو!!!!!!ببرمت در کار نیست !!!!!!!یک هفتس سرما خوردم یه بار نگفت همون خودت برو دکتر!!!!!!!!سری بعد لابد میگه خوب زودتر بمیر از دستت راحت شم!!!!!!!
    به قول یکی از دوستان اگه زنش آرایش کنه میگه اینا چیه مالیدی به سر و صورتت!!!!من از این کارا بدم میاد !!!!
    بعد اگه دختر عموش آرایش کنه و لباس شیک و پیک بپوشه میگه ماشاا... چه خانمی شده !!!ببین هزار تا دختر می ارزه!!!!چقد خوشگله !!!!(یکی نیست بگه خوب چطور همون آرایش رو صورت من زشته واست !!!!)
    چپ میره راست میره از سختی زندگی میگه!!!!از اینکه صبح میرم شب میام!!!!دلجویشو میکنم ازش تشکر میکنم میگه وایسم اضافه کاری میگم نه عزیزم شما به اندازه کافی زحمت میکشی ...
    ازش بپرسی از زندگیت راضی هستی میگه آره !!!یکی نیست بگه پس این چپ و راست از زندگی وسختی هاش گفتنت چیه !!!!
    فکر نمیکنه که به من هم سخت میگذره.با این حرفاش همه چیز واسم سخت تر میشه ...
    من فیلم عروسیمو خیلی دوس دارم به هرحال بهترین لحظات زندگیم بودن و هستن.تو فیلم مدام از اعموهاش و عموزاده هاش تعریف میکنه تا میتونه فک و فامیل منو مسخره میکنه به اتفاق خانوادش!!!!!!!!!!!!!
    با یه ذوقی میره باخانواده پدریش برقصه تو فیلم(رقص کردی)خواهرش دست منم میگیره میبره پیشش.جلو داداشش داداشم میگه اه باز اینو آوردن کنار من !!!!!
    بعد میگم از حرفت موقع دیدن فیلم ناراحت شدم میگه شوخی کردم!!!!به همین سادگی!!!!!!!!

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام فریبا جان،

    خوشحالم که می بینم دختر خود داری هستی، آفرین.

    و خوشحالم که به فکر حل کردن مشکلات کوچک زندگیتون هستی، اگه غیر از این بود، به زودی این مشکلات خیـلی بزرگ و لاینحل می شدن....

    برای حل کردن همه ی این مشکلات، لازمه ارتباط با همسرت رو از یه زاویه ی درست نگاه کنی. این تاپیک می تونه خیلی بهت کمک کنه:

    http://www.hamdardi.net/thread-36735.html

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  4. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام میشل عزیز
    مرسی بابت راهنماییت .من خیلی وقت پیش این سخرانی رو گوش کرده بودم.به لطف شما بازم گوشش کردم.چندین بار دیگه هم گوشش میدم.راستش من یکم لحنم خشکه!!!!مهربون هستم ها اما خوب بلد نیستم عنوان کنم حرفامو...یکم سخته برام .هرچند چند وقته شروع کردم دارم رو لحنم کار میکنم.ممنون میشم کمکم کنید که چطور خواسته هام رو عنوان کنم و ازش بخوام .وبتونم محیط خونمون رو گرم تر کنم.منتظر راهنمایی هاتون هستم ...

  5. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام دوستان عزیز
    کسی هنوز به من راه حلی پیشنهاد نداده.از مدیران همدردی ممنون میشم اگرکه راهنماییم کنن و بگن من چطور میتونم دیگر اعضا رو برای نظردهی دعوت کنم. ممنون

  6. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام دوست عزیز

    من به طور خلاصه پستاتون رو خوندم. در کل به نظرم زیادی روی یه سری مسائل حساس شدین.

    من خودم دوماهه عروسی کردم. از شوهرم هم خیلی راضی هستم .فکر می کنم از نظر احساسی و توجه به من خیلی عالیه.

    ولی وقتی پستی رو که راجع به دکتر نوشته بودین خوندم، دیدم شوهر منم همینجوریه . اونم هر وقت من مشکلی دارم میگه برو دکتر حتی بعضی وقتها با شوخی.

    البته من با لحنی بین جدی و شوخی اینو بهش گفتم که اینجوری نگه و به جاش بهم محبت بیشتری کنه توی اینجور موارد.

    ولی اصلا حساس نشدم روش و واسه خودم بزرگش نکردم.

    یه سری خصوصیات مشترک رو بیشتر مردا دارن.زیاد روشون زوم نکنین.

    من میدونم شوهرم دوستم داره و مهمتر از اون میدونم به مرور زمان و مخصوصا با رفتار خوب و محبت من ،دوست داشتن اون بیشترم میشه.

    به خاطر همین به جای حساس شدن و غر زدن سر این موضوعات (که میدونم این باعث دور شدن ما از هم میشه ) سعی می کنم کارهایی که دوست دارم برام بکنه

    من براش بکنم مثلا هر وقت خواست بره دکتر باهاش میرم. البته نه به صورت افراطی. چون فداکاری های بیش از حد باعث سرخوردگی و متوقع شدن بیشتر ما از اونها میشه.

    ولی این رو بدونین که روش های ابزار احساسات توی آدمها متفاوته . من با این که خودم رو دختری احساساتی میدونم ولی از زبون همسرم شنیدم که اونم

    یه جاهایی و توی یه موقعیتهایی یه انتظارایی از من داشته که من اونجوری که مد نظر اون بوده برآوردش نکردم.

    این کاملا طبیعیه و با مرور زمان و افزایش مهر و محبت و همبستگی و شناخت بیشتر بین زن و شوهر اوضاع خیلی بهتر میشه.

    فقط باید یاد بگیریم انتظاراتمون رو به جا و با زبون خوش بیان کنیم. و همچنین با صبوری منتظر بهتر شدن اوضاع باشیم.

  7. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    yuttrim20 (پنجشنبه 14 آبان 94)

  8. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 آبان 94 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1393-11-23
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    757
    سطح
    14
    Points: 757, Level: 14
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط آنیتا123 نمایش پست ها

    فقط باید یاد بگیریم انتظاراتمون رو به جا و با زبون خوش بیان کنیم. و همچنین با صبوری منتظر بهتر شدن اوضاع باشیم.
    این جمله عالی بود! اگه همه یاد بگیریم اینطور رفتار کنیم زندگی خیلی بهتر از اینی میشه که هس!

  9. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    آنیتای عزیز مرسی بابت راهنماییت .
    راست میگی شاید خیلی حساس شدم.البته اینو بگم حساسیت الانم یک هزارم دوران نامزدیمه!!!در مورد حساسیت هام دوران نامزدیم مفصل حرف زدیم ام بهتر نشد که بدتر شد.
    اشاره کرده بودم که مدام میگه میخوام کرمانشا.منم واسه اینکه خوشحال شه .بهش پیشنهاد دادم که یه روز رو با هم انتخاب کنیم و بریم تو تعطیلات ماه بعد...
    گفت عالیه و قرار شد آخر اذر بریم.دو روز بعد باز شروع شد چپ و راست ازرفتن به کرمانشا حرف زدن و... .میگم چشم بهم بزنی آذر هم تموم شده .جلو داداشش بهم پوز خن میزنه میگه اینو باش!اون موقع فصل شکار سر اومده !!!شکار پرنده!!
    من به این آدم چی بگم...
    منو باش فکر میکردم دلش واسه خانوادش تنگ شده...

  10. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط fariba293 نمایش پست ها
    سلام میشل عزیز
    مرسی بابت راهنماییت .من خیلی وقت پیش این سخرانی رو گوش کرده بودم.به لطف شما بازم گوشش کردم.چندین بار دیگه هم گوشش میدم.راستش من یکم لحنم خشکه!!!!مهربون هستم ها اما خوب بلد نیستم عنوان کنم حرفامو...یکم سخته برام .هرچند چند وقته شروع کردم دارم رو لحنم کار میکنم.ممنون میشم کمکم کنید که چطور خواسته هام رو عنوان کنم و ازش بخوام .وبتونم محیط خونمون رو گرم تر کنم.منتظر راهنمایی هاتون هستم ...
    فریبا جان،

    اگه اون فایل رو گوش کرده باشی، متوجه شدی که جواب سوالت درش هست.

    عزیزم فکر نکن که ما اینجا می تونیم برات معجزه کنیم، یا یه چیزهای خارق العاده ای بگیم، هرچه می گیم از همین فضا و همین مقالات و فایل ها یاد گرفتیم.

    من دوتا پیشنهاد برات دارم.

    (1) اون فایلی که برات گذاشتم و سخنرانی های دیگه ی دکتر حبشی و مشاورهای دیگه رو خوب گوش کن. گوش کن، نت برداری کن، تا خوب یاد بگیری... مقالات اینجا رو هم بخون، و همینطور تاپیک های دیگر دوستان رو. همدردی خیلی بالا و پایین داره، ممکنه در یک تاپیکی با مشکل مشابه شما، خیلی توصیه ها شده باشه که بتونی ازشون استفاده کنی. من خودم به همین روش تونستم ریشه ی مشکلاتم رو بفهمم، کسی مستقیما به خودم نگفت.

    اما بعد از یادگیری تازه می رسی به اینکه چیزهاییکه یاد گرفتی رو در رفتارت نهادینه کنی... به قول مدیرهمدردی، برای هر یک خط مطالعه ای گاهی لازمه ماه ها تمرین کرد. پس بعدش تازه میرسی به تمرین و تمرین و تمرین.

    (2) سعی کن به بقیه مراجع های همدردی کمک کنی. همین که سعی می کنی مشکل کس دیگه ای رو تحلیل کنی، و راهکار مناسبش رو (از بین چیزهایی که قبلا خوندی) پیدا کنی و براش بنویسی، خودت رشد می کنی.

    موفق باشی.


    ===========================

    درضمن: شوهر شما یک پسر کرمانشاهیه. همونطور که می دونی خیلی از اخلاق هاش در اون منطقه متداوله. پس انتظار نداشته باش کلا بشه یک چیز دیگه ای.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : پنجشنبه 14 آبان 94 در ساعت 20:54

  11. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    ممنون میشل عزیز
    حق با شماست .باید خیلی تمرکز کنم خیلی.خیلی تمرین کنم خیلی. نمیخوام عوضش کنم اما تعادل چیزخوبه تو زندگی.همونطور که من بفکر تفاوت هامونم دوس دارم اونم بفکر باشه و کمکم کنه.احتیاج دارم که کمکم کنه، وقتی که بی تفاوته و فقط کار خودشو میکنه روحیه ام رو ازم میگیره.
    بازم ممنون.سخنرانی هارو گوش میدم .چند بار.تاپیک ها رو هم دنبال میکنم حتما...
    صبرم کمه. خیلی کمه...
    واین خیلی بده.خیلی

  12. کاربر روبرو از پست مفید fariba293 تشکرکرده است .

    میشل (جمعه 15 آبان 94)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.