به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 48
  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 شهریور 89 [ 17:39]
    تاریخ عضویت
    1387-8-24
    نوشته ها
    1,569
    امتیاز
    8,965
    سطح
    63
    Points: 8,965, Level: 63
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 502 در 230 پست

    Rep Power
    174
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    رویای عزیز درود
    این تجربه بسیار تلخیه که خیلی از ما داشتیم. من در لحظه جدایی از عزیزترینم به مرز بی باوری و بی اعتقادی(حتی به خدا) رسیدم.خیلی دردناک بود تا فاصله گرفتم .تجاربم رو بهت می گم. برای حل این مشکلی که باهاش درگیر هستی بهترین کار اینه که اول باور کنی که اون دیگه نباید در زندگی تو باشه. کنار هم که بچینی به این باور می رسی. این اولین چیزیه که باید بوجود بیاد. رویا معمولا اون در کجاها می تونه با تو تماس داشته باشه! یخورده فکر کن. همه مسیرهای ارتباطی اون با خودت رو قطع کن. ببین من به عنوان کسی که این تجربه رو داشتم ازت خواهش می کنم فقط خودت رو در این شرایط یک موجود خنثی فرض کن و حرفهای دیگرانی که می خوان از بحران نجاتت بدن رو بدون مقاومت گوش کن.
    دوست داشتن واژه ای مختص یک فرد نیست. این احساس همواره می تونه بوجود بیاد. برای اشخاصی عاطفی مثل تو سخت بوجود میاد ولی سخت هم از دست می ره. مطمئن باش تولیاقت قدرت و توان این رو داری و اصولا باید بتونی یکی دیگه رو دوست داشته باشی. کسی که اینقدر دلهره از بود ونبودش وجود نداشته باشه. کسی که نشون می ده بهت اون هم در نبودت پر از دلتنگیه و این رو برای همیشه عمر بهت نشون می ده.
    اگر خودت بخوای مسیر ارتباطت رو قطع کنی اون هیچ وقت دیگه در مسیرت نخواهد بود و این دغدغه ها پیش نمیومد.ببین یکی از دوستان سایت هم همچین مشکلی داشت. باور کن به یقین می گم قصد خودکشی داشت ولی الان مشکلش تا حدودی مرتفع شده. فقط ازش خواسته شد که ارتباطش رو با اون پسر به صورت تلفنی و... قطع کنه. اگر سوالی داشتی از طریق پیغام خصوصی در خدمتت هستم.
    به خدا دست بیاویز او دستانت را گرم میگیرد و هرگز رها نمی کند.

  2. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 آبان 89 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-19
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    4,432
    سطح
    42
    Points: 4,432, Level: 42
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    90

    تشکرشده 94 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    نقل قول نوشته اصلی توسط roya.b
    مشكل اصلي من اينه كه ميترسم كه با زجر و بدبختي سعي كنم كه فراموشش كنم ولي دوباره با يك تلفن ، همه چيز بر باد بره
    آخه اين دله !! يه كسي رو دوست داره كه اصلا نميتونه كه ازش متنفر باشه ....
    حالا فرض كنين بعد از يك مدت معشوقش بياد سراغش ، دوباره همه چيز از اول ...
    واي ...
    ميدونين ؟ اين بد تر از مرگ عزيزانه(زبانم لال) . خدايي نكرده ، اگه يك عزيزي از دست بره ، دل ميدونه كه ديگه اون هيچ موقع برنميگرده و راحت تر رام ميشه
    ولي در اين مورد ، امكان برگشت هست ... واسه اين دلم اذيتم ميكنه ...
    اي كاش دل نداشتم
    كاش اين اميد هم نا اميد ميشد !!!
    تا زماني كه اين دلم اميد داره ! فراموش كردن يه جورايي برگشت پذير ميشه
    رویا عزیز دلم
    این دل میتونه نابودت کنه تکلیفتو باهاش روشن کن
    اگه همه دوستان بیان اینجا و سعی در کمکت کنن ولی شما یک اس ام اس امیدوار کننده از ایشون به دستت برسه اونوقت روز از نو روزی از نو
    ابتدا باید از خودت شروع کنی
    ایا اینجا فقط اون اقا هست که تصمیم میگیره و چون اون رفته تو اینجایی
    اگه اون بیاد تو دوباره همه چیو شروع میکنی و حاضری این روزای تلخ رو فراموش کنی
    ببخش که اینارو گفتم ولی تا واقعا با خودت کنار نیای همه این صحبتا بیفایده است
    فقط این رو بدون که حتما قرار نیست از کسی متنفر باشیم تا فراموشش منیم
    گاهی مصلحت و قسمت اینه که فراموش باید کرد

  3. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 88 [ 10:21]
    تاریخ عضویت
    1387-9-13
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    3,661
    سطح
    38
    Points: 3,661, Level: 38
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    رویای عزیز
    سلام
    عزیزم
    تو دوباره سراغش میری. این را مطمئن باش.
    وقتی دیدیش چه برخوردی باهاش داری؟
    آیا دلت میاد باهاش سرد و خشن برخورد کنی؟
    یا... دوباره میبخشیش و همه چیز را فراموش میکنی...
    با خودت کنار بیا. سعی کن خصوصیات خوب بدش را با هم ببینی. واقع بین باش. ببین این آدم لباقتت را داره؟..
    عزیزم تو ارزشت بالاتر از این هاست. خودت را این قدر اذیت نکن. تو حداقل 4 ماه زمان لازم داری تا بتونی با این جریان کنار بیای.(این زمان را من نمیگم... تو یک کتاب روانشناسی خوندم... در مورد خودم هم صدق کرد....)
    برای من که 2 ماه اولش خیلی سخت بود. حالم بدتر از تو بود. مرتب بدی هاش را به خودم گوش زد میکردم ، شاید راحت تر فراموشش کنم. ولی این دل گوشش به این حرف ها نبود ... می گفت خوب دوستش دارم...
    هنوزم وقتی میبینمش دوستش دارم...ولی دیگه اون هیجان را بهش ندارم...
    مطمئن باش که میتونی، اگر خودت بخواهی...رویاهای تو ارزش این را دارد ، که براش بجنگی وتلاش کنی.

  4. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 08 خرداد 89 [ 10:45]
    تاریخ عضویت
    1387-7-15
    نوشته ها
    350
    امتیاز
    4,905
    سطح
    44
    Points: 4,905, Level: 44
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    119

    تشکرشده 121 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    رویا جان خیلی ناراحت شدم که تو اینقدر غمگینی . من تا الان از عشقم جدا نشدم و نمی دونم که چه طور راهنمایت کنم ولی با اینکه ندیدمت خیلی دوست دارم و احساس میکنم که دختر پاک و مهربانی هستی مخصوصا با دیدن عکس آواتورت حس مکنم که دختر خیلی احساساتی و ملوس هستی .دوست ندارم تو رو غمگین بیبینم امیدوارم که زودتر از این احساس که الان دچارش شدی رها بشی

  5. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    دوستان ممنون از راهنمايي هاتون
    ميدونين ؟ تصميم به جدايي از سمت من بوده ، يه جورايي توي اخلاق و رفتارش ديدم كه انگار زندگي با من براش(درآينده) دردسر ساز ميشه و خودش هم روش نميشه كه بهم بگه ، منم گفتم كه حالا كه اون روش نميشه ، من خودم اقدام ميكنم !
    ازش جدا شدم تا هم اون راحت به كارهاش برسه و هم من بدبخت نشم ...
    ولي اون انگار نه انگار كه من از جدايي حرف ميزنم ، اصلا جدي نميگيره ! همش ميگه : دختر اين حرفها چيه كه ميزني ؟ يا اصلا انگار كه حرفم رو نشنيده !!
    اصلا دلش نميخواد راجع به جدايي صحبت كنه ، البته آخرين باري كه راجع به جدايي باهاش حرف زدم ، ديروز بود كه از اون موقع تا الان ديگه هيچ ارتباطي نداريم ، جواب اون فقط سكوت بود...
    بهم گفت بيا ببينيم همو و در موردش صحبت كنيم ولي من قبول نكردم ( نميدونم كارم درست بوده يا نه ؟ ) انگار يه جورايي ميدونستم كه چي ميخواد بهم بگه و به همين خاطر ترجيح دادم كه نبينمش ، تا راحت تر ازش جدا شم
    اگه دوتايي تصميم به جدايي ميگرفتيم خيلي بهتر از اين بود كه من تكي اين تصميم رو بگيرم ! گاهي به خودم ميگم نكنه من با فكر هاي الكي موجب شدم كه عشقم رو از دست بدم ؟ چرا بهش فرصت ندادم كه از خودش دفاع كنه و حرف بزنه ؟ شايد اگه بهش فرصت حرف زدن ميزدم همه ي سو تفاهم ها حل ميشد !!!
    ولي وقتي خودش هم به ديدن هم اصرار نكرد !من چرا بايد بسوزم؟؟
    شايد ما به هم ميرسيديم و به صورت نسبي خوشبخت ميشديم ولي ميدونم كه اگه اون با يه دختر ديگه ازدواج كنه خوشبختي اش خيلي بيشتر از زماني هستش كه با من ازدواج كنه ! چون ازدواج با من مشكلات زيادي داشت.....
    اي كاش اينقدر زود ، اسير دلم نميشدم و با بچه بازيهام ،‌خودم و اون رو توي دردسر نمينداختم!!
    ولي حالا بايد تقاص پس بدم ...
    امروز حالم خيلي بهتر شده ،‌آروم شدم.
    خدايا بهم كمك كن تا بهترين كار را انجام بدم
    اگه راه حلي دارين ،‌بگين ، حتما كمكم ميكنه
    باز هم از همه ي شما دوستان ممنونم

  6. #16
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    71
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    سورنا آرمان گرامي ممنون از پيشنهاد ارزنده تون
    كاترين جان ، داستان زندگي شما هم شبيه مال منه ولي شرايط من از شرايط شما كمي بهتره يعني طرفم معتاد نيست و ... يه جورايي حس ميكنم كه شما آينده ي مني ، يعني سرنوشت من هم قراره كه مثل سرنوشت شما بشه !!
    ساده بگم عزيز ، ميفهمم كه چي ميگين ، سعي ميكنم كه بيشتر فكر كنم و با خودم كنار بيام
    بالتكين جان ممنون از همدرديت ، اميدوارم كه هيچ موقع از عشقت جدا نشي !

  7. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    سلام بر دوست عزیز و گرامی رویا جان.
    چقدر این جدای سخت و درد آوره... می فهم چی می کشی. اما شما بهترین کار را انجام دادید. تبریک می گویم و خوشحالم که با دید تازه ای به این مسله نگاه کردید و این خود جای مرحبا گفتن را دارد.
    رویا جان شما خودتان در جریان مشکلات من بوده اید من هم دچار جنین عشقی شده بودم اما منطقی عمل کردم مانند شما..
    اولش برام خیلی سخت بود ولی خیلی زود از این که فکرشو می کردم با ماجرا کنار اومدم...
    می دانم این عشق هر چیزی که نداشته باشد"دلتنگی" زیادی را با خود داره.. من هنوز هم گرفتار این دلتنگی هستم.. اما این دلتنگی را دوست دارم چون با دلتنگی کنار اومدم میدونم دلتنگی عذاب آور اما بازم با این عذابش دوستش دارم.
    فکر کنم بفهمی چی دارم میگم.
    این کنک بودن و گیج بودن را دوست دارم چون سعی نکردم باهاش مقابله کنم بلکه سعی کردم در خودم حلش کنم و با این احساس کنار بی یام.
    از صمیم قلب برایتان آرزوی بهترین ها را دارم. امیدوارم با احساس خود دوست شوی و بدانی این حس زیباترین حس دنیاست. موفق باشی.

  8. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    واااااااااااااااای
    تو آخرش کار دسته خودت میدیا!!!!!!
    بالاخره تصمیمتو بگیر دیگه! دوستان یه سر به تاپیک های رویا بزنید می فهمید من چی می گم. عزیزم شما عاشقی اونم در حد تیم ملی!
    در نتیجه باید قدم به قدم بری جلو! ببین من اسم اون پسر رو میزارم به اسم خودم: مرتضی
    1)اول باید بدونی که مرتضی نمی تونه مرد زندگیت باشه! اگه بود چرا جدایی؟ و اگه نبود راه الانتو ادامه بدی!
    شماها مدت زیادی با هم بودین و باید توجه کنی که در این مدت چکارها باهم کردین یعنی دوستی ساده یا لمس داشتین یا حتی سکس! البته می دونم اهل سکس نیستی چون جواب هات اینو میگه!
    اگه رابطتون مشکلی داره باید بستش بدی به بدی ها که زندگیتون رو در آینده مبدل به جهنم می کنه!نه اینکه بگی ما همو می خوایم و زیاد صمیمی شدیم!
    2)از حرفات معلومه که قسمت شماره ی 1 رو انجام دادی و الان فکر می کنی اون مرد زندگیت نیست خب باید توجه کنی که اون هیچوقت و هیچوقت و هیچوقت تو زندگیت نمیاد چون تو اینو می خوای پس دلیلی نداره بهش فکر کنی چون کسی که در آینده وجود نداره یعنی الانم وجود نداره پس مرده! و تو نمی تونی به یه آدم مرده فکر کنی می تونی؟
    من اساسا حوصله جواب نداشتم اما تو همیشه به من کمک کردی منم خواستم نظر بدم که تاپیکت بالا بیاد و دیگران بیشتر نظر بدن.
    یاعلی

  9. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    از بس داستانت غمگینه اینو گذاشتم حالشو ببری!
    فایل های پیوست شده

  10. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 دی 87 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-7-30
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    3,262
    سطح
    35
    Points: 3,262, Level: 35
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اين دفعه بيشتر از هرزمان ديگه اي به كمكتون نياز دارم،‌غم جدايي

    سلام رویا جان
    مشکلی که امروز برای تو به وجود اومده 3ماه پیش برای من بوجود اومد و جالب اینجاست که شرایطمون خیلی شبیه هم هست . من هم اونو دوست داشتم ولی ادامه روابط اذیتم می کرد ، چند بار هم خودم قطع رابطه کردم و تا 1 ماه گاهی تا 3 ماه ارتباطی نداشتیم ولی با یک زنگ اون همه چی دوباره شروع می شد و من همه چی رو فراموش می کردم ولی این بار تصمیم جدی گرفتم و با قاطعیت باهاش برخورد کردم با اینکه دوسش داشتم ولی طوری باهاش برخورد کردم تا غرورشو بشکنم و از من بدش بیاد حتی متنفر بشه و کاری کردم که دیگه حتی خودمم به خاطر رفتارم روم نشه بهش زنگ بزنم . اون ازم متنفر شد ولی من تا همین چند وقت پیش هنوز عذاب می کشیده حتی کارم از شدت استرس و فشار عصبی به بیمارستان کشید و دچار افسردگی خفیف شدم ولی این بار تصمیمم رو گرفته بودم من با اون خوشبخت نمی شدم اگرچه اونم اصراری به ادامه رابطه نکرد ولی با کمک و لطف خدا الان راحتر با خودم کنار اومدم ودارم یه زندگی آروم و شاد رو برا خودم بوجود میارم. تو هم شمارتو عوض کن اونوقت دیگه منتظر زنگش نیستی هر چیزی که ممکنه دوباره باعث ارتباطتون بشه از بین ببر ، عزیزم زندگی من و تو ارزشش بیشتر از اینهاست که بابتش سلامتی و زندگیمونو بدیم اشکال از خودمون هست که اول عاشق میشیم بعد می شناسیم .


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نياز به كمكتون دارم مادرم يا همسرم؟
    توسط drfam در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 تیر 94, 10:37
  2. شوهرم بسيار حساس، ريزبين و بدبين است. بسيار به كمكتون نياز دارم.
    توسط به دنبال محبت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 فروردین 91, 03:39
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 87, 15:36
  4. +دوستان به شدت به كمكتون نياز دارم (مشكل اعتماد)
    توسط حنان در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 شهریور 87, 14:53
  5. +خيلي به كمكتون احتياج دارم
    توسط AKOOO در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 05 اسفند 86, 21:56

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.