داستان استاد ذِن و شاگرد– فنجان خود را خالی کن
روزی روزگاری یک استاد ذن خردمند در روستایی زندگی می کرد. مردم از راه های دور می آمدند تا از او کمک بگیرند. او نیز راه رسیدن به بینش و روشن بینی را به آن ها نشان میداد. روزی یک شاگرد خاص به نزد استاد ذن رفت تا از او توصیه ای بگیرد. شاگرد گفت "از شما می خواهم که در مورد ذن به من بیاموزید." خیلی زود مشخص شد که شاگرد سرشار از دانش است و نظرات خاص خود را دارد. او مرتباً حرف استاد را قطع میکرد و اجازه صحبت کردن به او نمیداد. استاد با آرامش به او پیشنهاد کرد که باهم چای بنوشند.
استاد به آرامی برای مهمانش یک فنجان چای ریخت. فنجان پر شد اما استاد همچنان به ریختن ادامه داد تا فنجان سرریز شد و چای بر روی زمین ریخت و در نهایت لباس شاگرد را خیس کرد. شاگرد فریاد زد "بس کن! لیوان پر شده، نمی بینی؟" استاد ذن با لبخندی پاسخ داد "دقیقاً. تو شبیه این فنجانی. ذهنت آن قدر پر از ایده است که هیچ چیز در آن جا نمی گیرد. با یک فنجان خالی پیش من بازگرد.”
***
نوشتن در مورد "هیچ" خیلی مشکل است. این همان فضا است: هیچ. با مطالعه کائنات و علم کوانتوم، می فهمیم که همه چیز از هیچ می آید. اساتید بزرگ معنوی آن را هیچ بزرگ می نامند. برای اینکه خلقت روی دهد ابتدا باید یک
فضای خالی وجود داشته باشد. همین موضوع در مورد ذهن ما نیز صادق است. اگر می خواهید چیز جدیدی (مثل افکار جدید) خلق شود، ابتدا باید یک فضای خالی در ذهن خود ایجاد کنید تا بتوانید ایده های جدیدی دریافت کنید که می توانند زندگی شما را دگرگون کنند. اگر ذهن شما همانند یک فنجان چای پر از تفکرات قدیمی باشد، افکار جدید نمی توانند به ذهن تان وارد شوند تا تغییرات مورد نظرتان خلق شوند.
خلق این فضای خالی، از راه عدم تفکر میسر می شود. وقتی تلاش های مذبوحانه برای فکر کردن را کنار بگذاریم، فوراً فضایی خلق می شود که افکار و ایده های جدید می توانند به آن وارد شوند.
پرسیدن سؤالاتی که شیوه فعلی فکر کردن ما را به چالش می کشند، یک راه عالی برای خلق این فضای خالی در ذهن است. تمام معجزات در این فضای پر از هیچ اتفاق میافتند. برای مثال ورزشکاران بزرگ دوره های تمرینی فشرده را پشت سر می گذارند اما ورزشکاران بزرگ تر می دانند که پس از تمرین باید به همان میزان دوره های فشرده استراحت نیز داشته باشند تا در اوج عملکرد خود باقی بمانند. در این دورۀ استراحت است که بازیابی و عضله سازی انجام می شود و قدرت ورزشکار افزایش می یابد. فضایی که آن ها برای استراحت خود خلق می کنند جایی است که هدف آن ها از تمرین، در آن متجلی می شود.
وقتی توماس ادیسون با یک مشکل چالش برانگیز روبرو می شد، درحالی که دو توپ فلزی را در هر یک از دستان خود می گرفت، روی صندلی اش می خوابید. وقتی خوابش سنگین می شد، توپ ها از دستش می افتادند و او از صدای آن ها بیدار می شد و همان موقع راه حل مشکل به ذهنش می رسید. همه چیز از هیچ می آید و ادیسون مفهوم خلق فضا برای ورود افکار جدید به ذهن را فهمیده بود و بهجای تلاش برای حل مشکلات به روش کهنۀ فکر کردن، از آن روش استفاده می کرد. او می دانست که فکر کردن به روش قدیمی نمی تواند راه حل مشکلش باشد.
آلبرت اینشتین می گوید "ما نمی توانیم مشکلات را با استفاده از همان سطحی از آگاهی که هنگام به وجود آمدن آنها داشتیم، حل کنیم."
اینشتین نیز همانند ادیسون رفتارهای عجیب و اسرار آمیزی داشت و از درک مشابهی در مورد خلق فضا برای ورود افکار برخوردار بود. وقتی اینشتین با مشکل پیچیده ای روبرو می شد، کار بر روی آن را متوقف می کرد و شروع به نواختن ویولون می کرد. در این هنگام پاسخ از ناکجا به ذهنش می آمد و او راه حل مشکلش را پیدا می کرد. اینشتین از راه فکر نکردن، فضایی در ذهنش خلق می کرد تا بتواند اطلاعات الهی را از کائنات در ذهنش دانلود کند.
ما مجبور نیستیم همه چیز را خودمان حل و فصل کنیم. حتی افرادی که آن ها را نابغه می دانیم نیز بزرگ ترین کشفیات خود را با زور و فشار و زحمت انجام ندادند. پس چرا فکر می کنیم که باید خودمان همه چیز را انجام دهیم؟ ما هیچ تفاوتی با آن ها نداریم و همگی به یک سرچشمه متصلیم. با ادراک درست می توانیم برای هر چالشی که با آن روبرو می شویم، بینش هایی دریافت کنیم. ما فقط به اندازه یک فکر، یک بینش و یک ایده با یک تجربه کاملاً دگرگونه از زندگی فاصله داریم.
در ادامه، فرایند دانلود اطلاعات الهی در هنگام روبرو شدن با یک چالش را برای شما توضیح می دهم:
1. آگاه شوید که فکر کردن ریشه اصلی تمام هیجانات منفی شماست.
2. با کنار گذاشتن هر نوع تفکر عامدانه، یک فضای خالی در ذهن خود ایجاد کنید و ایمان داشته باشید که خرد درونی شما (کائنات/ هوش بی نهایت) پاسخ را به شما خواهد رساند. چگونگی و زمان دریافت پاسخ را به خرد درونی واگذار کنید.
3. در حین انجام مرحله دوم، از احساساتی که پیدا می کنید، آگاه شوید و احساساتی که مربوط به عشق، آرامش و شادمانی هستند را تقویت کنید. آن چه با آن روبرو می شوید را با عشق دریابید تا پاسخ ها به سمت شما سرازیر شوند.
اگر به نظر ساده می رسد، نشانه خوبی است. حقیقت همیشه ساده است اما همیشه آسان
نیست و حتی بزرگ ترین اساتید معنوی نیز گاهی با آن در کشمکش بوده اند. اشکالی ندارد اگر در دام فکر کردن بیفتیم چون اجتناب ناپذیر است، بلکه مهم این است که چه واکنشی نسبت به آن نشان دهیم. اگر مدام به خود یادآوری کنید که آن چه احساس می کنید، نتیجۀ فکر کردن است و فکر کردن دلیل اصلی تمام رنج ها است، آزاد خواهید شد.





پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)