سلام .
با این جمله ی vatovato که ما بعضی وقتها،بعضی چیزها رو آنقدردور از دسترس و دور در نظر میگیریم که بنظر میاد دست هیچکس به اونها نخواهد رسید موافقم ولی من برای به وسط کشیدن پای امام حسین منظورم دور از دسترس بودن ایشان نبود بلکه به این دلیل به ایشان اشاره کردم که یک مقبولیت عمومی دارد و اگر من مثال دیگری میزدم شاید بعضی ها قبول نمی کردند .
ولی به همون دلایلی که در پست قبل اشاره کردم اصلا موافق گذاشتن اسم عشق روی بعضی ارتباط ها و بعد هم تعبیر آن به عشق مجازی نیستم . چون به همین دلیل خیلی ها رفتار غیر معقول و احساسی خود رو که با هزاران دلیل ممکنه بروز کنه به عشق ربط میدند و آبروی این کلمه ی مقدس رو می برند .
اما در پاسخ به خانم سمیه باید بگم که با این جمله موافقم که عشق نامی پاک و مقدس است که فقط برای خدا است و برای غیر از او معنا ندارد و همین طور با این جمله که عشق فقط متعلق به خداوند است چون او کمال مطلق است شما هیچگاه انسانی را نخواهید یافت که از همه لحاظ کامل باشد و همین طور این جمله که عشق یعنی ندیدن خود و تنها دیدن معشوق .
اما اینها به این معنی نیست که اگر انسانی عاشق انسان دیگر شد نمیشه نام این رو عشق گذاشت به قول خودتون بالاترین احساس انسان جانش هست به همین دلیل اگر ملاکهای دیگر رو فعلا کاری نداشته باشیم و با همین ملاکی که شما اشاره کردید بخواهیم برای ارتباطی نامگذاری کنیم میبینیم که ارتباط بین مولانا و شمس دقیقا یک ارتباط عاشقانه است . یا ارتباط بین یاران امام حسین با ایشان یک ارتباط عاشقانه است یا شهدای خودمون کاملا عاشقانه جون دادند یا حتی بعضی از خود ما مثلا نسبت به اهل بیت حاضریم جونمونو بدیم آیا اینها عشق نیستند !!!؟ به قول دوست خوبم vatovato اینقدر هم نباید خودمون رو دست کم بگیریم و مقدسات رو از خودمون دور . در واقع ما یا عاشق هستیم یا فقط یک قدم با عاشقی فاصله داریم . این که عشق مخصوص خداست درش شکی نیست ولی مگه شما خدا رو در عشق مولانا و شمس نمی بینید یا مثال های دیگری که زدم ؟
روزی فردی خدمت امام صادق اومد و گفت چرا شما مثل امام حسین بر علیه ظلم جهاد نمی کنید امام فرمودند من یارانی مثل یاران امام حسین ندارم اون شخص عرض کرد من و چند هزار سربازم اگر بخواهید یاران تو می شویم امام اشاره به تنوری که در آنجا بود کرد و به آن شخص گفت برو داخل آن تنور ، آن شخص با تعجب و ترس عرض کرد : تنور روشنه اگه برم که می سوزم من رو معاف کنید ، در همون لحطه یکی از یاران امام برای ورود به اتاق از حضرت اجازه خواستند امام هم اجازه ی ورود دادند و به محض ورود شخص به اتاق به او گفتند داخل تنور شو !!! آن شخص بدون کوچکترین ترس و سوالی بلافاصله و به سرعت خودشو داخل تنور پرت میکنه . و امام صادق رو به شخصی که از رفتن به تنور سر باز زده بود می کنه و می گه اگر من به اندازه ی انگشتان دست یاران اینچنینی داشتم جهاد می کردم .
^^^^^
ع علاقه !!!
ش شدید !!!
ق قلبی !!!
عشق علاقه شدید قلبی نیست !!! عشق گذشتن از مرز وجوده .
موفق و پاینده باشید و در پناه حق .
www.a-sepehri.blogfa.com
یا علی مدد .





پاسخ با نقل قول


علاقه مندی ها (Bookmarks)