سلام
مستقیم می خوام برم سر اصل مطلب
من یه خانوم 47 ساله که طلاق گرفته را دو هفته ای هست صیغه کردم
و یه جورایی داریم نیاز های همدیگر رو رفع می کنیم هم از لحاظ عاطفی و هم از لحاظ جنسی .
من نه تنها نیاز های اونو برآورده می کنم بلکه از لحاظ مالی هم درحد وسعم مواظبشم و از همون اول آشناییمون بهش گفتم که رابطه ما موقته و با ازدواج من پایان میگیره
دلیل این کارمم فشار زیاد تنهایی و مشکلات ازدواجم بوده
مشکلی که هست من خیلی آدم مذهبی هستم و عذاب وجدان دارم که کاری که کردم درسته یا نه
و نگرانشم که بعد از ازدواج من چطور با نبودنم باید کنار بیاد و این که ایا بعد از ازدواج هم میتونم حمایتش کنم (حالا در حد مالی فقط)
ولی الان واقعا احساس می کنم یه وزنه بزرگ از روم برداشته شده و برا اونم همچین حسی وجود داره
مشه به تشکیل یه خونه زندگی موقت فک کرد








علاقه مندی ها (Bookmarks)