RE: خسته شدم از این همه دعوا و غصه
من هم تقریبا همین مشکل رو با نامزدم دارم من اونو دوست دارم تاحدی توی جمع رعایت هم می کنم ولی وقتی میاد خونه توی جمع وقتی می خوام بهش دست بدم (فقط دست دادن خشک و خالی) باهام دعوا میکنه که چرا توی جمع دستتو آوردی جلو؟همه زن و شوهرا همدیگر و دوست دارن ولی دلیلی نمیشه که هر کاری توی جمع بکنی. توی دعواهامون همیشه منم که کوتاه میام و باهاش آشتی می کنم برو خدات رو شکر کن که بهت نمیگه آیندمو خراب کردی بدبختم کردی ازت متنفرم ..... چون تمام این حرفا رو نامزدم بهم میزنه تازه تقی به توقی میخوره میگه نمیخوام دیگه باهات زندگی کنم طلاق!!!
ولی با تمام این حرفا من دوستش دارم حتی اگه برام گل نخره و نذاره ساز بزنم (من عاشق گلم )و دف و سه تار میزنم هر چند تحت تاثیر حرفهای خانواده اش به من میگه زن چیه ساز بزنه مطربیه!!!
تحمل کن به امید روزی که از خر شیطون بیان پایین و خودشون بشن نه بچه مامانشون
یه پیشنهاد دارم که به تایپیک من هم سری بزنی راه های خوبی بهم پیشنهاد شد که فعلا جواب گرفتم "زندگی برای من چرا شده یه وهم؟"
یه تجربه شخصی هم بهت بگم زیاد سخت نگیر که فقط به خودت سخت میگذره ناراحت نباش غصه هم نخور که فقط خودت رو عذاب دادی
hypocrite
boredom sets into the boring mind
علاقه مندی ها (Bookmarks)