به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1395-8-02
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    8,559
    سطح
    62
    Points: 8,559, Level: 62
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 191
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    878

    تشکرشده 238 در 114 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلامی دوباره خدمت دوستان عزیز و خصوصا فکور عزیز که خیلی خوب راهنمایی کردن.
    دوستان من اصلا حالم خوب نیست و واقعا تو یه شرایط پیچیده ای گیر افتادم احساس میکنم داخل منجلابی هستم که پشتیبانی ندارم. متاسفانه همونطور که پیش بینی میکردم خواهرهمسرم در خارج از کشور از همسرش جدا شد و همون اول برای ادامه کارهاش و پیدا کردن خونه به کمک احتیاج داشت که همسر من رفتن و معلوم نیست چند بار دیگه لازم باشه برن. در شرایطی رفتن که خودمون کار مهمی رو داشتیم پیش میبردیم و همسرم ول کرد و رفت که کار خواهرش رو انجام بده!! نمیتونستم مخالفتی هم بکنم وگرنه مادرشون میرفت و نگهداری پدرشوهر سخت تر از اومدن خونه پدرمه قطعا. دوستان واقعا حالم داره از این زندگی بهم میخوره از همسرم متنفرم. امروز که پیش خواهرش بوده دائما در حال عکس فرستادن برای من بود و مادرشون مثلا اخرشب زنگ زده احوال پرسی فقط داشت تعریف میکرد که مثلا خیلی بهشون خوش گذشته خواهر و برادر و خواهرزاده. واقعا نمیدونم چکار کنم؟ با خانواده م در مورد جدایی صحبت کردم اصلا حمایت نکردن و گفتن تلاشت رو بکن از ایران برید. اخه چطوری میتونم متمرکز شم. توروخدا اگه راهکاری دارید استقبال میکنم اگه نه دعا کنید بتونم فرار کنم از این کشور و آدم های اطرافم. چون همسرم باید چندین بار دیگه برای انجام کارهای خواهرش من رو تنها بذاره و بره خوش بگذرونن باهم. ازم نخواید همراهش باشم چون نمیخوام و نمیتونم با خواهرش که این همه برای ما مشکلات درست کرده روبرو بشم.

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    144
    Array
    سلام

    توصیه خانوادتون خوبه.اینکه دونفری مهاجرت کنید.

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام
    من احساس می کنم شما از رفتن شوهرت ناراحت نیستی از اینکه فکر می کنی داره با خواهرش خوش می گذرونه ناراحتی
    درسته؟

    حرف مادرشوهر رو جدی نگیر
    خواهرش که اول طلاقش هست و خوشی براش در کار نیست
    شوهرت هم که به اجبار رفته
    بالاخره آدم وقتی میره مسافرت میره جاهای دیدنی عکس هم می اندازه دیگه
    به نظرم چیز خاصی نیست

    حالا اگر توی دلش پر از غم هم باشه بازم میره

    برادری که خواهرش تازه طلاق گرفته و خواهری که تازه از همسرش جدا شده دل خوشی برای خوش گذروندن ندارن

    مادرها همیشه دوست دارن دلشون خوش باشه که بچه هاشون با هم خوبن و از هم حمایت می کنن و با هم بهشون خوش می گذره
    اونا هم که نمیان اخم کنن و عکس بندازن که
    آدم الکی هم که شده توی عکس می خنده

    چرا خواهرشوهرت برنمی گرده ایران راستی؟

    و اینکه خودت رو بذار جای خواهرشوهرت
    اگر تازه طلاق گرفته باشی و الان برادرت اومده باشه کمکت که توی اون بدبختی ها و تنهایی ها و مملکت غریب کمکت کنه که یه خونه بگیری شما خیلی ادم خوشبختی بودی؟ فکر نمی کنم

    ذهنت رو منحرف کن
    فکر کن همسرت یک مسافرت کاری رفته
    به اهداف شخصیت بپرداز
    یه جوری خودتو سرگرم کن
    تا همسرت بیاد

    بعدا می تونی باهاش گفتگو و حتی درد دل کنی

  4. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    نیکیا (یکشنبه 28 بهمن 97), زن ایرانی (یکشنبه 28 بهمن 97)

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1395-8-02
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    8,559
    سطح
    62
    Points: 8,559, Level: 62
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 191
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    878

    تشکرشده 238 در 114 پست

    Rep Power
    38
    Array
    ممنون آنیتا و فکور عزیز.
    فکور جان نمیتونستم جلوی رفتن همسرم رو بگیرم چون بلاخره منطقیش این بود که خواهرش احتیاج به کمک داشت و اگه همسرم نمیرفت مادرشوهر میرفت که دردسر رفتن اون برام بیشتر بود بخاطر همین مخالفتی نکردم البته جا هم نداشت مخالفت کنم. بله شما درست میگید من دچار حس حسادت هم شدم چون زندگی و وابستگی م رو به رسمیت نشناختن خیلی دچار حس سرخوردگی شدم و ممکنه به این حرفهای شما فکر نکرده باشم و خیلی سطحی برخورد کردم با مشکلم. حرفهاتون خیلی کمک کننده بود در مورد دیدن بعد اصلی داستان. میشه بازم راهنماییم کنید چطور با این حس تنفر شدید نسبت به همسر و خانواده ش کنار بیام؟ واقعا برای سلامتیم نگرانم. دائما فکر و ذهنم درگیرشونه و کینه بدی گرفتم ازشون.
    ممنون از راهنماییت فکور عزیز

  6. 2 کاربر از پست مفید زن ایرانی تشکرکرده اند .

    فکور (دوشنبه 29 بهمن 97), نیکیا (دوشنبه 29 بهمن 97)

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 29 بهمن 97 [ 12:18]
    تاریخ عضویت
    1397-11-28
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    24
    سطح
    1
    Points: 24, Level: 1
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 14.0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    سلام من عضو جدید هستم لطفا منو راهنمایی کنید چطور میتونم تاژیک جدید باز کنم ممنون میشم

  8. کاربر روبرو از پست مفید رویا540 تشکرکرده است .

    wisdom (سه شنبه 30 بهمن 97)

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1395-8-02
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    8,559
    سطح
    62
    Points: 8,559, Level: 62
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 191
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    878

    تشکرشده 238 در 114 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط رویا540 نمایش پست ها
    سلام من عضو جدید هستم لطفا منو راهنمایی کنید چطور میتونم تاژیک جدید باز کنم ممنون میشم
    دوست عزیز انجمن مورد نظرت رو انتخاب کن مثلا اختلاف با خانواده همسر و از اونجا موضوع جدید رو انتخاب کن و مشکلت رو مطرح کن.

  10. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    دوباره سلام
    زن ایرانی عزیز
    آدم توی یه زمانهایی این حس تنفر رو پیدا می کنه ولی گذارا هست
    یه احساس هیجانی هستش و بالاخره تمام میشه

    من وقتی وجودم پر از احساس منفی میشه احساسم رو و خاطراتی که عذابم دادن رو می نویسم بعدا یه دور از روش می خونم و به عنوان نفر سوم قضاوت می کنم بعضی وقتا دلخوریهام به نظر خودم بچه گونه میاد و خودم رو محکوم می کنم گاهی هم به خودم حق میدم ولی باز هم احساس می کنم اون جملاتی که در حالت هیجان بیش از حد به کار بردم اصلا جملات مناسبی نیستن و سعی می کنم جمله بندی بهتری توی ذهنم فراهم کنم

    بعدا اون بخشی از احساسم که فکر می کنم درسته و حق من هست رو با جمله بندی که فکر می کنم هیجانی و بچه گانه نیست به همسرم انتقال میدم

    به نظرم آدم باید حتی در مورد حساسیتهاش هم گاهی با همسرش گفتگو کنه

    البته اون قسمتش که بچه گانه و هیجانی نیست نه همه حساسیتها


    با همسرت درد و دل و گفتگو کن
    از ناراحتی هات بگو

    با هم به جمع بندی برسید در مورد استراتژی تون برای روزهای آینده
    اینکه چه برخوردهایی درسته

    شاید همه چیز صد در صد عالی نشه ولی همینکه قدم در مسیر پیشرفت بذارید خودش خوبه
    انتظار هم نداشته باش همه چیز یکهو عوض بشه
    فقط دنبال بهبود و پیشرفت باش

    موفق باشی

  11. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    نیکیا (دوشنبه 29 بهمن 97), زن ایرانی (دوشنبه 29 بهمن 97)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 دی 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1395-8-02
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    8,559
    سطح
    62
    Points: 8,559, Level: 62
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 191
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    878

    تشکرشده 238 در 114 پست

    Rep Power
    38
    Array
    فکور عزیز خیلی ممنونم ازت که همیشه وقت میذاری و مثل یک خواهر مهربون راهنمایی میکنی. امروز روز سختی رو گذروندم. احساس تنفر از همسرم به اوج رسیده بود مخصوصا که میدیدم خیلی ریلکس و با خنده پیام میفرسته و اصلا درکی نداره. فردا برمیگرده و اصلا دلم نمیخواد باهاش روبرو بشم. واقعا نمیدونم برخورد مناسب چیه. امروز با یکی از دوستام دردودل میکردم و میگفت همسرم‌ گناهی نداره و اتفاقیه که خودش مسببش نیست ولی بنظر من مدیریت لازم رو نداره. این حرفها برام مسکن ضعیفیه که آروم میکنه ولی زودی فراموش میکنم و باز میرم سر خونه اول. متاسفانه پدر و مادرم رو هم خیلی ناراحت میکنم چون میبینن که من ناراحتم همش ازم سوال میکنن و من هم زود گریه م میگیره و اونا میخوان من ناراحت نباشم ولی نمیتونم دست خودم نیست. از همسرم متنفرم. از اینکه پشتوانه خیلی محکمیه برای خانواده ش ولی برای همسرش و زندگیش اصلا کوچکترین حرکت مثبتی ازش ندیدم. جز اینکه درک میکنه به ظاهر. کاش حداقل بتونم جلوی زبونم رو بگیرم و حرفی نزنم یا نشون ندم این حس تنفر رو. امروز همسرم پیام میداد خیلی سرد جواب میدادم و اصلا نمیتونستم تماس های تلفنیش رو جواب بدم. خیلی ناراحتم. نمیدونم چطور میشه اخر این داستان. با تمام این ناراحتی ها هم فردا تولد پدرشوهره نمیدونم که میتونم باهاشون روبرو بشم یا نه.

  13. کاربر روبرو از پست مفید زن ایرانی تشکرکرده است .

    فکور (چهارشنبه 01 اسفند 97)

  14. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مهر 01 [ 02:09]
    تاریخ عضویت
    1395-4-23
    نوشته ها
    229
    امتیاز
    8,211
    سطح
    61
    Points: 8,211, Level: 61
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 239
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    255

    تشکرشده 417 در 195 پست

    Rep Power
    53
    Array
    زن ایرانی عزیز
    من هم این دوران رو گذروندم. متاسفانه این شرایط خیلی از اتفاقای شیرین زندگی مثل جشن عروسی و ماه عسل و خیلی چیزای دیگه رو برامون تلخ کرد. ولی اشتباهم این بود که درد و رنج رفتارهای شوهرم و خانواده اش رو برای خودم چند برابر میکردم. زمانی فهمیدم اشتباه کردم که مریض شدم و دکتر علتش رو اضطراب و استرس بیش از حد تشخیص داد. تو مریضیم دیدم اون آدم هایی که خودم رو به خاطرشون این همه ناراحت کردم، زندگیشون رو میکنن و لحظه ای فکرشون درگیر من نبود.
    حالا که شوهرت این سفر رو رفته، چه فایده داره که ناراحتی کنی. بهش بگو که از دور بودنش خیلی ناراحت بودی و ازش بخواه این چند روز رو وقت بیشتری برات بزاره.
    خودت رو از نظر روحی تقویت کن و سعی کن مستقل باشی و تفریحات و گروه های دوستی مربوط به خودت رو داشته باشی. خواسته هات رو از شوهرت مشخص کن و اونا رو ازش تقاضا کن. دیگه همسرت خودش باید بین وظایف پسر خانواده بودن و شوهر بودن تعادل ایجاد کنه. مثلا قبل از سفر میشد یه لیست از لوازم آرایش یا لباس آماده کنی و از شوهرت بخوای که تو وقتای اضافه برات خریداری کنه. حالا این یه مثال بود.

  15. 3 کاربر از پست مفید بهاره جون تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 01 اسفند 97), نیکیا (چهارشنبه 01 اسفند 97), زن ایرانی (چهارشنبه 01 اسفند 97)

  16. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام
    راستش شرایطت رو درک می کنم گاهی توی زندگیم این حس رو داشتم.
    از یه طرف وقتی خودم رو جای شوهرت میذارم به اون هم حق میدم
    به قول خودت بالاخره یه نفر باید بره به اون زن غریب که از همسرش هم جدا شده یه کمکی بده

    لطفا لطفا لطفا حساسیتت رو اصلا اصلا جلوی مادرشوهرت اینا نشون نده
    جلوشون کاملا حفظ ظاهر کن
    ولی احساسات منطقی و درستت رو توی ذهنت داشته باش در فرصت مناسب میخوام بگم در اولین فرصت، به همسرت بگو
    مطمئن باش بلافاصله بعدش آرامش پیدا می کنی

    در رابطه با کارهایی که برای خانوادش می کنید یه وقتایی خودتو قاطی کن
    مثلا الان میگی که تولد پدر شوهرته
    آخرش که احتمالا شما یه جشن می گیرید پس خودتو قاطی این کار کن
    مثلا الان به مادرشوهرت زنگ بزن بگو من کیک رو سفارش میدم اینجوری هم کمتر زورت میاره چون یه کاری بوده که کسی پات نذاشته و خودت خواستی و از طرفی این محبت رو شما داری می کنی نه شوهرت.
    گاهی میشه محبت خودت رو جایگزین محبت شوهرت کنی. اینجوری حس حسادتت تحریک نمیشه و از طرفی اونا هم دیگه کمتر سعی می کنن مقابل شما باشن
    البته منظورم این نیست که زندگیت رو ول کنی و دائم کارهایی رو انجام بدی که وظیفه ات بشه

    یا مثلا همونجور که کاربر بهاره جون گفت. اگر موقع سفر رفتن همسرت یه لیستی تهیه می کردی و ازش می خواستی تهیه کنه بیاره خودت احساس می کردی که یه بخشی از سفر همسرت به خاطر شما بوده نه به خاطر خانوادش و حس منفیت کمتر می شد.

    خودت رو بذار جای همسرت
    الان توقع داشتی نره یا توقع داشتی بره ولی همش ناراحت باشه
    مردها که ناراحتم باشن زیاد نشون نمیدن
    شما هم باشی بری یه کشور دیگه حتی سفر کاری هم که باشه بالاخره به خاطر تنوع موجود هم که شده اخم نمی کنی

    یه همچین وقتایی یه جوری خودتو سرگرم کن
    مثلا شما هم با دوستات برو بیرون
    برو کوهنوردی، پارک، رستوران و ...

    نشین و به افکارت این همه اجازه جولان نده

  17. 3 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    نیکیا (چهارشنبه 01 اسفند 97), بهاره جون (چهارشنبه 01 اسفند 97), زن ایرانی (چهارشنبه 01 اسفند 97)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.